تاریخ انتشارجمعه ۱۷ مرداد ۱۳۹۹ - ۱۹:۳۹
کد مطلب : ۴۳۴۱۹۶
روز غدیر، که انتصاب حضرت علی علیه‌السلام از سوی خداوند بوسیله رسول‌الله(ص) آنهم با تاکید موکد و فراوان و ابلاغ خطابی به نبی خاتم در ابلاغ این ماموریت، قطعیت استمرار نبوت و اکمال دبن و اتمام نعمت آنچنان تردیدناپذیر بود که هنوز هم برای حتی تمام مذاهب اهل سنت مورد تائید است، تصور تغییر خواسته خدا و رسول آنهم کمتر از یکروز پس از ارتحال رسول‌الله(ص)، غیر قابل تصور و ناممکن می‌نمایاند، اما...
۱
plusresetminus
نقش غدیر در عصرغیبت
به گزارش بلاغ،  "من کنت مولاه،فهذا علی مولاه ،اللهم  وال من والا ه و عاد من عادا".
"الیوم اکملت  لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتی و رضیت لکم الاسلام دینا"(قرآن کریم.مائده ۶۷).

نزول وحی الهی در سال دهم هجرت متوقف شد، گرچه آسمان تا همیشه زمان‌ به روی انسان باز است اما بشر دیگر پیام وحی از آسمان دریافت نخواهد کرد اما او می‌تواند با بندگی واخلاص تا عرش خدا بالا رود.

غدیر روز اکمال دین و اتمام نعمت (نعمت ولایت وهدایت ) است، در غدیر نبوت با اتصال به امامت پایان یافت و امامت استمرار نبوت گردید، قرآن جامع وحی الهی از آدم تا خاتم و ثقل اکبر است و امامت که آغازش باغدیر و انتصاب الهی علی(ع) بود ثقل اصغر نبوی است و این دو ثقل رسول الله(ص) در میان ما انسان‌هاست.

انی تارکم فیکم الثقلین کتاب الله و عترتی اهل بیتی لم یفترقا حتی یردا علی الحوض.(رسول الله).
مرحوم علامه امینی درجلد اول کتاب ارزشمند خود الغدیر، از یکصد و ده نفر از علماء اهل سنت و هشتادو چهار نفر از تابعین حدیث غدیر را بعنوان صحیح و متواتر و در ادامه آن را صحیح می دانند، روایت کردند.

در روایت است که امیر المومنین(ع) در سال ۳۵ ه ق، در سخنرانی میان مردم  رحبه کوفه، که در صحت غدیر بحث می‌کردند، به خدا قسم می دهند در میان شما کسانی که در روز غدیرحضور داشتند و سخنان پیامبر را درباره ولایت من شنیدند برخیزند و گواهی دهند، در آن جمع سی (۳۰) نفر از صحابی پیامبر(ص) برخواستند و گواهی صحت روایت غدیر را اعلام کردند. (جلداول کتاب الغدیر)
 
واقعه غدیر نه تنها باعث افتراق مسلمانان نباید باشد، بلکه می تواند از منظر نگاه نبوی عامل انسجام و وحدت مسلمین و مذاهب مختلف گردد. البته آنچه امروز باید مورد توجه باشد نتیجه و تاثیر غدیر بر زندگی امت اسلامی است. حقانیت امامت غدیر و ائمه معصومین اساساً نباید مورد نزاع مذاهب اسلامی باشد و اگر باشد حتما یک عنصر بی تقوائی، کینه و نیز دست دشمنان بیرونی از آشکار و پنهان در آن است. از اعتقاد به غدیر و استمرار نبوت توسط ائمه معصومین(ع) به ایام حساس و حیاتی عصرغیبت می رسیم. در عصر غیبت که کارکرد غدیر نیز محل سؤال می شود چه باید کرد؟.  قیام‌های متعدد مسلمین در طول تاریخ و یکی از بزرگ‌ترین و جامع‌ترین قیام‌های جهان اسلام در مقابل ظلم و بی عدالتی و تعطیلی احکام الهی، قیام مردم ایران به رهبری امام خمینی کبیر(ره) و پیروزی آن مفهوم حقیقی و دقیق امامت استمرار نبوت و ولایت فقیه استمرار امامت در عصر غیبت می‌باشد.

چرا غدیر اکمال دین است؟
امروز یادگاران پیامبر(ص) در میان مسلمین، یعنی امامان و قرآن(ثقلین)، تنها قرآن بین ما حاضر است و آن چه از ائمه معصومین(ع) به ما رسیده و آخرین حجت خدا هم غائب از نظرهاست.
پرسش اساسی این است که در عصر غربت انسان به خاطر غیبت، ولی و مصلح کل از منظرکارکرد غدیر چیست؟.
برای پاسخ به این پرسش بهتر است برگردیم به عصر حکومت علی(ع).
 سال دهم هجرت، سالروز رحلت نبی مکرم اسلام (ص) است  و علی (ع) 33 ساله است ، در سال 35 هجری وقتی مردم مدینه علیه عثمان قیام کردند و او را کشتند، به خانه علی(ع) هجوم بردند و برای نجات جامعه اسلامی از بی عدالتی به او پناه آوردند. سرانجام مردم با اصرار زیاد رضایت امام علی(ع) را با پذیرش شروط آن امام معصوم با وی بیعت کردند. اینک بیست و پنج (۲۵)سال از رحلت پیامبر می‌گذرد و علی (ع) ۵۸ ساله است،  بسیاری از مردم میانسال از مسلمانان اعم از صحابه و تابعین از مهاجر و انصار فوت کرده‌اند و علاوه بر عدم حضور بسیاری از مسلمانان اولیه، اینک جامعه اسلامی دو شاخصه جدید دارد که در گذشته نداشت و این دو شاخصه بر غربت علی(ع) و اهل بیت(ع) می‌افزاید و کار را برای اجرای عدالت و پیاده نمودن اسلام حقیقی مشکل می کند. 
اول: امپراتوری ساسانی به جزء طبرستان فتح شده است، و دو سوم روم (اروپا) نیز فتح و در اختیار جهان اسلام است.
دوم: جوانان، نوجوانان و کودکان سال دهم هجری یعنی زمان رحلت رسوال الله (ص) اکنون یعنی سال 35 حجری که اکثریت جمعیت جهان اسلام را تشکیل می دهند به اتفاق  اکثریت از مردم سرزمین های فتح شده اصولا علی (ع) را نمی شناسند.
بنابراین می توان گفت که عصر خانه نشینی علی(ع) به نوعی عصرغیبت امام اول مسلمین نیز بوده است، علی(ع) که با قبول و پذیرش امر خلافت پیامبر(ص) توسط امام و شرایط متلاطم جهان اسلام، می‌توان این شرایط را با شرایط انقلاب اسلامی مقایسه کرد.

مخاطرات چند قطبی‌شدن جامعه
اینک علی (ع) با جامعه ای چند قطبی رو به رو است.
گروه اول؛ بخشی از صحابه و مسلمانان اولیه هستند که سهم بیشتری از دیگران طلب می کردند. همان ژن‌های خوب یا ذخیره انقلاب،
گروه دوم؛ منافقین که مرکز و هسته مرکزی آن بنی امیه بود و در قامت معاویه جلوه کرد.
گروه سوم؛ مردم و مسلمانان جهان اسلام اولیه مانند مدینه، مکه، کوفه و حتی مصر و تا حدودی (شام).
گروه چهارم ؛ سرزمین‌های تازه فتح شده (در دوران عمر و عثمان) مثل ایران و روم می باشد.
گروه پنجم ؛ مسلمانانی که به خلافت بلافصل علی(ع) و امامت او و اهل بیت پیامبر (ص) اعتقاد داشتند مانند؛ عمار، ابوذر، مقداد، سلمان فارسی، حجربن عدی، مالک اشتر، کمیل، اویس قرنی، میثم تمار، قیس، حبیب بن مظاهر و محمدبن ابابکر.
 
مشکلات امام علی علیه‌السلام متعاقب پذیرش حکومت
از ورود بیشتر به بحث گروه‌ها برای پرهیز از اطناب خودداری می‌کنیم.
 با توجه به عدم شناخت جامعه اسلامی چه از نظر سرزمینی و چه از نظر جمعیتی نسبت به علی (ع) و اهل بیت (س)، به بررسی شرایط خلافت امیرالمومنین علی (ع) می پردازیم.
مسئله اول امام (ع)، والیان و حاکمان بلاد و سرزمین های اسلامی بود، مثل مصر، شام، ایران و فرماندهان نظامی و دیگر کارگزاران حکومت.
جنگ هایی که بر امام تحمیل شد در جای خود باید بحث شود و از آن هم می گذریم.
درگیری امام علی (ع) دیگر چون زمان پیامبر با کفار نیست، درگیری امام علی(ع) با مردمی که بتوان آنان را به یک جامعه منتسب کرد نیست ، بلکه این مردم تحت عنوان جامعه مسلمانان شکل جدیدی به خود گرفته‌اند، می باشد.
در زمان پیامبر(ص)، مدینه النبی شکل ساده ای از یک جامعه کامل بشری بود، در حالی که اکنون شکل پیچیده‌تر به خود گرفته و ارتباط با جهان خارج و بهره‌مندی از دانش و تجربیات جدیدی به آنان اضافه گردیده است.
علاوه بر عموم مردم که شناخت روشن و دقیقی از امام(ع) نداشتند، نخبگان جامعه اسلامی هم ایشان را اگرچه او راعالم و انسانی برجسته می پنداشتند ولی او را معصوم نمی دانستند. این سخن نه بدان جهت که عصمت امام(ع) را زیر سؤال می بردند جای تأسف باشد، بلکه از آن جهت که از اطاعت امام سر باز می زدند جای تفکر و تأسف دارد، چون امام(ع) با منطق حق و دور از هوای نفس، امام و رهبر جامعه بود. او در اداره کشور از عصمت خویش که دور از دسترس دیگران بود استفاده نمی کرد بلکه از قوانین و دلایل بشری و مورد پذیرش هر انسان عاقلی بهره می برد. ما در دوران امامت حضرت امیر(ع) هرگز جنگ و نزاع بین او و یا یاران او با دیگران در مورد عصمت امام(ع) را سراغ نداریم، بلکه نافرمانی قدرت طلبان، دنیاطلبان، عافیت طلبان، مفت خوران، زیاده خواهان منحرفان ، بیگانه پرستان و شیطان صفتان طرف نزاع با او بودند. علی ع همان منطق را حاکم بر جامعه کرد که پیامبر می خواست و کرده بود.
 
عدالت علوی، کارگزار علوی می‌خواهد
امام برای حاکمان و والیان سرزمین های اسلامی که با او بُعد مکان داشتند نه بعد زمان اجرای حکمرانی از نوع حکمرانی خویش را تجویز می‌نمود. منشور حکومت علی (ع) قرآن کتاب خدا و شیوه و سبک پیامبر اسلام (ص) بود و این سبک و شیوه می تواند برای همه مکان ها و زمان ها با مقتضیاتش اجرا شود.
علی (ع) دو بار از خلافت کنار زده شد، بار اول پس از رحلت پیامبر (ص) و بار دوم پس از۲۵ سال از رحلت پیامبرص که به خلافت رسیدند.
بار اول مانع خلافت او شدند، از جمله آنان که در رکاب پیامبر بودند.
بار دوم مانع از اطاعت او شدند، کثیری از آنانی که با او بیعت کردند.
در هر دو مورد جز اندکی از خواص با کم و بیش آن، که با مولا همراه بودند.
راز بیعت نکردن و اطاعت نکردن در چیست؟
آیا جز این است که امام (ع) را به سلیقه خویش می خواستند؟
 دوری و نزدیکی به امام (ع) تطبیق و عدم تطبیق رای امام با رای آنان نبود؟ اگر نظر امام (ع) با نظر آنان یکی بود، مخالفتی وجود داشت؟.
بنابراین علاوه بر ده‌ها عنصرتاثیرگذار در ایجاد و تشکیل صف مخالفان امام که ترکیبی از عافیت طلبان، جاه طلبان از سابقون و متقدمین، متأخرین پیر و جوان، عالم و عامی بود، آنها امامی را می‌خواستند که مثل آنها فکر کند، مثل آنهاعمل کند و تصمیم بگیرد!.
 
آیا امروز در داخل ایران ما اصولاً جنگ و درگیری اساسی با ضد انقلاب و منافقین است؟
آیا امروز نزاع امام جامعه با عناصر انقلابی دیروز نیست؟
آیا ساز نافرمانی از امام توسط دنیاپرستان و قدرت طلبان و عافیت طلبان کوک نمی شود؟
عناوین و سوابق یا حزب و گروه یا جریان و قبیله، دوری و نزدیکی به امام جامعه را نشان نمی دهد؟
تذکر: همه انبیاء و پیامبر اسلام (ص) و ائمه (س) معصوم بودند و مردم با آنها دعوای عصمت نداشتند.
آنچه بود حیات طبیعی مبتنی بر عقل و کتاب امام بود و عدم اطاعت جامعه منجر به حکمیت در صفین، به صلح امام حسن (ع)، به کربلای امام حسین (ع)، به غربت دیگر ائمه وبه غیبت امام زمان (عج) گردید.
اساساً اطاعت از امام منوط به عصمت او نیست. چنانچه اطاعت از حاکمان بلاد اسلامی در عصر امام معصوم، عصمت نیست به خاطر بُعد مکان و نیز بُعد زمان در گذشته و حال، اطاعت از امام جامعه شرایط خاص خود را دارد،
در عصر حاضر که جهان از لحاظ جمعیتی و جغرافیایی دچار گستردگی و توسعه گردید و با توجه به پیشرفت تکنولوژی، آن چه زمانه را از هم متمایز می کند پیشرفت بشریت است نه حق و باطل، زیرا در همیشه تاریخ حق و باطل بر دو مدار جداگانه  می‌چرخند؛ حق بر مدار خدا و باطل بر مدار شیطان می‌چرخد.
بشر اندیشمند و پرسشگر چه در محضر امام معصوم باشد چه نباشد برای شناخت راه از بیراهه، حق از باطل، راستی از کژی نیاز به راهبر عادل از یک سو و از سوی دیگر به گوش شنوا و چشم بینا و اندیشه‌ای بصیر دارد.

حکومت علوی، نیاز امروز و فرداهای بشریت
یا ایها الذین امنو اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولی الامر منکم. نساء ۵۹
فاما من کان من الفقهاء ، صائنا لنفسه، حافظا لدینه، مخالفا علی هوا، مطیع لامر مولاه، فللعوام ان یقلده. امام صادق ع .وسائل الشیعه ج ۲۷
و اماالحوارث الواقعه، فارجعوا الی رواه احادیثنا . اما زمان عج ،بحارالانوار ج ۵۳.

غدیر برای امروز ما نه جشن اثبات امامت علی (ع) است و نه اثبات حقانیت شیعه است، بلکه غدیر و پیام آن ایجاد جامعه ای علوی است. ما امروز مامور تشکیل جامعه ای هستیم که ما را به جامعه مهدوی رهنمون می سازد. ما وارث انجام وظیفه ای بر زمین مانده هستیم. این وظیفه عظیم که با همه مجاهدت‌های ائمه معصومین (س) و مسلمانان در طول تاریخ، یعنی تشکیل حکومت اسلامی مبتنی بر شریعت در زمان ما به انجام رسید و در حال کمال است. همان وظیفه‌ای که در غدیر سنگ بنای آن توسط پیامبر گرامی اسلام گذاشته شد و در صغیفه به انحراف رفت و در زمان خلافت امیرالمومنین علی(ع) به علت دنیاپرستی، قدرت طلبی، جهل و عافیت طلبی مردم زمانش در مقتل محراب علی(ع) پایان یافت.

امروز پس از 1400 سال با خون‌های مجاهدان شهید از روز سقیفه از مسلمین چه شیعه و چه سنی به ثمر رسید و ما شاهد تولد آن حکومت یعنی جمهوری اسلامی ایران هستیم. آفت این حکومت می‌تواند همان آفتی باشد که حکومت علی (ع) را بیش از 4 سال و نیم مهلت نداد و در محراب مسجد کوفه با همدستی عوام خسته از کشاکش‌ها، جاه طلبان دنیاپرست و عالمان بی عمل پایان یافت.
 
کسانی توانستند حکومت امام علی (ع) را خاتمه دهند که بخشی از آنان مسلمانان اولیه و بخش اعظم آنها در حکومت خلفای قبل از علی(ع) در بدنه حکومت حضور داشتند. امروز نیز ما دچار همان مشکلات هستیم. البته دشمنی دشمنان خارجی که در آن زمان با یهودیان و تازه مسلمانان دروغین بود و امروز هم آمریکا و غرب ایفای نقش می کنند، اما در مقایسه با نقش عوامل داخلی نظام در تولید مشکلات کوچکند.

غدیر در سال 35 هجری با بیعت مردم و خلافت علی(ع) عملی شد، با ۲۵ سال تاخیر، با شهادت او در سال 40 هجری منقطع گشت، اما گویی در سال 1357 هجری شمسی یکبار دیگر غدیر توسط پیروان و یاران علی(ع) به رهبری یکی از نوادگان او احیاء شد تا انشاالله به حکومت مهدوی ملحق شود.

امروز حق پرستان و عدالت خواهان عالم چه مسلمان و غیرمسلمان و چه شیعه و چه سنی در تکثیر این حکومت و مفاهیم آن که توحید، آزادی و آزادگی است هم صدا هستند. غزه سنی، جنوب لبنان شیعه، سوریه سنی و عراق شیعه تا یمن همگی در راه رسیدن به مفاهیم بلند تبلور یافته غدیر در این نظام باهمراهی رهبری معظم و ملت برومند آن در حال مجاهدت و تاریخ سازی می باشند.
 
غدیر، آلبومی از زیبائی‌های الهی 
غدیر یعنی امامت حق، غدیر یعنی ساخت جامعه علوی مبتنی بر الگوی نبوی، غدیر یعنی حکومت مبتنی بر شریعت اسلام، غدیر یعنی برخورداری یکسان نوع بشر از منابع عمومی، غدیر یعنی رشد و کمال فضائل بشری، غدیر یعنی اکمال دین برای به کمال رسیدن بشر، غدیر یعنی اتمام نعمت برای اجرای عدالت، غدیر یعنی جامعه ای متشکل از امام امت و امت امام، غدیر یعنی برادری برای صلح و صلاح، غدیر یعنی آبادانی برای رفاه انسان ها، غدیر یعنی جامعه ای علیم و بصیر، غدیر یعنی همه برای هم، غدیر یعنی جامعه ای توحیدی.

 ستیزندگان غدیر، طاغیان زمانه‌های خود هستند
آن چه مسلم است همه انبیاء الهی از جمله پیامبر اسلام (ص) و همه ائمه (س) در مقابل خود مخالفانی داشتند و عصمت و حقانیت آنان برای بسیاری موجب هدایت و ورود به حیات طیبه نشد. زورمندان و زرمداران، تبهکاران و خیانت پیشگان، قدرت طلبان، دنیاپرستان و چپاولگران، مفسدان و بداندیشان و غیره از آن جمله‌اند.

همواره جبهه حق در مقابل خود انواع دشمنان را دارد، اما نکته مهم اینکه بسیاری از این مخالفان در لباس دوست  به شیوه عمل، نوع نگاه، سبک مدیریت و نوع حکمرانی آن معصومین اعتراض داشته اند و این نشان دهنده وجودعناصر شیطانی در انسان که نفس اماره از آن یاد می شود، موجب تمایل بشر به عدول از اعتدال و عدالت می گردد، هرچند ابزار کامل بشری با تکیه برآموزه‌های الهی چون کتاب آسمانی قرآن و احادیث و تقریر رسول مکرم اسلام و ائمه علیه السلام و همچنین بشر با تضارب اندیشه‌ها، تبادل فرهنگی، پرورش عقل بشری، با مدد گرفتن از وحی الهی قابلیت کامل طی مسیر حق و سعادتمندی را دارد.

 هرگز داشتن یا نداشتن عصمت موجب اطاعت یا نافرمانی از رهبران الهی از جمله امام علی (ع) نشده است. پس غدیر یعنی کسانی با صفات عمومی علی (ع) می توانند بر جامعه اسلامی حکومت کنند و نه عصمت شرط حاکم الهی است و نه اطاعت و پیروی از حاکم دینی منوط به عصمت است. البته وقتی عصمت باشد و معصوم حاکم جامعه باشد این مدینه فاضله است.
 گرچه تاریخ گواهی می دهد که عصمت انبیاء الهی، عصمت امام علی (ع)، امام حسن و امام حسین نه تنها منجر به پذیرش حکومت آنان از طرف خواص و عوام نشد و بالعکس بیشتر جفا کردند.

پیام اساسی غدیر تشکیل حکومت دینی است، چون دین اسلام دین همه زمان‌ها و مکان‌ها است، دلیل اول آن خاتمیت آن است و دلیل دوم محتوای دین اسلام است که لوازم حکومت دینی در آن موجود می باشد. می توان با مطالعه تاریخ اسلام دریافت که بشر به علت داشتن سه عنصر اساسی در وجود خود یعنی عقل، اختیار و نفس اماره می‌تواند به حق متمایل شده یا به باطل متمایل گردد. گرچه در ساحت‌های مختلف ممکن است این گرایش مطلق یا نسبی باشد.
واقعه غدیر به تنهایی چاره کار نیست چرا که بسیاری از علمای گذشته از اهل سنت و شیعه به صحت روایت اعتراف دارند، اما  میدان عمل چیز دیگر است.

آری هرکس از اطاعت مسلم بن عقیل سرپیچی نکند از حسین (ع) نیز اطاعت خواهد کرد. غدیر برای علی (ع) فضیلتی بالاتر از برادری با پیامبری نیست ، بلکه غدیر منت خداوند است بر بشریت که تحت فرمان و مدیریت و امامت او زندگی کند. زندگی در لوای هدایت علی (ع) که جان پیامبر است برای بشر زمان او و نیز همه زمان ها شرافتی است به شرافت آیه «کرمنا بنی آدم ....» قرآن.

کوثر غدیر، زاینده امامان معصوم
غدیر پیام تکثیر یازده بار علی(ع) است، علی در آئینه غدیر در حسن (ع) و حسین (ع) و سجاد (ع) و باقر (ع) و صادق (ع) وکاظم (ع) و رضا (ع) و تقی (ع) ونقی (ع) وحسن (ع) و مهدی عج تجلی کرد و آخرین تکرار علی(ع) در پس بی کفایتی بشر در اطاعت، از حضور در عرصه اجتماع بشری بازداشته شد و بشر باید به نواب عام او رجوع و خویش را آماده و مهیای ظهور آخرین منجی و یازدهمین تکرارعلی(ع) نماید که او مهدی (عج) اهل بیت پیامبر اسلام (ص) است.
در پایان بخشی از خطبه ۱۹۲ نهج البلاغه را به عنوان حسن ختام تقدیم می‌شود؛
در حالی که کودک بودم پیامبر(ص) مرا در آغوش خود می‌گرفت و در بسترمخصوص خود می‌خواباند، بدنش رابه بدنم می چسباند و بوی پاکیزه او را استشمام می کردم، گاهی غذا را لقمه لقمه در دهانم می‌گذارد،.............
در غار حرا به من فرمود: علی تو آنچه را من می شنوم می‌شنوی، و آنچه را من می‌بینم می‌بینی، جز اینکه تو پیامبر نیستی، بلکه وزیر من بوده و به راه خیر می روی. والسلام و علی من التبع الهدی
علی اکبر عباسی 
ارسال نظر
نام شما
آدرس ايميل شما