انکارناپذیری نقش رهبری الهی در برقراری عدالت و آرامش؛

غدیر؛ استمرار نبوت و ماندگاری اسلام/روشن شدن چراغ هدایت بشریت در عیدالله الاکبر

تاریخ انتشارشنبه ۱۸ مرداد ۱۳۹۹ - ۰۰:۰۳
کد مطلب : ۴۳۳۵۸۲
غدیر با یک انتصاب الهی، استمرار نبوت خاتم‌الانبیاء را در مسیر امامت برای جاودانه‌سازی اسلام بمنظور تضمین سعادت انسان‌ها تثبیت و تضمین ساخت و سنگ محک آزمون الهی شد برای تشخیص سره از ناسره و در این میان، قهرمان غریب غدیر، شاهدی است ماندگار برای میزان حق که: الحق مع علی و علی مع‌الحق.
۰
plusresetminus
غدیر؛ استمرار نبوت و ماندگاری اسلام/روشن شدن چراغ هدایت بشریت در عیدالله الاکبر
به گزارش بلاغ، غدیر، موعدی در پهنه آفرینش است که خداوند در آن، برای همه پیامبران و فرزندان آدم تصمیمی سرنوشت‌ساز و روانبخش و حیات‌آفرین را به اجراء گذارد.

اول این‌که در این روز توبه حضرت آدم را پذیرفت. در همین روز بود که آتش نمرودیان را بر حضرت ابراهیم سرد و بی‌اثر ساخت. همه پیامبران در این روز بود که جانشینان خود را به مردم معرفی کردند.

غدیر، روزی که خداوند آن را برای اعتلاء و اکمال انسان‌ها برگزید
در این روز است که نبوت در پیوند با امامت، جاودانه شد و اسلام با غدیر است که به دین خاتم بدل گردید.

غدیر، استمرار نبوت و ماندگاری اسلام و برتری این دین نسبت به همه ادیان پیشین را تضمین و تثبیت کرد.

بدون غدیر بود که همه ادیان قبل از اسلام، ناکامل و نیازمند پیوست دیگری به‌نام اسلام شدند.
غدیر به اسلام نیز کمال بخشید و نعمت بی‌نظیر هدایت را بر همه تاریخ و تمام انسان‌ها تمام کرد.

اساساً غدیر کامل‌کننده و تمام‌کننده است. غدیر، پایان‌بخش همه نقصان‌هاست. غدیر، عین حقیقت و زیبایی و مهربانی و محبت و ستیز با زشتی‌ها و ناراستی‌هاست.

غدیر، آفریننده اتحاد و انسجام و همدلی و همراهی با آموزه‌های الهی و اشاعه‌دهنده نوعدوستی و سخاء و بخشش و ذوب‌شدن در آرمان‌های پیامبران اولوالعزم بویژه نبی مکرم اسلام، محمدمصطفی صلی‌الله علیه و آله و سلم است.

نکبت تاریخ از زمانی آغاز شد که ولایت الهی مورد بی‌اعتنایی قرار گرفت. تاریخ با غدیر می‌توانست سعادت دو جهان انسان‌ها را تامین و تضمین کند.

از لحظه نخست ارتحال جانسوز نبی رحمت، که غدیر مورد ظلم و نادیده‌انگاری قرار گرفت، حاکمیت تدریجی نفس اماره و زیادت‌طلبی بر سرنوشت امت اسلامی آغاز شد و الی امروز آثار آن ظلم بزرگ در ابعاد گسترده‌تر در حال گرفتن تلفات و خسارات از بشریت است.

حذف غدیر از زندگی اجتماعی طی هزار و چهارصد سال اخیر، منشاء بروز همه بحران‌ها و عصبیت‌های ضداسلامی و کشتارهای دهشتناک شده، که پدیده القاعده، طالبان، داعش و...، نتیجه این مخاصمه شیطانی با حقیقت غدیر است.

اگر جامعه بشری هزاران کیلومتر با رفاه روحی و امنیت روانی و بدست‌‌آوردن صلح و دوستی فاصله دارد، این نتیجه همان ظلم به غدیر است.

بشریت برای نیل به آرمان انسانی خود، گریزی جز تمسک به غدیر و صاحب لواء آن، یعنی علی‌ابن ابیطالب علیه‌السلام و اولاد معصومین آن وارسته‌ترین نماد عدالت، تقوا و فضیلت ندارد.

شیعه یعنی آئینه تمام نمای اسلام ناب محمدی(ص)
"الوردی"، نویسنده معروف سنی، می‌گوید: شیعیان، نخستین کسانی هستند که تفکر انقلابی و پرچم قیام را در اسلام بر ضد طاغیان به دوش کشیدند و همواره نظریه‌های شیعه، روح انقلاب را با خود همراه داشت. عقیده به امامت، که شیعه بدان سخت ایمان دارد، آن را به انتقاد و اعتراض نسبت به هیئت‌های حاکم و بالاخره به جبهه‌گیری در برابر آنها وامی‌داشت و این حقیقت در سرتاسر تاریخ شیعه مشهود است. به عقیده آنها هر حکومتی به هر شکل و در هر قالبی که باشد، غاصب و ظالم است، مگر آنکه امام معصوم یا نائب آن زمام حکومت را در دست گیرد. به همین دلیل بوده که شیعیان به‌طور مداوم در قلب جریان انقلابی مستمر بسر می‌بردند؛ نه آرام می‌گرفتند و نه آنها را رها می‌کردند".

حجه‌الوداع و ابلاغ امامت برای بقاء نبوت خاتم‌الانبیاء
تاریخ تشیع از 18 ذی‌الحجه سال دهم هجری قمری آغاز شد. پیامبر(ص) تصمیم گرفت بزرگ‌ترین مانور قدرت را اجراء کند. چه اینکه متوجه شده بود آخرین سال عمر او است و باید دشمنان اسلام را از دست درازی به مرکز حکومت اسلامی باز دارد.

تقریباً تمام شبه جزیره ایمان آورده بود ند به جز یمن. پیامبر(ص) سپاهی را به فرماندهی خالدبن ولید به یمن فرستاده بود. بعداز شش ماه توقف، هیچ کس اسلام نیاورد. به این جهت علی‌ابن ابیطالب(ع) را در رأس سپاهی به یمن فرستاد و دستور داد تا سپاه خالد باز گردد.
علی(ع) به دروازه‌های یمن رسید، مردم به استقبال آمدند. نماز صبح را به جماعت به جای آورد و سپاه را منظم کرد و نامه‌ی پیامبر(ص) را برای مردم قرائت کرد. در همان روز قبیله بزرگ "همدان" اسلام آورد و سپس باقی قبایل به اسلام پیوستند.

پیامبر(ص) خود همراه با حدود صد هزار نفر عازم حج شد. در این سفر از سرتاسر جهان اسلام پیامبر را همراهی می‌کردند. علی(ع) نیز بعد از این موفقیت بزرگ در مکه به پیامبر پیوست و یعداز گزارش سفر، اعمال عمره را به جای آورد و پس از اعمال حج، پیامبر(ص) او را در قربانی‌های خود شریک کرد. پیامبر(ص) در این سفر مناسک و مستحبات حج را به مردم آموخت، آنگاه خطبه‌ای خواند و هرچه لازم بود به مردم یادآور شد.

حجی تاریخی با رخدادی سرنوشت‌ساز
پیامبر(ص) و همراهان عازم مدینه شدند و در هجدهم ذی‌الحجه در بین راه در مننطقه جحفه در کناره برکه‌ای کاروان را متوقف کرد تا ماندگان فرارسند. همه دانستند امر بزرگی در پیش است. فرشته وحی پیامی از سوی خداوند نازل کرده بود: "یا ایهاالرسول بلغ ما انزل الیک من ربک و ان لم تفعل فما بلغت رسالته"(مائده- آیه 67). ای پیامبر، آنچه برای تو نازل شده به مردم برسان، چنانچه این کار را نکنی گویی رسالتت را به پایان نرسانده‌ای.
پیامبر(ص) ابتداء نماز ظهر را به جماعت به جای آورد و سپس بر فراز منبری که از جهاد اشتران در میانه جمعیت آماده کرده بودند، فراز آمد و طی مقدمه‌ای پس از حمد خداوند و بیان نکات دیگر، فرمود: من پیش از شما بر حوض کوثر وارد خواهم شد و شما نیز وارد خواهید شد. حوضی که به عدد ستارگان آسمان جام‌های نقره‌فام در اطراف آن نهاده شده است. پس مواظب باشید در مورد ثقلین چه می‌کنید.
فردی سئوال کرد: ای رسول خدا، ثقلین چیستند؟.
حضرت فرمود: ثقل اکبر کتاب خداست که یک طرف آن در دست خدا و طرف دیگرش در دست شماست. پس به آن چنگ زنید تا گمراه نشویدو ثقل اصغر عترت و آل من هستندو خداوند مهربان و آگاه به من خبر داده است که آن دو ثقل جداشدنی نیستند تا اینکه هر دو بر من در کنار حوض کوثر وارد شوند. پس نه از آ« پیشی گیرید که هلاک می‌شوید و نه عقب افتید مه باز هلاک خواهید شد.
آنگاه پیامبر(ص) دست علی(ع) را بالا برد و مردم همگی او را دیدند. پیامبر از مردم پرسید: چه کسی بر مومنین از خودشان بیشتر ولایت دارد؟.
مردم گفتند: خدا و رسولش آگاه‌ترند.
پیامبر فرمود: "خداوند مولای من است و من مولای همه مومنان. من به آنها از خودشان ولایت بیشتری دارم. پس هر کس من مولای او هستم؛ علی مولای اوستو این را سه بار تکرار کردمد. خدایا هر کس علی را دئست دارد تو دوستش بدار و آنکس که او را دشمن دارد دشمنش بدارو هر کس با او دوستی کند تو با او دوستی کن. هر کس به او کینه ورزد با او دشمنی کن. هر کس او را یاری کند، تو یاریش فرما. هر کس او را خوار کند تو او را خوار شمار و هر جا او می‌گردد حق را بر مدارش بگردان.
آنگاه فرمود حاضران به غائبان این موضوع را خبر دهند.

صحابه از جمله عمر و ابوبکر به علی(ع) تبریک گفتند و حسان بن ثابت نیز قصیده‌ای در حضور پیامبر(ص) سرود و پیامبر او را دعا کرد. هنوز جمعیت متفرق نشده بودند که فرشته وحی نازل شد و پیام آورد که: "الیوم اکملت لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتی"، امروز دین را برای شما کامل کردم و نعمت را بر شما تمام نمودم.

بخشی از اسناد موجود نزد علماء اسلام در مورد غدیر
علامه امینی راویان حدیث غدیر را به این شرح تحقیق و جمع‌آوری نموده است: 110 نفر از راویان از صحابه پیامبر(ص). 84 نفر راوی از تابعین (یعنی کسانی که پیامبر را درک نکرده‌اند، ولی اصحاب پیامبر را دیده‌اند). 360 راوی از طبقات مختلف روات تا قرن چهاردهم هجری.

علامه امینی اثبات می‌کند که حدیث غدیر از متواترات و قطعیات تاریخ است؛ زیرا احمدبن حنبل آن را از چهل طریق، ابن جریر طبری از هفتار و چند طریق، الجزری از هشتاد طریق، ابن عقده از صد و پنج طریق، ابوسعید سجستانی از صدوبیست طریق، لوبکر حجابی از صدوبیست و پنج طریق، امیرمحمدیمنی از صدوپنجاه طریق نقل کرده‌اند و شاید هیچ حدیثی در اسلام این چینی متفق علیه و مستند نباشد. 

و اما تراژدی پس از غدیر
چندی از واقعه غدیری گذشت که رسول‌الله(ص) برای فراگیری و تثبیت تاریخی آن به مدت سه روز از حاضران جهان اسلام خواسته بودند تا با حضرت علی علیه‌السلام بیعت کنند، بیماری بر پیامبر(ص) عارض شد. پیامبر(ص) برای جلوگیری از توطئه علیه امامت علی علیه‌السلام دو نقشه طراحی فرمود که متاسفانه فرصت‌طلبان از بیماری پیامبر(ص) استفاده کردند و اقدام پیامبر ار بی‌اثر کردند.

پیامبر(ص) برای خروج اشراف از مدینه فرمان دادند تا به فرماندهی اسامه بن زید سپاهی را تجهیز کنند. پیامبر(ص) دستور دادند تا مهاجرین اولیه از جمله ابوبکر و عمر به سپاه بپیوندند و به سوی مرزهای شمالی حرکت کنند، ولی بزرگانی متنند ابوبکر و عمر نافرمانی کردند تا جایی که پیامبر(ص) آنها را نفرین کرد و فرمود: "لعن‌الله من خلف عن جیش اسامه"، حتی نفرین پیامبر(ص) بی‌فایده بود و سپاه اسامه هرگز حرکت نکرد.

پیامبر(ص) در روزهای آخر در بستر بیماری دست به اقدام دیگری زد که آن نیز بی‌نتیجه ماند. وی فرمود: "ایتونی بدواه و بیضاء اکتب بکم کتاباً لاتضلون بعدی"، دوات و کاغذ بیاورید تا چیزی برایتان بنویسم که هرگز گمراه نشوید؛ اما یاران پیامبر(ص) امتناع کردند و گفتند: رسول‌الله هذیان می‌گوید. تعجب در این است پیامبری که خداوند در شأن او می‌فرماید: "و ماینطق عن‌الهوی إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحَى‏»؛ پيامبر گرامى (صلّي الله عليه وآله وسلّم) از روى هواى نفس سخن نمى‏‌گويد و تمام سخنان او بر مبناى وحى الهى است؛ چگونه در آستانه لقاءالله متهم به هذیان‌گویی و تمرد می‌شود!. 

سرانجام پیامبر(ص) در روز 28 صفر یازدهم هجری به سوی معبود شتافت و جریانی که برای پس از رسول‌الله(ص) سناریو تدوین کرده بود، برای تغییر تدریجی امامت به خلافت و سپس به سلطنت و خالی کردن و تحریف نبوت نبی از امامت ولی، فعال شد و قطعات پازل این سناریو را چنان ماهرانه و سیاسانه کنار هم چید تا آن آید به سر جامعه اسلامی که تاکنون آمد.

انتهای پیام/
ارسال نظر
نام شما
آدرس ايميل شما

فراقی جانکاه و امیدبخش
يکشنبه ۴ آبان ۱۳۹۹ - ۲۱:۲۵
از خانطومان تا بهشت
چهارشنبه ۳۰ مهر ۱۳۹۹ - ۱۱:۰۸
چرا «دولت بی‌سر»؟!
سه شنبه ۲۹ مهر ۱۳۹۹ - ۰۱:۵۰