تاریخ انتشاريکشنبه ۱۵ تير ۱۳۹۹ - ۱۷:۰۰
کد مطلب : ۴۳۰۴۵۶
عباس عبدالله زاده، کارگردان تئاتر عنوان کرد: این روزها تئاتر ما تبدیل به یک سرخوردگی بزرگ است و فرقی نمی کند پیشکسوت باشی یا بازیگر تازه کار انرژی و امیدی برای ادامه فعالیت خیلی ضعیف است.
۰
plusresetminus
به گزارش بلاغ به نقل ازعباس عبدالله زاده کارگردان با تجربه و صاحب سبک تئاتری، در نمایش اکوان دیو تلاش می‌کند در فضای سنتی بحثی روز و مدرن در باب عدم هویت و تنهایی آدم ها در ساخاری متفاوت روایت کند. در کارنامه کاری عبدالله زاده نمایش های نظیر هام و مصائب یک رقصنده پاپتی دیده می شود. وی که سال گذشته اجرای نمایش اپرای 90 را با پروداکشن بزرگ آغاز کرد، اجرایش به کرونا خورد و حال هم تصمیم ندارد مجدد این نمایش را به صحنه ببرد.
این اثر نمایشی، اقتباسی از نمایشنامه «اپرای سه پولی» برتولد برشت است که عبدالله‌زاده علاوه بر حفظ فضای روایی آثار این نویسنده، قرائتی ایرانی نیز از این اثر کمدی موزیکال داشته است. این نمایشنامه توسط درام‌نویس آلمانی، الیزابت هاوپتمن و بر اساس ترجمه‌ای از اپرای باله جان گی به نام «اپرای گدایان» توسط برشت روی صحنه رفته است و از جمله آثار موفق و شناخته شده وی به حساب می‌آید.
عبدالله درباره دلائل اجرا نبردن این نمایش و همچنین مصائب دیگری که این روزها دامن تئاتر ایران را گرفته به گفت وگو با فارس نشسته است:

 
*به تازگی شنیدیم که تصمیم ندارید مجدد نمایش اپرای 90 را به صحنه ببرید، علتش چیست و اینکه تصمیم دارید چه فعالیتی را آغاز کنید؟
-نمایش اپرای 90 بیگ پروداکشن است که مجدد اجرا بردن این کار هزینه های جدیدی می طلبد. ضمن اینکه ممکن است بسیاری از این بازیگران دیگر نتوانند حضور پیدا کنند و سرکار دیگری باشند. بهرحال تهیه کننده ما، آقای ایرج نیک پور مبلغ قابل توجهی را هزینه کرده است ضمن اینکه خیلی هم انسان موجه و خوبی است و این فرد برای نخستین بار هم وارد حوزه تئاتر شد و الان بعد از این شرایط دچار سرخوردگی شد. 
بنابراین بعد از چند اجرا که نمایش ما جا افتاد ، با شیوع ویروس کرونا همه چیز تعطیل شد و تهیه کننده هم رفت. حال اگر ما بخواهیم دوباره به این نمایش جان دوباره بدهیم برای ما همه چیز از ابتدا شروع می شود و این خودش یک تهیه کننده ای را می طلبد که انرژی جدید و مضاعفی داشته باشد. بهرحال آن تهیه کننده آمد و دید هیچ ضمانتی برای ضرر و زیان ها وجود ندارد، بنابراین دیگر نمی خواهد ادامه دهد.
*نظر سالن درباره اجرایتان چه بود؟
-ما چندی پیش هم جلسه ای با سالن نوفل لوشاتو داشتیم و به ما گفتند که بیاید و اجراهایتان را ادامه دهید و پول سالن هم نمی خواهید بدهید، اما بهرحال از هزینه تبلیغات گرفته تا دیگر کارها اینها همه دوباره هزینه هایی است که به ما اضافه می شود. قرارداد جدید بازیگر جدید و شرایط جدید، لباس، گریم و امکانات جدید می طلبد.
تعداد بازیگران و عوامل نمایش ما حدود پنجاه نفر بودند و هیچ حمایتی هم از طرف دولت نداریم و تازه با این وضعیت پنجاه درصدی سالن و اتفاقات فعلی کرونایی همه این مشکلات روی سرمان خراب می شود. شما در نظر بگیرید که انتهای این داستان وزارتخانه که بعید می دانم پولی به تئاتری های متضرر بدهد، اینها حتی پول سالانه کمک هزینه گروه ها را هم نمی دهند و زمان زیادی می گذرد تا پرداختی ها صورت بگیرد. 
فرض کنید همین شرایط سال گذشته که همه عیدی و بهرحال حقوقشان را انتهای سال دریافت کردند هنرمندان که چنین چیزی نداشتند حتی پرداختی هایشان هم امسال از طلب سال گذشته پرداخت شد. بهرحال این کرونا یک چیز را ثابت کرد اینکه هیچ کس تئاتر را نمی خواهد و اصلا بود و نبود آن خیلی فرقی برای کسی نمیکند. حتی در حالت عادی هم رسیدگی مناسبی که نمی شد، در هر جایی هم که اتفاقی می خواست بیافتد باز هم  تئاتر است که تعطیل می شود.
شرایط کرونایی به ما ثابت کرد که عده ای اصلا تئاتر را نمی خواهند یا اصلا بود و نبودش فرقی به حالشان ندارد
در واقع یک جور سرخوردگی این شرایط برای ما ایجاد کرده است. شما ببینید در هر شغلی که وارد شوید، بعد از چند سال انتظار ارتقا و پیشرفت دارید. مثلا یک حسابدار احتمال مدیر شدن یا یک کارمند انتظار رییس شدن دارد و از نظر مالی وضعیت بهتر می شود و همه اینها بعد چند سال درس خواندن و کار کردن فراهم می شود، درحالیکه انتظار اینکه بعد از چند سال درس خواندن و کار کردن در تئاتر به این نتیجه برسی که به هیچ جا نرسیدی، بیشتر وجود دارد.
من پیشکسوتانی را می شناسم که این روزها هم مثل بازیگران کم تجربه تازه کار دنبال کار وتهیه کننده وبازیگر و سالن می گردند یعنی هیچ عزت و احترامی در تئاتر وجود ندارد و در نهایت کسی می برد که پشتوانه مالی خوبی برای مجموعه های دولتی یا خصوصی و نیمه خصوصی بیاورد. 
الان تئاتر تبدیل به یک سرخوردگی بزرگ  شده است و تکلیف مشخص نیست. همه کسانی که برای تمرین و اجرا کار می کنند امکان اینکه ماه آینده دوباره تعطیل شوند، خیلی زیاد است. الان بازیگران و گروه ها با استرس زیاد تمرین می کنند و واقعا نمی دانند چه کار کنند و حتی اگر اجرا هم بروند برای سالن های خالی به اجرا می روند بهرحال الان شرایط کرونا کاری کرد که پیچیدگی حالت واقعی تئاتر بیشتر شد و این شرایط واقعا نمی تواند برای تئاتر ادامه پیدا کند. 
*یعنی شرایط تئاتر بدون کرونا خوب بود؟
-خیر، با فرض نبود کرونا هم تئاتر با این روش نمی تواند بیش از این ادامه پیدا کند، الان بخش های زیادی از تئاتر خلاقانه از بین رفته و بخش تجاری تئاتر که شاید قبلا هم تجربه شده بود و منفی هم بود، مثل ماکت هایی روی صحنه توسط بازیگران اجرا می شود و می تواند پولسازی کند، وجود دارد. بنابراین اگر بخواهیم وجه آرتیستیک تئاتر را حفظ کنیم و دست به تجربه با ریسک بزنیم، خیلی سخت است. بنابراین همه برای اینکه زمین نخورند و سرمایه گذار پیدا کنند ، که البته پیدا هم نمی شوند، کارهایشان تجاری شده است.
*مسئولان اعتقاد دارند که تئاتر باید پول خودش را خودش در بیاورد. نظرتان درباره این چیست؟
-هیچ کس نمی گوید که نباید تئاتر پول خودش را در بیاورد ، ولی بخش آکادمیک، دانشجویی، تجربی و خلاقانه با کارهای جدید پس به کجا می رسد؟ امروز ما یک تئاتر خیلی خسته داریم که آرام آرام رو به قبله می شود و آدم هایی که هم از گذشته عاشقانه با امال و آرزوها به این سمت آمدند، الان این احساس را دارند که اگر دنبال شغل دیگری بودند و کار دیگری می کردند، خیلی بهتر بود.
اگر پای همه مجامع علمی بنشینیم همه می گویند اگر می خواهیم شغلی را انتخاب کنیم باید بدان علاقه داشته باشیم تئاتر هم شغلی است که باید براساس علاقه باشد اما در نهایت تئاتر در ایران در انتها ما را به جایی رسانده که بگوییم اشتباه کردیم و کاش شغل دیگری را انتخاب می کردیم تا سرخورده نشویم و بی احترامی نبینیم.
اینجا متأسفانه هر کسی از راه می رسد بازیگر و  کارگردان می شود بدون اینکه دوره و تخصص کافی دیده باشد. الان ما پدیده هایی عجیبی میبینیم آدم هایی که مال این شغل نیستند، خوب تربیت و آموزش ندیدند و خیلی زود شاید به خاطر پشتوانه ارتباطی و مالی که دارند گاها نمایشی را جمع می کنند و در سالنی اجرا می روند و سالندارها هم هیچ چیز را لحاظ نمی کنند . ما تا سال گذشته شاهد بودیم یک سالنی از چهار عصر اجرا داشت تا ده شب . خب چگونه چنین چیزی ممکن است با سرعت این نمایش تمام شود و دیگر کاری آغاز شود؟!
*اینطور می شود که محتوا کنار زده می شود و تئاتر با نگاه تجاری جلو می رود...
-بله همینطور است که تئاتر ما الان هیچ چیز ندارد، به جز یک تعداد آدم هایی که بازار اقتصادی تئاتر را بهتر از دیگران می شناسند اما جوانی که قابلیت فنی خیلی خوبی دارد اما بازار را نمی شناسد او از بین می رود و نابود می شود یا باید به سمت حقه بازی، کلک و تبلیغات بیاید و یا اینکه از بین برود.
الان همه این مشکلات در عرصه نمایشنامه نویسی، بازیگری و کارگردانی وجود دارد.
*الان فکر می کنید در این شرایط که خیلی مسائلش هم دست کسی نیست ، چه کاری می توان انجام داد آیا با صرف انتقاد کاری می توان جلو رفت یا اینکه در کنار بحث های حمایتی کار دیگری برای تغییر این مسیر می توان انجام داد؟
-من منظورم بیشتر این بود که یک راه و مسیری را ما غلط می رویم یکی از بخش ها می تواند حمایت دولتی باشد اما آن هنرمندی که بدون دانش لازم و اینکه از شغلی به شغل دیگر بیاید و دایره یادگیری اش را افزایش دهد، به سمت تئاتر می آید، خود مشکل ساز است. تئاترفقط با عدم حمایت مالی ضعیف نمی شود وقتی که ما به آموزش رسیدگی نمی کنیم، در هر حوزه ای که باشیم و فقط به پولسازی آکادمیک توجه می کنیم و اساتید  حتی برایمان مهم نیستند، نتیجه همین می شود که همه تیشه به ریشه تئاتر می زنند هم کسانی که در این عرصه فعالیت می کنند هم دولتی هایی که با مخالفت در این سال ها تئاتر را جدی نگرفتند.
*تصمیم دارید بعد از کاری که اجرایش لغو شد، نمایش دیگری با پروداکشن کوچکتر به صحنه ببرید یا خیر؟
-ببینید من فردی هستم که همیشه پیوسته کار میکنم اما الان حالم برای کار کردن خوب نیست و این شاید ارتباطی هم به کرونا نداشته باشد. وقتی به همه این سال ها نگاه میکنم دچار یک دلزدگی می شوم که چرا و قرار است بعد این همه سال و بدو بدو چه شود؟ بهرحال فکر میکنم قدری شکل برخوردهای اجتماعی شاید در حوزه مدیران و مسئولان خوب نبوده و الان احساس میکنم باید وارد جایی شود که هرگز امنیتی ندارد.

 
*الان این بلاتکلیفی برای همه مشاغل وجود دارد...
-درست است در همه حوزه ها این داستان وجود دارد الان ولی من با چه امنیت و تأمینی می توانم بعد از سه ماه تمرین به اجرا برسم و دچار مشکل تبلیغات و مسائل دیگر نمی شوم و کرونا دست از سر حوزه فعالیت ما بر می دارد؟ بهرحال همه اینها التهاب است و ما هنرمند هستیم و نیاز به آرامش کار داریم.
ما تئاتر کار میکنیم که مردم ببینند اما وقتی هزار مشکل ایجاد می شود که مردم نتوانند کار ببینند، این اجراها به چه کار ما می آید، حتی همین تبلیغات هم برای ما داستان شده است که شبکه های مجازی از بین برود، هر لحظه ما با پدیده هایی روبه رو هستیم که باید با آنها مبارزه کنیم. من به عنوان هنرمند باید در یک محیط آرام کار کنم تا به اجرا برسم اما اگر همش در حال جنگ با پدیده های بیرونی باشم، مگر چقدر تمرکز برایم باقی می ماند که ادامه دهم.
بماند که ما با بازیگرانی روبه رو هستیم که دغدغه های مختلف دارند و زندگی شان سخت می گذرد. والله اینها هم آدم هستند و درس خواندند تا یک روز با آبرو و احترام شغل داشته باشند و زندگی تشکیل دهند. اینکه الان یک بازیگر بعد از بیست سال کار راننده اسنپ شده است را کجای دنیا ما می بینیم؟ 
یک چیز را مدیران خوب بلد هستند که می گویند تئاتری ها را از درب بیرون کنیم از پنجره داخل می شوند همین کافی است که به ما اهمیت ندهند! بنابراین در شرایط کنونی واقعا کار کردن تئاتر از همیشه سخت تر شده است و همه مسائل دست به دست هم می دهد که ما امید نداشته باشیم. تئاتر زمانی خوب است که جامعه التهاب نداشته باشد و مردم دچار مشکل نباشند و در سبد خرید زندگیشان تئاتر قرار دهند.
همین که مردم در حالت عادی هم کم تئاتر می بینند و متمولان هم در این شرایط کم تئاتر می بینند. البته الان هم من این حرف ها را می زنم اما بهرحال خودم هم مشخص نیست که چقدر طاقت بیاورم و کار نکنم. تا زمانی که ما تئاتری ها خودمان برای خودمان عزت و احترام قائل نشویم  و خود را خوب معرفی نکنیم معلوم است که دیگران هم برای ما عزتی قائل نیستند.





بلاغ: انتشار مطالب و اخبار تحلیلی سایر رسانه‌های داخلی و خارجی لزوما به معنای تایید محتوای آن نیست و صرفا جهت اطلاع کاربران از فضای رسانه‌ای منتشر می‌شود.
ارسال نظر
نام شما
آدرس ايميل شما