تاریخ انتشارسه شنبه ۱ مهر ۱۳۹۹ - ۱۷:۵۵
کد مطلب : ۴۳۸۱۹۲
با مرور بیانات رهبر معظّم انقلاب روشن می‌شود که سخن ایشان مبنی بر مدبرانه بودن پذیرش قطعنامه، منافاتی با جام زهر دانستن آن ندارد و اظهارات روز گذشته رهبر انقلاب، در ادامه سلسله بیانات ایشان درباره پذیرش قطعنامه توصیف می‌شود.
۰
plusresetminus
به گزارش بلاغ مدبرانه توصیف کردن پذیرش قطعنامه، موضع همیشگی رهبر معظّم انقلاب بوده و هیچگاه تغییر نکرده است.
ایشان ضمن اینکه پذیرش قطعنامه را جام زهر می‌دانند، معتقد هستند که مرحوم امام رضوان الله تعالی علیه هرگز نه از روی ترس و یا اجبار بلکه مدبرانه آن را نوشیدند.
در این راستا به بررسی بیانات مقام معظّم رهبری در سالهای بعد از پذیرش قطعنامه می‌پردازیم:
قبول قطعنامه به خاطر فهرست مشکلاتی بود که به امام ارائه شد ...
«آن وقتی که جنگ تحمیلی شروع شد. شما فکرش را بکنید! ملتی با آن همه ویرانیهای دوران ستمشاهی و آن همه احتیاج به کار و نوسازی، ناگهان مورد حمله دشمن قرار گیرد و همان چیزی را هم که دارد از کار بیندازند! راه آهن را از کار انداختند، پالایشگاهها را از کار انداختند، صادرات نفت را از کار انداختند، کارخانه های آهن را از کار انداختند.
خوب؛ هر کس باشد، در مقابل چنین حرکتی به زانو در می آید. طرف هم که فقط رژیم عراق نبود! همه می دانستند که رژیم عراق، به اضافه شوروی، به اضافه فرانسه، به اضافه «ناتو»، به اضافه کارشناسان امریکایی - همه و همه - بودند. اگر امام ضعیف بود، این جا ممکن بود بگوید «دیگر تکلیف از ما برداشته شده است. اینها می خواهند که ما بر قوانین اسلام چندان اصرار نکنیم؛ خیلی خوب، نمی کنیم! اینها می خواهند که ما با اسرائیل مبارزه نکنیم؛ خیلی خوب، مبارزه نمی کنیم. چون فشار زیاد است. چه کار کنیم؟!»
امام، چنین چیزی نگفت و ایستادگی کرد. قطعنامه را هم که امام قبول کرد، به خاطر این فشارها نبود. قطعنامه از طرف امام، به خاطر فهرست مشکلاتی بود که مسؤولین آن روزِ امورِ اقتصادی کشورْ مقابلِ روی او گذاشتند و نشان دادند که کشور نمی کشد و نمی تواند جنگ را با این همه هزینه، ادامه دهد. امام مجبور شد و قطعنامه را پذیرفت. پذیرش قطعنامه، به خاطر ترس نبود؛ به خاطر هجوم دشمن نبود؛ به خاطر تهدید امریکا نبود؛ به خاطر این نبود که امریکا ممکن است در امر جنگ دخالت کند. چون امریکا، قبل از آن هم در امر جنگ دخالت می کرد. وانگهی؛ اگر همه دنیا در امر جنگ دخالت می کردند، امام رضوان اللَّه علیه، کسی نبود که رو برگرداند. بر نمی گشت! آن، یک مسأله داخلی بود؛ مسأله دیگری بود». [۱]
پذیرش قطعنامه از روی شجاعت و تدبیر بود
«بعضى از بگومگوها هم هست که آدم مى بیند این بگومگوها، آن مقدارى که اهمیت دارد، بعضى از تبلیغات آنها را چند برابر داراى اهمیت میکند! آن وقت بارِ سنگینش روى دوش ملت می‌افتد؛ همین گفتگوهایى که راجع به مسئله پایان جنگ و قطعنامه اتفاق افتاد.
البته اگر این بگومگوها نشود، بهتر است؛ اما وقتى شد، نبایستى درباره ى تأثیرش، آن چنان اغراق گونه حرف زد که گویا یک حادثه ى عظیمى اتفاق افتاده است؛ نه. حقیقت را درباره ى مسئله جنگ، همه مردم و مسئولان ما میدانند. در جنگ، مسئولان نظامى و سیاسى، همه شان تلاش کردند و همه شان خدمت کردند. ما اینها را به چشم خودمان از نزدیک مشاهده کردیم؛ همه شان هم ضعفهایى داشتند. اینها چیزهایى نیست که بتوان انکارشان کرد. سیاستمدارها هم ضعفهایى داشتند، نظامیها هم ضعفهایى داشتند؛ اما بى تردید، خدماتشان از ضعفهایشان بیشتر بوده است.
برآیند این ضعفها و این خدمات، همینى بود که اتفاق افتاد که امام تصمیم گیرى کردند. اینها با جزئیات دقیقش، یقیناً در زمان خود، به تدریج در معرض اطلاع مردم قرار خواهند گرفت و مردم میدانند، اما آنچه که من عرض میکنم، این متن واقع است که حالا ان شاءاللَّه اینها یک روز مستدل خواهد شد. برآیند همه ى این تواناییها و ضعفها و موفقیتها و خوبیها و کوتاهیها، همین بود که اتفاق افتاد؛ و این به معناى شکست نبود و مطلقا به معناى تسلیم طلبى نبود. امام مظهر استقامت و ایستادگى و مظهر امید به آینده و پیشرفت به سمت آینده ها بود. در جنگ هم همین طور عمل کرد؛ در پذیرش قطعنامه هم همین طور عمل کرد؛ در اعلامیه هاى خود و بیانیه هاى خود هم همین طور عمل کرد؛ این راه را به ما هم یاد داد و ما هم در همین راه قدم گذاشتیم و به فضل و به کمک الهى، در همین جهت هم پیش خواهیم رفت؛ بدون هیچ گونه تعلّل و تبانى؛ به حول و قوّه ى خداوند.
آنچه که در منش انقلاب اسلامى - که امام مظهر و نماد کامل آن بود - میتوان به روشنى از آن سخن گفت، عبارت است از شجاعتِ همراه با تدبیر. در انقلاب اسلامى هیچ وقت چشم بسته تیر به تاریکى انداختن وجود ندارد و نداشته - در برنامه هاى جمهورى اسلامى از اول تا حالا، چنین چیزى نبوده است - و امروز هم نیست و در آینده هم به توفیق الهى نخواهد بود. اینکه چشم مان را ببندیم و شمشیر را دور سرمان بگردانیم، نداریم. با چشم باز و مدبّرانه؛ منتها با دلیرى، با برآورد درست از توانى که خداى متعال در جسم یک ملت مؤمن و عازم قرار داده و با تاکتیکها و روشهاى گوناگون، و به اقتضاء حرکت میکنیم. [۲]
دفاع مقدس، جنگِ سر تا پا افتخار است ...
«دفاع مقدس، جنگِ سرتاپا افتخار است؛ از همان روزى که رژیم صدام به تهران حمله کرد و فرودگاه را زد، و تا روزى که امام قطعنامه را قبول کردند و تا بعد از آنکه صدام دوباره حمله کرد و باز مردم مبارز و مجاهد ما ریختند و تمام صحراى این منطقه را پُر کردند و جوانان بسیجى از سرتاسر کشور که نمایش عجیبى نشان دادند و عراق را در این نوبت دوم، مجبور به عقب نشینى کردند، سرتاسر این دوران، دوران افتخار است». [۳]
در قبول قطعنامه، منطقی عمل کردیم
«این همه کارهای بزرگ انجام داده‌اند، طرف ایرانی بنابراین منطقی عمل کرده است، طبق منطق مذاکره عمل کرده است؛ طرف مقابل زیاده‌خواهی میکند، پررویی میکند، باج‌خواهی میکند؛ خب مسئولین ما اگر چنانچه در این زمینه‌ها ایستادگی نشان بدهند، حق با آنها است، کسی نباید آنها را ملامت بکند، باید ایستادگی به خرج بدهند و دارند به خرج میدهند، ایستادگی به‌خرج میدهند. یعنی جمهوری اسلامی از آغاز و در مسائل گوناگون، با منطق حرکت کرد؛ ما در جنگ تحمیلی، منطق را مبنای کار خودمان قرار دادیم؛ در قبول قطعنامه، منطقی عمل کردیم؛ در قضایای گوناگونی که بعد از جنگ تا امروز وجود داشته است، همه جا بر اساس منطق و استدلال عمل کردیم؛ هیچ کجا جمهوری اسلامی بی‌منطقی نشان نداده است؛ در این قضیه هم با منطق دارد حرکت میکند. منتها طرف مقابل منطق سرش نمیشود؛ طرف مقابل هم به بی‌منطقیِ با تکیه‌ی بر زور - خود آنها هم میگویند که ما توانسته‌ایم ایران را وادار کنیم که دستگاه‌های هسته‌ای را گسترش ندهد، فلان چیز را متوقّف کند، فلان چیز را تعطیل کند؛ راست میگویند، این کارها را جمهوری اسلامی بر طبق منطق مذاکرات انجام داده است - اقرار میکند؛ منتها زیاده‌خواهی میکنند. خب، ملّت ایران زیر بار زیاده‌خواهی و زورگویی نخواهد رفت. [۴]
بنابراین با مرور بیانات رهبر معظّم انقلاب روشن می‌شود که سخن ایشان مبنی بر مدبرانه بودن پذیرش قطعنامه، منافاتی با جام زهر دانستن آن ندارد و اظهارات روز گذشته رهبر انقلاب، در ادامه سلسله بیانات ایشان درباره پذیرش قطعنامه توصیف می‌شود و رجوع به بیانات پیشین رهبر انقلاب درباره قطعنامه، اولاً منطق اظهارات روز گذشته درباره قطعنامه را بهتر روشن می‌کند، ثانیاً بیانات رهبر انقلاب درباره قطعنامه یا هر موضوع دیگری را باید به‌عنوان یک منظومه نگریست و نباید یک جزء آن را تفکیک کرد و به قضاوت نشست.
منابع:
[1] بیانات مقام معظم رهبرى در اجتماع پرشکوه زائران مرقد امام خمینى(ره)،14/3/ ۱۳۷۵
[2] بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در دیدار مسئولان و کارگزاران نظام، 18/7/1385
[3] بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در دیدار جمعى از رزمندگان، ایثارگران و فرماندهان دوران دفاع مقدس، 29/7/1385
[4] بیانات در دیدار جمعى از فرماندهان و کارکنان نیروى هوایى، 19/11/1393





بلاغ: انتشار مطالب و اخبار تحلیلی سایر رسانه‌های داخلی و خارجی لزوما به معنای تایید محتوای آن نیست و صرفا جهت اطلاع کاربران از فضای رسانه‌ای منتشر می‌شود.
ارسال نظر
نام شما
آدرس ايميل شما

فراقی جانکاه و امیدبخش
يکشنبه ۴ آبان ۱۳۹۹ - ۲۱:۲۵
از خانطومان تا بهشت
چهارشنبه ۳۰ مهر ۱۳۹۹ - ۱۱:۰۸
چرا «دولت بی‌سر»؟!
سه شنبه ۲۹ مهر ۱۳۹۹ - ۰۱:۵۰