تاریخ انتشارجمعه ۱۳ تير ۱۳۹۹ - ۱۶:۳۰
کد مطلب : ۴۳۰۱۶۱
بدتر آنکه کووید19 احتمالا تنها یک دست گرمی برای بلایایی است که در نتیجه تغیرات اقلیمی در انتظار ما هستند، به خصوص بعد از آنکه ما در حال عبور از آستانه گرمای یک و نیم درجه سانتی گراد بالاتر از سطوح پیش از دوران صنعتی هستیم، روندی که در اوایل دهه 2030 آغاز می شود.
۰
plusresetminus
به گزارش بلاغیک شوک ناگهانی اساس روند تصمیم سازی را وارونه کرده و رهبران را مجبور به اتخاذ تصمیمات و اقدامات فوری و مبرمی کرده است. آمیزه ای از بی اعتمادی، بد فهمی و ترس، علقه هایی را که دوام تمدن مدرن را تضمین می کند از میان برده است.
سال 1914 زمانی است که اروپا بسیج تابستانی خود برای جنگ را پشت سر می گذارد. اما این توصیف کاملا برای تابستان 2020 نیز مصداق دارد. بدترین همه گیری از زمان شیوع آنفلونزای سال های 20-1918 به سرعت گسترش یافته و به بحرانی نظام مند برای جهانی سازی تبدیل شده و به طور بالقوه زمینه را برای خطرناک ترین رویارویی ژئوپلتیک از پایان جنگ سرد به این سو آماده می کند.
تنها ظرف چند هفته همه گیری کووید 19 یک سوم اقتصاد جهانی را به تعطیلی کشاند و زمینه های بزرگ ترین شوک اقتصادی از زمان رکود بزرگ را فراهم کرد. با نگاه به پیش رو مهم ترین عاملی که نحوه واکنش نسبت به این بحران و تبعات آن را شکل خواهد داد، رهبری جمعی است. اما یک جزء بسیار مهم در این مفقود است. با توجه به اینکه ایالات متحده و چین برای هم شاخ و شانه می کشند، رهبری جهان باید از جایی دیگر جز واشنگتن یا پکن ظهور یابد.
بعلاوه برای هموار کردن راه از سر گیری همکاری های بین المللی،  باید پنبه سه افسانه زده شود. اولین افسانه این است که کووید19 را به عنوان یک رویداد «قوی سیاه» غیرمنتظره توصیف می کند که هیچ کس نمی توانسته آمادگی آن را داشته باشد. در واقع  مدافعان سلامت همگانی نظیر بیل گیتس و همه گیری شناسانی چون مایکل اوترهولم از دانشگاه مینه سوتا سال هاست که زنگ خطر را برای خطرات نظام مندی که ویروس های کرونا و آنفلونزا متوجه بشریت کرده اند به صدا درآورده اند، همچنان که سازمان های اطلاعاتی این کار را انجام داده اند.
شدت عمق بحران جاری، محصول قصور جمعی ما در اندیشیدن به شکل غیرخطی یا اعتنا کردن به اخطارهای واضح دانشمندان است. بدتر آنکه کووید19 احتمالا تنها یک دست گرمی برای بلایایی است که در نتیجه تغیرات اقلیمی در انتظار ما هستند، به خصوص بعد از آنکه ما در حال عبور از آستانه گرمای یک و نیم درجه سانتی گراد بالاتر از سطوح پیش از دوران صنعتی هستیم، روندی که در اوایل دهه 2030 آغاز می شود.
افسانه دوم این است که کووید19 جهانی سازی را بی اعتبار کرده است. قطعا سفرهای هوایی بین المللی  ویروس کرونا را بسیار سریع تر از شیوه های سفر قدیمی تر در سطح جهان منتشر کرده اند. با این حال جهانی سازی  ما را  به اطلاعات، داروها، فناوری و نهادهای چند جانبه لازم برای شکست نه تنها ویروس ها بلکه تمام تهدیدات جمعی دیگر نیز مجهز کرده است.
به این دلیل که اکنون یک اجتماع علمی جهانی مرتبط با هم از طریق فناوری های اطلاعاتی و ارتباطاتی وجود دارد که توالی ژنوم ویروس کرونای جدید را تا 12 ژانویه یعنی دو هفته بعد از گزارش چین در مورد  شناسایی چندین مورد از مبتلایان به این ویروس شناسایی کرده و به طور عام در دسترس قرار گرفته است. اکنون نیز پژوهشگران سراسر جهان در حال به اشتراک گذاشتن یافته های خود در تلاش برای ساخت یک واکسن هستند. تا پیش از این هیچگاه این تعداد افراد در سطح کشورهای متعدد بر روی یک پروژه مشترک همکاری نداشته اند.
افسانه سوم این است که ابزارهای سیاستگذاری و توافقنامه های نهادی فعلی ما نمی توانند ما را از این بحران عبور دهند. در واقع سازمان های بین المللی می توانند تنها بخشی از منابع لازم برای مهار ویروس و عواقب منفی اقتصادی آن بسیج کنند. مگر آنکه ما نحوه عملکرد نهادهایی چون سازمان بهداشت جهانی را تغییر دهیم و اهرم های بیشتری را در اختیار منابع بازیگران خصوصی قرار دهیم تا امکان برآورده شدن انتظارات ما فراهم شود.

همه گیری کووید 19 در لحظه حساسی از راه رسیده و بحران عمیق تری را در زمینه همکاری های بین المللی وجود داشته تسریع کرده است. حل هر دوی این بحران ها مستلزم نوآوری قابل توجه و یک همکاری گسترده به منظور دستیابی به یک موازنه پایدار بین رشد اقتصادی و رفاه اجتماعی است. این کار ساده ای نخواهد بود. در این راستا ما نه تنها باید به دنبال تغییر دادن نهادها و سیستم های اقتصادی گسترده ترمان باشیم، بلکه باید خودمان را نیز تغییر دهیم.
دستور کاری که به آن نیاز داریم شامل پنج بخش است. اول اینکه ما باید در جهت دستیابی به یک رهبری جامع تر در سطح جهانی کار کنیم. با توجه به دشواری های فعلی بین روابط آمریکا و چین، بقیه کشورهای عضو گروه 20 باید برای خلق ایده های جدید برای حل بحران موجود در سیستم تجاری جهانی، یعنی تشدید رقابت یکجانبه بر سر فناوری و فروپاشی اعتماد در چهارچوب های چند جانبه گرد هم آیند. اتحادیه اروپا، انگلیس، ژاپن، کانادا، اندونزی، هند، کره جنوبی و برزیل به طور خاص باید نقش بزرگ تری در پر کردن این خلاء رهبری ایفا کنند.
دوم آنکه ما به ائتلاف های رهبری چند سطحی جدیدی نیاز داریم که مرکب از سازمان های مدنی-اجتماعی، بخش خصوصی، اندیشکده ها و دیگران باشد. وقتی که رهبری بالا به پایین معمول راهگشا نیست، دیگران باید از موقعیت پیش آمده استفاده کنند.
سوم آنکه ما باید از ایجاد یک روند آرام و هموار در ساخت و توزیع یک واکسن برای کووید19 اطمینان حاصل کنیم. کشورهای عضو گروه 20 باید  به وعده های پیشین خود برای کار با سازمان های بین المللی مربوطه و شرکای علاقه مند بخش خصوصی به ایجاد پلتفرمی برای ساخت سریع یک واکسن ضمن رعایت اصل برابری عمل کنند. وضعیت به وجود آمده چالشی بی سابقه است که مستلزم ائتلافی بی سابقه است.

چهارم آنکه ما برای حل و فصل بحران مالی در حال شکل گیری در اقتصادهای در حال ظهور و در حال توسعه به قدرت آتش بیشتری نیاز داریم. صندوق بین المللی پول باید بی درنگ گروه جدیدی از «حقوق ویژه» را  درنظربگیرد و «باشگاه پاریس» که بر اعتبار دهندگان حاکمیت دارد و همکاری نزدیکی با چین دارد، باید به سطوح بدهی کشورهای وام گیرنده که هر چه می گذرد ناپایدارتر می شود رسیدگی کند.
سرانجام آنکه جامعه بین المللی باید شروع به ایجاد ائتلاف های لازم برای  تضمین موفقیت کنفرانس تنوع زیستی سازمان ملل و کنفرانس اقلیمی سازمان ملل در سال آینده کند. جهان به طورمبرمی نیازمند توافقنامه جدیدی در زمینه مسائل اقلیمی و زیست محیطی است، به خصوص قطع رابطه بین از دست رفتن زیستگاه ها و شیوع بیماری های قابل انتقال از حیوانات است.
مارگارت مک میلان مورخ، تجزیه و تحلیل خود از پیشروی جهان به سمت جنگ در سال 1914 را با یک پیام بسیار مهم به پایان می رساند: «اگر ما می خواهیم انگشت اتهام را از قرن بیست و یکم دور کنیم، می توانیم کسانی را متهم کنیم که اروپا را به دو دلیل وارد جنگ کردند. اول محرومیت از داشتن تخیل و ندیدن اینکه چنین کشمکشی چقدر می تواند ویرانگر باشد و دوم عدم شجاعت آنها برای ایستادن در برابر کسانی که می گفتند هیچ انتخاب دیگری جز رفتن به جنگ باقی نمانده. همیشه گزینه های دیگری هم وجود دارد.»
امروز هزینه های بی عملی تا همین جا نیز بسیار هنگفت بوده است. به جای پذیرش صرف فروپاشی سیستم چند جانبه، ما تخیل خود را به کار بیندازیم و مکانیسم های جدیدی را برای نوعی از همبستگی بیابیم که حل این بحران مطالبه می کند.
نویسنده: برتراند بادره/ ییوس تیبرگین (Bertrand Badré) نویسنده و از مدیران بانکی/ (Yves Tiberghien)  استاد علوم سیاسی در  دانشگاه بریتیش کلمبیا
منبع: https://b2n.ir/190768





بلاغ: انتشار مطالب و اخبار تحلیلی سایر رسانه‌های داخلی و خارجی لزوما به معنای تایید محتوای آن نیست و صرفا جهت اطلاع کاربران از فضای رسانه‌ای منتشر می‌شود.
ارسال نظر
نام شما
آدرس ايميل شما