همه تشییعها با پایان آغاز میشوند اما بعضی تشییعها، آغاز یک روایتاند. نجف امروز از جنس پایان نیست. شهری که قرنها حافظ خاطره عدالت بوده، این بار میزبان خاطره مردی شده است که مرزهای جغرافیا نتوانست او را در یک کشور خلاصه کند.

از قاب تلویزیون، امروز مردم نجف و کربلا را دیدم؛ کودکانی که قاب عکس پدرمان را در آغوش داشتند و مردانی که زیر تابوت پدر، قامت خم کرده بودند؛ زنانی که با اشک، مسیر وداع را آبپاشی میکردند و پیرمردانی که دست بر سینه، بیصدا فقط نگاه میکردند. انگار نه یک شهر، که تمام تاریخ به سوگ نشسته بود. نجف، بوی غربت میداد و کربلا، بوی عاشورا.