پایگاه خبری بلاغ مازندران - پربيننده ترين عناوين اجتماعی :: نسخه کامل http://www.bloghnews.com/social Tue, 16 Jul 2019 17:58:20 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 /skins/default/fa/950826/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط پایگاه خبری بلاغ مازندران http://www.bloghnews.com/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام پایگاه خبری بلاغ مازندران آزاد است. Tue, 16 Jul 2019 17:58:20 GMT اجتماعی 60 سردار سلیمانی در دیدار ۱۴۰ دقیقه‌ای به پوتین چه گفت؟ http://www.bloghnews.com/fa/doc/report/396779/سردار-سلیمانی-دیدار-۱۴۰-دقیقه-ای-پوتین-گفت به گزارش بلاغ، سردار اسدی، فرمانده سابق مستشاران ایرانی در سوریه و معاون بازرسی قرارگاه مرکزی خاتم‌الانبیاء(ص) در بخشی از گفت‌وگوی مشروح خود با تسنیم در پاسخ به سؤالی درخصوص نقش روس‌ها در موفقیت جبهه مقاومت، گفت: این‌که بعد از مساعدت روسیه جبهه مقاومت تقویت شد، حرف درستی است؛ اما برای روشن شدن موضوع باید توضیح داده شود؛ اولاً این موضوع را از خود سوری‌ها باید پرسید. بیشتر آن چیزهایی که دیگران مغرضانه بیان می‌کنند دروغ است. در ثانی در ابتدای جنگ، مسلحین به 400متری کاخ بشار اسد رسیده بودند و آنجا را با خمپاره می‌زدند، امّا آن کسانی که توانستند سوریه را به‌لطف خدا نجات بدهند مردم، نظامیان سوریه و مستشاران نظامی ایرانی با برنامه‌­ریزی سرباز ولایت سردار سلیمانی با پرچم دفاع از حرم و شهیدانی همچون سردار شهید حاج حسین همدانی بودند.وی اظهار داشت: پس از چهار سال مبارزه و مقاومت ایران در سوریه سردار سلیمانی در سفری به روسیه بود که به‌مدت دو ساعت و بیست دقیقه با پوتین دیدار و گفت‌وگو کرد تا روس‌ها را قانع کند در سوریه حضور یابند. مصطفی بدرالدین به من می‌گفت «به‌لحاظ دیپلماتیک هر فرد در هر سطحی در مدت زمان مشخصی می‌تواند با رئیس‌جمهور کشوری مانند روسیه دیدار کند و وقتی که شنیدم سردار سلیمانی دو ساعت و بیست دقیقه با پوتین دیدار کرده، خیلی تعجب کردم.»معاون بازرسی قرارگاه مرکزی خاتم‌الانبیاء(ص) افزود: سردار سلیمانی به پوتین تفهیم کرد که «سوریه آخرین سنگر جبهه شرق است و اگر این را از دست بدهید، غربی‌ها ارزشی برای شما قائل نیستند.»سردار اسدی تأکید کرد: به‌هرحال روسیه قدرتی است که اگر به میدان آمد از این پیروزی سهم خود را می‌برد، اما مغرضان برای کم‌رنگ کردن عظمت جمهوری اسلامی ایران، موضوعاتی را مطرح می‌کنند تا بگویند این پیروزی‌ها متعلق به ایران نیست.فرمانده سابق مستشاران ایرانی در سوریه در پاسخ به اینکه آیا جولان در آینده آزاد خواهد شد؟ گفت: حضرت امیرالمؤمنین(ع) می‌فرمایند؛ «من تمامی امور را با مردم در میان می‌گذارم الّا مسائل جنگ را» سؤال شما معطوف به آینده و جنگ آینده است که یقیناً این جنگ صورت خواهد گرفت.وی افزود: فقط همین را می‌گویم که همان‌گونه که انقلاب اسلامی به چهل‌سالگی رسید و به‌کوری چشم دشمنان به چهارصدسالگی هم خواهد رسید، جولان و قدس هم آزاد می‌­شود انشاءالله بلکه نسل شما هم خواهد دید که تل‌آویو به چه وضعیتی خواهد افتاد. ]]> اجتماعی Tue, 16 Jul 2019 07:42:08 GMT http://www.bloghnews.com/fa/doc/report/396779/سردار-سلیمانی-دیدار-۱۴۰-دقیقه-ای-پوتین-گفت جزئیات 5 خبر ویژه امروز دوشنبه 24 تیرماه 1398 http://www.bloghnews.com/fa/doc/news/396542/جزئیات-5-خبر-ویژه-امروز-دوشنبه-24-تیرماه-1398 به گزارش بلاغ،خسارت 43 میلیارد دلاری را چرا از اروپا مطالبه نمی‌کنید؟!ایران در هر مذاکره‌ای با اروپا باید خسارت‌های 14 ماه اخیر را پیگیری کند. ایران از تعلل اروپا، با زیان 43 میلیارد دلاری مواجه شده است.روزنامه فرهیختگان ضمن انتشار این ارزیابی خاطرنشان کرد: روزی که توافق هسته‌ای به امضا رسید و در روزهای بعد از آن -تا قبل از اجرای برجام- یک گزاره بیش از همه توسط حامیان دولت تکرار و بازتکرار می‌شد و آن عبارت بود از مبلغ خسارت ایران از هر روز تاخیر در اجرای برجام. بر این اساس در فضایی که به‌نظر می‌رسید برخی نیروهای نزدیک به دولت، افکارعمومی را با بازار حراجی ‌اشتباه گرفته بودند، در رقابتی تامل‌برانگیز هرکس سعی می‌کرد رقم بالاتری را به‌عنوان خسارت وارده به ایران از اجرا نشدن برجام اعلام کند. یکی از خسارت 100 تا 150 میلیون دلاری می‌گفت، دیگری با آب و تاب تیتر می‌زد خسارت تاخیر اجرای برجام روزانه 400 میلیارد تومان، آن یکی می‌گفت نمایندگان باید بدانند که 100 میلیون دلار ضرر در روز یعنی چه و... . درست در روزهایی که مجلس سرگرم سبک و ‌سنگین کردن بندهای توافق بود، سیروس ناصری، عضو سابق تیم مذاکره‌کننده هسته‌ای و همکار روحانی در سال‌های ابتدایی دهه 80 مدعی شد روزانه ١٠٠ تا ١٥٠ میلیون دلار هزینه تاخیر در اجرای برجام می‌شود. او در گفت‌وگویی که کمتر از سه‌ماه بعد از امضای برجام با روزنامه «اعتماد» داشت، حتی پا را فراتر هم گذاشت و تصریح کرد هر روز تاخیر در اجرای برجام میلیاردها دلار سود عاید کشورهایی می‌کند که به‌خاطر عملکرد آنها در منطقه، شهید می‌دهیم. عضو سابق تیم مذاکره‌کننده هسته‌ای برای ادعای خود استدلال هم می‌آورد. به گفته او، «ما حدود ٦ تا هفت‌میلیارد دلار فقط برای پول‌های انباشته‌شده هزینه می‌دهیم. در طول سال‌های ٨٦ تا ٩٢ حدود ٨٠٠ میلیارد دلار ورودی و به همین میزان خروجی داشتیم. با اعمال هزینه پول و هزینه گران خرید کالا به میزان ٢٠ تا ٢٥ درصد، می‌شود ١٠٠ تا ١٥٠ میلیون دلار در روز.» ناصری در ادامه چرتکه‌انداختن‌هایش این را هم گفت که با احتساب ٢٢ تا ٢٣ روز تاخیر در اجرای برجام ٢٠٠٠ تا ٢٥٠٠ میلیون دلار بابت تاخیر اجرای برجام ضرر به کشور وارد می‌شود.خسارت 100 میلیون دلاری در روز، از سوی اکبر ترکان مشاور ارشد رئیس‌جمهور هم مطرح شد. ترکان با انتقاد از سؤالات نمایندگان از تیم مذاکره‌کننده بابت ابعاد توافق حاصله هشدار داد که نمایندگان باید متوجه باشند «هر روز تاخیر در اجرای موافقت‌نامه وین 100 میلیون دلار به ایران ضربه وارد می‌کند.»در همان ایام نهاوندیان، رئیس دفتر رئیس‌جمهور هم در کمیسیون بررسی برجام از رقمی جدید پرده برداشت و با بیان اینکه هزینه مبادله‌ای که بر اقتصاد ما تحمیل شد در یک محاسبه سرانگشتی حداقل 15 درصد در واردات و صادرات بوده، گفت هزینه مبادله تجارت، سالانه حداقل 15میلیارد دلار می‌شود و این یعنی تحمیل 130 میلیارد تومان هزینه در روز بر ملت ایران. مسعود پزشکیان نایب‌رئیس مجلس اما پا را از همه اینها فراتر گذاشت و بعدها از رقمی رونمایی کرد که ماشین‌حساب هم در آن می‌ماند. نایب‌رئیس مجلس دو سال بعد از اجرای توافق هسته‌ای و در شرایطی که عیار آن برای همه روشن شده بود با بیان اینکه تصویب برجام جلوی ضرر و زیان‌های بسیار زیادی را به کشور گرفت، تصریح کرد: «قبل از برجام هر روز از بابت تحریم‌ها 1000 میلیارد تومان متضرر می‌شدیم.»  برجام حالا بیش از یک‌سال است که از تک و تا افتاده. به بیان دقیق‌تر، به‌دنبال خروج آمریکا از توافق هسته‌ای در 18 اردیبهشت ۹۷ و سکوت آمیخته به انفعال و حتی همراهی اروپا با آن در ماه‌های بعد، جمهوری اسلامی ایران صرفا با یک توافق کاغذی مواجه است؛ توافقی که گویا قرار است به‌طور نانوشته صرفا مبتنی‌بر تعهدات یک‌طرف استوار باشد. این یک سال و اندی بلاتکلیفی برجام به‌طور طبیعی همان هزینه‌هایی را به‌دنبال داشته که روزی نزدیکان دولت از آن سخن می‌گفتند؛ بر این اساس اگر بنا را بر رقم اعلام‌شده از سوی اکبر ترکان، مشاور ارشد رئیس‌جمهور -روزانه 100 میلیون دلار- بگذاریم به نتایج جالبی خواهیم رسید. از روز خروج آمریکا از برجام، درست 429 روز می‌گذرد و اگر گفته‌های ترکان که آن روزها مبنای استدلال بسیاری از سیاسیون در دفاع از برجام قرار می‌گرفت صحت داشته باشد، کشور تا امروز 42 میلیارد و 900 میلیون دلار خسارت‌دیده است. دولت برای ثبت روز «عبرت» در تقویم ملی پیش‌قدم شودمحافل رسانه‌ای معتقدند رئیس‌جمهور باید در تغییر نام روز اعلام توافق برجام پیش‌قدم شود.جهان‌نیوز در این‌باره نوشت: با تلاش‌های دولت روحانی و شخص رئیس‌جمهور، سال 95 بود که شورای عالی انقلاب فرهنگی با نام‌گذاری 23 تیر، روز تصویب برجام، با عنوان روز «گفت‌وگو و تعامل سازنده با دنیا» موافقت کرد.روزی که دولت، آن را در تقویم رسمی کشور ثبت کرد تا برجام، به‌عنوان بزرگ‌ترین دستاورد این دولت، در تاریخ کشور ثبت شود و سند افتخاری باشد بر پرونده به‌اصطلاح ژنرال‌های دیپلماسی کشور!اما باید تا دیر نشده نام این روز را به نام «روز عبرت» یا «روز پشیمانی از اعتماد به کدخدا» تغییر داد. همان‌طور که پیش از تصویب برجام هم مشخص بود و متأسفانه مسئولان مدعی فهم زبان دنیا در دولت به آن باور نداشتند، از حسن‌ظن و اعتماد به کدخدا و همراهان اروپایی آن چیزی عاید ملت مسلمان و انقلابی ایران نشد و این ساده‌اندیشی مسئولان، در نهایت باعث تحمیل هزینه‌های سنگین به کشور و هدررفت عمر مردم شد و صرفاً تجربیات قدیمی ملت ایران در اعتماد به دشمن به روزتر گردید.البته که باید یادآور شد ملت ایران همیشه اهل صلح و تعامل سازنده با دنیا بوده است اما اینکه سالروز انعقاد یک قرارداد پرخسارت (برجام) برای ملت ایران که طرف مقابل حتی کم‌ترین تعهداتش را هم انجام نداده و «تقریباً هیچ» عاید ایران شده به‌عنوان «روز تعامل سازنده با دنیا» نام بگیرد، یک توهین به ملت بزرگ و مقاوم ایران است. باید هوشیار بود از رهگذر این تعامل‌خواهی ملت ایران، کوتاهی از منافع ملی و توهین به آنها برداشت نشود همانند روزگاری که مسئولان دولت اصلاحات برای «گفت‌وگوی تمدن‌ها» تلاش یک‌طرفه داشتند و از سوی دیگر «محور شرارت» لقب گرفتند. و همان سال هم به سال نبرد تمدن‌ها و حمله به افغانستان تبدیل شد.همچنین لازم به ذکر است 23 تیرماه یادآور حضور حماسی مردم در سال 78 است که آن حضور پرشور همچون آبی بر آتش فتنه کوی دانشگاه ریخته شد و می‌توان در عناوین این روز، واقعه مهم آن مقطع را نیز یادآور شد.شامورتی‌بازی دنباله‌دار مقامات اروپایی در قبال ایرانمسئول -بازنشسته- سیاست خارجی اتحادیه اروپا می‌گوید اروپا از پیشنهاد کنفرانس رفع تنش میان ایران و آمریکا استقبال می‌کند.فدریکا موگرینی که به عراق سفر کرده بود، گفت اتحادیه اروپا به طور کامل از پیشنهاد برگزاری یک کنفرانس منطقه‌ای برای رفع تنش میان ایران و آمریکا استقبال می‌کند. موگرینی گفت عراق متحد هر دو طرف مناقشه، یعنی ایران و آمریکاست و می‌تواند نقش مهمی در نزدیک کردن دیدگاه‌های دو طرف تنش بازی کند. او افزود، با مقام‌های عراق درباره نیاز به کاهش تنش‌ها و بازکردن کانال‌های گفت‌وگو، مذاکره کرده است.به گزارش دویچه وله اتحادیه اروپا و عراق اخیراً تلاش مشترکی را برای برقراری آرامش در منطقه خلیج فارس آغاز کرده‌اند.در همین حال، لودریان وزیر خارجه فرانسه گفت: افزایش تنش‌ها می‌تواند موجب اتفاقات بدی شود. ایران با اقدام اخیر خود مبنی بر کاهش تعهدات برجامی، یک نگرانی عمده ایجاد کرده است. این یک واکنش بد در برابر تصمیم بد آمریکا برای خروج از برجام بود.اظهارات دو مقام اروپایی نشان می‌دهد که آنها اصلاً نمی‌خواهند به روی نامبارک خود بیاورند که اختلاف سر چیست و مسئولیت خود آنها در این میان کدام است؟ مذاکرات فراوان در حد اشباع، پیش از توافق هسته‌ای میان آمریکا و ایران و کشورهای اروپایی انجام شده و طرفین به توافقی رسیده‌اند که از سوی آمریکا زیرپا گذاشته شده و اروپایی‌ها نیز با سکوت و عهدشکنی خود، با آمریکایی‌ها همراهی کرده‌اند. با این اوصاف، کنفرانس رفع تنش خاصیتی ندارد و اروپا به جای چنین پیشنهادهایی، باید حداقل تعهدات ضد تحریمی خود را به انجام رساند تا ایران روند کاهش تعهدات و خروج از برجام را ادامه ندهد. درباره سخنان وزیر خارجه فرانسه نیز باید گفت اکنون محل اعتراض ایران، اروپا و دولت‌هایی مانند فرانسه هستند و نه آمریکا که تکلیف خود را با عهدشکنی و اعلام خروج از برجام یکسره کرده است. اروپا یا در برجام می‌ماند که باید هزینه‌هایش را بپردازد و یا این که به تعهداتش عمل نمی‌کند- که نمی‌کند - و بنابراین باید شرمسار باشد، نه اینکه بگوید عهدشکن و طرف خسارت‌دیده، هر دو کار بدی کرده‌اند.بگیر و نگیر عوارض شیر درازگوش در رفتار رئیس اتاق فکر فتنهوزیر فراری دولت اصلاحات که سال‌هاست به عنوان کارشناس سیاسی بی‌بی‌سی فارسی فعالیت کرده و خصوصا در ایام فتنه 88 پرتحرک بود، با انتشار توئیتی اذعان کرد که به‌دلیل خط مشی بی‌بی‌سی پیرامون هدف‌گیری تمامیت ارضی و وحدت سرزمینی ایران، دیگر در برنامه‌های این شبکه حضور نخواهد یافت.مهاجرانی نوشت: «برخی دوستان و نیز کامنت‌گزاران پرسیده‌اند، وقتی BBC فارسی درباره تمامیت ارضی و وحدت سرزمینی ایران، از واژگان و ادبیات تجزیه‌طلبان تروریست استفاده می‌کند آیا موجه است که من در برنامه‌های ‌BBC به‌عنوان مهمان شرکت کنم؟! نقد و اشکال وارد است، دیگر در هیچ برنامه BBC شرکت نخواهم کرد.»به گزارش جهان‌نیوز هرچند این اظهارات بعد از سال‌ها خوش‌خدمتی و همراهی جدی با این شبکه علیه جمهوری اسلامی و ملت ایران کاملا مضحک به نظر می‌رسد اما اگر این توئیت را در کنار گزارش چندی پیش خبرگزاری ایرنا که با محوریت عباس عبدی، تئوریسین اصلاح‌طلبان نوشته شده بود، بگذاریم به نکته جالبی خواهیم رسید. در گزارش عجیب ارگان رسانه‌ای دولت، تلاش شده بود تا چهره افرادی نظیر مهاجرانی و بهنود و حتی اکبر گنجی تطهیر شود و راه برای بازگشت آنان فراهم شود.یادآور می‌شود هنگام اوج‌گیری فتنه سبز در سال88، مهاجرانی با راه‌اندازی گروهی که شامل سروش، کدیور، عبدالعلی بازرگان و اکبر گنجی هم می‌شد، مدعی ریاست اتاق فکر جنبش سبز در خارج از کشور شد. این نکته نیز سزاوار یادآوری است که مهاجرانی زمانی در دوره اصلاحات مدعی شد ورودش به سیاست به خاطر نوشیدن شیر درازگوش در کودکی بوده و از سیاست خداحافظی می‌کند. او مدتی در لندن اقامت داشت و داد و ستدها و مراوداتی با رژیم سعودی داشت تا جایی که برای پسر خود  از وزارت خارجه عربستان بورسیه گرفت و خود به عضویت مرکزیت سعودی گفت‌وگوی ادیان در وین درآمد.برجام را بد نوشتند و بدتر اجرا کردندارسال پیغام خزانه‌ خالی، عدم دریافت ضمانت اجرا از غرب، تعهدات نامتوازن، اعتماد به آمریکا و عدول از خطوط قرمز، بزرگ‌ترین نقاط ضعف دولت در زمینه دست‌یابی به توافق با غرب بود و همین‌ها موجب شد برجام به خسارت محض تبدیل شود.روزنامه فرهیختگان در این‌باره در چهارمین سالگرد اعلام توافق نوشت: شاید یکی از مهم‌ترین‌اشکالات برجام را بتوان رفتار‌های دولت در ماه‌های پیش از انعقاد توافق هسته‌ای دانست؛ رفتارهایی که دشمن را به دست بالا گرفتن در پای میز مذاکره تشویق کرد و جمهوری اسلامی ایران را در موضع ضعف قرار داد. پیغام خزانه خالی را باید نقطه‌عطف این رویکرد دانست. روحانی بدون توجه به آثار چنین سخنانی از سوی رئیس دولت درست دو روز مانده به آغاز مذاکرات ایران و 1+5 در دانشگاه تهران و در جمع دانشجویان از تحت‌فشار بودن دولت گفت و در نطق خود در جلسه رای اعتماد به وزرا هم تاکید کرد: «یک‌وقتی می‌گفتیم خزانه خالی تحویل گرفتیم؛ بعد دیدیم صندوق‌های ما هم علاوه‌بر خزانه خالی بود!» اینها البته نه اولین‌باری بود که رئیس‌جمهور چنین سخن می‌گفت و نه آخرین بارش. روحانی یک‌بار دیگر هم در سفر به آمریکا در فرودگاه جان‌اف کندی همین ادعا‌ها را بر زبان آورد. هرچه بود طرح چنین موضوعی اگرچه از اساس دروغ بود و رئیس وقت بانک مرکزی توضیح داد منظور رئیس‌جمهور از خزانه خالی، «به‌حداقل رسیدن منابع» بوده و وزیر وقت اقتصاد هم گفت: منظور روحانی درواقع خزانه درآمدهای عمومی دولت است -که البته این خزانه هم خالی نبود و در روز تحویل دولت در آن بیش از ۱۲۸۰ میلیارد تومان پول وجود داشت- اما همین ادعاها در ماه‌های بعد برای تیم مذاکره‌کننده حسابی گران تمام شد. ایراد بزرگ دیگر که بیشتر به نفرات اصلی تیم مذاکره‌کننده و حتی شخص رئیس‌جمهور وارد است و نباید به‌سادگی از کنار آن گذشت مربوط به نوع اظهارنظرها درباره نتیجه مذاکرات و خروجی برجام است. در جریان مذاکرات هسته‌ای و سپس در زمانی که این توافق به امضای طرفین رسید، به‌صورت مداوم و حداکثری تعریف‌هایی از نتایج برجام می‌شد که هم غلو بود و هم غیرواقعی.20 فروردین 94 حسن روحانی وعده داد که «هیچ توافقی امضا نمی‌شود مگر با لغو تمام تحریم‌ها در همان روز» و بعدازظهر روز سه‌شنبه، ۲۳ تیرماه ۱۳۹۴ در گفت‌وگوی زنده تلویزیونی در سالن اجلاس سران اظهار داشت: «امروز به ملت شریف ایران اعلام می‌کنم تمام تحریم‌ها حتی تحریم‌های موشکی، تسلیحاتی و‌اشاعه‌ای به‌صورتی که در قطعنامه بوده لغو می‌شود. تمام تحریم‌های بانکی، بیمه‌ای، مالی، حمل‌ونقل، پتروشیمی، فلزات سنگین و تحریم‌های اقتصادی به‌طور کامل لغو خواهد شد و نه تعلیق.» این عبارات و دیگر توصیفات غیرواقعی چون «لغو بالمره تحریم‌ها» یا «ترک برداشتن ساختمان تحریم» همگی در کنار هشدارهای مکرری است که نزدیکان دولت از سیروس ناصری و اکبر ترکان تا مسعود پزشکیان می‌دادند و می‌گفتند که خسارت عدم اجرای برجام روزانه چند صدمیلیون دلار است. از سوی دیگر در برجام تعهدات ایران بسیار روشن ، صریح و اجرای آنها قابل قضاوت و راستی‌آزمایی پیش‌بینی شده بود، اما این موضوع به‌هیچ‌وجه متقابل نیست و عمده‌تعهدات سایر طرف‌ها در متن توافق کلی، مبهم و قابل تفسیر تعبیه شده‌اند. مضاف بر آنکه اصل تناظر در انجام تعهدات دو طرف رعایت نشد و هرگونه اقدام واقعی از سوی 1+5 در زمینه تعلیق تحریم‌ها به انجام تعهدات ایران و راستی‌آزمایی آن از سوی آژانس موکول شد. این رویه که براساس اعتماد به آژانس تعبیه‌شده، ریسک بسیار بالایی برای ایران به‌دنبال دارد، اما گوش کسی به این هشدارها بدهکار نبود و دولتی‌ها بیش از هرچیز به یکسره‌کردن کار فکر می‌کردند. یکی دیگر از ایرادات بزرگ، مربوط به اجرای تعهدات طرفین بود. برجام تا زمانی که تعهدات دقیق و صریح ایران اجرائی نشد، به نقطه صفر اجرا نرسید. اما تعهدات غرب ضمانت اجرا نداشت و روی کاغذ ماند. ایراد بعدی، ایمان و اعتماد به امضای کری و وعده‌های اروپا بود. بعدها کسانی چون جهانگیری و واعظی گفتند که پیش‌بینی نمی‌کردند آمریکا از برجام خارج شود. رهبر انقلاب اجرای توافق هسته‌ای را مشروط به شروطی کردند که خطوط قرمز برجام نام گرفتند؛ شروطی ازجمله گرفتن تضمین‌های قوی و کافی برای جلوگیری از تخلف طرف‌های مقابل در عمل به تعهدات‌شان در ازای اقدام‌های ایران، توقف تمامی تعهدات درصورت وضع هرگونه تحریم در هر سطح و به هر بهانه‌ای، معامله‌ اورانیوم غنی‌شده‌ موجود در برابر کیک زرد صرفا به شرط انعقاد قراردادی مطمئن همراه با تضمین‌های کافی و تبادل تدریجی، ساماندهی تحقیق و توسعه در ابعاد مختلف به‌گونه‌ای که در پایان دوره‌ هشت‌ساله هیچ کمبود فناوری برای ایجاد غنی‌سازی مورد قبول در برجام وجود نداشته باشد و... که البته بسیاری از آنها رعایت نشد. ]]> اجتماعی Sun, 14 Jul 2019 19:30:20 GMT http://www.bloghnews.com/fa/doc/news/396542/جزئیات-5-خبر-ویژه-امروز-دوشنبه-24-تیرماه-1398 جیـغ بنفش از ترس گاندو! http://www.bloghnews.com/fa/doc/note/396548/جی-غ-بنفش-ترس-گاندو به گزارش بلاغ، واکنش تند برخی از سیاستمداران و در رأس آنها یک مشاور آشنا به سریالی تلویزیونی،در نگاه اول اتفاقی بی‌سابقه است که باعث شگفتی بسیاری از مردم شده است. این روزها خیلی از مردم را می‌بینیم که انگشت به دهان مانده‌اند که چرا این فعال سابقاً امنیتی و فعلاً مشاوره‌ای، این‌چنین با یک برنامه دراماتیک و سرگرم‌کننده تلویزیونی، چپ افتاده و به‌طور پی‌در‌پی، علیه آن توئیت می‌کند؟ مگر این جناب مشاور، کار و مسئله مهم‌تری ندارد؟ به‌راستی چرا وقتی کشور با این همه موضوع دست اول و کم‌کاری مواجه است، این شخصیت سیاسی به‌جای اینکه وقت خود را صرف مشاوره دادن برای حل این مسائل کند، مدتی است وقت و انرژی خود را اختصاص داده به دهن‌کجی کردن به یک سریال تلویزیونی؟! اما وقتی به کاری که «گاندو» کرده و راهی که باز کرده تأمل کنیم، می‌فهمیم که نگرانی این مشاور چندان هم دور از انتظار نیست. مجموعه تلویزیونی «گاندو» پس از مدت‌ها بار دیگر آثار جاسوسی-امنیتی را در تلویزیون زنده کرد؛ آن هم درست در شرایطی که این نوع کارها در شبکه‌های تلویزیونی و سینمایی سطح اول جهان برای خودش برو بیایی دارد. به‌ویژه در هالیوود که در طول سال، ده‌ها فیلم و سریال در این باره پخش می‌شود. به طور کلی، آنچه در سطح رسانه‌های جهان به عنوان سریال «استاندارد» شناخته می‌شود همانند آن چیزی است که در ایران با «گاندو» اتفاق افتاد. در آمریکا، انگلیس، فرانسه و... برخلاف ایران، فرایند معرفی و القای پروژه‌های سیاسی، امنیتی و جنگی به مردم، بیش از برنامه‌های خبری و مستند توسط آثار دراماتیک پیش می‌رود. فیلم‌های سینمایی و سریال‌های تلویزیونی به خصوص در آمریکا، بسته‌هایی برای تزریق نرم و خوشایند سبک زندگی و ایدئولوژی‌های مدنظر صاحبان کمپانی‌های فیلمسازی است. صاحبان این کمپانی‌ها نیز اغلبشان، مولتی میلیاردرها و سرمایه‌دارهایی هستند که یک پایشان نیز در مراکز تولید اسلحه است. با در نظر گرفتن همین معادله، می‌توان فهمید که هدف و محور اصلی محتوای این آثار چیست.اما قافله فیلم و سریال سازی در ایران –به جز برخی نمونه‌های استثنایی، ازجمله «گاندو»- از آنچه در دنیا اتفاق می‌افتد هنوز عقب است. اینجا همچنان قالب اصلی فیلم‌ها، یا کمدی‌ها و عاشقانه‌های پیش پا افتاده است یا آثار به اصطلاح هنری و جشنواره‌ای است که معمولا مخاطب خاصی ندارند، چه برسد به مخاطب عام! در تلویزیون نیز همان طور که دیده‌ایم و می‌بینیم، اکثر سریال‌ها ربطی به مسائل استراتژیک و ایدئولوژیک ندارند و محتوای این آثار را غالباً کشمکش‌های خانوادگی یا کمدی‌های کم محتوا دربر می‌گیرد. حتی در مجموعه‌های تلویزیونی دو دهه اخیر با محوریت خانواده و زندگی روزمره نیز به سبک زندگی توجه چندانی نشده است.حال در این میان، سریالی ساخته شده که معادلات کهنه در عرصه سریال‌سازی تلویزیون را به هم زده است. سریالی که در فرم و ساختار، نقاط ضعفی هم دارد. اما یک سریال با فرم متوسط چون با محتوایی جدید، موج آفرین و آگاه‌کننده روی آنتن رفته، این چنین جریان ساز و تکان دهنده شده است. برای اولین بار، مردم ایران در یک سریال دراماتیک و سرگرم‌کننده، یک موضوع داغ و ملتهب که با زندگی خودشان نیز ارتباط مستقیم دارد را دیدند. دیدند که یک خبرنگار نفوذی مثل «جیسون رضاییان» چگونه موجب اخلال در اقتصاد و امنیت کشور آنها شد. حتی اگر داستان این سریال به طور خاص تخیلی باشد، ماجرای نفوذی‌ها و جاسوس‌ها و رسوخ کردن آنها در مراکز و نهادهای دولتی که واقعیت دارد. «گاندو» نشان داد که سریال سیاسی با مضمون افشاگرانه می‌تواند چند برابر مجموعه‌هایی با درونمایه‌های زرد و مبتذل جذب کند. حال فرض کنید که اگر سریال مشابهی، برفرض درباره «برجام» ساخته شود و فیلمنامه و کارگردانی قدرتمندتری داشته باشد، آن وقت باید منتظر «زلزله رسانه‌ای» با ریشتر بالاتری باشیم.اما جریان‌های سیاسی محافظه‌کار و غربزده، علاقه‌ای به باز شدن پای چنین سریال‌هایی به خانه‌های مردم ندارند. آنها می‌دانند که اگر سریال‌های استراتژیک به جریان اول در تلویزیون تبدیل شود، دیگر نمی‌توانند با پنهان کاری، برنامه‌های خودشان را پیش ببرند. به همین دلیل هم یکی از نمایندگان این جریان، به توئیت‌پراکنی علیه «گاندو» پرداخته تا بلکه راه ساخت چنین محصولاتی را سد کند. فراموش نکنیم که جیسون رضاییان، که سریال درباره آن ساخته شده هم در همان دوران جاسوسی‌اش با این جریان همکاری می‌کرد و در روزنامه‌های «غرب»گرا و در ستایش از سیاستمداران مطبوع این جریان مطلب می‌نوشت.نکته مهم دیگراین است که به هر حال سریال «گاندو» اثری ضداستکباری است و بیش از مسئولان داخلی، بخشی از پروژه‌های تخریبی آمریکا علیه ملت ایران را برملا می‌کند. این سریال به افشاگری درباره برخی از طرح‌های جاسوسی و نفوذی دشمن درجه یک ایران و سایر ملت‌های ستمدیده جهان پرداخته است. واقعیت این است که مقاومت در برابر آمریکا و مقابله با جریان‌های «آمریکایی صفت» در داخل، لازم و ملزوم هم هستند؛ به همین دلیل هم جریان ‌اشرافیت و تکنو‌کرات‌های داخلی، معمولا هر مقابله‌ای با استکبار جهانی را به خودشان می‌گیرند! به قول یکی از نویسندگان، وقتی ما در راهپیمایی‌ها شعار «مرگ بر آمریکا» می‌گوییم، ساختمان برخی از ادارات در داخل به لرزه درمی‌آیند(نقل به مضمون).بخش دیگری از واکنش‌های تند و تیز این مشاور را نیز باید از این زاویه دید. اگر «مرگ بر آمریکا» به موضوعی برای ساخت فیلم و سریال‌هایی با مخاطب چند ده میلیونی تبدیل شود، آن وقت عرصه بر غربگراها و جریان سرمایه‌داری داخلی که دولت کنونی آن را نمایندگی می‌کند تنگ خواهد شد.پس با این اوصاف، از یک طرف باید به آقای مشاور حق داد که این چنین برای زخم زدن به یک سریال تلویزیونی به تلاطم بیفتد و از طرف دیگر، باید راه ساخت سریال‌هایی با موضوعات سیاسی، جاسوسی و امنیتی را ادامه داد. همان طور که بسیاری از کمپانی‌های فیلمسازی و شبکه‌های تولید سریال در غرب، با این نوع برنامه‌ها زنده هستند. نسل «گاندو» باید در ایران تکثیر پیدا کند. ]]> اجتماعی Sun, 14 Jul 2019 20:08:58 GMT http://www.bloghnews.com/fa/doc/note/396548/جی-غ-بنفش-ترس-گاندو ویلاسازی تهدیدی برای گردشگری غرب مازندران است http://www.bloghnews.com/fa/doc/news/396547/ویلاسازی-تهدیدی-گردشگری-غرب-مازندران به گزارش بلاغ، براساس آمار منابع رسمی از ۲ دهه گذشته تاکنون حدود ۳۵ هزار ویلا به شکل غیرمجاز در غرب مازندران ساخته شد.حسین حسن‌نژاد در همایش دهیاران غرب مازندران در نوشهر افزود: این استان از مواهب الهی مانند باغ‌های چای، جنگل، روستاهای بکر و سرسبز و نیز دریا برخورداراست و به جای آنکه از این ظرفیت‌ها در حوزه ایجاد درآمد پایدار و‌اشتغال استفاده شود در حوزه ساخت وسازها و ویلاسازی استفاده می‌شود.وی گفت که رونق اقتصاد گردشگری مازندران زمانی محقق می‌شود تا بتوان از باغ‌های چای، روستاهای سرسبز و بکر، دریا، جنگل و آثار تاریخی در حوزه درآمد و‌اشتغال پایدار استفاده کنیم و با ساخت هتل، متل و ویلاسازی ضمن آنکه بسیاری از فرصت‌های شغلی را از دست خواهیم داد بلکه یک گام برای ضد توسعه این استان برداشته ایم.حسن نژاد با ابراز نگرانی از توسعه و رشد ناموزون روستاها از دیرباز تاکنون در مازندران افزود: نتیجه چنین وضعیتی آن است که دهیاران به جای آنکه برای ترمیم و نوسازی شبکه‌های عمومی تلاش کنند بلکه سعی کرده‌اند برای ایجاد و توسعه شبکه‌های عمومی جدید برنامه‌ریزی و اقدام کنند.وی ایجاد فرصت‌های تغییر فرهنگ و مسائل سوء زیست محیطی را از دیگر تبعات و پیامدهای منفی ساخت وسازهای غیرمجاز در منطقه غرب مازندران معرفی کرد . ]]> اجتماعی Sun, 14 Jul 2019 20:00:14 GMT http://www.bloghnews.com/fa/doc/news/396547/ویلاسازی-تهدیدی-گردشگری-غرب-مازندران دولت روحانی چون نتوانست وام بگیرد بدهی‌های خارجی‌اش کم شده است http://www.bloghnews.com/fa/doc/news/396541/دولت-روحانی-چون-نتوانست-وام-بگیرد-بدهی-های-خارجی-اش-کم-شده به گزارش بلاغ، حسن روحانی صبح دیروز (یکشنبه) در جمع مردم شهرستان شیروان، در حالی که می‌کوشید دولت خود را کارآمد معرفی نماید، گفت: هر کشوری که در مضیقه قرار می‌گیرد، به دلیل آنکه درآمدش کاهش پیدا می‌کند، بدهی خارجی‌اش افزایش می‌یابد... در سال ۹۶، ۱۲ میلیارد و ۴۰۰ میلیون بدهی خارجی کشور بوده اما امروز، ۹.۵ میلیارد بدهی خارجی کشور است؛ حدود ۲۵ درصد بدهی خارجی کشور کاهش یافته است، یعنی علیرغم اینکه در سختی قرار گرفته‌ایم، به سمت بیگانگان و خارجی‌ها و صندوق‌های بین‌المللی دست دراز نکرده‌ایم و روی پای خود ایستاده و مخارج کشور را در حد امکان تأمین کردیم. در عین حال بخشی از بدهی‌های سال‌های گذشته را نیز پرداخت کرده‌ایم».اظهارات روحانی اینطور القا می‌کند که دولت وی اساسا علاقه‌ای به استقراض خارجی نداشته است و با یک برنامه‌ریزی دقیق توانسته است در یک برنامه زمانی، حجم بدهی کشور را کاهش دهد؛ اما آیا حقیقت همین است، یعنی دولت می‌توانسته از خارجی‌ها استقراض نماید ولی تمایلی به این کار نداشته است؟در همین رابطه، وحید شقاقی شهری، اقتصاددان درباره بدهی خارجی ایران گفت: بدهی خارجی ما در سال 96 بیش از 11 میلیارد دلار بود که سررسید سالیانه‌اش هم بین یک تا دو میلیارد دلار می‌باشد.وی درباره اینکه چرا بدهی خارجی ایران طی این سالها افزایش نیافت، اظهار کرد: افزایش نیافتن بدهی خارجی ما دو علت دارد؛ نخست اینکه دولت آقای روحانی به علت تحریم‌های جدید نتوانسته وام خارجی بگیرد و یا فاینانس جدید دریافت کند. البته دولت یازدهم در ابتدا به سمت راه‌اندازی خطوط اعتباری یعنی وام خارجی از اروپا و چین حرکت کرد اما به دلیل تحریم‌های ترامپ نتوانست وام خارجی بگیرد.این اقتصاددان ادامه داد: علت دوم کاهش بدهی خارجی این بود که طی این دو سال موعد سررسید اقساط سالیانه فرا رسیده بود و بر همین اساس دولت می‌بایست یک تا دو میلیار دلار بابت سررسید بدهی‌ها پرداخت می‌کرد که بر همین مبنا نیز بدهی‌ها کاهش یافت.البته شقاقی شهری میزان پایین بدهی خارجی را یک فرصت طلایی خواند و افزود: اگر درون اقتصاد را بتوانیم ساماندهی کنیم هرگز گرفتار مشکلات کشورهایی که بدهی خارجی بالایی دارند نمی‌شویم.وی با‌اشاره به اینکه بدهی خارجی ونزوئلا 180 میلیارد دلار است، خاطرنشان کرد: بدهی بالای خارجی خودش یک ابرتهدید است و بر همین اساس ما شاهد مشکلات فراوان اقتصادی در ونزوئلا، یونان و پرتغال هستیم.سند ناکارآمدیاز سوی دیگر عملکرد دولت روحانی نشان از علاقه این دولت به دریافت وام خارجی است. برای بررسی این موضوع کافی است بدانیم کل بدهی خارجی از مجموع دو بدهی کوتاه مدت و بلندمدت تشکیل می‌شود. آمار‌های بانک مرکزی نشان می‌دهند در حالی که بدهی کوتاه مدت خارجی در فروردین ماه چهار میلیارد و ۲۳۸ میلیون دلار بوده است این میزان در اسفند ماه به دو میلیارد و ۱۵۱ میلیون دلار رسیده است. همچنین میزان بدهی خارجی بلندمدت در اسفند ماه در مقایسه با فروردین ماه با افزایشی ۱۲۰ میلیون دلاری به هفت میلیارد و ۱۸۷ میلیون دلار رسیده است. به این ترتیب دلیل عمده کاهش کل بدهی خارجی، کاهش بدهی‌های خارجی کوتاه مدت بوده است. از اظهارات روحانی اینطور بر می‌آید که دولت با یک برنامه دقیق، توانسته است حجم بدهی‌های کوتاه مدت را بکاهد، اما بررسی این متغیر پولی در دولت روحانی نشان می‌دهد، زمانی که شرایط برای استفاده از این بدهی فراهم بوده، دولت به شدت از آن استقبال نموده است.گزارش بانک مرکزی از تراز پرداخت‌ها در خردادماه 96 نشان می‌دهد، بدهی‌های کوتاه مدت خارجی دولت اول روحانی در زمان روی ‌کار آمدن رقم ۷۵۴ میلیون دلار را نشان می‌داد که طی چهار سال گذشته با فراز و فرودهای فراوان همراه شد و در نهایت خردادماه سال جاری به سه میلیارد و ۴۷۲ میلیون دلار رسید که رشد ۳۶۰ درصدی را نشان می‌دهد. کته جالبی که در این میان قابل بررسی است روند افزایشی میزان بدهی‌های خارجی کوتاه مدت کشور پس از دی ماه سال ۱۳۹۴ و زمان اجرایی شدن برجام است. به گزارش مشرق، در ماه آغاز رسمی توافق هسته‌ای، میزان بدهی خارجی کوتاه مدت کشور به ۳۵۱ میلیون دلار رسیده بود ولی پس از این تاریخ در مسیر صعودی قرار گرفت. به بیان دیگر میزان بدهی کوتاه مدت خارجی کشور در پسابرجام رشد ۹۰۰ درصدی را تجربه کرده و سه میلیارد و ۱۲۱ میلیون دلار افزایش یافته است. این افزایش بدهی در حالی رقم خورد که مطابق برجام قرار بود دارایی‌های ارزی بلوکه‌شده ایران، آزاد شود. بنابراین انتظار می‌رفت ایران بتواند بدهی‌های خارجی سررسید و معوق را بپردازد، اما برخلاف انتظارات، شاهد افزایش بدهی‌ها بودیم.برایند این عملکرد تاریخی دولت تدبیر و امید نشان می‌دهد تا زمانی که شرایط برای استقراض خارجی کوتاه مدت فراهم بوده، دولت به طور تمام و کمال از آن بهره جسته است، اما پس از خروج آمریکا از برجام و واکنش ضعیف دولت، عملا امکان مبادلات مالی و استقراض خارجی برای دولت فراهم نبوده است. به عبارت دیگر، کاهش بدهی خارجی به این علت بوده که دولت در گرفتن وام ناتوان بوده، نه اینکه بصورت فعال نخواسته چنین کاری انجام دهد.در پایان گفتنی است که استقراض خارجی یکی از روشهای تأمین مالی است که بیشتر در کشورهای در حال توسعه رواج دارد. مزایا و معایب این شیوه تأمین مالی که در برخی موارد با بهره‌های سنگین، کشورها را در دام بدهی می‌اندازد، مورد بحث کارشناسان موافق و مخالف قرار دارد و چه بسا کاهش آن موضوع خوبی باشد، اما ادعای روحانی مبنی بر اینکه «به سمت بیگانگان و خارجی‌ها و صندوق‌های بین‌المللی دست دراز نکرده‌ایم» در شرایطی بیان شده که دولت حتی در دریافت درآمدهای نفتی مرسوم خود هم دچار مشکل است، چه رسد به گرفتن وام از طرف‌های خارجی. به بیان دیگر، روحانی سند ناکارآمدی دولت و برجام را به اسم دست‌آورد فاکتور زده است. ]]> اجتماعی Sun, 14 Jul 2019 19:30:10 GMT http://www.bloghnews.com/fa/doc/news/396541/دولت-روحانی-چون-نتوانست-وام-بگیرد-بدهی-های-خارجی-اش-کم-شده جایگاه نازل فرهنگ در ورزش http://www.bloghnews.com/fa/doc/note/396549/جایگاه-نازل-فرهنگ-ورزش به گزارش بلاغ، انتشار خبر تشکیل ستاد فرهنگی المپیک۲۰۲۰ در وزارت ارشاد دلیلی بود تا در این باره در رسانه‌ها مطالبی که عمدتا رنگ و بوی انتقادی هم داشت به رشته تحریر در آید و بحث‌ها و سؤالاتی مطرح شود و مسئولان کمیته المپیک ناچار شوند برای روشن شدن موضوع وپاسخگویی به سؤالات مطرح شده به میدان آیند. مهم‌ترین سؤال و موضوع در این باره این است که چرا کمیسیون فرهنگی کمیته ملی المپیک خود مسئولیت این ستاد را بر عهده نگرفته وآن را به وزارت ارشاد واگذار کرده است؟ پاسخ مسئولانی مثل سرپرست دبیرکل کمیته ملی المپیک در این باره این است که» در ستاد تشکیل شده محوریت کار با کمیسیون فرهنگی است و همکاری دیگر دستگاه‌های فرهنگی بار هزینه‌ها را برای کمیته ملی المپیک کاهش می‌دهد و...» اینکه این پاسخ که البته از آنچه ما آوردیم مفصل‌تر است چقدر درست و قانع‌کننده بوده ، فرصتی جداگانه می‌خواهد. ما در اینجا صرفنظر از اینکه متولی اصلی امور فرهنگی مربوط به المپیک بر عهده کی و کدام ساز مان قرار گرفته و باید در اختیار کدام تشکیلات قرار می‌داشته، به سهم خود امیدواریم که برآیند و خروجی مجموعه این فعالیت‌های فرهنگی مثبت باشد و بتواند در میدان بزرگ و‌مهمی چون المپیک که چشم دنیا به آن هست تا حدی معرف فرهنگ‌غنی کشور تاریخی و ریشه دار ایران باشد. هرچند که سابقه امر چنین نشان نمی‌دهد و در این باره تجربیات مثبت و امیدوار‌کننده‌ای در حافظه اهالی ورزش نقش نبسته است. اتفاقا ما در این یادداشت می‌خواهیم به بهانه طرح این بحث‌ها که به هرحال رنگ وطعم» فرهنگ» دارد بار دیگر براهمیت و ضرورت توجه جدی و فرا حرف و شعاری به امر فرهنگ در ورزش تاکید کنیم. واقعیت غیر قابل کتمان این است که در ورزش - مثل خیلی جاهای دیگر- به فرهنگ ،عنایت و توجه لازم نمی‌شود. وضعیت فرهنگی و اخلاقی ورزش به سامان و روبه راه نیست،سهل است که خراب و نگران‌کننده هم هست. این در حالی است که بنای هر آبادی واجتماع و مدنیتی» فرهنگ» به ویژه بعد اخلاقی و معنوی فرهنگ است. ودر این باره دانشمندان و حکیمان از گذشته تا امروز بسیار سخن گفته و فراوان تاکید کرده‌اند.ورزش هم به عنوان سروکاری اجتماعی از این قاعده مستثنی نیست. یعنی اینکه اگر ما خواهان ساختن و داشتن یک ورزش ریشه‌ای و اصولی هستیم باید قبل از آنکه تمام هوش و حواس خود را به ابعاد ظاهری و جنبه‌های فنی و نمایشی ورزش معطوف کنیم به مسائل فرهنگی ورزش توجه کنیم و با فراهم آوردن شرایط لازم و رعایت اصول فرهنگی ساختار و زیر بنا را آماده کنیم ، آنگاه که دقیقا از حیث ذهنی وفکری دانستیم و فهمیدیم از ورزش چه می‌خواهیم و کدام یا کدامین هدف را در آن دنبال می‌کنیم واردصحنه عینی و عملی شویم. تا این اتفاق که با زبان الکن و به طور خیلی مختصر بیان شد در‌باره ورزش ما و در سیاستگذاری و نگرش مدیریتی آن اتفاق نیفتد به هیچ وجه نمی‌توانیم به داشتن ورزشی باحساب وکتاب ودارای ساخت و سازمان تعریف شده وآینده بهتر در این حوزه امیدوار باشیم. وضعیت فعلی که بانوعی آشفتگی وهرهری مسلکی و هنجارشکنی‌های اخلاقی و فرهنگی و بالاخره سردر گمی و روز مرگی دایمی همراه است تداوم خواهد یافت ودر این میان چسبیدن به» نتیجه» و حاکم شدن فکر» نتیجه گرایی» بر نگرش و روش مدیریتی ما سپر ونقابی است برای آنکه کم‌کاری‌های مدیریت ورزش ما در‌باره کارهای ساختاری و فرهنگی در سایه آن دیده نشود!نکته آخر اینکه؛ روشن است موضوع و مفهوم فرهنگ‌- اگر نگوییم همه اما- بسیاری از جنبه‌های زندگانی اجتماعی و حتی حیات فردی را در برمی گیرد.فرهنگ همه چیز و ام المسائل است. وقتی حرف از تاثیر فرهنگ درپیشرفت وتعالی ورزش می‌شود منظور فرهنگ در همه ابعاد مادی و انسانی، ذهنی و عینی است ما نیز در این نوشته چنین تعریف و نگاهی از فرهنگ داشتیم اما آنچه که معمولا بعد از مطرح شدن موضوع فرهنگ در ورزش تداعی می‌شود بعد غیر مادی ومعنوی فرهنگ است به طوری که اکثریت آن را با» اخلاق» مترادف می‌دانند. البته بیراه هم نیست ویکی از ابعاد مهم فرهنگ، « اخلاق و اموزه‌های تربیتی و پرورشی « است که چنانکه می‌دانیم با ورزش سروکاری مستقیم دارد. ورزش در جای خود وفراتر از پروار کردن جسم وتن وکسب پیروزی و مدال ، کارخانه و مکتب آدم سازی هم‌هست چنانکه فرموده اند»‌اشجع الناس من غلب هواه». قویترین مردم کسی است که بر نفس خود غلبه کند و مجاهده و غلبه کردن بر نفس یعنی حرکت در مسیر انسان‌سازی و آدم شدن و...متاسفانه ما اگر فرهنگ را در همین معنای«اخلاق و تربیت» هم محصور کنیم باز می‌بینیم در این باره که اصلا جزو ذات و از کارکردهای مهم ورزش است بسیار کوتاهی کرده‌ایم و... خلاصه ورزش و کارکردهای مهم آن را جدی نگرفته‌ایم دلیل قاطع آن هم اینکه موضوع مهم فرهنگ را در ورزش نه تنها جدی نگرفته‌ایم که بسیار دستکم گرفته وانشاالله ناخواسته فرهنگ سوزی هم کرده‌ایم! و بالاخره...اقــوام روزگـار بـه اخـلاق زنـده‌اندقومی که گشت فاقد اخلاق، مردنی است ]]> اجتماعی Sun, 14 Jul 2019 20:24:50 GMT http://www.bloghnews.com/fa/doc/note/396549/جایگاه-نازل-فرهنگ-ورزش جزئیات 6 خبر ویژه امروز سه‌شنبه 25 تیرماه 1398 http://www.bloghnews.com/fa/doc/news/396719/جزئیات-6-خبر-ویژه-امروز-سه-شنبه-25-تیرماه-1398 به گزارش بلاغ،دولت رکورد 10 ساله افزایش اجاره بها را هم شکستیک روزنامه اصلاح‌طلب تصریح کرد دولت روحانی رکورد افزایش اجاره بها را هم شکسته است.دنیای اقتصاد نوشت: رکورد 9 ساله بیشترین رشد سالانه اجاره‌بها در پایتخت شکسته شد. در سال 97 میزان رشد میانگین اجاره بهای سالانه هر متر مربع آپارتمان مسکونی در تهران 27 درصد بوده است که این میزان رشد از سال 88 تاکنون بی‌سابقه بوده است. مرور آمار تغییرات اجاره بها در سال‌های گذشته نشان می‌دهد طی چهار سال قبل از سال 97 دامنه نوسان اجاره‌بها بسیار محدود بوده و در نتیجه آرامش بر بازار اجاره حاکم بوده است. این در حالی است که در سال 97 تلاطم قیمتی موجب شد یک سال استثنایی در بازار مسکن رقم بخورد. گزارش رسمی مرکز آمار ایران از وضعیت اجاره بها در شهر تهران به عنوان آخرین آمار رسمی درباره نبض بازار اجاره مسکن، حاوی اطلاعاتی است که وضعیت بازار اجاره سال گذشته را توضیح داده و در عین حال نشان می‌دهد بازار اجاره در سال 98 با چه ارقامی کار خود را آغاز کرد. این گزارش حاکی از آن است که میانگین اجاره بهای یک متر مربع آپارتمان مسکونی در پایتخت طی یکساله 97 به 32 هزار و 500 تومان رسید. این رقم یعنی برای اجاره هر متر مربع آپارتمان بدون پرداخت ودیعه و تبدیل بخشی از اجاره به مبلغ رهن، باید به طور میانگین 32 هزار و 500 تومان پرداخت شود. این رقم میانگین در مقایسه با متوسط اجاره بهای هر متر مربع آپارتمان مسکونی در سال 96 رشد قابل توجه 27 درصدی داشته است. این میزان بالاترین رشد یکساله اجاره بها در تهران از سال 88 به بعد است و به این ترتیب رکورد 9 ساله رشد اجاره بها در سال 97 شکسته شد.تقلب واقعی را خود شما مرتکب شدید آقای خاتمیروزنامه جوان درباره دعاوی دروغ محمدرضا خاتمی که منجر به محکومیت او شد، تصریح کرد براساس اسناد متعدد، فعالان فتنه سبز، قبل از انتخابات و شمارش آراء، دنبال القای تقلب و ایجاد آشوب بودند.این روزنامه خطاب به محمدرضا خاتمی نوشت: در انتخابات ۱۳۸۸ تقلب نشد بلکه «طرح تقلب» از هفت، هشت ماه قبل انتخابات کلید زده شد و سؤال این است که شما اگر هشت ماه قبل از انتخابات اسنادی در دست داشتید و بر آن اساس تقلب را طرح کردید چرا به مردم ارائه نمی‌نمایید؟ مگر می‌شود شما در دی ماه ۱۳۸۷ تقلب را طرح کنید، اما دنبال اثبات آن در سخنرانی‌ها و مصاحبه‌ها و آمار‌های بعد از انتخابات بگردید؟ شما باید اسناد تقلب را هشت ماه قبل از انتخابات داشته باشید، وگرنه تردیدی باقی نمی‌ماند که توطئه‌ای علیه نظام را طراحی کرده بودید. شما در جلسه ۱۷/ ۴/ ۱۳۸۷ شاخه سیاسی حزب مشارکت حضور داشتید و دیالوگ‌های آن جلسه ضمیمه کیفرخواست عمومی دوستان شما در شهریور ۱۳۸۸ است آیا آن دیالوگ‌ها به خاطر این است که قرار است مثلاً سردار جعفری دوازده ماه بعد از آن جلسه، انتخابات را تحلیل کند؟ به دلایلی که در ادامه خواهد آمد شما باید اسناد اینکه برای اولین بار بعد از انقلاب اسلامی از هشت ماه قبل از انتخابات تقلب را به‌صورت گسترده و علنی طرح کردید، ارائه کنید؟علاوه‌بر جلسه ۱۷/ ۴/ ۸۷ که با موضوع «بررسی راه‌های به دست گرفتن قدرت» برگزار شد شما شعار «اگر تقلب نشه موسوی برنده می‌شه» را به تجمعات شبانه تزریق کردید و «اگر تقلب بشه، ایران قیامت میشه» را چاشنی آن کردید. انصافاً این شعار با استناد به آنچه در دفاعیات شما آمده، طراحی شد؟جوان با‌ اشاره به تشکیل کمیته‌های جعلی موسوم به صیانت از آراء و اظهارات برخی افراطیون مدعی اصلاحات در این‌باره می‌نویسد: از شما توقع هست اسناد چرایی این سخنان را ارائه دهید نه اینکه ابتدا از غیب طرح تقلب کنید و بعداً که افتضاح رونمایی شد دنبال اسناد آن بگردید. سازمان مجاهدین انقلاب در بیانیه ۲۱/۱/ ۸۸ خود (دو ماه قبل از انتخابات) می‌نویسد: «سلامت انتخابات به شدت به مخاطره افتاده است، به‌طوری که دیگر تقریباً اعتمادی به آمار‌های انتخابات از جمعیت واجد حق رأی گرفته تا آرای شرکت‌کنندگان و آرای کاندیدا‌ها وجود ندارد.» وقتی گفته می‌شود که جریان چپ «تقوای جمعی» ندارد یعنی اینکه سؤال نمی‌کنید که بر چه اساس به آمار‌های انتخاباتی اعتماد وجود ندارد؟آیا درخواست موسوی از مردم برای جشن پیروزی در شامگاه میلاد حضرت زهرا براساس شمارش آرا یا اسنادی که شما به دادگاه ارائه کردید، انجام شده است؟ موسوی در شامگاه ۲۲ خرداد اعلام پیروزی و اعلام موعد جشن را براساس همین اسناد تقلب شما اعلام کردند؟ رأی کدام صندوق شمارش شده بود؟ تقوای جمعی جریان شما یک بار از وی پرسید شما چطور «برنده قطعی انتخابات با فاصله بسیار» شدید؟ آیا این اعلام براساس طراحی هشت ماه پیش نبود؟ آیا شما نمی‌دانید موسوی ۲۱/ ۳/ ۸۸ به هفته‌نامه تایمز می‌گوید اگر شکست بخورم دست‌بردار نیستم و تغییرات دیگر مدنظر داریم و عقبگرد نخواهیم کرد و به جوانان حاضر در خیابان‌ها نیز پیام داده‌ام؟ آیا این به خاطر تقلبی است که شما بعد از انتخابات متوجه آن شده‌اید یا طراحی پیشینی که باید مراحل خود را به ترتیب انجام می‌داد و آخرین مرحله آن درخواست رفراندوم توسط سیدمحمد خاتمی بود؟شما اگر نگاه اعتقادی به راه امام ندارید- که تردید ندارم ندارید- لااقل به سبب انتساب‌های ژنتیک از ایشان نان خورده‌اید. لطفاً بفرمایید شعار‌ها علیه آرمان‌های امام در خیابان‌های تهران نظیر مرگ بر اصل ولایت فقیه، مرگ بر جمهوری اسلامی و نه غزه نه لبنان به خاطر تقلب در انتخابات بود؟ و چرا وقتی رهبری شما را جدا کرده و گفتند «بگویید این‌ها با ما نیستند ما حرف دیگری داریم» حاضر نشدید چنین کنید؟ حال چطور می‌توانید سوءظن حاکمیت به خود را با هل دادن نهاد‌های قانونی نظام ذیل جناح مقابل توجیه‌نمایید؟به فرض اینکه هیچ حجت و سندی از شما‌ها مبنی بر طراحی تقلب از هشت ماه قبل از انتخابات وجود نداشت و صرفاً از ۲۳ خرداد به میدان تقلب آمده بودید، می‌شد نگاه شما را سوءظن دانست که حاکمیت موظف بود برطرف نماید. اما شما متهم به «طراحی تقلب» هستید و گوشه‌ای از آن را تقدیم کردم. همان طرحی که ابطحی رمز آوردن مردم به خیابان‌ها بعد از ۲۳ خرداد دانست.جلالی‌زاده: حمایت از روحانی بزرگ‌ترین اشتباه اصلاح‌طلبان بودعضو حزب منحله مشارکت می‌گوید حمایت از روحانی بعد از احمدی‌نژاد، بزرگ‌ترین اشتباه اصلاح‌طلبان بود.جلال جلالی‌زاده در گفت‌وگو با روزنامه اعتماد در پاسخ  این سوال که مهم‌ترین خطای استراتژیک و راهبردی اصلاح‌طلبان را در این مدت چه می‌دانید؟ «گفت: مهم‌ترین خطای استراتژیک اصلاح‌طلبان، معرفی کاندیداها و نیروهایی است که یا اصلاح‌طلب نبودند، یا اصلاح‌طلب فرصت‌طلب بودند؛ یا اینکه اصلاح‌طلبانی هستند که کسی شناختی نسبت به آنها ندارد. این افراد از نظر تجربه، سواد و معلومات در حد یک نیروی شناخته شده اصلاح‌طلب نیستند. معرفی و حمایت این افراد به نام اصلاح‌طلب که هیچ وابستگی به اصلاح‌طلبان ندارند موجب شده که مردم اعتمادشان نسبت به اصلاح‌طلبان کمتر شود. وی با اشاره به ریزش رای اصلاح‌طلبان افزود: بزرگ‌ترین اشتباه اصلاح‌طلبان این بود که بعد از احمدی‌نژاد با همه توان تلاش کردند که از آقای روحانی حمایت کنند. اصلاح‌طلبان با حمایت از آقای روحانی و ناتوانی او در برآورده کردن مطالبات بدنه جریان اصلاحات و خود اصلاح‌طلبان موجب شدند بیشتر از چشم مردم بیفتند.هرچه نارضایتی و ضعف در این دولت ایجاد می‌شود به حساب اصلاح‌طلبان نوشته می‌شود. بنابراین ورود به قدرت با هر شرایطی کار عاقلانه‌ای نیست، زمانی باید یک حزب، گروه یا جناح وارد رقابت‌های انتخاباتی شود که منافع خودش را تامین شده ببیند. عملکرد ضعیف آقای روحانی، نفوذ آقای خاتمی را هم خدشه‌دار کرد.وی در پاسخ این سوال که «یعنی عکس بسیاری از افراد که معتقدند اصلاح‌طلبان سال 92 برای حمایت از روحانی اشتباه نکرده‌اند، فکر می‌کنید این نحوه حمایت اشتباه بوده است؟» گفت: من خودم یکی از افراد ستاد روحانی بودم و از او حمایت کردم، اما معتقدم اگر اصلاح‌طلبان آن زمان حمایت نمی‌کردند قطعا جریان اصلاحات ضربه نمی‌خورد و آقای خاتمی هم هزینه نمی‌شد.به عقیده من متاسفانه آن نفوذ اجتماعی و سیاسی آقای خاتمی که همیشه مورد احترام مردم بود، مورد خدشه قرار گرفته و این آثار منفی را درپی داشت.از ادعای مهدورالدّمی مقتول تا دنده‌عقب روزنامه شرقروزنامه شرق تصریح کرد ادعای نجفی درباره مهدورالدّمی میترا استاد ‌دلیل بر تبرئه او از قتل و قصاص نمی‌شود.این روزنامه که خبرنگارش جزو اولین توجیه‌کنندگان جنایت انجام گرفته بود و مدعی شد مقتول مهدورالدّم بوده، می‌نویسد: از زمان قتل میترا استاد بارها واژه مهدورالدم درباره مقتول به عناوین مختلفی مانند گرایش دینی مقتول یا تهدید به برقراری رابطه با افرادی خارج از ازدواج مطرح شده است. حال این پرسش مطرح است که آیا باور نجفی در مهدور‌الدّم بودن میترا استاد حجتی بر دادگاه است تا قصاص را از نجفی بردارد یا باید شواهد و مدارک مطابق قانون بررسی شوند تا این موضوع رد یا اثبات شود. آنچه مسلم است، این است که مهدورالدم بودن در پرونده‌های بسیاری دلیل قتل عنوان می‌شود و قاتل مدعی است که بر اثر شواهد و مدارکی به این باور رسیده است که مقتول مهدور‌الدّم بوده و باید مانع ادامه حیات او می‌شده است. بنا بر اعلام نماینده دادستان «متهم در آخر دست‌نوشته خود چنین گفته است که این مسائل او را به این نتیجه رساند که مقتوله مهدور‌الدّم است و برای همین کار را یکسره کرده‌ام و از همه ملت ایران عذرخواهی می‌کنم». آیا این جملات مصداق مهدورالدم‌شدن مقتول است؟ یکی از فواید اثبات مهدورالدم‌بودن مقتول این است که قاتل به قصاص و پرداخت دیه محکوم نخواهد شد؛ ازاین‌رو بسیاری از افراد بعد از ارتکاب قتل تصمیم می‌گیرند دلیل قتل را مهدورالدم‌بودن مقتول عنوان کنند.شرق در ادامه می‌نویسد: اثبات اعتقاد به مهدور‌الدّم بودن به سادگی بیان آن نیست و صرف ادعا قاضی را مجاب نخواهد کرد تا حکم به سقوط قصاص قاتل دهد؛ ازاین‌رو کم نیستند افرادی که چه با ادعای دفاع مشروع یا ادعای تشخیص مهدور‌الدّم بودن مقتول مرتکب قتل شده‌اند و در همه مراحل تحقیق و بازپرسی بر ادعای خود پافشاری کرده‌اند؛ اما در دادگاه ادعای آنها رد و آنها به قصاص محکوم شده‌اند. برای مثال دفاع مشروع جز با تحقق شرایط قانونی آن پذیرفتنی نیست یا صرف یک شک و تردید درباره وجود رابطه همسر با یک فرد دیگر نیز دلیلی بر مهدورالدم بودن نبوده و نیست؛ بنابراین چنین ادعایی اگر اثبات نشود، مجازات قصاص را به دنبال خواهد داشت.گاردین: امید دولت ایران به اروپا از روی سادگی بودروزنامه گاردین با انتقاد از سیاست‌های خصمانه دولت انگلیس تصریح کرد: شاید دولت ایران از روی سادگی تصور می‌کرد طرف‌های اروپایی با برجام، از اقتصاد ایران در مقابل آمریکا حمایت می‌کنند.این روزنامه در تحلیلی نوشت: لندن بیش از آنکه در برابر هوا و هوس و خواسته‌های فردی خودشیفته مانند ترامپ تسلیم شود به مردم ایران بدهکار است.خلیج ‌فارس نه برای نخستین بار و قطعا نه برای آخرین بار در وضعی بسیار خطرناک قرار دارد؛ وضعی که به جعبه‌ باروت حقیقی شباهت دارد. علت اصلی بالا گرفتن تنش‌ها، توقیف نفتکشی است که به ادعای نیروی دریایی ارتش انگلیس، نفت خام ایران را در نقض تحریم‌های اتحادیه اروپایی به سوریه حمل می‌کرد.نامزد ریاست حزب حاکم محافظه‌کار در انگلیس و وزیر امور خارجه‌ این کشور، جرمی هانت، به جای اقدام برای کاستن از تنش، خیلی زود به رجزخوانی متوسل شده و نظامی‌گری انگلیس را در آب‌های آزاد به رخ می‌کشد.برای برخی ایرانی‌ها، این وضع یادآور خاطرات تلخی است که از تحریم نفتی مشهور انگلیس در ابتدای دهه‌ ۱۹۵۰ میلادی به یاد دارند، همان رویداد‌هایی که به سرنگون شدن محمد مصدق ختم شد. همان نخست‌وزیری که شرکت نفت ایران- انگلیس را که امروز بی‌پی شناخته می‌شود ملی اعلام کرد.بحران زمانی به‌وجود آمد که دونالد ترامپ، نابودی توافق هسته‌ای را در کانون توجه و دستور کار سیاست خارجی خود قرار داد. ترامپ تقریبا از همان روز نخست ریاست جمهوری بنای این را گذاشت که علت و استدلال ایران را برای پیوستن و امضا کردن برجام به کلی تباه کرده و از بین ببرد. حتی زمانی که آمریکا هنوز عضوی از برجام بود، ترامپ تحریم‌های متفاوتی ضد ایران تحمیل می‌کرد. پس از ترک توافق در ماه مه سال ۲۰۱۸، راهبرد «فشار حداکثری» از سوی دولت ترامپ، که نام دیگر آن جنگ اقتصادی است؛ بی‌رحمانه تحمیل شده است. از سال ۲۰۱۷، دولت ایران، سیاست صبر را در پیش گرفته و به مفاد برجام پایبند مانده است. این در حالی است که واشنگتن، هر کشوری را که به خود جرأت داده و به خرید نفت، ادامه داده نیز زیر فشار قرار داده است.شاید ایران، از روی سادگی، باور داشت که طرف‌های اروپایی برجام می‌توانند از ایران در برابر فشار آمریکا دفاع کنند اما تاکنون، برخلاف تلاش‌های فدریکا موگرینی، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپایی، قدرت‌های اروپایی ثابت کرده‌اند که هیچ فایده یا کارآمدی برای ایران ندارند. در نتیجه، ایران بیش از یک سال پس از خروج آمریکا از برجام، در عین حالی که بر اساس پاراگراف ۳۶ برجام، به توافق هسته‌ای پایبند مانده، برخی تعهدات مشخص خود را کنار گذاشته است. (بر اساس پاراگراف ۳۶ برجام ایران می‌تواند پس از پیمودن همه‌ راه‌های موجود، در پاسخ به بدعهدی طرف‌های مقابل، برخی تعهداتش را زیر پا بگذارد.)دولت انگليس به جای پیروی از دولت ترامپ باید به برجام باز گردد.فیگارو: ایران باید بمب اتمی می‌ساخت و سپس با آمریکا مذاکره می‌کردیک روزنامه فرانسوی با اشاره به خروج آمریکا از برجام و بدعهدی‌های صورت گرفته می‌گوید شاید بهتر است ایران به بمب اتمی دست پیدا کند و سپس پای میز مذاکره بنشیند.فیگارو نوشت: از هنگامی که آمریکا در ماه مه سال 2018 میلادی از توافق هسته‌ای کنار کشید تا به حال فرانسه برای خاموش کردن آتش بحران پدید آمده که امکان دارد به تمام خاورمیانه سرایت کند نقش آتش‌نشان را بازی کرده است.آیا «امانوئل بن»، مشاور سیاسی رئیس‌جمهوری فرانسه، از سفر دو روزه خود به تهران که در روزهای سه‌شنبه و چهارشنبه گذشته صورت گرفت با دست خالی برگشت؟ آیا او در واقع مامور انجام کاری محال نشده بود؟ به گفته کاخ الیزه، مسئولان جمهوری اسلامی به «امانوئل بن» نه جواب مثبت داده‌اند و نه جواب منفی اما از تلاش‌های فرانسه استقبال کرده‌اند. آنان گفته‌اند در صورتی که آمریکا تمام تحریم‌های خود را بر ایران لغو کند، حاضرند از زیر پا گذاشتن برخی از شروط برجام دست بردارند.فیگارو به نقل از یک منبع موثق در الیزه، نوشته حسن روحانی خواستار برقراری یک آتش‌بس اقتصادی است. مسئولان جمهوری اسلامی خواهان ادامه مذاکره‌اند اما در عین حال مصمم هستند تا در برابر حداکثر فشار دونالد ترامپ حداکثر مقاومت را از خود نشان دهند. فیگارو در پایان نوشت: رفع بحران برجام و آرام کردن ایران دور از دسترس به نظر می‌آید. تجربه کره‌شمالی نشان می‌دهد که بهتر است ایران اول به سلاح اتمی مجهز شود سپس با واشنگتن مذاکره کند. ]]> اجتماعی Tue, 16 Jul 2019 03:14:06 GMT http://www.bloghnews.com/fa/doc/news/396719/جزئیات-6-خبر-ویژه-امروز-سه-شنبه-25-تیرماه-1398