تاریخ انتشاريکشنبه ۴ آبان ۱۳۹۹ - ۲۰:۵۰
کد مطلب : ۴۴۰۴۰۴
قانونگذاران دیده اند که با اعمال فاصله گیری اجتماعی (در تئوری) گسترش ویروس را محدود می کنند. چیزی که ندیده اند بده بستان ها بوده است: از دست رفتن تعاملات اجتماعی که برای انسان ها حیاتی است، سرطان هایی که باید زیر نظر قرار می گرفتند و رها شده اند، مشاغل از دست رفته، جلسات لغو شده معتادان الکلی در حال ترک، کودکانی که جراحی قلب آنها لغو شده و غیره و غیره.
۰
plusresetminus
به گزارش بلاغ  تابستان گذشته یکی از اقوام داستان غم انگیزی را که در کودی داچر رخ داده بود با من در میان گذاشت؛ داستان دختر 10 ساله ای از بارابو در ویسکانسین که بنا به گزارش ها مفقود شده بود.
مقامات شهری هشدار مخصوص این موارد را به اجرا گذاشتند و گروهی داوطلب را برای عملیات جستجو سازماندهی کردند. صبح روز بعد - هفتم جولای- جسد کودی در نزدیکی خانه اش پیدا شد. اداره پلیس بارابو علت مرگ او را خودکشی اعلام کرد.
مرگ کودی مرا شوک زده کرد. من در شهری کوچک در فاصله ای نه چندان دور از بارابو بزرگ شده ام و امروز هنوز هم تعدادی از اهالی این منطقه را می شناسم. این اتفاق مرا به یاد دختر کوچک خودم که هنوز او را به چشم یک بچه نگاه می کنم انداخت که وقتی جان خودش را گرفت، تقریبا همسن کودی بود.
همه گیری کووید19 برای همه به یک چالش تبدیل شده است، ولی شواهد نشان می دهند که گروه های جمعیتی معدودی وجود دارند که بیشتر از نوجوانان از وضعیت موجود رنج می برند. داده ها نشان می دهند که آنها از نظر اقتصادی رنج بیشتری را متحمل می شوند و شواهدی که هر روز بر حجم آنها افزوده می شود، نشان می دهند که بسیاری از آنها برای کنار آمدن با «آسیب های جانبی» تعطیلی های اجباری از نظر ذهنی کمتر مجهز هستند.
گزارش جدیدی که نشریه ایالت ویسکانسین منتشر کرده و به بررسی روندهای سلامت روانی در شهرستان دین، دومین شهرستان پر جمعیت ویسکانسین می پردازد، نشان می دهد که بسیاری از مردم برای غلبه بر لطمات روانی انزوای اجتماعی ناشی از تعطیلی های اقتصادی دست و پنجه نرم می کنند.
هانا فلنگان مدیر خدمات اضطراری  مرکز سلامت روانی جورنی می گوید که از زمان شروع این همه گیری، تعداد تماس ها با خط تلفنی امدادی این مرکز بیشتر از 15 درصد افزایش پیدا کرده است و بسیاری از این عده نه از بیماری روانی حاد، بلکه از فشارهای ناشی از موقعیتی که در آن قرار دارند رنج می برند. داده های اولیه گردآوری شده توسط این مرکز نشان می دهد که تعداد خودکشی های شهرستان دین در اوایل اکتبر از مجموع خودکشی های سال 2019 خود عبور کرده است.
فلنگان می گوید که شهرستان دین تا اوایل اکتبر 57 خودکشی را تجربه کرده که از مجموع 54 خودکشی که در طول سال تقویمی 2019 ثبت کرده بیشتر است. او تاکید می کند که افزایش این تلفات عمدتا ناشی از محدودیت های اجتماعی و دستور به ماندن در خانه است.
فلنگان می گوید: وقتی مردم تنها هستند، غلبه بر مشکلات واقعا برای آنها دشوار می شود. نکته خاص مربوط به فاصله گیری و انزوای اجتماعی این است که متوجه شده ایم که عوامل دخیل در خودکشی ها در سال جاری برای ما واقعا جدید هستند.
دیدن اینکه در یک شهرستان بزرگ آمار خودکشی سه ماه مانده به پایان سال تقویمی از جمع کل آمار خودکشی های قبلی آن فراتر می رود هشدار دهنده است، اما با کمی کنکاش بیشتر در این آمار، موضوع حتی ناراحت کننده تر می شود. آمار و ارقام این مرکز نشان می دهد که 15 تن از کسانی که دست به خودکشی  زده اند زیر 25  سال سن داشته اند. این رقم تقریبا دو برابر کل این افراد (8 نفر) در سال گذشته است و همچنان تا به آخر رسیدن سال جاری سه ماه دیگر مانده است.
می توان این ارقام را به عنوان شواهدی روایی یا موردی منفرد رد کرد. ولی مشکل در اینجاست که این آمار با دیگر روندهای سلامت روانی در سراسر کشور مطابقت دارد. مرکز کنترل و پیشگیری از بیماری ها اخیرا گزارش کرده است که از هر چهار جوان آمریکایی یک نفر در طول این همه گیری به خودکشی فکر کرده است که حدود دو و نیم برابر نرخ های قبلی است.
هرچند داده های ملی درمورد خودکشی جوانان در طول این همه گیری هنوز در دسترس قرار ندارد، اما گرایش های گزارش شده از مراکز خطوط تلفنی مشاوره و امداد در سراسر کشور نشان می دهند که بسیاری از جوانان در حال فریاد زدن برای دریافت کمک هستند.

انزوای اجتماعی کشنده است
این توضیح فلنگان که افزایش موارد خودکشی در شهرستان دین به تعطیلی های کووید19 مرتبط است، با سال ها تحقیقات علمی مطابقت دارد که نشان می دهند انزوای اجتماعی نه تنها از نظر روانی برای انسان ها زیانبار است، بلکه کشنده نیز هست.
شواهد علمی زیادی وجود دارند که نشان می دهند انزوای اجتماعی «یکی از ریسک فاکتورهای عمده مرتبط با پیامدهایی است که به خودکشی منجر می شود.» این تحقیقات نشان می دهند که خطرات انزوای اجتماعی به طور خاصی در زنان حادتر است.
به همین دلیل است که از ابتدای این همه گیری صداهای به هم پیوسته کوچک اما منسجمی از پژوهشگران  به گوش رسیده که هشدار داده اند انزوای اجباری می تواند  به معنای «یک توفان کامل» برای خودکشی باشد.
جمعی از این پژوهشگران در مقاله 10 آوریل خود که از سوی انجمن پزشکی آمریکا منتشر شد نوشته اند  پیامدهای ثانویه فاصله گیری اجتماعی ممکن است خطر خودکشی را افزایش دهد. زیر نظر داشتن تغییرات رخ داده در ریسک فاکتورهای مختلف اقتصادی، روانی-اجتماعی و مرتبط با سلامتی اهمیت دارد.
باید اشاره کرد که خودکشی تنها یکی از اثرات مرگبار انزوای اجتماعی است. دکتر درو خولار پزشک و استادیار سیاستگذاری در مراقبت های درمانی در کالج پزشکی ویلی کرنل، در مقاله معروف سال 2016 خود در نیویورک تایمز برخی از اثرات کشنده انزوای اجتماعی را برشمرده است: «موجی از تحقیقات جدید نشان می دهند که جداسازی اجتماعی برای ما نامطلوب است. افراد دارای ارتباط اجتماعی کمتر الگوهای خواب همراه با اختلال بیشتر، سیستم های ایمنی ضعیف تر، گرگرفتگی بیشتر و سطوح بالاتری از هورمون های استرس را دارند. یک مطالعه اخیر دریافته است که انزوا، خطر بیماری های قلبی را تا 29 درصد و خطر حمله قلبی را تا 32 درصد افزایش می دهد.
یک تحلیلگر دیگر که داده های 70 مطالعه و 3 میلیون و 400 هزار نفر را گرد هم آورده، دریافته است افرادی که از نظر اجتماعی منزوی هستند 30 درصد بیشتر احتمال دارد که 7 سال زودتر از دیگران بمیرند و این تاثیر در میانسالی از هر سنی بیشتر است.
تنهایی می تواند زوال شناختی را در سالمندان تسریع کند و به نسبت کسانی که تعاملات اجتماعی بیشتری دارند، احتمال مرگ زودرس در افراد منزوی دو برابر بیشتر می شود. این تاثیرات بسیار زود آغاز می شود، یعنی کودکانی که از نظر اجتماعی منزوی هستند به طور خاص 20 سال بعد، حتی بعد از کنترل سایر عوامل، وضعیت سلامتی ضعیف تری دارند. تمام این مطالعات گفته اند که تنهایی، مثل چاقی و استعمال دخانیات یک ریسک فاکتور مهم در مرگ های زودرس به شمار می رود.

بده بستان ها: یک واقعیت اقتصادی
متاسفانه کشورهای سراسر جهان و بسیاری از ایالت های آمریکا از ارزیابی این خطرات قصور کرده اند. شاید سیاستگذاران انگیزه خود را از یک رسانه 24 ساعته گرفته باشند که میزان مرگ و میرهای کووید19 را درست مثل یک رویداد ورزشی دنبال و گزارش کرده اند و شعارهایی توخالی را همچون «اگر این کار فقط جان یک نفر را نجات دهد» سر داده اند.
به ندرت پیش می آید که سیاستگذاران به از دست رفتن جان انسان ها به عنوان یکی از نتایج سیاست های خودشان نگاه کنند.
توماس سوول اقتصاددان معروف زمانی گفته بود: «چیزی به نام راه حل وجود ندارد، فقط  بده و بستان است که وجود دارد و انسان تلاش می کند بهترین بده  بستانی را که می تواند به دست بیاورد، این تنها چیزی است که می توان بدان امید داشت.»
بده بستان ها یک واقعیت اقتصادی ساده به شمار می روند، اما واقعیتی که انسان ها اغلب آن را نادیده می گیرند. شاید راس رابرتز اقتصادان به بهترین شکل این ایده را توضیح داده باشد که اشاره کرده است هر انتخابی به معنای دست برداشتن نیز هست.
این همه گیری به اشکال مختلف مثال کاملی است از نادیده گرفتن واقعیت بده بستان ها. قانونگذاران دیده اند که با اعمال فاصله گیری اجتماعی (در تئوری) گسترش ویروس را محدود می کنند. چیزی که ندیده اند بده بستان ها بوده است: از دست رفتن تعاملات اجتماعی که برای انسان ها حیاتی است، سرطان هایی که باید زیر نظر قرار می گرفتند و رها شده اند، مشاغل از دست رفته، جلسات لغو شده معتادان الکلی در حال ترک، کودکانی که جراحی قلب آنها لغو شده و غیره و غیره.
همانطور که آنتونی دیویس اقتصاددان و جیمز هاریگان دانشمند سیاسی در اوایل این همه گیری اشاره کردند، ما در سطح کشور رهبران نهادهای آمریکا را مشاهده می کنیم- از شوراهای شهر تا شهرداران، تا هیئت مدیره مدارس تا پلیس تا روحانیون- که به سادگی واقعیت های بده بستان ها را نادیده می گیرند: «افراد منطقی می فهمند که  نحوه کار دنیا اینگونه نیست. فارغ از اینکه آیا بده بستان ها را به رسمیت می شناسیم یا نه، آنها وجود دارند. و به رسمیت شناختن بده بستان ها بخش مهمی از  روند تدوین سیاستگذاری های منصفانه است. متاسفانه حتی اشاره کردن به بده بستان ها در زمان وقوع یک بحران، این اتهام را به همراه دارد که فقط هیولاهای فاقد قلب ارزش جان انسان را با دلار می سنجند. اما تک تک ما، هر روزه جان انسان ها را با دلار و بسیاری چیزهای دیگر می سنجیم.»
آمریکاییان به خصوص کسانی که دارای نفوذ هستند و در سمت های رهبری نشسته اند، باید تصدیق کنند که تعطیلی ها – و در واقع تمام  الزام های گسترده دولتی- پیامدهای ناخواسته زیادی را به دنبال دارد.
قصور از به رسمیت شناختن یا تامل کافی در این موارد است که باعث شده امروز انسان های زیادی در رنج باشند و به همین دلیل است که آمریکاییان جوان بیشتری به فکر دور ریختن گرانبهاترین موهبت زندگی خود می افتند.
نویسنده: جاناتان میلتیمور (Jonathan Miltimore)  روزنامه نگار و از نویسندگان سایت
منبع: https://b2n.ir/234740




بلاغ: انتشار مطالب و اخبار تحلیلی سایر رسانه‌های داخلی و خارجی لزوما به معنای تایید محتوای آن نیست و صرفا جهت اطلاع کاربران از فضای رسانه‌ای منتشر می‌شود.
ارسال نظر
نام شما
آدرس ايميل شما