تاریخ انتشارجمعه ۲۰ تير ۱۳۹۹ - ۱۶:۴۰
کد مطلب : ۴۳۰۹۴۹
ما ایرانیان خوب از عهده کرونا؛ اَبَر بیماری قرن برآمده بودیم توفیقی که می توانست الگو شود. دوباره اما آمارش بالا رفته است. کرونادیروز 221 هموطن را از ما گرفت. کارشناسان می گویند که ماسک و رعایت فاصله اجتماعی، داغ این داغ ها را به دل کرونا می گذارد.
۰
plusresetminus
به گزارش بلاغرسم ما این بود وقتی جنگ شروع شد هم نیروی تازه نفس هم کمک هایمان را به جبهه و رزمنده ها رساندیم. در جنگ کرونا هم هوای کادر درمان، بیماران و نیازمندان را در حد توان داشتیم. جنگ عراق علیه ایران 8 سال طول کشید اما برایمان عادی نشد. غفلت نکردیم از اعزام و کمک به جبهه که اگر غافل بودیم، معلوم نیست چه بر سر ایرانی که یک وجب از خاکش را دشمن تا دندان مسلح نتوانست از ما و غیرت ما بگیرد، می آمد؟ کرونا هم دشمن است. دشمنی که به تمام جهان حمله کرده. اگر غافل شویم، نسل کشی تمام عیار خواهد بود و دیکتاتوری خون آشام. آمارهای کرونای کشور دوباره بالا رفته است. سربازهای سفیدپوش خط مقدم بعد از 5 ماه رزم بی وقفه، خسته اند. به کمکشان نشتابیم، این جنگ را ما تمام نکنیم؟!

گل خوردن در دقیقه نود؟!
ما روی پله های کنترل کرونا ایستاده و به مهار کرونا نزدیک شده بودیم. تعداد فوتی های سه رقمی اسفند و فروردین در اردیبهشت ماه دورقمی و کمتر شد. این امید این را در دل ما زنده می کرد که از شر این ویروس منحوس رها خواهیم شد. محدودیت های اجتماعی به دلیل ضرورت های اقتصادی و نیازهای اجتماعی رفع یا کمرنگ شد. با این حال هر روز از رسانه های رسمی کشور، آمارهای مبتلایان، بهبودیافتگان وفوتی های کرونایی اعلام می شد تا حاکی از این باشد که این بیماری، هنوز هم در کشور هست و قربانی می گیرد پس کسی غفلت نکند. با این حال اما روزهای تیرماه به روزهای اوج گیری دوباره کرونا در کشور بدل شد. امروز رکورد 5 ماه گذشته شکست و آمار بی سابقه 221 فوتی جولان مرگ های کرونایی را در کشور به رخ کشید. کرونا در حالی اوج گرفته بود که به تعبیر وزیر بهداشت شاید بتوان گفت «در دقیقه 90 گل خوردیم!»
بخش های کرونایی بیمارستان بقیة الله(عج) تعطیل شده بود اما دوباره...
ظرفیت بیمارستان ها یکی پس از دیگری پر شد و تخت های آی.سی.یو و بخش های مراقبتی کرونایی امکان پذیرش نداشتند. به ناچار در برخی بیمارستان ها و سانترهای کرونایی، بخش های دیگر هم به طور موقت دوباره با دیگر بخش ها ادغام شد. در حالیکه خیلی هایشان به روال قبل برگشته بود. برخی بیمارستان ها و مراکز درمانی حتی برای بیماران بدحال امکان پذیرش ندارند چون ظرفیت بخش های و مراقبت های ویژه شان تکمیل است. برای همین بیماران به فضایی موقت با کپسول های اکسیژن و  سایه بان فرستاده می شوند تا دست کم تا زمان خالی شدن یک تخت و تشخیص های پزشکی بتوانند اکسیژن دریافت کنند.
پرستار بخش آی.سی.یو بیمارستان شهید لبافی نژاد بر اثر ایست قلبی در خواب آسمانی شد
قهرمانان جایگزین ندارند
امروز مرز فوتی های کرونا از 12 هزار نفر در کشور گذشت. برای آنانی که هنوز باور ندارند کرونا جنگ به راه انداخته شاید همین آمار کافی و گویا باشد. پرستاران و پزشکان، بدون تردید در خط مقدم این مبارزه تن به تن و سخت هستند. آمارهای منتشر شده در 23 اردیبهشت سال جاری می گوید که 65 درصد از جامعه 200 هزار نفری پرستاری کشور در این خط مقدم هستند و الباقی در دیگر بخش ها. 120 نفر از کادر درمان کشور هم جانشان را در این جنگ از دست دادند. 4 هزار نفر هم به کرونا مبتلا شدند البته این آمارها متاسفانه با اوج گیری مجدد کرونا تغییر می کند. یک پرستار 4 سال باید درس بخواند و 2 سال طرح بگذراند تا در مراکز درمانی مشغول به خدمت شود، جمعاً 6 سال. یک پزشک عمومی هم باید صبور باشد و 7 سال دوره تحصیلی و طرح بگذراند تا مجوز طبابت داشته باشد. از دست دادن هر نیروی متخصص برای جامعه علاوه بر آلام انسانی و اجتماعی، هزینه های بالا و گاه غیرقابل جبران دارد.

هریک از این 120 قهرمان سلامت پرکشیده، سرمایه های انسانی و نیروی متخصص بودند حالا چند سال باید بگذرد تا بتوان نیرویی جایگزین آن ها کرد. نیاز به توضیح نیست که در خط مقدم جنگ ها، معمولاً زبده ترین ها به خدمت گرفته می شوند. فقدان این 120 نیروی متخصص دردناک است اما دردناک تر این که این آمار بیشتر شود. تعداد پزشکان و پرستاران در کشور ما نسبت به تخت های بیمارستانی کافی نیست حالا اگر همین تعداد هم کمتر شود، چه تبعاتی دارد؟ فتح خط مقدم یعنی دشمن مانعی پیش رو ندارد و طغیان خواهد کرد.

سفری که به قیمت جان تمام شد
کاهش و به صفر رساندن ترددهای غیرضروری، مسافرت هایی که می توان از آن چشمپوشی کرد به احترام 5 ماه ایستادگی این رزمندگان لایق و سفیدپوش، استفاده از ماسک برعهده ما مردم است. مراسم هایی مانند مجالس عروسی را به بعد موکول کنیم. کارشناسان بهداشت در یکی از استان های کشور نسبت به مراجعات اخیر خود، مورد درخور تأملی مطرح کردند. بیشتر مراجعان مهمان 2 عروسی بودند که در کل 200 مهمان داشتند. 5 نفر از مهمان ها جان خود را از دست دادند. آمار فوتی های کشور هم تغییر کرد. اوایل تیرماه هر 15 دقیقه یک نفر جان خود را بر اثر کرونا از دست می داد حالا این رقم به 7 دقیقه و کمتر رسیده است. اگر فرد مبتلا به دلیل عدم رعایت مراقبت های بهداشتی دچار شده باشد به تعبیری می توان گفت خودکشی در 7 دقیقه!

سفرهای غیرضروری هم اگر جان ما و دیگران را به خطر بیاندازد که معمولاً می اندازد و از آن به عنوان عامل جابه جایی «بمب های کرونا» نام برده می شود و منصفانه نیست. برای این موضوع شاید مرور یک خبر کافی باشد: «خانواده ای از سفر قشم بدون کودک 10 ساله خود برگشت.» فرزندشان به کرونا مبتلا شد و جانش را از دست داد. آمار فوتی های دفن شده در بهشت زهرا(س) کرونایی شهر تهران در یک روز از 11 نفر به 70 فوتی رسید! تقریباً 7 برابر مرگ و میر بیشتر. مسئولان هم باید رفع محدودیت ها را سنجیده اعمال و نظارت کنند.  

هوس سفر یا مرگ؟!
چرا دقیقه 90 گل خوردیم و بازنده جنگ برده شدیم؟ در نگاه اول اگر نگوییم انگشت اتهام و بگوییم انگشت تأمل، عدم رعایت مراعات های اجتماعی و عادی انگاری شرایط کرونایی توسط مردم را نشانه گرفت. گزارش ها، اخبار و دوربین های رسانه ها، تصاویر مختلفی از سفرهای تابستانی منتشر کردند. خاصیت سفر یله، رها و راحت بودن است و به علت وسعت فضای اطراف، امکان ضدعفونی و استریل کردن همه جا ممکن نیست. به همین دلیل کارشناسان بهداشت حتی به خانواده ها توصیه می کنند، سفر را به زمان دیگری موکول کنند؛ به مهار کرونا. مردم در گزارش ها می گفتند: «در خانه پوسیدیم و گفتیم، بیاییم هوایی عوض کنیم و استخوانی سبک.»

اغلب از به تنگ آمدن و خستگی از در خانه ماندن گله می کردند. جالب تر از همه اما خانواده ای بود که در اوج کرونا به آبادان سفر کرده بود. خانواده ای که به قول خودشان خیلی اهل مسافرت نبودند و بعد از 5 سال هوس سفر به سرشان زده بود؛ در روزگار کرونا!
این عکس پرستار بیمارستان مسیح دانشوری که روزهای کرونایی از خستگی خوابش برده، جهانی شد
مخاطبی در غالب یک نظر و با چندبار تکرار کلمه «خدای ناکرده» نوشته بود: «هوس سفر یا خدای ناکرده،... هوس مرگ!» کاربری دیگر جمله جالبی نوشته بود: «خانم گزارشگر بی زحمت 14 روز دیگر هم با این خانواده مصاحبه بگیر، ببینیم در چه وضعی هستند؟ از همه نظرها اما بهتر نوشته کوتاه، خوش مغز و منصفانه یک پسر نوجوان بود: «استخوان سبک کردنی هم باشه باید دکترها و پرستارهای بنده خدا سبک کنند و سفر بروند. بنده های خدا نفس نکشیدند از دست کرونا.»

قدردانی در عمل، زبان کافی نیست
چند ماه آزگار است کرونا نفس خیلی ها را جلوی چشم سفیدپوش ها و قهرمانان سلامت به شماره انداخته و شاهد نفس آخر بعضی بیماران هم بودند. صحبت ها و گریه یکی از پرستاران بیمارستان «مسیح دانشوری» از ذهن پاک نمی شود. صدای شیون و ناله می آمد. پرستار گریه می کرد و می گفت که همین الان، یکی از همکاران پزشک شان بی سابقه بیماری زمینه ای وحال عمومی خوب، از دنیا رفت. مردجوان به مردم هشدار می داد این ویروس مرموز است و گاه در چند ثانیه، ناباورانه کار افراد را تمام می کند. گله می کرد که چرا مردم انقدر در خیابان هستند و ماسک ندارند؟ پرستار جوانی که عکسش در روزهای نخست اول موج کرونا واکنش خیلی ها را به دنبال داشت و از فرط خستگی روی یک تخت خوابش برده بود. عکسی که در رسانه های آنسوی آب هم بازتاب داشت. خیلی ها زیر تصویرش نوشتند: #سپاس_قهرمان_سلامت. 

در عکسی دیگر مرد جوانی تصویر خودش و سه دوستش  را که پشت یک میز کوچک نشسته بودند و فاصله شان خیلی کم بود را منتشر کرد. هشتک #سپاس_قهرمان_سلامت روی عکس دیده می شد. در شرح عکس نوشته بود. رفقا این روزها کادر سلامت کارشان خیلی زیاد شده است. خواستم بگویم همیشه قدردانتان هستیم. یک نفر در نظرها نوشته بود: «اول از هم دور بنشینید و ماسک بزنید. از کجا مطمئنی یکی از شما ناقل نیست؟» صاحب صفحه نوشته بود: «تازه تست دادیم. بانویی حرف قابل تأملی زد: تست کرونا، فقط ثابت می کند شما تا لحظه نمونه گیری مبتلا نبودید اما بعدش را تضمین نمی کند.»

#من_ماسک_میزنم
روزهای اول کرونا واکنش مردم به این بیماری همه گیر، وحشت و مراعات بود. در اداره هایی که مراجعه کننده و به اصطلاح ارباب رجوع داشت، قسمت کارمندان از قسمت مردمی با مشمع های ضخیم و بلند جدا می شد. حتی بعضی کارمندان با لباس های استریل بیمارستانی در محل کار حاضر می شدند. مردم گله داشتند چرا الکل و ماسک به میزان کافی وجود ندارد؟ گروه های صنعتی، جهادی و مردمی داوطلب آمدند پای کار. با تولید لباس استریل، ماسک، محلول ضدعفونی و تهیه غذاهای مقوی و آبمیوه بیماران و کادر درمان را یاری می کردند. نیروهای جهادی حتی گندزدایی و استریل معابر را هم داوطلبانه انجام می دادند. آمار مبتلایان و فوتی ها که پایین آمد شهرها تقریباً به روال عادی برگشت در صورتی که هنوز اوضاع عادی نبود و تنها بهتر از قبل شده بود. محدودیت های اجتماعی به پیوست مهمترین دلیل یعنی ضرورت های اقتصادی یکی پس از دیگری برداشته شد. آمارها دوباره بالا رفت. به مرز قرمز و هشدار رسید. مسئولان بهداشت تاکید کردند باید از ماسک استفاده کرد. پس از سخنرانی رهبری هم با اشاره به جمله تاکیدی ایشان #من_ماسک_میزنم هشتک شد. مسئولان بهداشت گله می کردند چرا مردم از ماسک استفاده نمی کنند؟ پاسخ مردم هم در گزارش های مردمی گویا بود.

با توجه به تورم موجود و هزینه میانگین 1500 تا 2000 تومانی ماسک تهیه آن، هر روز و برای همه خانواده ها مقدور نیست. به خصوص اینکه باید هر 4 ساعت ماسک را عوض کرد. عده ای هم می پرسیدند حالا که کشور در تهیه ماسک خودکفا و صادرکننده است، چرا قیمت برای مصرف کننده داخلی بالاست؟  
صرفه جویی با ماسک پارچه ای
اگر یک فرد در ماه فقط و فقط 30 مراجعه ضروری به جامعه داشته باشد و بیشتر اوقات در خانه بماند. باید یک ماسک تهیه کند. اگر قیمت هر ماسک 2 هزار تومان باشد، 60 هزار تومان هزینه خواهد داشت. حالا هزینه تهیه موادضدعفونی کننده را هم میانگین 30 هزار تومان در نظر بگیریم. جمعاً 90 هزار تومان. اکنون عدد را برای یک خانواده 3 نفره با همین شرایط گفته شده در نظر بگیریم. 270 هزار تومان برای یک ماه. این در حالی است که نرخ تورم به شدت رشد کرده و صعودی شده است. درآمد سرپرست خانوار یک رقم مشخص با اندکی افزایش است و پیش از این هزینه ای در قالب تهیه لوازم بهداشتی کرونا در سبد خانوار نبود و حالا به جمع هزینه ها افزوده شده است. منطق ریاضی می گوید، پرداخت این هزینه برای خانواده ها آسان نیست. خوشبختانه اما پزشکان خبر خوبی دادند. همین ماسک های سه لایه دوخته شده در خانه، هم قابل شستشو هستند هم به صرفه. بنابراین این هزینه می تواند از 270 هزار تومان به 90هزار تومان کاهش پیدا کند. با این محاسبه و راهکار، مقاومت در برابر استفاده از ماسک دیگر با بهانه اقتصادی قابل پذیرش نیست.

یک ماسک هم هست، بزنیم!
روزهای نخست همه گیر جهانی کرونا، طبق یافته های پزشکی جهان در برابر این بیماری، گفته می شد استفاده از ماسک ضرورت ندارد، درست در روزهایی که بیشتر کشورها ماسک را فقط برای بیماران و کادر درمان ضروری می دانستند، یکی از  جمله های شایع بین برخی مردم کشور این بود: «یک ماسک هم نیست، بزنیم.» مدتی بعد سازمان بهداشت جهانی تایید و تاکید کرد، ماسک در کاهش احتمال انتقال بیماری موثر است. جامعه پزشکی کشور این خبر را به اطلاع مردم رساند. تاکید شد در مراکز عمومی و شلوغ همچنین مراکز سرپوشیده حتما از ماسک استفاده شود.

این خبر وقتی اعلام شد که ماسک به وفور در داروخانه ها و مراکز مختلف موجود بود و قیمت آن از 8 یا 6 هزار تومان به 2 هزار تومان رسید. ظاهراً اما مردم این تاکید را جدی نگرفتند و با آن مثل یک توصیه اختیاری برخورد شد. عکس نوشته جالبی بازنشر شد: «یادته می گفتیم یک ماسک هم پیدا نمیشه بزنیم، حالا یک ماسک هست چرا نمی زنیم؟!» جالب تر از همه اما عکس کودک عشایری بود که با ماسک به خانه بهداشت رفت تا واکسن بزند بعضی نوشتند #چه_با_کلاس!  در واقع این روزها که تجمل زیاد است، وظیفه شناسی و اصالت را ستودند.





بلاغ: انتشار مطالب و اخبار تحلیلی سایر رسانه‌های داخلی و خارجی لزوما به معنای تایید محتوای آن نیست و صرفا جهت اطلاع کاربران از فضای رسانه‌ای منتشر می‌شود.
ارسال نظر
نام شما
آدرس ايميل شما

ماجرایی خواندنی درباره زیارت عاشورا
دوشنبه ۲۰ مرداد ۱۳۹۹ - ۰۱:۲۵
خبرنگار، قلم‌‌نگار امین و حفیظ
جمعه ۱۷ مرداد ۱۳۹۹ - ۲۲:۰۴
نقش غدیر در عصرغیبت
جمعه ۱۷ مرداد ۱۳۹۹ - ۱۹:۳۹