پایگاه خبری بلاغ مازندران - آخرين عناوين سیاسی :: نسخه کامل http://www.bloghnews.com/political Tue, 16 Jul 2019 17:52:19 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 /skins/default/fa/950826/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط پایگاه خبری بلاغ مازندران http://www.bloghnews.com/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام پایگاه خبری بلاغ مازندران آزاد است. Tue, 16 Jul 2019 17:52:19 GMT سیاسی 60 پذیرش FATF یعنی اشتباه کردیم انقلاب کردیم! http://www.bloghnews.com/fa/doc/report/396775/پذیرش-fatf-یعنی-اشتباه-کردیم-انقلاب به گزارش بلاغ، طی یک‌سال اخیر سیاست‌های اقتصادی دولت نظیر ارز 4200 تومانی و یا اصرار بی‌نهایت برای تصویب FATF با انتقادات فراوانی رو‌به‌رو شده است. برای نقد و بررسی بیشتر این سیاست‌ها با آقایان «حجت‌الله عبدالملکی» و «کامران ندری» کارشناسان برجسته اقتصادی گفت‌وگویی را ترتیب دادیم که در برخی اوقات شکل مناظره به خود گرفت. متن این گفت‌وگوی داغ به شرح زیر است: سئوال: نقش سیاست‌های پولی دولت در شرایط فعلی اقتصاد کشور چه بوده است؟ ندری: من فکر می‌کنم در چهار دهه گذشته چیزی به نام سیاست پولی به معنای متعارفش نداشتیم، عمده تلاش مسئولان ما برای کنترل تورم منحصر به مدیریت و کنترل نرخ ارز بوده و هرگاه نرخ ارز کنترل شده، تورم هم کنترل شده است، اما رشد نقدینگی بالایی که با مهار نرخ ارز، آثار تورمی‌اش عقب افتاده بود، با خروج لنگر نرخ ارز از دست سیاست‌گذار، تخلیه شده است.سئوال: در یک سال گذشته که آقای همتی آمدند هم تغییر چندانی رخ نداد؟ ندری: نه، به نظرم آقای همتی هم به درستی بیشتر توجهش معطوف به نرخ ارز بوده و همین الان هم بیشترین توجه ایشان برای کنترل نرخ تورم، کنترل نرخ ارز می‌باشد. سئوال: آمارهای بانک مرکزی نشان می‌دهد رشد نقدینگی هم تغییری نکرده است. ندری: نقدینگی در حال حاضر در اقتصاد ما درونزاست، یعنی نمی‌شود کنترلی روی رشد کل‌های پولی داشته باشیم، ولی یک‌جوری باید تبعات تورمی آن را کنترل کنیم که این کار تاکنون به وسیله نرخ ارز انجام شده، ضمن اینکه بستر‌سازی برای کارهای جدید، زمان بر است. البته یک گامی را آقای همتی برداشته، آن هم در حد بخشنامه بوده و آن عملیات بازار باز است.عبدالملکی: سیاست پولی به‌عنوان یک برنامه در چارچوب فضای کشور باید تحلیل شود، ما سیاست پولی فعالی نداشتیم و رویکرد ما انفعالی بوده، الان سه اتفاق همزمان در اقتصاد در حال رخ دادن است که سیستم کلان اقتصاد کشور را به‌هم ریخته و تورم بالایی ایجاد کرده است. اتفاق اول در فضای روانی اقتصاد است، روانی شدن اقتصاد ما به‌خاطر تحریم، بازتاب مسائل تحریم در سیاست‌های اقتصادی و البته نوع مواجهه نظام سیاسی کشور با تحریم رخ داده است. عارضه دوم مربوط به به‌هم ریختگی بازار ارز است، که یک بخش کمی از آن مربوط به تحریم‌ها بود و بخشی هم مربوط به به‌هم ریختگی فضای روانی در اقتصاد است که بخش قابل توجهی از پول وارد بازار ارز شد و تقاضای سفته بازی و سوداگری افزایش پیدا کرد، از طرف دیگر در اثر خود نفس تحریم و عدم اراده برای مدیریت فضای تحریم تامین ارز کشور دچار چالش شد و افزایش جدی در طرف تقاضا برای سوداگری رخ داد اما در طرف عرضه تغییر خاصی دیده نشد. سومین مسئله نقدینگی کشور است که طی شش سال اخیر سه برابر شده و بخش زیادی از آن به شکل شبه پول است ولی شبه پولی که پشتوانه حساب‌های جاری بوده و به راحتی تبدیل به پول می‌شود. طی یک‌سال اخیر 10 درصد از شبه پول به پول تبدیل شده است. این اتفاق باعث می‌شود سوخت لازم برای تقاضای سوداگرانه شکل بگیرد.نکته دیگر اینکه در سال‌های اخیر و در دولت آقای روحانی، بحث کاهش نرخ ذخیره قانونی را داریم که سه درصد کاهش یافته و پایه پولی هم افزایش قابل توجهی داشته و این یک بحث اقتصاد سیاسی دارد و به نظر من تا حدودی مشکوک است. بانک مرکزی عملاً با کاهش نرخ ذخیره، قدرت بانک‌ها برای ارائه وام را بالا برد و از طرف دیگر توزیع بسیار نامتوازن در پرداخت تسهیلات فوق کلان به افراد محدود وجود داشت که با اقدام بانک مرکزی تسهیل شد. مسئله افزایش پایه پولی هم بخش قابل ملاحظه‌ای از آن به‌خاطر این بود که حتی در دوره بعد از برجام، منابع ارزی حاصل از نفت را نتوانستیم وارد کنیم و صرفا به حساب بانک مرکزی واریز شد و بانک مرکزی هم برای آن خلق پول کرد و پایه پولی را افزایش داد. در تیر 92 ذخایر خارجی بانک مرکزی 110 هزار میلیارد تومان بود که تا تیر 97 به 465 هزار میلیارد تومان رسید و چهار برابر شد. این دو اتفاق عامل اصلی افزایش نقدینگی بود اما چون متناسب با آن تولید کشور افزایش نیافت، موجب شوک تورم شد، اتفاقاتی که سال 97 رخ داد، یعنی خروج آمریکا از برجام، چاشنی اولیه شد برای اینکه انفجار تورمی اتفاق بیفتد و مدیریت نکردن مدیریت متعاقب بازار ارز هم باعث تشدید آن شد. سئوال: آقای ندری، شما گفتید اصلا سیاست پولی نداشتیم. ندری: بهتر است بگوییم تنها سیاست پولی ما تثبیت نرخ ارز بوده است. چون هدف سیاست پولی کنترل تورم است، ما با کنترل نرخ ارز، تورم را کنترل می‌کردیم و به دلیل فروش نفت، منابع ارزی زیادی داشتیم و بدون تحریم‌ها ابزار سهل‌الوصولی برای کنترل تورم در اختیارمان بود؛ اما فکر سیاست خارجیِ همراه با تنش را نکرده بودیم که استفاده از این ابزار را دچار چالش کرده خواهد کرد. عبدالملکی: از این جهت باید خدا را شکر کنیم که دشمن این چالش را ایجاد کرد تا از ابزارهای پایدار استفاده کنیم. ندری: ولی خب ما چهار دهه این چالش سیاست خارجی را داشتیم و چهار دهه هم عبرت نگرفتیم؛ چهار دهه برای کنترل تورم چیزی جز کنترل نرخ ارز به ذهنمان خطور نکرده است. در حالی که تورم به میزان پول در اقتصاد شما برمی‌گردد. سئوال: تورم پدیده‌ای پولی است. ندری: بله، پدیده‌ای پولی در بلندمدت است. حالا سؤالی که اینجا هست اینکه چگونه خلق پول را تنظیم کنیم؟ ما تلاش کردیم با نرخ ارز این کار را انجام دهیم اما بعضی اوقات به دلیل سیاست خارجی کنترل نرخ ارز از دست ما خارج شده، عامل اصلی تک رقمی شدن تورم در دوره آقای روحانی (فارغ از رکود و نرخ بهره) کنترل نرخ ارز بود. دولت نمی‌گذاشت نرخ ارز افزایش پیدا کند تا دستاوردش حفظ شود اما وقتی این لنگر رها شد، جهش نرخ ارز [از افزایش طبیعی آن] بلندتر بود. اگر دولت اصراری روی تورم تک رقمی نداشت - چون اتفاق ساختاری در اقتصاد ما رخ نداده بود- این جهش هم اتفاق نمی‌افتاد. زمانی تغییر ساختاری ایجاد نشده، بودجه وابستگی خیلی شدیدی به نفت داشته و نظام بانکی برای اینکه با مشکل مواجه نشود وابستگی شدیدی به ذخایر بانک مرکزی پیدا کرده، تنها وسیله برای کنترل تورم، نرخ ارز است که تحریم‌های آمریکا همین یک ابزار را هم از ما گرفت! به اضافه اینکه، شما باور نمی‌کردید آمریکا از برجام خارج شود و حتی بعد از آن باور نمی‌کردید تحریم‌ها برگردد! لذا تلاش کردید با همان سبک و سیاق قبلی بازار را مدیریت کنید، مانند اتخاذ سیاست‌هایی مثل ارز 4200 تومانی یا ارز آقای جهانگیری که تمایل به ادامه سیاست‌های قبل از برجام به شمار می‌آمد. سئوال: سؤال بعدی ما هم همین بود، دولت در فروردین 97 اعلام کرد نرخ ارز برای همه کالاها 4200 تومان تعیین می‌شود و هر نرخی جز آن قاچاق است. امروز بعد از گذشت بیش از یک‌سال از اتخاذ آن‌چه نتیجه‌ای را شاهدیم؟ ندری: شما وقتی نرخ ارز را روی 4200 تثبیت می‌کنید یعنی برای تامین ارز به شکل دستوری عمل می‌کنید. بنابراین ارز به گوشت تخصیص داده می‌شود اما می‌بینید که نتیجه نمی‌دهد چون شما نمی‌توانید در تمام مراحل توزیع گوشت نظارت کنید. ضمن اینکه میزان فساد دربرخی دستگاه‌های اداری و شبکه دلالی هم بالاست و شما نمی‌توانید کنترل‌های لازم را داشته باشید الا برخی موارد خاص مانند دارو. حال چه کنیم؟ باید نهاد‌های بازار را باید تقویت کنیم، انحصارات را از بین ببریم و رقابت را تقویت کنیم؛ البته تا وقتی رقابت ایجاد نشده، یکی از راه‌های مقابله با انحصار قیمت گذاری است.سئوال: پس شما موافق سیاست ارز 4200 تومانی هستید چون هنوز به رقابت نرسیدیم و دولت باید نرخ را تعیین کند. ندری: من می‌گویم باید متناسب با زیر‌ساخت‌ها تلاش کنیم، جایی که به نتیجه نمی‌رسیم باید تصمیم بگیریم که برگردیم به نظام برنامه‌ریزی متمرکز استالینیستی شوروی و جنگ خودمان، یا اینکه نهادهایی که نظام بازار را منضبط می‌کند را تقویت کنیم، من طرفدار دومی هستم. سئوال: آقای دکتر شما گفتید تا زمانی که به رقابت نرسیدیم. ندری: بله باید مداخله کنیم. سئوال: پس سیاست ارز 4200 چون هنوز به رقابت نرسیدیم درست بود! ندری: نه، ارز 4200 در جایی که می‌توان تخصیص صحیح داد خوب است مانند دارو؛ اما جایی که نداریم، خود شما هم به این جمع‌بندی می‌رسید که باید آن را حذف کنید مانند گوشت. سئوال: که با حذف ارز 4200 تومانی قیمتش کاهش یافت. ندری: در مورد نهاده‌ها هم به نظر می‌رسد کنترل ما تاحدودی موفق بوده و توانستیم با همان ارز 4200 تومانی به مرغداری تحویل دهیم و قیمت را کنترل کنیم. البته با یک مشکل جدی هم مواجهیم که کسری بودجه دولت است؛ یعنی ادامه این فرآیند برای دولت ممکن است اصلا امکان‌پذیر نباشد و در قیمت‌ها تجدیدنظر کند. سئوال: الان به نظر شما نرخ واقعی ارز چقدر است؟ندری: نمی‌توانم دقیق بگویم، من فکر می‌کنم هزینه‌های تولید با ارز 10 هزار تومان تعدیل شده و آمدن نرخ پایین‌تر از آن، خیلی سخت است. نرخ واقعی دلار حداقل 10 هزار تومان است. عبدالملکی: البته ولو به قصد کنترل تورم نمی‌توانید به نرخ ارز در بازار آزاد بی‌توجه باشید، آن چیزی که باعث القای تورم می‌شود، نرخ ارز دولتی نیست، نرخ بازار آزاد است یعنی مردم نمی‌گویند آقای جهانگیری گفته ارز 4200 تومان است پس خود را با آن تطبیق می‌دهیم! مردم به چهارراه استانبول، فردوسی و تلگرام و... نگاه می‌کنند؛ بازار آزاد هم حتما شکل می‌گیرد، اینکه بخواهید چنان سرکوب کنید که بازار آزاد شکل نگیرد، یک نفر از ترکیه با تلگرام این کار را می‌کند. یکی از‌ اشتباهات بسیار بزرگ دولت و آقای جهانگیری بعد از اعلام ارز 4200 تومان این بود که صرافی‌ها را بستند، به همین دلیل بازار آزاد ارز از چهار راه استانبول به ترکیه منتقل شد. ندری: البته هاب ارزی ما بعد از تحریم‌ها همیشه دوبی بوده چون روابط بانکی ما قطع است و عمده حواله‌های ارزی در امارات انجام می‌شود. این به‌خاطر قطع شدن ارتباطات سیستم بانکی ما با بانکداری بین‌الملل است. عبدالملکی: آقای دکتر آن چیزی که تورم را القا می‌کند الان فردوسی و استانبول است. ندری: منتها فردوسی و استانبول هم قیمت را از آن طرف می‌گیرند.عبدالملکی: من این برداشت را خودم هم داشتم اما آن چیزی که اقتصاد ایران را ایندکس می‌کند صرافی‌های داخل کشور هستند و اینها را ما با روزانه یک میلیون دلار می‌توانیم کنترل کنیم. به بازار آزاد نمی‌توان بی‌توجه بود، ولو اینکه 95 درصد نیازهای کشور را با ارز دولتی تهیه کنید اما همان پنج درصد اقتصاد کشور را جهت‌دهی می‌کند. ندری: یک ‌اشتباه دولت این است که فقط تراز تجاری را در نظر می‌گیرد، یعنی همه تحلیل هایش براساس میزان واردات و صادرات است و می‌گوید اینها تراز هستند؛ منتها اگر حساب سرمایه را در نظر بگیریم، اخیراً آقای همتی اعلام کردند 150 فرد حقیقی و حقوقی یک ریال ارز را برنگرداندند این یعنی ارزهای مذکور خارج از کشور دارد سرمایه‌گذاری می‌شود. شما تا چشم‌انداز سرمایه‌گذاری در کشور را مثبت نکنید آنهایی که مازاد دارند ترجیح شان این است که ارز خود را خارج ببرند. اینها اصلا ارتباطی با بازار تهران و مشهد و اینها پیدا نمی‌کند. عبدالملکی: اصلا بحث برای تقاضای واقعی ارز نیست یعنی بنده که راننده تاکسی هستم یا گوسفند دارم با چه نرخی خود را تطبیق می‌دهم؟ ندری: این درست است، با همین نرخ ارزی که روزانه می‌شنویم. عبدالملکی: نرخ ارز آزاد؛ شما برای مدیریت نرخ بازار آزاد باید از ابزار‌های بازار استفاده کنید و نمی‌توانید با دستور این کار را انجام دهید، یک زمانی در دهه 70 شاید با پلیس بازی می‌شد این کار را کرد اما الان با فضای مجازی نمی‌شود. بازار عرضه و تقاضاست، طرف عرضه و تقاضا را باید مدیریت کنید؛ در بخش تقاضا مهم‌ترین اتفاقی که می‌افتد تحت تاثیر مسائل روانی است. شما باید انتظارات و فضای روانی اقتصاد را مدیریت کنید و این شدنی است؛ حداقل کاری که می‌توان کرد این است که فضا را بهم نریخت و شوک وارد نکرد؛ به‌طور مکرر در سال گذشته سیگنال‌هایی از سوی رئیس‌جمهور، بانک مرکزی و برخی وزرا داشتیم که تقاضای سفته بازی را تحریک کرد. نمی‌گوییم این اظهارات عامدانه بوده، اما منفعلانه بوده است.پس مدیریت فضای روانی اقتصاد بسیار مهم است که بخشی از آن به نوع برخورد با پدیده تحریم – در کلام و عمل- مربوط است. اینکه شما چگونه با تحریم برخورد می‌کنید. اگر فعال اقتصادی مشاهده کرد که رئیس‌جمهور و مقامات اظهار می‌کنند که تحریم ما را بیچاره کرده و بیچاره می‌کند، می‌فهمد که افسار کار از دستان آنها خارج شده و نمی‌توانند مدیریت کنند. بنابراین مسئولان باید علاوه‌بر عمل در کلام نیز اطمینان بدهند که ما شرایط را مدیریت می‌کنیم و آمریکا هیچ غلطی نمی‌تواند بکند، چون این موارد اثر روانی در پی دارد. مدیریت واقعی پدیده تحریم هم به این معنی است که شما بتوانید نیازهای واقعی کشور را تأمین کنید. اینکه یک فردی که تأمین‌کننده اصلی کنجاله و غذای دام و طیور در کشور است بدون هیچ دلیلی کشتی‌هایش را روی دریا نگه می‌دارد درحالی که ارزش تخصیص یافته، به حساب فروشنده واریز شده، کالا ثبت سفارش و بارگیری شده ولی بیش از 20 کشتی را روی دریا نگه داشته برای اینکه اخاذی کند و شما هیچ کاری نمی‌کنید. در اینجا فقط گفتاردرمانی کفایت نمی‌کند و شما باید برخورد قاطع انجام دهید. سئوال: این فرد مدعی بود گمرک اجازه ترخیص کالا را نمی‌دهد.عبدالملکی: حرف بیخود زده است. شورای عالی امنیت ملی به این موضوع ورود کرد و آن را حل کرد. دقیقا چند روز مانده به نوروز سال گذشته، این بحث را تشدید کردند و حتی مدیرعامل یکی از شرکت‌های هلدینگ او به دفتر رهبری، نهاد ریاست جمهوری و نهادهای مختلف مراجعه و اعلام کرد که در شش ماه آینده کشور با بحران مواجه می‌شود. شورای عالی امنیت ملی به این موضوع به‌طور جدی ورود کرد و او را سر جایش نشاند. او هم کشتی‌هایش را تخلیه کرد و بقیه بارهایش هم کم کم رسید و بحرانی که این فرد به تنهایی داشت می‌ساخت رفع شد. البته این یک مصداق است.به‌هرحال اگر شما دست روی دست گذاشتید که مذاکرات و اینستکس و... چه می‌شود، خودبه‌خود فضای روانی را تشدید می‌کنید و تقاضای سفته‌بازی در بازار ارز بالا می‌رود.اما در طرف «عرضه»، شکی نیست که دولت بزرگ‌ترین تأمین‌کننده ارز کشور است و این دولت اگر می‌خواهد بازار ارز را مدیریت کند، در عرضه ارز برای تأمین نیازمندی‌های اصلی ارز کشور، نباید کوتاهی کند که به نظر من کوتاهی کرده است.هیچ برآوردی ذخایر ارزی کشور را کمتر از 100 میلیارد دلار تخمین نزده است و تا 180 میلیارد دلار هم گفته می‌شود. کشوری که 100 میلیارد دلار ذخایر ارزی دارد و باب صادرات هم به‌طور کلی به رویش بسته نیست و با استفاده از روش‌های دور زدن تحریم می‌تواند پول نفت را هم جابه‌جا کند، نباید منفعل باشد ولی (دولت) این کارها را نمی‌کند و ریسک آن را نمی‌پذیرد.در طرف عرضه، دولت باید ارز مورد نیاز کشور که چیزی حدود 50 تا 60 میلیارد دلار است را تأمین نماید.اگر این دو اتفاق بیفتد، قیمت دلار در اقتصاد ایران زیر هفت هزار تومان و حتی تا پنج هزار تومان خواهد بود. به این دلیل که بخش زیادی از ارز به صورت Cash (نقد) در دست مردم و فعالان اقتصادی و گاوصندوق‌ها و برخی موسسات خاص مانند برخی شرکت‌های زیرمجموعه بانک‌ها و موسسات پولی و اعتباری هست که برآورد می‌شود بین 20 تا 25 میلیارد دلار باشد. اگر یک مدیریت منطقی روی بازار یعنی طرف‌های عرضه و تقاضا اتفاق بیفتد، بخش قابل ملاحظه‌ای از ارزهای بلوکه شده در گاوصندوق‌ها به بازار تزریق می‌شود.محاسبات شخصی بنده نشان می‌دهد اگر پنج میلیارد دلار از این ارزها وارد بازار شود، قیمت دلار به زیر هفت هزار تومان می‌رسد و حتی ممکن است به پنج هزار تومان هم برسد.نکته دیگر درباره سیاست ارز 4200 تومانی که آقای دکتر ندری هم گفتند اینکه شما سازوکار مناسب برای نظارت بر کل زنجیره هزینه‌کرد ارز را داشته باشید. این شبکه نظارتی برای تعیین صلاحیت گیرنده ارز دولتی، مدیریت واردات کالا، تطبیق کالای اعلام شده و وارد شده، فروش کالا با قیمت تعیین شده در شبکه توزیع و... مورد نیاز است. اگر شما این شبکه را نداشته باشید، هر یک دلاری که ارز 4200 تومانی تخصیص می‌دهید خیانت و اسراف است؛ کما اینکه این اتفاق افتاد. بنابراین سیاست ارز ترجیحی را لازم می‌دانم، اما قبل از آن باید زیرساختش را فراهم می‌کردیم که در یک دوره سه تا شش ماهه می‌توانست فراهم شود، چون سخت‌افزار اصلی را داریم.سئوال: آقای ندری معتقدند باید زیرساخت نهادهای بازار را فراهم کنیم، ولی منظور شما این است که زیرساخت نهادهای کنترلی ایجاد شود؟عبدالملکی: شما حتی در شرایط صلح هم زیرساخت‌های کنترلی را نیاز دارید. یک بانک جامع اطلاعات اقتصادی مورد نیاز است که همه تراکنش‌های اقتصادی را مدیریت کند. این بانک جامع برای مقابله با فساد و پولشویی، کارآمدی نظام مالیاتی و... مورد نیاز است و اگر شما آن را در اختیار داشته باشید، می‌توانید یک بازار یا پدیده خاص را هم مدیریت کنید. دولت می‌توانست این کار را انجام دهد ولی نداده البته هنوز هم می‌تواند انجام دهد. سئوال: با توجه به مباحثی که طی ماه‌های اخیر درباره الحاق ایران به FATF مطرح شده و با توجه به تجربه تلخ برجام‌، پیوستن ایران به این کنوانسیون را چگونه ارزیابی می‌کنید؟ندری: من درباره اینکه FATF چه الزاماتی برای کشور دارد، اظهارات ضد و نقیض زیادی شنیده‌ام. دولتی‌ها می‌گویند اگر الزامات FATF رعایت نشود، حتی در روابط مالی با کشورهای دوست هم با مشکل مواجه می‌شویم. از طرف دیگر مخالفان دولت می‌گویند که اگر درشرایط تحریم FATF را بپذیریم با مشکل مواجه می‌شویم چرا که خود را موظف می‌کنیم اطلاعاتی که طرف مقابل می‌خواهد را در اختیارش قرار دهیم. من چون دستی بر اجرا ندارم، نمی‌توانم موضعی داشته باشم و هیچ یک از این اظهارات را تأیید یا رد کنم.البته شرایط تحریم یک وضعیت ویژه است و من نمی‌توانم درمورد آن نظر بدهم، ولی در بلندمدت تمام کشورهای دنیا برای آنکه بتوانند نقش بایسته خود را در نظام پولی بین‌الملل داشته باشند، مجبورند این الزامات را بپذیرند. ضمن اینکه من به اجرا کاری ندارم و این الزامات را از نظر تئوری نگاه می‌کنم. بنابراین چیز بدی نیست. حتی به نظر می‌رسد یکی از نهادهایی است که در بحث شفافیت در داخل باید تقویت گردد. برای اینکه بدانیم مبدأ و مقصد تراکنش‌ها کجاست؟ چه کسی آن را انجام می‌دهد؟ آیا صاحب تراکنش، حقوق حقه دولت یعنی مالیات را پرداخت کرده یا خیر؟ معامله براساس قانون بوده؟ و... بنابراین با نگاه تئوریک ‌اشکال خاصی در آن دیده نمی‌شود. اما اینکه در پشت این مسائل شیطنت‌هایی وجود داشته باشد را من نمی‌دانم. باید کسانی که به صورت عملی با نقل و انتقالات پولی درگیر هستند، مانند بانک‌ها توضیح دهند که آیا بدون دادن اطلاعات می‌توانند ارتباطات مالی را برقرار کنند یا خیر؟.عبدالملکی: ابتدا باید روشن کنیم که آیا ما می‌خواهیم نظامات بین‌المللی حاکم که عمدتا توسط قدرت‌هایی مانند آمریکا اعلام، ابلاغ و اجرا شده را تمام و کمال بپذیریم یا خیر؟ اگر می‌خواهیم بپذیریم، پس‌ اشتباه کردیم که انقلاب کردیم. چون انقلاب اسلامی ایران در تعارض با تعداد زیادی از اصول و قواعدی که کشورهایی مانند آمریکا بر دنیا تحمیل کرده‌اند شکل گرفته است. اساسا این جریان دقیقا جریان نبرد حق و باطل است و بخشی از این قوانین غیرمنطقی و غیرعادلانه و غیرالهی در حوزه اقتصاد است.آمریکا در حالی مدعی است سردمدار مبارزه با تروریسم است که به اعتبار اظهارات خودشان، بوجود آورنده داعش هستند. ترامپ در مناظره با هیلاری کلینتون می‌گفت آمریکا داعش را به‌وجود آورد، اما حالا مدعی می‌شود که ما داعش را از بین بردیم. هم‌اکنون عربستان از طریق سیستم‌های مالی رسمی دنیا داعش را تأمین مالی می‌کند و خود داعش هم دارد به راحتی نفت خام می‌فروشد.پس اینکه گفته شود ما مجبوریم نظامات بین‌المللی را بپذیریم، حرف غلطی است. ما نه مجبوریم و نه باید اینها را بپذیریم. خب حالا باید با همه آنها صد درصد تعارض کنیم؟ خیر. بعضی از این نظامات لازم است و حتی در برخی از آنها مشارکت داشته‌ایم و اگر آنجا حضور داشته باشیم، می‌توانیم در جهت جریان صلاح اسلام ابتکار عمل داشته باشیم.همچنین درباره تأمین مالی تروریسم و پولشویی و امثال این‌ها، چند نکته وجود دارد؛آنها دارند تلاش می‌کنند مسئله اثرگذاری تحریم‌ها را در اقتصاد ایران درونزا کنند. یعنی دارند کاری می‌کنند که حتی اگر شما نتوانید تحریم‌های بین‌المللی را دور بزنید، از درون دچار خود تحریمی بشوید.در زمان آقای طیب‌نیا، وزارت اقتصاد با FATF روی اجرای یک اکشن پلن (برنامه اقدام) سه صفحه‌ای توافق کرد. البته ابهامی وجود داشت که آیا دولت اجازه داشته چنین توافقی بکند یا نه، چون خیلی از این توافقات به مصوبه مجلس نیاز دارد و در واقع یک بحث حقوق اساسی دارد، ولی نهایتا در آن اکشن پلن به‌طور کلی چهار الزام برای ما در نظر گرفته شد؛ اولین الزام موضوع افشای اطلاعات است. باید تمام اطلاعات مربوط به تراکنش‌های بانکی را عندالتقاضا (یعنی به محضی که طرف مقابل تقاضا کند) باید در اختیار او قرار بدهید. شما باید یک نهاد FAU تأسیس کنید که کاملا مستقل بوده و نمی‌تواند زیرمجموعه هیچ کدام از ارکان حاکمیتی باشد، اطلاعات آنجا دپو می‌شود و هر وقت نهاد اصلی FATF درخواست اطلاعاتی کرد، FAU باید در اختیارش قرار دهد.مدافعان پیوستن به FATF می‌گویند قرار نیست لینکی برقرار شود که آنها همه اطلاعات ما را ببینند. این حرف درستی است که به آنها دسترسی آنلاین نمی‌دهیم، ولی تعهد می‌دهیم هر زمانی به اطلاعات جمع‌آوری شده نیاز داشتند، در اختیارشان قرار دهیم. بنابراین مسئله افشای اطلاعات، روزنه‌های دور زدن تحریم را برای ما کاملا می‌بندد، کما اینکه از طرف یک نهاد -که می‌خواهد گمنام بماند ولی معلوم است که کیست- اطلاعات مربوط به 400 صراف همکار ما در اختیار FAUهای دنیا قرار گرفت و ما به دست خودمان بخش قابل‌توجهی از مسیرهای دور زدن تحریم‌ها را بستیم، آن هم در شرایطی که هنوز الزامات FATF اجرایی نشده است!دومین الزام در اکشن پلن FATF، پذیرش کنوانسیون‌هایی است که با اصول  و قواعد جمهوری اسلامی در تعارض است؛ کنوانسیون‌هایی مانند پالرمو که جریان‌هایی مانند حزب‌الله لبنان و .. را تروریست می‌داند و با اصول حاکمیتی ما در تعارض است.سومین مورد، تغییر در نظام مجازات در داخل کشورهاست. به این ترتیب که براساس اقتضائات آنها، باید نظام مجازات‌هایتان را به گونه‌ای تغییر بدهید که بازدارندگی کافی ایجاد کند تا کسی –اشخاص حقیقی و حقوقی- در داخل، از تعاریف تروریسم و پولشویی مورد‌نظر FATF تخطی نکند. یعنی قوانین جمهوری اسلامی ایران به گونه‌ای باید تغییر کند که اگر مثلا عنوان شد سپاه پاسداران تروریست است، هیچ بانکی در ایران جرئت نکند با سپاه یا هر نهاد مورد نظر دیگر کار کند. علاوه‌بر این FATF راستی‌آزمایی می‌کند که آیا نظام مجازات شما به اندازه کافی بازدارنده هست یا خیر؟.در انتهای اکشن پلن هم تأکید شده که ما مجدداً بررسی خواهیم کرد که آیا اصلاحات لازم اعمال شده یا کارهای بیشتری باید انجام شود. خلاصه اینکه آنها هوشمندانه می‌دانند که دارند چه کاری انجام می‌دهند و قواعد مورد نظرشان ما را در سرسره‌ای می‌اندازد که باید تا انتهای آن را برویم.حالا فرض کنید ما تا انتهای این سرسره را برویم، در شرایطی که تحریم‌های بانکی آمریکا و اتحادیه اروپا وجود دارد، پذیرفتن یا نپذیرفتن قواعد FATF تفاوت بسیار ناچیزی دارد. با تحریم‌های مالی و بانکی آمریکا، آب از سر ما گذشته است. مثل اینکه ما در کف یک استخر باشیم و بگویند با پذیرش قواعد FATF، یک سطل از آب استخر خالی می‌کنیم.بعضی از موافقان می‌گویند ما قواعدی مانند پالرمو و CFT را می‌پذیریم ولی اجرا نمی‌کنیم و اطلاعات را می‌دهیم. این در حالی است که براساس حقوق بین‌الملل، پذیرفتن یک قرارداد و نقض آن نسبت و نپذیرفتن و اجرا نکردن آن بدتر است.ندری: خب وقتی آنها با ما کار نمی‌کنند، کار به افشای اطلاعات نمی‌رسد. یعنی باید ابتدا قبول کنند که پول ما را جابه‌جا کنند، بعد اطلاعات بخواهند، ولی وقتی که جابه‌جا نمی‌کنند، اطلاعاتی هم نمی‌گیرند. ظاهرا این دو گزاره در تعارض با یکدیگرند که یک جا می‌گویید چه این الزامات را بپذیریم و چه نپذیریم، با ما کار نمی‌کنند. خب اگر کار نمی‌کنند، پس اطلاعاتی هم نمی‌گیرند.عبدالملکی: آنها اطلاعات را می‌گیرند ولی کار نمی‌کنند.ندری: وقتی قرار است پولی را از جایی به جای دیگر منتقل کنند، از شما اطلاعات می‌خواهند، بنابراین نمی‌توانند اطلاعات را بگیرند و بعد از آن بگویند کار را انجام نمی‌دهیم.عبدالملکی: دریافت اطلاعات آنها اساساً محدود به تراکنش‌هایی که قرار است در آینده اتفاق بیفتد، نیست. نهادهای امنیتی آمریکا در این مراکز مستقر هستند.ندری: تا جایی که من می‌دانم، اطلاعاتی که رد و بدل می‌شود، مربوط به تراکنشی است که قرار است در آن لحظه انجام بگیرد.سئوال: در این شرایط ما چگونه می‌توانیم به جریان مقاومت نظیر حزب‌الله لبنان، حماس و... که از نظر غربی‌ها تروریست هستند کمک مالی کنیم؟ندری: شما باید این کار را از مسیرهای غیررسمی انجام بدهید. کما اینکه کشورهای دیگر هم گروه‌های مورد حمایت خود را که از منظر نهادهای بین‌المللی تروریستی هستند، تأمین مالی می‌کنند. حزب‌الله را شورای امنیت سازمان ملل گروه تروریستی نمی‌شناسد و آمریکا تروریست می‌شناسد، ولی داعش را شورای امنیت هم تروریستی می‌داند، اما دارند به آنها کمک می‌کنند، ولی از طرق رسمی که به آنها کمک نمی‌کنند.عبدالملکی: همه کمک‌ها از طرق رسمی است.ندری: اگر هم این کار را می‌کنند، به گونه‌ا‌ی روش دور زدن را پیدا کرده‌اند.عبدالملکی: چشم‌پوشی می‌کنند.ندری: اگر مدارکی در این رابطه باشد و کسی بتواند آن را افشا کند، طبیعتاً در دنیای امروز این‌طور نیست که بتوانید افکار عمومی را کنترل کنید. سئوال: رئیس FATF دستیار وزیر خزانه‌داری آمریکا بوده است. این عجیب نیست؟ندری: برای من عجیب آن است که علی‌رغم آنکه آمریکا ریاست FATF را در دست دارد، چرا هر چهار ماه، مهلت ایران را تمدید می‌کند؟.عبدالملکی: برای اینکه امیدوار است برنامه‌ای که دولت چیده، به نتیجه برسد. دولت اکشن پلن را پذیرفته، ثانیا متناسب با آن، بخش زیادی از اقداماتی که نیاز به قانون نداشته را اجرا کرده، ثالثا لایحه اقداماتی که نیاز به قانون دارد را تهیه نموده و رابعا مجلس را مجاب کرده که آن را بپذیرند و خامسا الان تصویب آن پشت درب مجمع تشخیص مصلحت نظام است. به قول معروف دولت «گاو را پوست کنده و به دمش رسیده» است.ندری: شما می‌توانید قانون را تصویب کنید و بعد مدعی شوید زیرساخت و نیروی تربیت شده برای اجرا را ندارید. اگر قرار به بازی کردن است، بهتر هم می‌شود بازی کرد. حداقل ما می‌دانیم که در کشور ما با تصویب قانون همه چیز تمام نمی‌شود. قوانین متعددی در کشور داریم که تصویب شده، اما اجرا نشده است.عبدالملکی: داستان FAU دقیقا همین است. FATF گفته است که این اکشن پلن را انجام بدهید، بعد هم راستی‌آزمایی می‌کنم که چه مقداری از آن موثر افتاده و چه بخشی نیفتاده است.ندری: شما می‌توانید بگویید زیرساخت و نیروی تربیت‌شده برای این کار ندارید یا حتی بگویید نمی‌خواهیم فعلاً معامله‌ای انجام بدهیم.عبدالملکی: اینکه بدتر است، چون شما تعهدات را براساس کنوانسیون‌های CFT و پالرمو پذیرفته‌اید، اما الزاماتش را اجرا نکرده‌اید. وقتی شما CFT را نپذیرفته‌اید، حتی اگر پرونده را به شورای امنیت ببرند، مدعی می‌شوید که شما الزامی به رعایت مفاد آن نداشته‌اید، اما اگر بپذیرید و الزامات آن را انجام ندهید، حالا می‌توانند شما را به شورای امنیت ببرند و علیه شما قطعنامه شدیدتر بگیرند.ندری: من نمی‌دانم منظور شما از الزاماتی که دست و پای ما را می‌بندد، چیست. اما حس می‌کنم مخالفان دارند درباره آثار و تبعات این موضوع سیاه‌نمایی و بزرگنمایی می‌کنند. در طرف مقابل، دولت هم ممکن است برعکس عمل نموده و آثار مثبت را بزرگ‌نمایی، و تبعات آن را کوچک‌نمایی کند. اگر فقط بخواهیم به‌صورت تئوریک نگاه کنیم، به نظر نمی‌رسد در اصل این‌ها ‌اشکالی وجود داشته باشد.عبدالملکی: اگر در حکومت جهانی امام‌زمان‌(عج) اینها را اجرا کنیم خیلی خوب هستند، ولی ما هم‌اکنون در یک نبرد بین حق و باطل هستیم و با این کار سرخطه‌ای جبهه حق را به جریان باطل خواهیم داد.ندری: این موارد هیچ کجا به صورت صد درصدی اجرا نمی‌شود، مخصوصاً در ایران که نمی‌شود گفت کدام قانون به صورت صد درصدی اجرا می‌شود.عبدالملکی: این کار یک کانال قانونی در اختیار طرف مقابل قرار می‌دهد که می‌تواند براساس آن مدعی شود. عمده محکومیت‌هایی که در موضوع هسته‌ای علیه ما اعمال شد، به‌واسطه پذیرفتن نظام پادمانی آژانس بین‌المللی انرژی اتمی بود. آنها می‌گویند چون شما این سیستم نظارتی را پذیرفته‌اید، پس مستند به همان شما را محاکمه می‌کنیم و این کار را با افزودن چند دروغ و سند ساختگی انجام می‌دهند. اسرائیل این نظام را نپذیرفته و کسی هم براساس مناسبات حقوق بین‌الملل آنها را متهم نمی‌کند. ما چهار لایحه اصلی احتیاج داشتیم که دو مورد از آنها پشت درهای مجمع تشخیص مصلحت نظام است و دو مورد دیگر تصویب و اجرا شده و دولت هم این را اعلام نموده است. با این وجود در بیانیه‌ای که چند ماه قبل FATF صادر کرد، گفته‌اند که براساس بررسی‌های ما، آن دو موردی که دولت ایران مدعی است اجرا کرده هم از نظر ما به درستی اجرا نشده است، چون آن کاری که باید می‌کردید را نکردید. لذا اکنون فشار می‌آورند که لوایح باقیمانده را تصویب کنید تا به دو مورد قبلی بازگردیم! یعنی ما هیچ‌وقت نمی‌توانیم الزامات FATF را تأمین کنیم. ]]> سیاسی Tue, 16 Jul 2019 07:27:32 GMT http://www.bloghnews.com/fa/doc/report/396775/پذیرش-fatf-یعنی-اشتباه-کردیم-انقلاب کشتی‌های انگلیسی از ترس توقیف به تنگه هرمز نزدیک نمی‌شوند http://www.bloghnews.com/fa/doc/news/396717/کشتی-های-انگلیسی-ترس-توقیف-تنگه-هرمز-نزدیک-نمی-شوند به گزارش بلاغ نیروی دریایی انگلیس بامداد روز پنج‌شنبه، ۱۳ تیر ۹۸، به نفتکش «گرِیس ۱» که حامل نفت ایران بود و قصد عبور از تنگه جبل‌الطارق را داشت حمله و این کشتی را توقیف کرد.انگلیسی‌ها در توجیه و بهانه‌تراشی برای این اقدام خود ، مدعی شدند که مقصد‌گریس۱ سوریه بوده و توقیف این نفتکش به خاطر تخطی ایران از تحریم‌های اتحادیه اروپا علیه دمشق صورت گرفته است. ادعایی که البته از سوی معاون سیاسی وزارت امور خارجه کشورمان تکذیب شد. عباس عراقچی پاسخ ادعای انگلیس‌ها را اینگونه داد: «نفتکش حامل نفت ایران یک سوپرتانکر با دو میلیون بشکه ظرفیت بوده است که به خاطر ظرفیت بالا امکان عبورش از کانال سوئز نبوده و لذا از جبل‌الطارق به مقصد خود عازم شده است. برخلاف ادعای انگلیس مقصد آن سوریه نبوده، کما اینکه بندری که از سوریه نام بردند اصولا ظرفیت پذیرش چنین سوپرتانکری را ندارد، هدف جای دیگری بوده و از آبراه بین‌المللی در جبل‌الطارق عبور می‌کرده و هیچ قانونی به دولت انگلیس این اجازه را نمی‌دهد که این نفتکش را متوقف کند و از نظر ما این راهزنی دریایی است و خواستار آزادسازی سریع این نفتکش هستیم.»وب‌سایت «تانکر ترکرز» نیز که رفت‌وآمد نفتکش‌ها را رهگیری می‌کند، تأیید کرده است که برخلاف ادعای مقامات غربی، مقصد‌ گریس۱ بندر «بانیاس» در سوریه نبوده است، چرا که آب‌های اطراف این بندر کم‌عمق هستند و ابَرنفتکشی مانند‌گریس ۱ که تخمین ‌زده می‌شود ۲ میلیون بشکه از یک مایع بسیار سنگین (سنگین‌تر از نفت خام) را حمل می‌کند، اصلاً نمی‌توانسته در این بندر پهلو بگیرد.دردسرهای یک اقدام احمقانه از سوی دیگر حمله به نفتکش ایرانی که در تاریکی نیمه شب به وقوع پیوست ، واکنش شدید مقامات کشورمان را در پی داشت و بسیاری از مقامات رسمی سیاسی و نظامی جمهوری اسلامی لندن را به راهزنی دریایی متهم کردند و برخی دیگر حتی لندن را به اقدام متقابل علیه نفتکش‌های انگلیسی تهدید کردند . محسن رضایی، دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام جمهوری اسلامی ایران از جمله مقامات کشورمان بود که در ساعات اولیه اعلام توقیف نفتکش ایرانی توسط دولت بریتانیا، به آن واکنش نشان داد و در توئیتر خود نوشت: «انقلاب اسلامی در طول تاریخ چهل ساله خود، در هیچ معرکه‌ای آغازگر تنش نبوده، اما در پاسخ به زورگویان و گردنکشان، تعلل نکرده و تردید به دل راه نداده است. انگلیس اگر نفتکش ایرانی را رفع توقیف نکند، وظیفه دستگاه‌های مسئول، اقدام متقابل و توقیف یک نفتکش انگلیسی است.»مجید تخت‌روانچی نماینده ایران در سازمان ملل نیز در مصاحبه با شبکه بی‌بی‌سی به انگلیس هشدار داد که بهتر است هرچه زودتر کشتی توقیف‌شده در «جبل‌الطارق» را آزاد کند؛ در غیر این صورت لندن با تبعاتی مواجه می‌شود.بعد از تهدیدهای تلویحی و صریح تهران مبنی بر این‌که دزدی دریایی انگلیسی‌ها بی‌پاسخ نخواهد ماند، تازه دردسرهای این «اقدام احمقانه » (به بیان روحانی، رئیس‌جمهور ) برای انگلیسی‌ها شروع شد. چنان‌که مقامات ایرانی هم هشدار داده بودند، اقدام لندن امنیت عبور و مرور دریایی را به خطر انداخته و برخی گزارش‌ها حکایت از آن دارد که ناامنی دریانوردی زودتر از آن‌چه که انگلیس تصور می‌کرد، دامن‌گیر خود این کشور شده است. وحشت کشتی‌های انگلیسی از احتمال اقدام متقابلتهدیدهای لفظی تهران کافی بود تا اوایل روز بعد، یعنی شنبه، ۱۵ تیر ۹۸، توقف غیرمنتظره نفتکش انگلیسی «پاسفیک وُیِجِر» بین مرزهای آبی ایران و امارات موجب نگرانی‌های شدید و ترس از این شود که نکند نیروی دریایی سپاه پاسداران این نفتکش را توقیف کرده باشد. اگرچه این نگرانی بی‌اساس بود و به سرعت هم تأیید شد که پاسیفیک ویجر توقیف نشده، اما نهایتاً نیروی دریایی انگلیس وادار شد تا ناوچه «اچ‌ام‌اس مونتروز» را که در بحرین مستقر بود همراه با یک فروند کشتی مین‌روب برای اسکورت این نفتکش اعزام کند.چیزی نگذشت که نفتکش «بریتیش هریتیج» متعلق به کمپانی «بی‌پی» نیز که به مقصد بصره عراق در حرکت بود، از ترس توقیف توسط ایران وادار به دور زدن شود و در یکی از بنادر سعودی «پناه بگیرد.»از سوی دیگر شبکه خبری بلومرگ آمریکا نیز تایید کرد نفتکش‌های انگلیسی در خلیج ‌فارس متوقف شده و از ورود به تنگه هرمز خودداری می‌کنند.به گزارش مشرق روز پنج‌شنبه نیز برخی گزارش‌ها ادعا کردند که بریتیش هریتیج هنگام خروج از تنگه هرمز توسط پنج شناور مسلح سپاه پاسداران محاصره شده است و این شناورها به نفتکش انگلیسی دستور داده‌اند تا در آب‌های ایران متوقف شود. گرچه روابط عمومی منطقه پنجم نیروی دریایی سپاه ادعای تلاش شناورهای نیروی دریایی سپاه برای توقیف نفتکش انگلیسی در خلیج ‌فارس را تکذیب کرد اما سی‌ان‌ان به نقل از دو مقام گمنام آمریکایی مدعی شد که ناوچه مونتروز که بریتیش هریتیج را اسکورت می‌کرده سلاح‌هایش را به سوی قایق‌های سپاه هدف گرفته و آنها را از نفتکش دور کرده است. سی‌ان‌ان حتی مدعی شد وزارت دفاع آمریکا توسط یکی از پرنده‌های خود (احتمالاً یک هلیکوپتر) فیلم این اتفاق را هم ضبط کرده، اما هنوز این فیلم را منتشر نکرده است.بازی تبلیغاتی لندن عیان شدن هراس انگلیس از سپاه البته شواهد نشان می‌دهد این گزارش رسانه‌ای صرفاً یک بازی تبلیغاتی برای متهم کردن ایران به تنش‌آفرینی بود. خبرگزاری اسپوتنیک روز پنج‌شنبه در گزارشی با‌‌ اشاره به ادعای برخی رسانه‌های غربی مبنی بر تلاش 5 شناور سپاه پاسداران برای توقیف نفتکش بریتانیایی، درپی راهزنی دریایی این کشور در حمله به نفتکش ایرانی در تنگه جبل‌الطارق، به نقل از یک کارشناس مسائل راهبردی نوشت: اگر نیروی دریایی ایران قصد داشت یک نفتکش بریتانیایی متعلق به «بریتیش پترولیوم» را توقیف کند، از مبدا این امکان را داشت که این نفتکش توقیف شود، چرا که این نفتکش در بصره بارگیری کرده و هنگامی که می‌خواست از این بندر جدا شود، نهایتا می‌بایست از دهانه اروند رود عبور کند و باید از نقطه «آر» در خلیج ‌فارس عبور کند.وی افزود: نقطه «آر» نقطه‌ای در خلیج ‌فارس است که در دهانه اروند رود و در حوزه سرزمینی و تسلط ایران قرار دارد. آن نفتکش قاعدتا از آنجا عبور کرده است و برای نیروی دریایی ایران و سپاه پاسداران، اگر می‌خواست آن نفتکش را توقیف کند بسیار راحت‌تر بود که با حجم نیرویی که داشت نفتکش را در آنجا توقیف کند. ضمن اینکه اساسا توقیف یک نفتکش غول‌پیکر با 3-4 قایق گشت‌زنی امکان‌پذیر نیست.این روزنامه همچنین در گزارشی به افزایش سطح امنیتی کشتی‌های انگلیسی در پی انتشار این خبر ساختگی‌‌ اشاره و به عیان شدن وحشت انگلیسی‌ها از احتمال اقدام متقابل جمهوری اسلامی ایران در پی توقیف نفتکش ایرانی در تنگه جبل‌الطارق تاکید کرد.به هر حال، نیروی دریایی انگلیس با راهزنی دریایی و توقیف‌گریس ۱ در دریای مدیترانه بازی خطرناکی را آغاز کرد که اکنون امنیت دریانوردی در خلیج ‌فارس و تنگه هرمز را تهدید می‌کند.نخست‌وزیر سابق سوئد: اقدام انگلیس غیرقانونی استاگرچه نیروی دریایی انگلیس همچنان در حالت آماده‌باش به سر می‌برد و لندن و واشینگتن در حال رایزنی برای افزایش حفاظت از نفتکش‌ها در مقابل تهدید احتمالی ایران هستند، اما واکنش‌های تهران به توقیف نفتکش ‌گریس ۱ به موضوع امنیت دریانوردی محدود نبوده است. دولت پس از دزدی دریایی انگلیس چندین بار سفیر این کشور در تهران را فراخواند تا مراتب اعتراض خود را به او ابلاغ کند. در نتیجه این کنش و واکنش، تنش‌های دیپلماتیک میان تهران و لندن بالا گرفت و حتی انگلیس به تلاش برای تضعیف برجام نیز متهم شد. بهانه انگلیسی‌ها برای توقیف نفتکش نقض تحریم‌های اتحادیه اروپا بود، در حالی که حتی «کارل بیلدت» نخست‌وزیر و وزیر خارجه سابق سوئد و از مدیران اندیشکده اروپایی «شورای روابط خارجی اروپا» نیز مبنای قانونی اقدام انگلیس را زیر سؤال برد و یادآور شد که نه تنها ایران یک کشور اروپایی نیست که ملزم به رعایت تحریم‌های اتحادیه اروپا علیه سوریه باشد، بلکه اقدام اتحادیه اروپا در اِعمال تحریم‌هایش خارج از مرزهای این اتحادیه، دقیقاً همان ایرادی است که اروپایی‌ها به تحریم‌های ثانویه و فرامرزی آمریکا می‌گیرند.به هرحال باید گفت، اقدام خصمانه و غیرقانونی انگلیس امروز کمانه کرده و برای کشتی‌های عبوری آنها از خلیج ‌فارس دردسرساز شده است. ، ]]> سیاسی Tue, 16 Jul 2019 03:08:58 GMT http://www.bloghnews.com/fa/doc/news/396717/کشتی-های-انگلیسی-ترس-توقیف-تنگه-هرمز-نزدیک-نمی-شوند انگلستان باید ادب شود http://www.bloghnews.com/fa/doc/note/396543/انگلستان-باید-ادب-شود به گزارش بلاغ، جمهوری اسلامی در راهبرد خود اعلام کرده «دوران بزن و در رو» تمام شده است و اگر تعرضی به ایران اسلامی صورت پذیرد، متجاوز حتماً با پاسخ سخت و کوبنده ایران مواجه خواهد شد و این ایران است که محدوده زمانی، مکانی و نوع اقدام و به‌عبارت ‌دیگر چگونگی پاسخ به متجاوز را تعیین خواهد کرد. عملکرد جمهوری اسلامی ایران نیز این امر را اثبات نموده است. به‌عنوان نمونه ۱۷ خردادماه سال ۱۳۹۶ تروریست‌های داعشی به ساختمان مراجعات مردمی مجلس شورای اسلامی و مرقد مطهر حضرت امام خمینی (رحمه‌الله علیه) حمله کردند. پس از اتمام عملیات تروریستی و در همان روز، سپاه پاسداران با صدور بیانیه‌ای، وعده انتقام از این عملیات تروریستی را داد و در تاریخ ۲۸ خردادماه ۱۳۹۶ در عملیاتی که به نام «لیله‌القدر» نام‌گذاری شد، در حمله به مقر تروریست‌های تکفیری در دیرالزور سوریه به وسیله شش فروند موشک بالستیک، به وعده داده شده عمل کرد.بار دیگر در پاسخ به حمله تروریستی 31 شهریور 1397 در اهواز که توسط عناصر وابسته به گروهک‌های تکفیری صورت گرفت و منجر به شهادت تعدادی از هموطنان و ازجمله یک کودک خردسال گردید، جمهوری اسلامی ایران مبتنی بر همین راهبرد، در نهم مهرماه 1397، طی عملیاتی با نام «ضربت محرم» با شلیک شش فروند موشک بالستیک زمین به زمین از کرمانشاه، مقر سرکردگان تروریست‌ها در کشور سوریه را هدف قرار داد.در آخرین نمونه نیز می‌توان به گلوله‌باران مقرهای گروهک‌های تروریستی در منطقه اقلیم کردستان توسط سپاه پاسداران در اواخر هفته گذشته در پاسخ به انجام عملیات تروریستی این گروهک‌ها در داخل خاک کشورمان که منجر به شهادت تعدادی از هموطنان گردید ‌اشاره کرد. در این عملیات علاوه‌بر استفاده از توپخانه، پهپادهای رزمی نیز مشارکت داشته و اهداف مورد‌نظر را منهدم نمودند.اکنون و پس از راهزنی دریایی انگلستان، مسئولین سیاسی و نظامی کشورمان به انگلستان هشدار داده‌اند بدون قید و شرط و به سرعت، نفتکش توقیف‌شده را رها کنند و فارغ از این‌که انگلستان در این خصوص چگونه رفتار نماید، اعلام ‌شده که پاسخ مناسب توسط ایران به این راهزنی دریایی داده خواهد شد. جناب آقای روحانی رئیس‌جمهور محترم کشور با بیان اینکه اقدام انگلیسی‌ها کاری بسیار سخیف، غلط و ‌اشتباه بود و به زیان آنها است، تصریح کرد: همه باید تلاش کنیم که در سطح جهان، خطوط کشتیرانی از امنیت کامل برخوردار باشد و به انگلیسی‌ها گوشزد می‌کنم که شما آغازگر ناامنی هستید و تبعات آن را بعداً درک خواهید کرد.سرلشکر باقری رئیس‌ ستاد کل نیروهای مسلح کشورمان نیز درخصوص توقیف یک فروند نفتکش حامل نفت ایران از سوی انگلیس به اتهامات واهی در آب‌های بین‌المللی تأکید کرد: این اقدام بدون پاسخ نخواهد ماند و به صورت مقتضی، در زمان و مکانی مناسب، پاسخ این اقدام ذلت‌بار مدنظر قرار خواهد گرفت. ایشان اعلام داشت: وجوه برجسته ملت و نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران امروز با امتیازات دشمن قابل مقایسه نیست و ما دست برتر را داریم.با توجه به معتبر بودن این تهدید و باور قطعی طرف مقابل مبنی بر صحت داشتن گزاره اقدام متقابل توسط ایران، شاهد ترس و واهمه در طرف انگلیسی هستیم. توقف یک نفتکش انگلستانی در منطقه خلیج‌فارس و عدم خروج از تنگه هرمز از ترس اقدام متقابل ایران و در نهایت همپایی [اسکورت] این نفتکش توسط کشتی نظامی انگلستان برای خروج از منطقه، این امر را اثبات می‌نماید که گزینه اقدام متقابل ایران، در فضای ادراکی و شناختی نظامیان و سیاسیون انگلستانی، به یک گزینه معتبر، باورپذیر و حتمی‌الوقوع، تبدیل شده است. با این وصف هرچند انگلستان با اقدامات سخیف تلاش می‌نماید مانع از اقدام متقابل ایران شود لیکن ایجاد این ترس و واهمه، خود یکی از راهبردهای جمهوری اسلامی ایران برای تحقیر بیشتر انگلستان است. نیرویی که در آماده‌باش قرار دارد، بیش از نیروهایی که یک درگیری را تجربه کرده‌اند در فشار روانی به سر می‌برد. این فضای وهم‌آلود، روحیه و ذهن نیروی نظامی را تخریب می‌نماید به‌ویژه آن‌که نیرویی که هم‌اکنون در آماده‌باش قرار دارد، سمت و کیفیت حمله را نمی‌داند. نیروهای نظامی انگلستان در منطقه و تمام کشتی‌های این کشور اعم از نفتکش و غیر آن می‌توانند سمت و سیبل هدف ایران باشند. انتشار برخی اخبار مجعول مبنی بر این‌که قایق‌های سپاه در توقیف یک نفتکش انگلستانی ناکام بوده‌اند را باید در راستای تقویت روحیه نیروی‌های انگلیسی مستقر در منطقه ارزیابی کرد. سپاه پاسداران همواره در منطقه خلیج‌فارس به منظور صیانت از مرزهای خود و حفظ امنیت منطقه، حضور فعال دارد و قرار نیست عملکرد عادی خود را با نظر و رأی دیگران، تغییر دهد. اگر ایرانیان قصد توقف نفتکش انگلستان را داشتند، این امر صورت می‌پذیرفت و کشتی نظامی انگلستان نیز هیچ غلطی نمی‌توانست انجام دهد.ایرانیان نشان داده‌اند که شطرنج‌بازان خوبی هستند و در موقعیت مناسب از مهره‌های در اختیار خود استفاده می‌کنند ضمن این‌که در ادبیات سیاسی به هنر قالی‌بافی ایرانیان نیز ‌اشاره می‌شود. ایرانیان با صبر و طمأنینه، گره‌ها را می‌زنند و در پایان، از ترکیب این گره‌ها، یک قالی نفیس تولید و رونمایی می‌شود. ایران به این دزدی دریایی انگلستان، پاسخ شایسته که علاوه‌بر پشیمان‌کننده بودن، تحقیرکننده نیز باشد خواهد داد و در این اصل، هیچ شک و شبهه‌ای وجود ندارد. تنها اقدامی که انگلستان می‌تواند انجام دهد این است که با رها کردن کشتی توقیف‌شده و عذرخواهی رسمی از ایران، خسارات وارده را نیز جبران نماید تا شاید بتواند به این وسیله از شدت اقدام متقابل ایران، بکاهد. هر مؤلفه و متغیر دیگری از سوی انگلستان با تصور ممانعت از اقدام متقابل ایران صورت پذیرد، تنها باعث آسیب‌پذیری و خسارت بیشتر برای طرف انگلستانی خواهد شد. ]]> سیاسی Sun, 14 Jul 2019 19:24:52 GMT http://www.bloghnews.com/fa/doc/note/396543/انگلستان-باید-ادب-شود تکرار خواسته‌های ترامپ به زبان فرانسوی http://www.bloghnews.com/fa/doc/report/396328/تکرار-خواسته-های-ترامپ-زبان-فرانسوی به گزارش بلاغ، پایگاه خبری پولیتیکو با‌ اشاره به سفر اخیر «امانوئل بون» مشاور دیپلماتیک رئیس‌جمهور فرانسه به تهران به نقل از دیپلمات‌های اروپایی نوشت: یکی از گزینه‌های در دست بررسی، طرحی موسوم به «توقف در برابر توقف» است. در این طرح پیشنهادی قرار است آمریکا در ازای توقف اقدامات بیشتر از سوی ایران برای کاستن از تعهدات برجامی، اعمال تحریم‌های بیشتر را به منظور آغاز گفت‌وگوها متوقف کند.طبق گزارش این رسانه آمریکایی، یک مشوق احتمالی برای ترغیب ایران به این کار این خواهد بود که آمریکا معافیت‌ از تحریم‌ها را برای برخی از مشتری‌های نفت ایران فعال کند.خبرگزاری فرانسه پیش از این گزارش داده بود «امانوئل ماکرون» رئیس‌جمهور فرانسه قصد دارد رهبری تلاش‌های اروپا برای نجات برجام را بر عهده بگیرد. علی‌رغم این، یک مقام اروپایی در مصاحبه با خبرگزاری فرانسه گفته بود کشورهای اروپایی در تلاشند در ازای «ژست‌های نمادین» از سوی آمریکا، ایران را به ماندن در توافق هسته‌ای ترغیب کنند.عباس عراقچی معاون سیاسی وزیر امور خارجه با انتشار تصویری از دیدارش با «امانوئل بون» مشاور دیپلماتیک رئیس‌جمهور فرانسه که به تهران سفر کرده بود، در صفحه توئیترش نوشت: بحث‌های خوبی با امانوئل بون داشتم. ما درباره جنگ اقتصادی کنونی و اینکه یک آتش‌بس متوازن و پایان منطقی بازی چگونه باید باشد، صحبت کردیم.آقای عراقچی به «آتش‌بس متوازن»‌ اشاره کرده است. این اظهارنظر تأمل‌برانگیز در حالی است که هدف طرف فرانسوی-آمریکایی به هیچ عنوان اجرای آتش‌بس متوازن نیست.طرح مضحک «توقف در برابر توقف»!طرح ضدایرانی «توقف در برابر توقف» دو هدف عمده را دنبال می‌کند. هدف اول متوقف کردن روند کاهش تعهدات برجامی ایران است. خواسته مشترک آمریکا و اروپا دائمی‌کردن محدودیت‌های برجامی کشورمان است. هدف دوم نیز تعمیم خسارت محض برجام به دیگر مولفه‌های قدرت ایران(موشکی، منطقه‌ای و...) در قالب مذاکرات جدید است. در روزهای گذشته، امانوئل ماکرون رئیس‌جمهور فرانسه در اظهارنظری گستاخانه گفته بود: ما هدف مشترکی را با آمریکا درباره ایران دنبال می‌کنیم. هدف ما محدود کردن فعالیت موشک‌های دوربرد در منطقه، اطمینان از عدم دستیابی به بمب اتمی (دائمی‌کردن محدودیت‌های برجامی ایران) و همکاری با ایران برای صلح در منطقه است.طرح مضحک «توقف در برابر توقف» کلاه گشاد و تکرار خواسته‌های گستاخانه ترامپ به زبان فرانسوی است. ترامپ و دیگر مقامات کاخ سفید- دقیقا همراستا با رویکرد برجامی دولت اوباما- بارها با گستاخی اعلام کرده بودند که محدودیت‌های برجامی ایران باید دائمی شده و در ادامه خسارت محض برجام به دیگر حوزه‌ها از جمله موشکی و منطقه‌ای نیز تعمیم پیدا کند.طرح مضحک «توقف در برابر توقف» در حالی از سوی فرانسه اعلام شده است که اکنون تحریم‌های ضدایرانی وضع شده توسط آمریکا به سقف خود رسیده و در حقیقت دست ترامپ علیه ایران خالی شده است.نکته قابل توجه اینجاست که طرف فرانسوی مدعی شده است که ابتدا باید ایران، کاهش تعهدات برجامی را متوقف کرده و سپس ترامپ برای کاهش تحریم‌ها تصمیم بگیرد. این پیشنهاد توهین‌آمیز در حقیقت همان اقدام نقد در مقابل وعده نسیه است. پایگاه اینترنتی امریکن کانسروتیو در مطلبی با اذعان به پایبندی ایران به برجام گفت هرآنچه رئیس‌جمهور آمریکا درباره این توافق گفته، دروغ است.کاظم غریب‌آبادی، سفیر و نماینده دائم ایران در سازمان ملل و سایر سازمان‌های بین‌المللی مستقر در وین در مصاحبه با هفته‌نامه دی‌زایت با بیان اینکه برجام، قابل مذاکره مجدد نیست به آمریکا توصیه کرد که آتش را شعله‌ورتر نکند و گفت: هر عضو برجام باید سهم و مسئولیت خود را ایفا کند.غریب‌آبادی همچنین نشست ویژه شورای حکام را منجر به انزوای بیشتر آمریکا خواند و گفت: این نشست بدون هیچ نتیجه‌ای برای آمریکا، به کار خود پایان داد.علی‌اکبر صالحی، رئیس سازمان انرژی اتمی در مقاله‌ای در فیگارو نوشت: به وعده‌های دولت آمريكا اعتمادی نداشته و هرگونه مذاكره مستقيم را قاطعانه رد می‌کنیم.جو بایدن، نامزد پیشتاز حزب دموکرات در انتخابات ریاست‌جمهوری آمریکا گفت در صورتی که موفق شود وارد کاخ سفید شود توافق هسته‌ای با ایران را تقویت و تمدید خواهد کرد. این در حالی است که دولت ترامپ نیز در پی تمدید برجام است.پلیس خوب- پلیس بد!فرانسه یکی از بدهکارهای برجام است. اما این کشور با گستاخی ژست میانجی و منجی به خود گرفته و مدعی شده است که هدفش حفظ برجام است.فرانسه که سابقه پلیسِ بد مذاکرات هسته‌ای و طرفِ بدهکار در برجام را در کارنامه خود دارد، اصلا صلاحیت میانجی‌گری و یا منجی‌گری در مسئله برجام را ندارد. این کشور باید به جای گرفتنِ ژست مضحک پلیس خوب، ابتدا بدهی خود به ایران را صاف کند.اینستکسِ بی‌فایدههلگا‌ اشمید، معاون مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا گفت: روند اجرایی شدن سازوکار مبادله‌ای موسوم به «اینستکس»، پیشرفت‌هایی کرده است.اظهارات مقامات اروپایی درباره اینستکس در حالی است که این بسته تحقیرآمیز به هیچ عنوان در تعهدات برجامی اروپا قرار ندارد و دقیقا در راستای اقدامات ضدایرانی آمریکا طراحی شده است. پایگاه خبری شبکه دویچه وله در مطلبی اینستکس را به باروت خیس تشبیه کرد و نوشت تا کنون این سازوکار، محدود به دارو و مواد غذایی بوده که در حالت عادی نیز شامل تحریم‌های آمریکا نمی‌شود. یکی از تحلیلگران غرب به دویچه وله گفت: در این مرحله، [اینستکس] حتی به تبدیل شدن به مکانیسمی معنادار برای حفظ تبادلات بشردوستانه بین ایران و اروپا، نزدیک هم نشده است. برای بازگشت تهران به شرایط اقتصادی در زمان حصول توافق هسته‌ای سال ۲۰۱۵ باید میلیارد‌ها یورو به این سازوکار وارد شود.واکنش روسیه و چینماریا زاخارووا، سخنگوی وزارت امور خارجه روسیه در کنفرانس مطبوعاتی اعلام کرد: آمریکا باید از اقدامات تحریک‌آمیز در قبال ایران دست بردارد.میخائیل اولیانوف، نماینده روسیه در آژانس بین‌المللی انرژی اتمی نیز گفت: ادعای آمریکا برای گفت‌وگو با ایران با وجود تحریم‌های شدید و لفاظی‌های خصمانه مقامات این کشور علیه تهران چندان هم قابل باور نیست.به گزارش تسنیم، گنگ شوانگ، سخنگوی وزارت خارجه چین نیز به اظهارات همتای آمریکایی خود درباره ادامه خرید نفت از ایران پاسخ داد.وی اعلام کرد، پکن با تحریم‌های یکجانبه علیه ایران مخالف است و آنچه «دست‌درازی به قلمرو قضایی سایر کشورها» است را محکوم می‌کند. منابع خبری پیش از این مدعی شده بودند که برخی مقام‌های دولت آمریکا به دنبال تحریم چین بابت خرید نفت از ایران هستند.«دونالد ترامپ»، رئیس‌جمهور آمریکا برای چندمین بار در روزهای گذشته به لفاظی علیه ایران پرداخت و از ایران خواست که مراقب باشد. ترامپ پیش از این نیز در ماجرای انهدام پهپاد آمریکایی، ابتدا ایران را تهدید و سپس از کشورمان تشکر کرد!عقب‌نشینی از اجرای طرح مکانیسم ماشهیک مقام ارشد اروپایی بار دیگر تأکید کرد که کشورهای اروپایی قصد استفاده از سازوکاری در برجام- مکانیسم ماشه- را که می‌تواند به بازگشت تحریم‌های بین‌المللی علیه ایران منجر شود، ندارند.به گزارش خبرگزاری‌ها، شماری از اعضای مجلس نمایندگان آمریکا پیشنهاد اضافه شدن طرحی در قالب یک متمم به لایحه بودجه دفاعی ۷۲۵ میلیارد دلاری آمریکا را داده‌اند که خواستار محدود کردن اختیارات «دونالد ترامپ»، رئیس‌جمهور آمریکا برای آغاز درگیری نظامی با ایران است. به گزارش فارس، رویترز در مطلبی به نقل از منابع آگاه نوشت: دولت آمریکا فعلا «محمدجواد ظریف»، وزیر خارجه ایران را تحریم نخواهد کرد. ]]> سیاسی Sat, 13 Jul 2019 07:23:54 GMT http://www.bloghnews.com/fa/doc/report/396328/تکرار-خواسته-های-ترامپ-زبان-فرانسوی نابودی لیبی، نتیجه اعتماد قذافی به آمریکا و انگلیس http://www.bloghnews.com/fa/doc/note/396327/نابودی-لیبی-نتیجه-اعتماد-قذافی-آمریکا-انگلیس به گزارش بلاغ، از سال 1979 که فشارها بر لیبی آغاز شد تا سال 2001 که آغاز گفت‌وگوهای رسمی دو کشور بود، لیبی تحت تحریم‌های گوناگونی قرار داشت. در سال 2001 اولین گفت‌وگوهای مقدماتی لیبی با غرب آغاز شد و در سال 2003 سرانجام گفت‌وگوها تحت تأثیر جنگ آمریکا با عراق، چهره جدی‌تری به خود گرفت.‌ قذافی تصمیم گرفت ضمن پذیرفتن مسئولیت حمله به هواپیمای خطوط هواپیمایی پان‌آمریکن و یا به‌قول رسانه‌ها، «حادثه هوایی لاکربی» خسارت خانواده‌های قربانیان را بپردازد و از سوی دیگر در مذاکرات با آمریکا در مقابل برداشته شدن تحریم‌ها از لیبی، از حق این کشور در داشتن برنامه هسته‌ای صلح‌آمیز نیز صرف‌نظر کرد. قذافی در آن زمان با تمام مطالبات آمریکایی‌ها موافقت کرد. آنها از لیبی خواسته بودند ضمن انهدام و انتقال تجهیزات هسته‌ای این کشور به کشوری دیگر، دسترسی کامل و نامحدودی به بازرسان آژانس بین‌المللی انرژی اتمی بدهد و درعین‌حال از تمام فعالیت‌های هسته‌ای اعم از تحقیق و تولید دست بکشد. لیبی که برای برنامه هسته‌ای‌اش تحت‌فشار بود، درنهایت مجبور شد اطلاعات مربوط به چگونگی دستیابی به تجهیزات هسته‌ای را نیز در اختیار طرف غربی قرار داده و درعین‌حال برای مبارزه با شبکه القاعده در این کشور همکاری کاملی با آمریکایی‌ها داشته باشد. قذافی با به اجرا گذاشتن تمام خواسته‌های آمریکا توانست شاهد لغو شدن تعدادی از تحریم‌ها نیز باشد اما در همان زمان نیز رئیس‌سیا در کنگره و سفیر آمریکا در رژیم صهیونیستی به‌شدت با برداشته شدن تحریم‌های شورای امنیت علیه لیبی مخالفت کردند و هرروز اتهام تازه‌ای را متوجه این کشور کردند. در سال 2004 یعنی یک سال بعد از نزدیکی لیبی به آمریکا، این کشور معاهده منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای را امضاء کرد و بازرسان آمریکایی و انگلیسی برای از بین بردن سلاح‌ها وارد لیبی شدند. بر اساس مطالبی که منابع لیبیایی در همان زمان منتشر ساختند، مشخص شد بسیاری از ورود و خروج‌ها که حجم زیادی از مراودات بین‌المللی لیبی را نیز تشکیل می‌داد با ورود و خروج اطلاعات محرمانه از لیبی و تشریح زیرساخت‌ها و نقاط استراتژیک و حساس این کشور نیز همراه بوده است. به‌عوض انگلستان در سال 2006 معاهده‌ای نظامی با لیبی با نام «نامه مشترک صلح و امنیت» امضا کرد تا درصورتی‌که لیبی مورد حمله قرار گیرد، انگلستان ملزم به حمایت از این کشور باشد. آمریکایی‌ها نیز برای اینکه حسن نیت خود را اثبات کنند، پیمان‌های همکاری اقتصادی در راستای انرژی را با این کشور به امضاء رساندند. بااین‌حال این پیمان‌ها هنوز به مرحله اجرای کامل درنیامده بود که عهدشکنی‌های غرب آغاز شد. تنها پس از گذشت 5 سال آمریکا با متحد همیشگی خود انگلستان، به دلیل بالا گرفتن اعتراضات مردمی در لیبی به‌صورت هوایی به این کشور حمله کردند. هنگامی لیبی مورد حمله کشورهای عضو ناتو قرار گرفت که غربی‌ها توانسته بودند موشک‌هایی با برد بیش از 300 کیلومتر را از لیبی خارج نمایند تا هیچ‌یک از کشورهای اروپایی در تیررس موشک‌های لیبی قرار نداشته باشد؛ که در پاسخ قذافی که با خروج موشک‌های لیبی از این کشور و در صورت مورد حمله قرار گرفتن از سوی کشوری خارجی، چه قدرتی از لیبی دفاع خواهد کرد، انگلستان متعهد شده بود از لیبی در صورت حمله نظامی کشوری دیگر دفاع کند اما این کشور خود در حمله به لیبی تحت عنوان نیروهای ائتلاف یا ناتو حضور داشت. مسئولان سیاست خارجی انگلیس در همان زمان پا را فراتر گذاشته و اعلام کردند تا زمانی‌که ناآرامی‌ها در لیبی ادامه داشته باشد، در این کشور می‌مانند. این‌گونه بود که قذافی همه‌چیز را نیز از دست داد. آنگاه‌که حرکت‌های انقلابی در لیبی و در پی بیداری اسلامی به راه افتاد، آمریکا و ناتو فرصت را غنیمت شمردند تا علاوه‌بر نابودی زیرساخت‌های لیبی به بهانه کمک به انقلابیون و هدایت تحولات این کشور در راستای منافع غرب، اجازه ندهند قذافی به دست انقلابیون بیفتد تا محاکمه شود. اسناد و شواهد زیادی ازجمله نحوه کشته شدن قذافی نشان می‌دهد که بازداشت وی به‌وسیله انقلابیون می‌توانست اعتراف تکان‌دهنده و رسواکننده‌ای علیه قدرت‌های غربی به‌خصوص کمک‌های میلیاردی به رهبران کشورهای غربی ازجمله در تبلیغات انتخاباتی داشته باشد و ازاین‌رو قتل وی خواست انقلابیون نبود بلکه آنها قذافی را زنده می‌خواستند و گلوله‌های شلیک‌شده به وی نیز نشان می‌دهد که از سوی یک شخص و یک اسلحه انجام شده است. همان‌گونه که آمریکایی‌ها اجازه ندادند محمدرضا پهلوی به‌وسیله انقلابیون ایران محاکمه شود و در محاکمه صدام نیز اجازه ندادند که دو تجاوز وی به جمهوری اسلامی ایران و کویت در دادگاه مطرح شود بلکه او را به اتهام کشتار شیعیان در دره دُجیل عراق محاکمه کردند زیرا اعترافات صدام در این دو زمینه، برای غرب و به‌خصوص آمریکا رسوایی دیگری به همراه داشت. به این موارد، اعلام قتل بن‌لادن به‌وسیله آمریکایی‌ها و انداختن جنازه وی به دریا را نیز باید افزود. با این مراتب خیانت آمریکا در عهدشکنی و از پشت خنجر زدن این کشور منحصر و محدود به کشورهای اسلامی نمی‌شود بلکه دامن کره شمالی و روسیه را نیز گرفت. کره شمالیجنگ 1905 روسیه و ژاپن برای تسلط بر کره، به پیروزی ژاپن و سلطه این کشور بر کره انجامید که تا 1945 ادامه یافت. در اثنای جنگ جهانی دوم، چین، آمریکا و انگلیس به رهبران کره قول استقلال دادند. بااین‌وجود کره اولین منطقه‌ای بود که شوروی و آمریکا را در آغاز جنگ سرد (1950) به هماوردی نظامی کشاند. کره در سال 1945 به دو قسمت شمالی که در تصرف شوروی بود و قسمت جنوبی که در‌اشغال آمریکا بود تقسیم شد و قرار بر این بود که دو قسمت بعداً متحد شوند. در سال 1949 سربازان خارجی از کره بیرون رفتند درعین‌حال با تحریک دو قدرت شوروی و آمریکا، جنگ بین دو کره در 25 ژوئن 1950 شروع و در 27 ژوئیه 1953 با انعقاد قراداد آتش‌بس خاتمه یافت. این جنگ دو میلیون نفر از دو کره کشته گرفت. در دوران جنگ دو کره استفاده از بمب‌های هسته‌ای به‌منظور سدکردن راه نیروهای نظامی چینی به‌عنوان یک گزینه جدی از سوی ژنرال داگلاس مک آرتور ـ فرمانده نیروهای آمریکایی ـ مطرح شد. مک آرتور حتی این راهکار را مطرح کرد که می‌توان با استفاده از بمب‌های کبالت 60 (نوعی ماده رادیواکتیو با عمر بالا) مرزهای کره شمالی و چین را بمباران کرد تا امکان عبور هر موجود زنده‌ای از این مناطق تا صدها سال آینده مسدود شود. با وجود فشارهای مک آرتور، هری ترومن ـ رئیس‌جمهور وقت آمریکا ـ تسلیم این راه‌حل نشد و با برکناری مک آرتور ژنرال ریجوی را به‌جای وی منسوب کرد و این راه‌حل به فراموشی سپرده شد. بااین‌حال پس از امضای تفاهم‌نامه آتش‌بس در سال 1953 سایه تسلیحات اتمی از روی کره جنوبی رخت بر نبست. آمریکایی‌ها در سال 1956 برخلاف بند 13 توافق‌نامه آتش‌بس جنگ کره اقدام به استقرار تسلیحات متنوع اتمی در خاک کره جنوبی کردند. این تسلیحات شامل بمب‌های پرتاب آزاد هسته‌ای و مین‌های هسته‌ای برای متوقف کردن حمله احتمالی چین و کره شمالی به جنوب این شبه‌جزیره بود. در نقطه مقابل، کره شمالی هم توسعه برنامه هسته‌ای خود را با استفاده از کمک‌های شوروی آغاز کرد. در سال 1963 ساخت مرکز تحقیقات اتمی یونگ بیون که قلب آن یک رآکتور سه مگاواتی بود، آغاز شد. در سال 1977 کره شمالی به‌منظور شفاف‌سازی درخصوص برنامه اتمی خود پیمانی سه‌جانبه بین خود و آژانس بین‌المللی اتمی و شوروی امضا کرد و درنهایت در سال 1985 در ازای تحویل و ساخت 4 رآکتور آب سبک به پیمان منع سلاح‌های هسته‌ای پیوست. تا دهه 90 میلادی برنامه هسته‌ای کره شمالی به‌عنوان برنامه‌ای ابتدایی و تحت نظارت آژانس بین‌المللی انرژی اتمی شناخته می‌شد به‌گونه‌ای که با پایان جنگ سرد، آمریکا تسلیحات اتمی خود را در دوران جرج بوش پدر از کره جنوبی خارج کرد. ]]> سیاسی Sat, 13 Jul 2019 06:54:06 GMT http://www.bloghnews.com/fa/doc/note/396327/نابودی-لیبی-نتیجه-اعتماد-قذافی-آمریکا-انگلیس مردم از نامزدهای ما اصلاح‌طلبان استقبال نمی‌کنند چون کلی وعده دادیم و عمل نکردیم http://www.bloghnews.com/fa/doc/report/396258/مردم-نامزدهای-اصلاح-طلبان-استقبال-نمی-کنند-چون-کلی-وعده-دادیم-عمل-نکردیم به گزارش بلاغ، هر چه به انتخابات مجلس در اسفندماه نزدیک می‌شویم زمزمه‌های نگرانی اصلاح‌طلبان از عدم استقبال مردم بیشتر شنیده می‌شود. در همین رابطه روز پنج‌شنبه یکی از روزنامه‌های طیف موسوم به اصلاح‌طلب ضمن‌ اشاره به موضوع عدم استقبال مردم از نامزدهای این جریان؛ وعده دادن‌های بسیار و عمل نکردن به وعده‌ها را عامل آن عنوان کرد.روزنامه آفتاب یزد در سرمقاله روز پنج‌شنبه که با عنوان «اصلاحات نیازمند خودانتقادی و اصلاح!» منتشر شده آورده است: «در روزها و هفته‌های گذشته، به‌طور مکرر شاهد اظهارنظرهای برخی افراد منتسب به جریان اصلاحات درخصوص انتخابات آتی مجلس شورای اسلامی و ابراز نگرانی‌های ایشان از عدم استقبال مردم از نامزدهای اصلاحات بودیم.»این سرمقاله پس از عنوان کردن نگرانی اصلاح‌طلبان از عدم استقبال مردم از این طیف عنوان کرده است: «اظهارنظرهایی که باید گفت از سوی آنانی که خود را از بزرگان این جریان سیاسی تلقی می‌کنند و ظاهرا آگاه از اوضاع سیاسی کشور هستند، بس عجیب و شگفت‌آور است! یکی از لزوم اقدامات امیدبخش فراکسیون امید در این ماه‌های پایانی مجلس دهم سخن می‌راند، دیگری از قصد اصلاحات برای فرستادن افرادی به مجلس در انتخابات آتی که به قول ایشان یک سر و گردن از وزرای دولت بالاتر باشند می‌گوید.»این نوشتار سپس به تصریح نوشته است: «خوب است بزرگان اصلاحات پیش از اظهارنظرها اندکی به فاصله نجومی میان وعده‌هایی که در انتخابات پیشین مجلس و دیگر انتخابات دادند و دستاوردهایشان (بخوانید دست نیاوردهایشان) در سال‌های گذشته نگاهی کنند تا شاید به جای اظهارنظر و تلاش برای جلب نظر مردم و وعده‌های مجدد برای اصلاح جامعه و سیاست و اقتصاد و... به پاسخ چرایی این عدم استقبال برسند...»در حقیقت سرمقاله این روزنامه طیف موسوم به اصلاح‌طلب به درستی به این نکته‌ اشاره می‌کند که دلیل اصلی نگرانی بزرگان این طیف از عدم استقبال مردم از نامزدهای این جریان اصلاحات، عملکرد بسیار ضعیف آنها در مجلس و همچنین دولت است و وعده‌های بسیار در زمان انتخابات و عمل نکردن به آن وعده‌ها یکی از مصادیق عملکرد بسیار ضعیف اصلاح‌طلبان است.مردم، اصلاح‌طلبان را مسبب وضع موجود می‌دانندروزنامه آرمان در یادداشتی نوشت: «از مدت‌ها پیش حملاتی سنگین و جدی نسبت به دولت آقای روحانی شروع شده و از آغاز دور دوم ریاست جمهوری وی شاهد موضع‌گیری‌های مخالف از سوی دلواپسان، جبهه پایداری، صداوسیما و گاه ائمه جمعه و جماعات علیه دولت بوده و هستیم که این مسئله اصلاح‌طلبان را در وضعیت دشواری قرار داده است».این روزنامه مدعی اصلاحات در ادامه نوشت:«موفقیت یا عدم موفقیت آقای روحانی عملاً به پای اصلاح‌طلبان نوشته می‌شود... از آنجایی‌که مردم اصلاح‌طلبان را مقصر می‌دانند می‌توان گفت که اگر بغض و کینه‌شان نسبت به اصلاح‌طلبان بیشتر از آقای ‌روحانی نباشد، کمتر نیست. اکنون اصلاح‌طلبان در شرایط دشواری قرار دارند، دشوار است برای اینکه واقعاً معلوم نیست چه باید بکنند. اگر آنها نیز شروع کنند به حمله به دولت آقای روحانی و در صف دلواپسان قرار بگیرند این سؤال مطرح می‌شود که چه تفاوتی میان آنها و دلواپسان است؟ از این رو به‌نظر می‌رسد رویه درست این است که از یک سو قبول کنیم که نقش زیادی در انتخاب آقای روحانی داشتیم و از سوی دیگر نیز صادقانه بپذیریم که رئیس‌جمهور از انجام تعهدات خود و مطالبات مردم استنکاف ورزید و ظرف 2 سال گذشته توجه جدی به این مطالبات نداشته است. البته این مسئله نباید موجب شود که با دلواپسان هم‌صدا شویم و تمام مشکلات و مسائل کشور به‌خصوص مشکلات اقتصادی را ناشی از عملکرد دولت بدانیم. واقع مطلب این است که کشور بحران‌های بزرگی دارد. بحران‌های سیاست خارجی و تنش میان ایران و غرب که به نقطه بحرانی‌تری رسیده و هیچ‌کدام ارتباطی به دولت آقای روحانی پیدا نمی‌کند».این روزنامه زنجیره‌ای، علاوه‌بر اذعان به بی‌عملی دولت، تاکید کرده است که مردم، جریان اصلاحات را مسبب وضع موجود می‌دانند. اما با این‌حال از یکسو مدعی شده است که نباید از دولت مطالبه‌گری کنیم، چون همانند دلواپسان می‌شویم! و از سوی دیگر مشکلات کشور ارتباطی با عملکرد دولت ندارد!متأسفانه مطالبات مردم و به‌خصوص مطالبات معیشتی و اقتصادی، برای طیف مدعی اصلاحات که اکثریت مطلق کابینه را در اختیار دارد، هیچ اهمیتی ندارد.تمنای محال از اروپاروزنامه اعتماد روز پنج‌شنبه در سرمقاله خود نوشت: «انتظارات ايران هر چند به‌طور كامل در چارچوب برجام و حق ايران است اما نبايد فراموش كرد اين توقعات در حد و اندازه‌هاي اتحاديه اروپا - با توجه به مراوده‌اش با امريكا- نبوده و براي آنها به‌شدت سنگين است، به‌خصوص درمورد بحث فروش نفت و ايجاد يك شبكه بانكي براي نقل و انتقال پول، براي اتحاديه اروپا بسيار سنگين است. اتحاديه اروپا ضمن اينكه بايد امريكا را نيز راضي كند بايد گوشه‌چشمي به عربستان و اسراييل داشته باشد، بنابراين اگر مسئله صدور نفت ايران به اروپا عملياتي شود در حقيقت كمر تحريم‌هاي آمريكا شكسته مي‌شود و اگر شبكه‌ها و اتصالات بانكي نيز برقرار شود، مي‌تواند يك شكست بزرگتر براي تحريم‌هاي آمريكا باشد. اما در حقيقت اروپايي‌ها توانايي آن را ندارند كه اين دو انتظار را برآورده كنند، بنابراين بايد ديد كه آيا اروپايي‌ها مي‌توانند يك راه ميانه را ايجاد كنند كه طرف ايراني از شرايط راضي شود كه پيدا كردن آن كار بسيار بسيار مشكل است».شش سال تمام، آمریکا و اروپا را بزک کردند و قول امروز و فردا را برای رونق اقتصادی دادند، شش سال از بهترین فرصت‌ها و ظرفیت‌های کشور، پای آرزواندیشی و سپس خاطره‌بازی با برجام تلف شد، تا جریان غربگرا در کشور به این نتیجه برسد که آمریکا غیرقابل اعتماد است و اروپا هم در خوش‌بینانه‌ترین حالت توانایی ایستادگی مقابل آمریکا را ندارد. اما اینکه هنوز هم عده‌ای در این جریان منتظرند ببینند آمریکا و اروپا چه می‌کنند، خسارت اصلی است که موجب کار نکردن برخی زیرمجموعه‌های دولتی مهم در حوزه اقتصادی و فنی و دیپلماتیک و به تحلیل رفتن قدرت ملی می‌شود. متأسفانه در همین دوره شش‌ساله، اقتصاد ما گرفتار رکودی سنگین و سپس تورم ناشی از آن شد و اکنون رکود تورمی کم‌سابقه‌ای را شاهد هستیم که از تعلیق و انتظار سراب‌زده سرچشمه می‌گیرد.اگر در نوشتن توافق، قاطعیت و توازن به خرج ندادند، لااقل امروز، قاطع و متقارن رفتار کنند وگرنه از نگاه دشمن، قبول مذاکره، به التماس از سر ناچاری تلقی خواهد شد. ادعای کاهش تعهدات و حفظ کلیت آن در عمل، پالس خطرناکی درباره خط قرمز نداشتن دولت به دشمن می‌فرستد.طرح روی کاغذ برتر از بیش از 2 میلیون خانه! ارگان دولت در شماره روز پنج‌شنبه گزارشی را با روتیتر «ایران دو برنامه دولتی ساخت انبوه مسکن را مقایسه می‌کند» و تیتر «دو طرح «اقدام ملی مسکن» و «مسکن مهر» در قاب مقایسه» منتشر کرد. روزنامه ایران نوشت: «بررسی مقایسه‌ای میان دو طرح مسکن مهر و اقدام ملی مسکن که بخشی از طرح اول از سوی دولت‌های نهم و دهم و دیگری توسط دولت دوازدهم اجرا خواهد شد، نشان می‌دهد که طرح اقدام ملی مسکن در ابعاد کوچکتر، در زمان کوتاه‌تر و بدون مداخله دولت و با مشارکت بخش خصوصی اجرا خواهد شد. گزارش تطبیقی خبرنگار «ایران» نشان می‌دهد که این دو طرح ملی در برخی از ویژگی‌ها شبیه به هم و در بسیاری از ویژگی‌ها با هم تفاوت دارد. اگرچه مقیاس دو طرح از نظر زمان، تأمین منابع مالی، گروه‌های هدف و تعداد واحدهای مورد نظر برای ساخت باهم همسان نیست. نکته اساسی اینکه شروع مسکن مهر در زمان وفور منابع دولتی اجرا شد، در حالی که اینک چنین نیست.» در این گزارش همچنین آمده است: «در طرح مسکن مهر زمان 5 ساله برای ساخت و تحویل واحد‌ها در نظر گرفته شده بود و قرار بود این واحدها تا سال 90 تکمیل و به متقاضیان واگذار شود اما درعمل تکمیل، واگذاری و فراهم کردن بخش زیادی از زیرساخت‌های مسکن مهر به سال‌ها و دولت بعد منتقل شد و از 2 میلیون و 200 هزار واحد مسکن مهر 500 هزار واحد آن، هنوز تحویل متقاضیان داده نشده است که برنامه سیاستگذاران بخش مسکن تکمیل و واگذاری این واحدها تا پایان امسال است. 65 درصد از مسکن مهر در دولت تدبیر و امید تکمیل و واگذار شده است. در برنامه اقدام ملی، زمان ساخت واحدها 2 سال در نظر گرفته شده است... ساخت ساختمان‌های بلندمرتبه در مسکن مهر هزینه‌ها را افزایش داد. چون بسیاری از تجهیزات این ساختمان‌ها وابسته به خارج است، اما متولیان طرح اقدام ملی ساخت واحدهای کوتاه‌تر و حداکثر تا 7 طبقه را در این طرح در نظر دارند. در مسکن مهر ساختمان‌های بلندمرتبه تا 11 طبقه ساخته شد.مسکن مهر که ارگان دولت آن را با طرح «اقدام ملی مسکن» مورد قیاس قراد داده، برنامه‌ای کلان با مختصات 2 میلیون و۲۰۰ هزار واحد مسکن بود که به نوشته همین روزنامه یک میلیون و۸۰۰ هزار واحد آن تحویل متقاضیان شده،۲۰۰ هزار واحد آن آماده تحویل و۲۰۰ هزار واحد باقیمانده هم تا پایان امسال تکمیل می‌شود. قیاس این طرح عظیم و قریب به اتمام با طرحی که دولت هنوز پی یک واحد آن را هم نریخته، مضحک است. این دو در یک قاب نمی‌آیند. دولت با رویه لجبازانه و خلاف منافع ملی وزیر سابق راه و شهرسازی که مسکن در دوره‌اش تورم بیش از 120 درصدی داشت و به نساختن مسکن افتخار می‌کرد، افتضاحی به بار آورد که بدتر از آن است که با این گزارش فریب‌کارانه قابل کتمان باشد. دولت هم اگر در منابع کمبود دارد، می‎‌تواند با قطع یارانه ثروتمندان، قطع حقوق‌های نجومی، مالیات ستانی از مالکان خانه‌های خالی، هدایت صحیح نقدینگی و ترک رویه خسارت بار معطل گذاشتن ظرفیت‌های درونی و اعتماد به توان داخلی جبران کند. ]]> سیاسی Fri, 12 Jul 2019 19:57:11 GMT http://www.bloghnews.com/fa/doc/report/396258/مردم-نامزدهای-اصلاح-طلبان-استقبال-نمی-کنند-چون-کلی-وعده-دادیم-عمل-نکردیم امارات برای خروج آبرومندانه از یمن دست به دامان ایران شد http://www.bloghnews.com/fa/doc/report/396257/امارات-خروج-آبرومندانه-یمن-دست-دامان-ایران به گزارش بلاغ، طی چند روز گذشته خبرهای زیادی در مورد خروج نیروهای نظامی امارات از یمن منتشر شده است. روزنامه «الاخبار» در گزارشی در این مورد اعلام کرده که پس از هراس امارات از نیروهای انصارالله، ابوظبی تصمیمی راهبردی گرفته‌ و برای دور کردن این خطر از خود، دست به دامن تهران و مسکو شده است. به گزارش فارس، در ادامه این گزارش آمده: پس از انفجارهایی که کشتی‌های تجاری و نفتکش‌ها در بندر فجیره امارات را هدف قرار داد، هیئتی امنیتی از امارات به ایران سفر کرد اما پاسخ قاطعی شنید مبنی بر اینکه: «پس از اینکه شما خطوط قرمز را زیر پا گذاشتید، دیگر چیزی نزد ما باقی نمانده که بر سر آن با شما مذاکره کنیم.» الاخبار سپس این طور ادامه داده: «بر اساس منابع دیپلماتیک مطلع، هیئت عالی‌رتبه اماراتی پیشنهادی با خود داشتند که اماراتی‌ها در آن زمان فکر می‌کردند غیرقابل رد است؛ این پیشنهاد شامل سه بند بود: بازگرداندن روابط میان دو کشور بر اساس روال قبلی، تأمین حمایت مشترک دو طرفه از گذرگاه‌های دریایی تا امنیت جریان انتقال نفت از تمام کشورهای حاشیه خلیج‌فارس تأمین شود و سوم که مهم‌ترین بند است آمادگی امارات برای ترک یمن بود.»در ادامه گزارش این روزنامه لبنانی می‌خوانیم: «اماراتی‌ها پس از آن‌که جواب قاطع ایران را شنیدند باز هم ناامید نشدند و زمانی که «عبدالله بن زاید» وزیر خارجه امارات، به روسیه سفر کرد خواستار میانجی‌گری این کشور برای راضی کردن ایران شد. اما جواب آنها هم همان بود: «چیزی نزد ما وجود ندارد که بر سر آن مذاکره کنیم». برای ایرانی‌ها آشکار شده که ابوظبی دنبال «استراتژی خروج» از باتلاق یمن است و می‌خواهد آن را بخرد؛ اینچنین کالای کسادی در بازار تهران خریدار ندارد».در ادامه این گزارش آمده است:«‌اماراتی‌ها فهمیده‌اند که آمریکایی‌هایی که در حال حاضر به ایران حمله نکردند هیچ زمانی به این کشور حمله نخواهند کرد به همین دلیل ابوظبی پس از چهار سال و نیم جنگ علیه ملت یمن از استراتژی «اول، قدرت نظامی» به استراتژی «اول، صلح» روی آورده است. نشانه‌های این تصمیم از سفر وزیر خارجه امارات به مسکو دیده شد زمانی که وی اعلام کرد تحقیقات در حادثه فجیره به صورت دقیق به کشور خاصی ‌اشاره ندارد و کشورش نمی‌خواهد تنش‌ها با تهران افزایش پیدا کند».اما همزمان با اعلام خروج نیروهای اماراتی از یمن به دلیل هراس از حملات و واکنش‌های انقلابیون یمنی مقامات امارات سعی دارند تا این خروج را به عنوان فرار نشان ندهند. در این ارتباط رویترز اعلام کرده یک مقام بلندپایه اماراتی گفته، هیچ نگرانی درخصوص به وجود آمدن خلأ در یمن نداریم، چرا که ۹۰ هزار نیروی یمنی را آموزش داده‌ایم. این یک موفقیت بزرگ در یمن است. طبق گزارش رویترز، امارات می‌گوید که همچنان به تعهدات خود در قالب ائتلاف و دولت منصورهادی پایبند است!روایت نیویورک تایمز از دلایل خروج امارات از یمناز سوی دیگر روزنامه نیویورک تایمز در مورد خروج امارات از یمن اعلام کرده، امارات نیروهایش را به سرعت از یمن خارج می‌کند و بدین گونه به صورت دیرهنگام اعتراف می‌کند در جنگی که تا کنون هزاران نفر کشته شده و یک فاجعه بزرگ رخ داده، امکان پیروزی ندارد. همچنین اخیرا «مایک هندماچ» ژنرال بازنشسته استرالیایی که فرماندهی گارد امارات را بر عهده‌ دارد در دیدار با مسئولان غربی گفته بود یمن به یک باتلاق تبدیل شده و حوثی‌ها «ویت کنگ» یمن هستند. مایک استیفنز پژوهشگر اندیشکده سلطنتی لندن نیز به نیویورک تایمز گفته: «عقب‌نشینی امارات از یمن چشمان سعودی‌ها را به روی اینکه این جنگ شکست خورده است، باز کرد و نشان داد که دو بازیگر اصلی در یمن یعنی امارات و عربستان نظر مشترکی درخصوص اینکه چگونه می‌توان در یمن به پیروزی رسید ندارند.» طبق این گزارش، دیپلمات‌های غربی نیز اعتقاد دارند سعودی‌ها پس از اینکه تلاش کردند امارات را از تصمیم خود منصرف کنند، از اقدام ابوظبی نا‌امید شده‌اند؛ اما در مقابل اماراتی‌ها نیز نخواسته‌اند تا خروج از یمن را به طور رسمی و علنی اعلام کنند تا بیش از این خشم سعودی‌ها را موجب نشوند. مایک نایتس تحلیلگر پژوهشکده «واشنگتن» نیز اعتقاد دارد، اماراتی‌ها مانع اصلی در مقابل حوثی‌های یمن بودند و اکنون با خروج این کشور، عاملی که نیروهای ائتلاف سعودی را به یکدیگر مرتبط می‌کرد از بین می‌رود.شکست جدید ائتلاف سعودی از سوی دیگر، یک منبع نظامی در ارتش یمن روز پنجشنبه از ناکام ماندن عملیات جدید ائتلاف سعودی در استان «الضالع» در جنوب یمن خبر داد. این منبع به خبرگزاری رسمی یمن «سبأ» گفته، یک عملیات پیشروی ائتلاف سعودی در جبهه قعطبه در استان ضالع ناکام گذاشته شد. قعطبه از شهرهای مهم و بزرگ استان ضالع است. به گفته این منبع نظامی، عملیات ائتلاف از چهار محور علیه مواضع ارتش و کمیته‌های مردمی شروع شده بود اما نیروهای یمنی موفق شدند آن را ناکام بگذارند و شماری از نیروهای ائتلاف را بکشند یا زخمی‌کنند. درگیری‌ها در استان ضالع در جنوب یمن، از ماه می(اریبهشت) گذشته آغاز شده و ارتش و کمیته‌های مردمی یمن و انصارالله در حال مبارزه با نیروهای تحت حمایت ائتلاف به‌خصوص تحت حمایت امارات هستند. همزمان منابع دیگری از کشته شدن بیش از ۵۰ شبه نظامی وابسته به ائتلاف سعودی در جبهه شمال یمن در منطقه نجران عربستان خبر دادند و گفتند ده‌ها نفر هم مجروح شده‌اند.تلاش نمایندگان آمریکایی برای خروج از یمنخبر دیگر اینکه، مجلس نمایندگان آمریکا پنجشنبه شب طرحی را به تصویب رساند که براساس آن «دونالد ترامپ»، رئیس‌جمهور این کشور ملزم به قطع حمایت نظامی از عملیات‌های ائتلاف سعودی در جنگ یمن شده است. نمایندگان مجلس آمریکا در این طرح گفته‌اند که عدم توجه به تلفات غیرنظامی در عملیات هوایی عربستان در جنگ یمن و همچنین نقش دولت عربستان در قتل خبرنگار منتقد، جمال خاشقجی از جمله دلایلی بوده است که کنگره طرح مذکور را برای مخالفت با حمایت آمریکا از عملیات تحت فرماندهی عربستان در جنگ یمن ارائه کرده است. پیش از این، مایک پمپئو، وزیر خارجه آمریکا، مخالفت با حمایت این کشور از عربستان در جنگ یمن را به‌عنوان «سیاستی ‌اشتباه» مورد انتقاد قرار داده بود. پیش‌تر مجلس سنای آمریکا نیز طرح مربوط به قطع حمایت از عربستان در جنگ علیه یمن را به تصویب رسانده بود. این طرح در حالی در مجلس سنا و حال در مجلس نمایندگان آمریکا به تصویب رسیده است که سه ماه پیش نیز مشابه همین طرح در هر دو مجلس قانون‌گذاری آمریکا به تصویب رسید، اما در نهایت ترامپ آن را وتو کرد. این طرح حال لازم است تا برای نهایی شدن به عنوان متمم به لایحه بودجه دفاعی آمریکا افزوده شود تا ترامپ قادر به وتوی آن نباشد. ]]> سیاسی Fri, 12 Jul 2019 19:47:31 GMT http://www.bloghnews.com/fa/doc/report/396257/امارات-خروج-آبرومندانه-یمن-دست-دامان-ایران ایران گرفتار روحیه سازشکاری برخی است، لطفاً انقلابی باشید http://www.bloghnews.com/fa/doc/report/396091/ایران-گرفتار-روحیه-سازشکاری-برخی-لطفا-انقلابی-باشید به گزارش بلاغ، پس از خروج ترامپ از برجام، روابط آمریکا و ایران در یک‌سال گذشته پر تنوع‌ترین حالت را به خود دید. با توجه به اینکه عدم صداقت ترامپ مثل روز روشن است باز هم عده‌ای از سازش دم می‌زنند و قصد دارند حالت‌های مختلفی را در مذاکره امتحان کنند. تغییر موضع ترامپ در هر سخنرانی و توییت، هم عدم تعادل فکری او را رساند و هم عدم صداقتش برای مذاکره را فهماند. ابتدا پیش شرط دوازده‌گانه را مطرح می‌کنند و پس از بی‌اعتنایی جمهوری اسلامی، مذاکرات بدون پیش شرط را پیشنهاد می‌دهند. نخست‌وزیر ژاپن را برای میانجی‌گری به ایران می‌فرستند و همزمان در حمله به نفت‌کش‌ها ایران را مقصر می‌دانند. پهپاد جاسوسی‌شان وارد خاک ایران می‌شود و پس از ناکامی و منهدم شدن با ژست دلسوزانه جنگ کاغذی را متوقف می‌کنند. هر روز ملتمسانه ایران را به مذاکره دعوت می‌کنند و در خلال آن مقامات جمهوری اسلامی را تحریم می‌کنند. ترامپ همانند رؤسای جمهور قبلی بارها ثابت کرد هیچ نیت خیری در دراز کردن دست مذاکره به سمت ایران ندارد و حتی می‌خواهد با تحریم دکتر ظریف راه ورود به مذاکره را هم ببندد. این در حالی است که سازش‌طلبان در داخل کشور مدام در حال کوبیدن بر طبل جنگ، سازشگری و کنار آمدن با کدخدا هستند. صحبت از سازش و نه نگفتن به پیشنهاد مذاکره و میانجی‌گرها در حالی صورت می‌گیرد که رئیس‌جمهور محترم و آقای ظریف وزیر امور خارجه از بدعهدی‌های آمریکا گلایه کردند و امکان هرگونه مذاکره را منتفی دانستند. برخی اصلاح‌طلبان حتی به مشاهدات خود اعتنا نمی‌کنند و هر روز بحث مذاکره که در اصل همان سازش و تن دادن به خواسته‌های آمریکا هست را مطرح می‌کنند. حشمت ا... فلاحت پیشه، عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس با یادداشتی در روزنامه آرمان به تاریخ نهم تیرماه می‌گوید: «نه گفتن در دیپلماسی مزیت به حساب نمی‌آید»! او موضع ایران در برجام را به حق می‌داند و به مواضع دوگانه آمریکایی‌ها اعتراف می‌کند ولی مجدداً ‌خواهان ورود دولت به ‌اشکال مختلف برای تعامل با ترامپ است. ‌اشکالی که در این مدت با امتحان آنها به اندازه کافی ما را از رسیدگی به مسائل اصلی که مسبب مشکلات کشور بوده دور کرده. در واقع امتحان راه‌های مختلف برای رسیدن به یک توافق سست مانند برجام تا الان زمان زیادی را از ما گرفته و فرصت‌های بی‌شماری را برای تقویت اقتصاد و حل مشکلات کشور از بین برده است. فلاحت پیشه بازهم حل مشکلات کشور را به مذاکرات گره زده و گفته «جمهوری اسلامی ایران به جای نه گفتن به هر گونه درخواست مذاکره و یا میانجی‌گری باید یک ابتکار عملیاتی داشته باشد که حاوی شروط واقعی کشور برای احیای دیپلماسی بوده داشته باشد. همچنین در قبال هر موضعی که مطرح می‌شود اعم از درخواست میانجی‌گری یا مذاکره، باید در فضای دیپلماسی عمومی تهران یک بسته پیشنهادی داشته باشد و بر اساس این بسته پیشنهادی توپ را به زمین دیگر بازیگران بیندازد». ظاهرا فکر می‌کند دیپلمات‌های ما تاکنون با دست خالی و بدون در نظر گرفتن منافع ملی کشور مذاکره کرده‌اند. او ساده انگارانه می‌گوید «آمریکایی‌ها از مواضع گذشته خودشان عدول کرده‌اند و این عدول ناشی از مقاومت ایرانی‌هاست». اما نمی‌گوید چگونه می‌شود هم مقاومت کرد و هم تن به خواسته‌های دشمن داد. دشمنی که سالهاست به صراحت اعلام کرده از هر وسیله‌ای برای نابودی مردم ایران و انقلاب ارزشمندشان استفاده می‌کند. پیش از این حجاریان در مشق نو گفته بود «بعضی معتقد بودند، در رابطه گرگ و میش میان ایران و آمریکا ما نیز از زمانی گرگ یا به‌تعبیری ابرقدرت شده‌ایم و می‌توانیم مذاکره و مقابله کنیم. در برابر این سنخ‌ نگاه‌ها، ایده‌ای مانند گفت‌وگوی تمدن‌ها را داریم که در اوج فشارهای بین‌المللی مطرح می‌شود و در زمانه‌ای که یک عمل نابخردانه می‌توانست هزینه‌ سنگینی به بار آورد، راهی متفاوت آغاز می‌شود و خاتمی‌، بازی را تغییر می‌دهد». ایشان قائل است مذاکره کردن یعنی «ابرقدرتی» اما توضیح ندادند که در عین ابرقدرت بودن در زمان خاتمی چه دستاوردی جز پلمب کردن و بستن و تعطیل کردن نیروگاه‌های هسته‌ای به دست آمد و چه توفیقی جز تسلیم در برابر به اصطلاح قدرت‌های جهان حاصل شد؟ عقب‌نشینی بیش از آنکه دشمن بخواهد و در باورش بگنجد! همچنین دقیقاً نمی‌گوید چه طور بازی تغییر پیدا کرد وقتی دست‌ها را بالا بردید؟. حجاریان و برخی اصلاح‌طلبان که دست برتر را در ترساندن از جنگ نسبت به آمریکا دارند و حتی وقتی آمریکایی‌ها گفتند: ما قصد جنگ نداریم، از جنگ هراسی خود دست برنداشتند، می‌خواهند با ایجاد کمپین و هجوم هشتک‌ها مقاومت کنند و چهره‌ حقیقی آمریکا را افشا کنند، در حالی که عملا اعتقادی به این چهره‌ غیرصادق ندارند و دم از گفت‌وگو و سازش در قالب چماق و هویج می‌زنند. حجاریان پس از توضیح شخصیت ترامپ و ستمکاری آمریکا، می‌گوید ما به «نیروی مقاومت صلح‌طلبی» نیاز داریم تا به جهان بگوید جنگ‌ها چه عواقبی دارند و پیشنهاد می‌دهد نیروهای صلح‌طلب در خارج از کشور، به جهان بگویند «انتهای منطقی رویه‌ بولتون و مجاهدین خلق و سلطنت‌طلب‌ها تنها از یک جبهه قربانی نمی‌گیرد». ظاهرا برخی اصلاح‌طلبان به مقاومت نظری و تسلیم عملی اعتقاد دارند و با آنکه می‌دانند آمریکا قابل اعتماد نیست، علاقه به مذاکره و قبول شروط آمریکا و یا ارائه شرط‌های جدید و وقت گذراندن با آن هستند. ]]> سیاسی Thu, 11 Jul 2019 15:32:54 GMT http://www.bloghnews.com/fa/doc/report/396091/ایران-گرفتار-روحیه-سازشکاری-برخی-لطفا-انقلابی-باشید زمان‌سوزی، راهبرد امریکا و اروپا http://www.bloghnews.com/fa/doc/note/396077/زمان-سوزی-راهبرد-امریکا-اروپا به گزارش بلاغ، برخی از جریان‌های سیاسی در کشور از مدت‌ها پیش و حتی زمانی که زمزمه‌ها مبنی بر خروج آمریکا از برجام به گوش می‌رسید، با تمام ظرفیت تبلیغاتی و رسانه‌ای خود تلاش کردند تا با متزلزل نشان دادن دولت جدید آمریکا و به‌ویژه شخص ترامپ، به تدریج به زمینه‌سازی برای ‌اشاعه راهبرد خرید زمان در میان افکار عمومی کشور بپردازند. این جریان‌ها همسو با محافل دموکرات‌های آمریکا، از طریق تبلیغات پیرامون موضوعاتی نظیر فساد اخلاقی رئیس‌جمهور آمریکا و نقش روسیه در پیروزی وی در انتخابات، سعی می‌کردند استیضاح ترامپ را قریب‌الوقوع نشان داده و دموکرات‌های آمریکا را به‌عنوان ناجی برجام معرفی کنند. این رویکرد منفعلانه در برابر سیاست‌های خصمانه آمریکا می‌توانست به حامیان برجام کمک کند تا با فرافکنی، از پاسخگویی به مردم شانه خالی کنند و نتایج ناگوار اعتماد به آمریکا را به ترامپ و ویژگی‌های منفی شخصیتی او نسبت دهند. این رویکرد که سعی می‌کرد برای مروجان اندیشه برجامی، پناهگاهی موقت در برابر انتقادات مردم بسازد متاسفانه دو پیامد منفی برای کشور به همراه داشت.نخست اینکه در عرصه عمل و اقدام متقابل دولت در برابر خروج آمریکا از برجام، فرصت‌سوزی‌های بسیاری انجام شد. یک سال اعتماد به وعده‌های اروپایی‌ها و پافشاری بر اجرای یکجانبه تعهدات از سوی ایران، نتیجه منفی فضاسازی‌هایی است که مشکلات پیش آمده برای برجام را به بدعهدی «موجودی مزاحم» به نام آمریکا محدود می‌کرد و آن هم نه آمریکایی که چهل سال است ایران را تحریم کرده بلکه آمریکای ترامپ. گویا پذیرش ‌اشتباهات گذشته و دست کشیدن از تعریف و تمجیدهای چندساله درباره برجام، برای کسانی که تمام تخم‌مرغ‌هایشان را در سبد برجام گذاشته‌اند، دشوارتر از تن دادن به وقت‌کشی و وعده‌های بی‌ثمر شرکای دیرین آمریکا بوده است و این پافشاری بر هیچ و شرکت در بازی سیاسی 1+5 در یک سال اخیر، نتیجه‌ای جز فراهم شدن شرایط برای گسترش تحریم‌ها و غفلت از مقابله موثر با دشمن نداشته است.پیامد منفی دوم که افکار عمومی جامعه را هدف قرار داده بسیار خطرناک است، چرا که منجر به خطای راهبردی در مواجهه با جنگ اقتصادی آمریکا می‌شود. آمریکا برای اینکه بتواند میزان تاثیرگذاری تحریم‌های خود را افزایش دهد نیازمند هرچه بیشتر زمان است. به عبارت دیگر، هرچه آمریکا بتواند مدت زمان جنگ اقتصادی را افزایش دهد و در مقابل پاسخ‌های قاطع و عملی، که برخاسته از تمام ظرفیت‌های کشور است، دریافت نکند، تاثیرات مخرب تحریم‌هایش افزایش می‌یابد. آنچه از سوی برخی محافل و جریان‌ها به ویژه در یک سال اخیر به اذهان عمومی تزریق می‌شود موجب ترویج راهبرد خرید زمان برای مقابله با آمریکا شده است. فاز جدید این راهبرد منفعلانه که در حقیقت بازی در زمین دشمن و عمل مطابق میل اوست، در روزهای اخیر به صورت مطرح ساختن بحث مذاکره آغاز شده و تبلیغات رسانه‌ای که گاه به صورت ضمنی و گاه به صراحت مذاکره با آمریکا را توصیه می‌کنند، شدت یافته است. مشغول شدن افکار عمومی و مسئولین کشور به موضوع مذاکره دقیقاً در جهت منافع دشمن است تا بتواند مدت زمان بیشتری ایران را در شرایط توامان تحریم و انفعال قرار داده و به پیشروی خود در جنگ اقتصادی با ایران ادامه دهد.متاسفانه به نظر می‌رسد این جریان‌ها با دامن زدن به بحث مذاکره به دنبال دستیابی به اهداف سیاسی خود در انتخابات‌های پیش رو هستند. آنها نه‌تنها با متوسل شدن به راهبرد خرید زمان تعبیری نادرست از راهبرد «مقاومت» به مردم ارائه می‌دهند بلکه با پیش کشیدن دوباره بحث مذاکره و بهره‌برداری از آن در جهت منافع جناحی و سیاسی خود، در ماه‌های آینده موجب تضعیف «اتحاد و وحدت کلمه» در برابر «آرایش جنگی» دشمن خواهند شد و نتیجه آن، جز تداوم فرصت‌سوزی‌ها و نادیده‌گرفتن توان کشور در مقابله فعال با دشمن نخواهد بود.آنچه امروز ضرورت دارد، آگاهی از دام‌هایی مانند خریدن زمان و مذاکره است که آمریکایی‌ها با لطایف‌الحیل می‌کوشند پیش پای ایران قرار دهند. دلخوش کردن به شکست ترامپ در انتخابات پیش‌رو و گره زدن مجدد مسائل کشور به مذاکره، دام‌هایی است که آمریکا به آن چشم امید دوخته است. نباید از این نکته غافل شد که راهبرد خرید زمان، راهبردی است که آمریکا برای رسیدن به اهدافش به آن نیاز دارد نه ایران. ]]> سیاسی Thu, 11 Jul 2019 09:44:25 GMT http://www.bloghnews.com/fa/doc/note/396077/زمان-سوزی-راهبرد-امریکا-اروپا دیپلمات اروپایی: آمریکا و فرانسه برای وقت‌کشی تقسیم کار کرده‌اند http://www.bloghnews.com/fa/doc/report/396006/دیپلمات-اروپایی-آمریکا-فرانسه-وقت-کشی-تقسیم-کار-کرده-اند به گزارش بلاغ، در شرایطی که مقام‌های جمهوری اسلامی ایران از دولت‌های اروپایی به دلیل نداشتن برنامه عملی برای برخوردار کردن ایران از عواید توافق هسته‌ای «برجام» انتقاد می‌کنند یک دیپلمات اروپایی گفته که لازم است ایران مجاب شود در ازای «ژست‌های نمادین» از سوی آمریکا به برجام برگردد.یک دیپلمات اروپایی به شرط عدم افشای نام به خبرگزاری فرانسه گفت: ما به دنبال خرید زمان هستیم. لازم است ایران را در ازای ژست‌های نمادین از طرف آمریکا با خودمان همراه کنیم.خبرگزاری فرانسه نوشته تحلیلگران موافقند که تلاش‌های اروپا در این راستا، در کوتاه‌مدت باید بر دو موضوع متمرکز باشد: مجاب کردن ایران برای توقف فعالیت‌های غنی‌سازی و سپس مجاب کردن «دونالد ترامپ»، رئیس‌جمهور آمریکا به معلق کردن برخی از تحریم‌های جدیدی که علیه ایران وضع کرده است.در گزارش خبرگزاری فرانسه تصریح شده است که «هدف فرانسه، مجاب کردن ایران برای توقف فعالیت‌های غنی‌سازی و سپس مجاب کردن ترامپ به معلق کردن برخی از تحریم‌های جدیدی است که علیه ایران وضع کرده است». نکته قابل توجه اینجاست که طرف اروپایی علیرغم عهدشکنی و بی‌عملی 4 ساله در برجام، باز هم با گستاخی مدعی شده است که ابتدا ایران باید فعالیت‌های غنی‌سازی خود را معلق کند و سپس ترامپ درباره تعلیق تحریم‌های جدید ایران تصمیم بگیرد، این یعنی همان وعده نسیه اروپا و آمریکا در مقابل اقدام نقد ایران.خرید زمان علیه ایراندیپلمات اروپایی تصریح کرده است که آمریکا و فرانسه برای وقت‌کشی علیه ایران تقسیم کار کرده‌اند. چندی پیش امانوئل ماکرون، رئیس‌جمهور فرانسه در اظهارنظری گستاخانه گفته بود: من هیچ‌گاه دربرابر ایران ساده‌لوح و زودباور نبودم. اختلاف‌نظر ما با آمریکا بر سر شیوه رفتاری ماست.همزمان با انتشار گزارش فوق، ژان ایو لودریان وزیر خارجه فرانسه گفته است:آمریکایی‌ها، باوجود آنکه دیگر در برجام نیستند، می‌توانند ژست لازم برای دلجویی از ایران را از خود نشان دهند تا فضایی را برای مذاکره در جهت پیشگیری از تنش غیرقابل کنترل و یا حتی یک تصادف باز کنند.نکته قابل تأمل اینجاست که امانوئل بن، مشاور دیپلماتیک رئیس‌جمهور فرانسه (دیروز- چهارشنبه) در دیدار با علی شمخانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی کشورمان مدعی شده است که به‌عنوان میانجی به تهران نیامده و حامل هیچگونه پیامی از سوی آمریکا برای ایران نیست.برخلاف ادعای مشاور دیپلماتیک ماکرون،هدف اصلی فرانسه در رفت و آمدهای دیپلماتیک اخیر، دلالی تطمیع و ارعاب از سوی ترامپ است. در این میان، «ژست‌های نمادین» به‌عنوان ابزار تطمیع و «تهدید درباره تحریم‌های جدید» به‌عنوان ابزار ارعاب به کار می‌رود.فرانسه، بدهکار استفرانسه در ماه‌های اخیر ژست واسطه و منجی برجام به خود گرفته است. این در حالی است که این کشور خودش در برجام به ایران بدهکار است و علاوه‌بر این به دلیل میزبانی از گروهک‌های تروریستی ضدایرانی و معاندین و سران آشوب‌ها در کشور خود، در جایگاه متهم قرار دارد و نه منجی.فرانسه همان «پلیس بد مذاکرات هسته‌ای ایران و 1+5» است که اکنون ژست مضحک «پلیس خوب» به خود گرفته است. شرکت‌های فرانسوی از جمله توتال و پژو، در مقابل ایران بدعهدی و فریبکاری کردند و باید برای این اقدامات ضدایرانی پاسخگو باشند.هوشیاری در مقابل وقت‌کشیهدف اصلی آمریکا و اروپا، استمرار شرطی‌سازی مردم ایران با برجام و وقت‌کشی و پرت کردن حواس عمومی از میدان اصلی نبرد -جنگ اقتصادی- است و مذاکرات جدید دقیقا در همین راستا عمل می‌کند.اکنون 4 سال از امضای برجام و همچنین 14 ماه از خروج آمریکا از برجام سپری شده است. در حال حاضر هدف آمریکا و شرکای اروپایی‌اش، نه احقاق حقوق برجامی ایران بلکه خرید زمان برای اجرای نقشه‌های ضدایرانی است. دولت آقای روحانی باید روند منفعلانه «کاهش میلیمتری تعهدات» را تغییر داده و وقت‌کشی طرف مقابل را ناکام بگذارد. کارکرد اصلی اعلام اولتیماتوم، واکنش قاطعانه با هدف هزینه دارکردن بی‌عملی طرف مقابل و وادارکردن او به تغییر رویکرد خصمانه است.رد فعال‌سازی مکانیسم ماشهدیپلمات‌های اروپایی که به شرط عدم افشای نام با رویترز گفت‌وگو می‌کردند تصریح کردند کشورهای اروپایی «مکانیسم سازوکار حل  اختلافات» در برجام- معروف به مکانیسم ماشه- که می‌تواند به احیای تحریم‌های بین‌المللی علیه ایران منجر شود را فعال نکرده‌اند. هیئت نمایندگی اتحادیه اروپا در نشست روز چهارشنبه شورای حکام آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، بار دیگر بابت خروج آمریکا از توافق هسته‌ای برجام ابراز تأسف کرده و از ایران خواست به این توافق پایبند باشد.اروپایی‌ها به هیچ عنوان به تعهدات برجامی خود عمل نکرده‌اند و علاوه‌بر این در مقابل عهدشکنی‌های آمریکا نیز صرفا به ابراز تأسف بسنده کرده‌اند.هیلاری کلینتون، وزیر خارجه اسبق آمریکا با انتقاد شدید از رویکرد دولت ترامپ در قبال ایران نوشت که رئیس‌جمهور آمریکا با خروج از توافق هسته‌ای، اهرم فشار خود علیه ایران را از دست داد.آژانس تایید کردبه گزارش فارس، آژانس بین‌المللی انرژی اتمی روز چهارشنبه در گزارشی به شورای حکام تایید کرد که سطح غنی‌سازی اورانیوم در ایران افزایش یافته است.خبرگزاری «رویترز» به نقل از دیپلمات‌ها نوشته است که آژانس در این گزارش اعلام کرده است که خلوص غنی‌سازی اورانیوم ایران از 3/67 درصد مقرر در توافق هسته‌ای، به 4/5 درصد افزایش یافته است.بر اساس این گزارش، میزان ذخایر اورانیوم با غنای پایین ایران به 213/5 کیلوگرم (حدود ۳۱۶ کیلوگرم UF6) رسیده است. براساس توافق هسته‌ای سال ۲۰۱۵، سقف ذخایر اورانیوم با غنای پایین ایران 202/5 کیلوگرم تعیین شده است. در گزارش ۱۰ روز پیش آژانس، که اجرای اولین گام کاهش تعهد ایران به برجام را تایید کرد، این رقم ۲۰۵ کیلوگرم بود.شورای حکام آژانس دیروز به درخواست آمریکا و برای بررسی تصمیمات هسته‌ای ایران تشکیل جلسه داد. واشنگتن در حالی درخواست برگزاری این نشست را مطرح کرده که خود 14 ماه است که از توافق هسته‌ای خارج شده و تحریم‌های گسترده‌ای علیه جمهوری اسلامی ایران وضع کرده است. سخنگوی وزارت امور خارجه ایران این رفتار واشنگتن را «طنزی تلخ» توصیف کرد.هیئت آمریکا در نشست شورای حکام آژانس بین‌المللی انرژی اتمی بار دیگر ادعای آمادگی برای مذاکره بدون پیش‌شرط با ایران را تکرار کرد و اقدامات تازه ایران در کاهش تعهدات برجامی را «باج‌خواهی» خواند.میخائل اولیانوف، نماینده روسیه در سازمان‌های بین‌المللی مستقر در وین، در نشست دیروز شورای حکام آژانس بین‌المللی انرژی اتمی به طرف‌های برجام یادآوری کرد که این توافق قرار بوده به عادی‌سازی روابط اقتصادی و تجاری با ایران منجر شود. بهروز کمالوندی، معاون سازمان انرژی اتمی گفت: اگر طرف‌های مقابل به تعهدات خود عمل نکنند، گزینه‌های مختلفی از جمله افزایش غنی‌سازی، به کارگیری ماشین‌های پیشرفته و افزایش سانتریفیوژ را داریم. ]]> سیاسی Wed, 10 Jul 2019 20:41:01 GMT http://www.bloghnews.com/fa/doc/report/396006/دیپلمات-اروپایی-آمریکا-فرانسه-وقت-کشی-تقسیم-کار-کرده-اند