به گزارش پایگاه خبری تحلیلی «بلاغ» فعال شدن مکانیسم ماشه در فضای بینالمللی بار دیگر نشان داد که ایالات متحده و همپیمانانش از هر ابزار حقوقی و سیاسی برای فشار بر ایران استفاده میکنند. این اقدام، علاوه بر آثار اقتصادی و روانی، دوباره بحث بر سر مذاکره با آمریکا را زنده کرده است؛ موضوعی که رهبر انقلاب اسلامی بارها با صراحت نسبت به آن هشدار داده و تأکید کردهاند که مذاکره با آمریکا خسارت محض است. اما چرا این سخن صرفاً یک موضع سیاسی نیست و در بستر حقوق بینالملل نیز قابل دفاع است؟
یکی از اصول بنیادین حقوق بینالملل، اصل حسن نیت در مذاکرات و اجرای توافقهاست؛ اصلی که در کنوانسیون وین ۱۹۶۹ نیز تصریح شده است. تجربه برجام بهخوبی نشان داد که آمریکا به این اصل پایبند نیست.
خروج یکجانبه دولت ترامپ از توافق، در حالی که ایران طبق گزارشهای آژانس به تعهداتش عمل کرده بود، نمونه بارز نقض حسن نیت است. از این منظر، بیاعتمادی رهبر انقلاب به مذاکره با آمریکا، نه از روی بدبینی بلکه بر پایه سابقهای روشن و حقوقی است.
اصل عدم مداخله
ماده ۲ منشور ملل متحد بر اصل عدم مداخله در امور داخلی کشورها تأکید دارد. با این حال، تاریخ روابط ایران و آمریکا از ۱۳۵۷ تاکنون پر است از دخالتهای مستقیم و غیرمستقیم واشنگتن؛ از حمایت از گروههای اپوزیسیون و اقدامات براندازانه گرفته تا اعمال تحریمهای گسترده.
مذاکره با کشوری که این اصل را بهطور مکرر نقض کرده است، میتواند منافع امنیتی و استقلال سیاسی ایران را تهدید کند. این همان نکتهای است که رهبر انقلاب در سخنان خود به آن اشاره دارند.
یکی دیگر از پایههای حقوق معاهدات، قابلیت اعتماد به طرف مقابل است. توافقی که پس از سالها مذاکره حاصل شد، با تغییر دولت در آمریکا بهسادگی کنار گذاشته شد. این بیثباتی و نبود امنیت حقوقی، باعث میشود هرگونه توافق جدید با آمریکا پرهزینه و بیثمر باشد. از این رو، تأکید رهبر انقلاب بر بیاعتمادی به آمریکا، ریشه در همین اصل دارد.
اصل عدم اجبار
طبق ماده ۵۲ کنوانسیون وین، هر معاهدهای که تحت تهدید یا اجبار منعقد شود، فاقد اعتبار است. آمریکا همواره مذاکرات را با تهدید نظامی و اقتصادی همراه کرده و عملاً دستورالعملهای خود را دیکته کرده است. در چنین شرایطی، امتناع از مذاکره نه تنها مشروع، بلکه شکلی از دفاع در برابر اجبار غیرقانونی است. این همان معنایی است که در سخن رهبر انقلاب وجود دارد: مذاکرهای که نتیجهاش تحمیل باشد، ارزش و مشروعیت ندارد.
یکی از مهمترین انتقادات رهبر انقلاب به آمریکا، خواستههای نامتوازن و تبعیضآمیز واشنگتن است. اینکه ایران باید دست از غنیسازی بردارد یا حتی موشک کوتاهبرد هم نداشته باشد، نقض آشکار اصل برابری دولتهاست که در منشور ملل متحد تصریح شده است. ایران، مانند هر کشور دیگری، حق دارد صنعت دفاعی و هستهای صلحآمیز داشته باشد. پذیرش خواستههای ناعادلانه، به معنای نادیده گرفتن این اصل بنیادین است.
دفاع مشروع سیاسی
در نهایت، حقوق بینالملل عرفی به دولتها اجازه میدهد در برابر اقدامات زورگویانه بایستند. امتناع از مذاکره در شرایط تهدید و تحمیل، شکلی از دفاع مشروع محسوب میشود. پافشاری بر حقوق هستهای طبق معاهده NPT و مقاومت در برابر فشارهای غیرقانونی، نه تنها موضعی سیاسی بلکه اقدامی مشروع در چارچوب حقوق بینالملل است.
فعال شدن مکانیسم ماشه نشان داد که آمریکا و متحدانش همچنان بر سیاست فشار و تهدید اصرار دارند. در چنین فضایی، سخن رهبر انقلاب مبنی بر اینکه «مذاکره با آمریکا خسارت محض است»، پشتوانهای فراتر از سیاست دارد. حقوق بینالملل نیز این موضع را تأیید میکند: هیچ کشوری موظف به مذاکره با طرفی عهدشکن، مداخلهگر، غیرقابل اعتماد و زورگو نیست. از این رو، امتناع ایران از گفتوگوهای تحمیلی، نه انفعال بلکه اقدامی فعال در دفاع از حقوق ملی و بینالمللی است.
یادداشت: محمد سهرابی دکترای حقوق بینالملل