در حکمت ۱۹۹ نهج‌البلاغه آمده است؛

هياهوى اوباش

تاریخ انتشاريکشنبه ۹ آذر ۱۴۰۴ - ۰۰:۰۷
کد مطلب : ۴۹۹۳۸۲
در حکمت ۱۹۹ نهج‌البلاغه آمده است که امام (عليه‌السلام) در اين گفتار پرمعناى خود از توده‌هاى بى‌بندوبارى که گاه دست به دست هم مى‌دهند و مفاسدى در جامعه ايجاد مى‌کنند، سخن مى‌گويد.
۰
plusresetminus
هياهوى اوباش
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی «بلاغ» وَ قَالَ عَليهِ السَّلامُ فِي صِفَةِ الْغَوْغَاءِ:
هُمُ الَّذِينَ إِذَا اجْتَمَعُوا غَلَبُوا، وَ إِذَا تَفَرَّقُوا لَمْ يُعْرَفُوا. وَ قِيلَ: بَلْ قال (عليه السلام): هُمُ الَّذِينَ إِذَا اجْتَمَعُوا ضَرُّوا، وَ إِذَا تَفَرَّقُوا نَفَعُوا. فَقِيلَ: قَدْ عَرَفْنَا مَضَرَّةَ اجْتِمَاعِهِمْ، فَمَا مَنْفَعَةُ افْتِرَاقِهِمْ؟
فَقَالَ: يَرْجِعُ أَصْحَابُ الْمِهَنِ إِلَى مِهْنَتِهِمْ، فَيَنْتَفِعُ النَّاسُ بِهِمْ، کَرُجُوعِ الْبَنَّاءِ إِلَى بِنَائِهِ، وَ النَّسَّاجِ إِلَى مَنْسَجِهِ، وَ الْخَبَّازِ إِلَى مَخْبَزِهِ.

امام (علیه‌السلام) در بیان صفت توده‌های بی‌بندوباری که گاه دست‌به‌دست هم می‌دهند و مفاسدی در جامعه ایجاد می‌کنند فرمود:
آن‌ها کسانی هستند که هر وقت هماهنگ شوند غالب می‌گردند و هنگامی که پراکنده شوند شناخته نخواهند شد. در تعبیر دیگری گفته شده که امام (علیه‌السلام) فرمود: آن‌ها کسانی هستند که هرگاه متحد شوند زیان می‌رسانند و هر زمان متفرق گردند سود به بار می‌آورند.

کسی سؤال کرد: زیان آن‌ها را به هنگام متحد شدن دانستیم، منفعت آن‌ها به هنگام پراکنده شدن چیست؟ امام (علیه‌السلام) فرمود: پیشه‌وران و اهل‌کسب (از آن‌ها) به کارهای خود بازمی‌گردند و مردم از کار آن‌ها بهره‌مند می‌شوند؛ بنّا به سراغ بنّایی می‌رود و بافنده مشغول بافندگی می‌شود و نانوا به پخت نان می‌پردازد.
حضرت در وصف این گروه از اوباش می‌فرماید: «آن‌ها کسانی هستند که هر وقت هماهنگ شوند غالب می‌گردند و هنگامی که پراکنده شوند شناخته نخواهند شد»؛ (فِی صِفَةِ الْغَوْغَاءِ: هُمُ الَّذِینَ إِذَا اجْتَمَعُوا غَلَبُوا، وَ إِذَا تَفَرَّقُوا لَمْ یُعْرَفُوا).

«در تعبیر دیگری گفته شده که امام (علیه‌السلام) فرمود: آن‌ها کسانی هستند که هرگاه متحد شوند زیان می‌رسانند و هرگاه متفرق گردند سود به بار می‌آورند»؛ (وَ قِیلَ بَلْ قالَ (علیه‌السلام): هُمُ الَّذِینَ إِذَا اجْتَمَعُوا ضَرُّوا وَ إِذَا تَفَرَّقُوا نَفَعُوا).

«کسی سؤال کرد: زیان آن‌ها را به هنگام متحد شدن دانستیم، منفعت آن‌ها به هنگام پراکنده شدن چیست؟»؛ (فَقِیلَ: قَدْ عَرَفْنَا مَضَرَّةَ اجْتِمَاعِهِمْ، فَمَا مَنْفَعَةُ افْتِرَاقِهِمْ؟).

«امام فرمود: پیشه‌وران و اهل‌مهن (از آن‌ها) به کارهای خود بازمی‌گردند و مردم از کار آن‌ها بهره‌مند می‌شوند؛ بنّا به سراغ بنّایی می‌رود و نسّاج مشغول نسّاجی می‌شود و خبّاز به پخت نان می‌پردازد»؛ (فَقَالَ: یَرْجِعُ أَصْحَابُ الْمِهَنِ إِلَى مِهْنَتِهِمْ، فَیَنْتَفِعُ النَّاسُ بِهِمْ، کَرُجُوعِ الْبَنَّاءِ إِلَى بِنَائِهِ، وَ النَّسَّاجِ إِلَى مَنْسَجِهِ، وَ الْخَبَّازِ إِلَى مَخْبَزِهِ).
«غوغاء» در لغت، چنان‌که بسیاری از واژه‌پژوهان گفته‌اند، دارای دو معناست:
نخست معنا‌ی وصفی دارد و به کسانی اطلاق می‌شود که جزء قشر منحط اجتماع یا به بیان دیگر از اوباش مردم‌اند.

افرادی هستند که عقل و درایت قابل توجهی ندارند و غالباً تحت‌تأثیر عوامل عاطفی قرار می‌گیرند که به‌آسانی ممکن است بتوان آن‌ها را تحریک کرد و برای مقاصد سوء به کار گرفت؛ کسانی که مدیران فاسد و مفسد جامعه همیشه از آن‌ها بهره می‌برند و نمونه‌های روشن آن را در حکومت بنی‌امیه و بنی‌عباس می‌توان مشاهده کرد. این واژه مفرد است و مانند سایر اسم‌جمع‌ها معنای جمعی دارد.

معنای دیگر «غوغاء» همان معنای مصدری یا اسم‌مصدری است که به ایجاد جاروجنجال اطلاق می‌شود. این معنا در فارسی امروز رایج است ولی معنای اول رایج نیست.

توضیح این‌که جوامع انسانی از گروه‌های مختلفی تشکیل می‌شود که سه گروه را می‌توان در این‌جا نام برد:
نخست افراد فهمیده و باسواد و عاقل که آلت‌دست این و آن نمی‌شوند.

دوم توده‌های کم‌اطلاع و پایبند به اصول اخلاق و ایمان که آن‌ها نیز بر پایه ایمان و اخلاقشان در گروه‌های شرور شرکت نمی‌کنند، هرچند ممکن است بتوان گاهی با نقشه‌هایی آن‌ها را اغفال کرد. این گروه همان‌ها هستند که امیرمؤمنان علی (علیه‌السلام) درباره آن‌ها در عهدنامه مالک اشتر تعبیر بلیغی کرده و به عنوان «عامه مردم» آنان را ستوده و پناهگاه روز جنگ و صلح شمرده و به مالک توصیه می‌کند که مصالح آن‌ها را در نظر بگیرد و مصالح خواص پرادعا و زیاده‌طلب را فدای مصالح آن‌ها کند: «وَ إِنَّما عِمادُ الدِّینِ وَ جِماعُ المُسْلِمِینَ وَ العُدَّةُ لِلأعْداءِ العامَّةُ مِنَ الأُمَّةِ فَلْیَکُنْ صِغْوُکَ لَهُمْ وَ مَیْلُکَ مَعَهُمْ».

سوم گروهی که سطح پایینی از فکر و اخلاق را دارند و به‌اصطلاح، بی‌بندوبار و فاقد تربیت لازم اسلامی هستند و در میان آن‌ها گاه افراد شرور و موذی نیز یافت می‌شوند. امیرمؤمنان علی (علیه‌السلام) در حدیث معروف کمیل که در کلام حکمت‌آمیز ۱۴۷ گذشت درباره آن‌ها می‌فرماید:
«وَ هَمَجٌ رَعاعٌ أَتْباعُ کُلِّ ناعِقٍ، یَمِیلُونَ مَعَ کُلِّ رِیحٍ، لَمْ یَسْتَضِیئُوا بِنُورِ الْعِلْمِ، وَ لَمْ یَلْجِئُوا إِلَى رُکْنٍ وَثِیقٍ؛ احمقانِ بی‌سروپا و بی‌هدف که دنبال هر صدایی می‌روند و با هر بادی حرکت می‌کنند؛ آن‌هایی که با نور علم روشن نشده‌اند و به ستون محکمی پناه نبرده‌اند».

این گروه‌اند که چون جمع شوند غالباً سبب ضرر و زیان می‌گردند. با کمترین چیزی تحریک می‌شوند و بیشترین خسارات را می‌رسانند؛ ولی اگر با برنامه‌ریزی صحیح جلوی اجتماع آن‌ها گرفته شود و هرکدام به دنبال کار خود باشند و به شغلی که دارند بپردازند، به جامعه منفعت می‌رسانند، زیرا بسیاری از کارهای سنگین اجتماعی معمولاً بر دوش این گروه است.

زمامداران و مدیران جوامع اسلامی باید مراقب باشند دشمنان اسلام یا افراد شرور جامعه از وجود این گروه سوءاستفاده نکنند و آن‌ها را در مسیر اهداف شوم خود به کار نگیرند.

انتهای خبر/
ارسال نظر
نام شما
آدرس ايميل شما