12 فروردین، روز «آری» به جمهوری اسلامی؛

نشانگان تحقق مردم‌سالاری دينی در نظام جمهوری اسلامی

تاریخ انتشارسه شنبه ۱۲ فروردين ۱۳۹۹ - ۰۰:۲۵
کد مطلب : ۴۱۷۱۸۵
بارأی 98.2 درصد ملت ایران در 12 فروردین سال 1358 به جمهوری اسلامی، مردم‌سالاری دینی برای نخستین بار در ایران اسلامی تبلور یافت. گذشت چهل سال از آن تاریخ نمادهای این مردم‌سالاری به‌خوبی قابل‌مشاهده است.
۰
plusresetminus
نشانگان تحقق مردم‌سالاری دينی در نظام جمهوری اسلامی
به گزارش بلاغ، 12 فروردین 1358، روز اعلام نتایج همه‌پرسى در مورد نوع حكومت پس از انقلاب اسلامى بود كه طى آن 98.2 درصد مردم ایران به «جمهورى اسلامى» رأی آرى دادند. مردم ایران اسلامى اگرچه در طول مبارزات انقلابى خود شعار استقلال، آزادى، جمهورى اسلامى را در سرلوحه شعارهاى خود قرار داده بودند و به‌این‌ترتیب با فریادهاى خود اجماع قاطع خود را در مورد جمهورى اسلامى اعلام كرده بودند اما جهت تثبیت ثمره مبارزات اسلامى خود در روزهاى دهم و یازدهم فروردین 58 با حضور در پاى صندوق‌هاى رأی به «جمهورى اسلامى» رأی قاطعى دادند.گذشت چهل سال از آن تاریخ نمادهای این مردم‌سالاری به‌خوبی قابل‌مشاهده است. مهم‌ترین نشانگان تحقق مردم‌سالاری دینی در پرتو نظام جمهوری اسلامی می‌توان به نکات مهم اشاره کرد.
 
 نقش مردم در پیروزى انقلاب اسلامى‌
اولین نشانه مردم‌سالار بودن انقلاب اسلامى حضور همه‌جانبه اقشار مختلف مردم در انقلاب بود.

انقلاب اسلامى برخلاف بسیارى از انقلابات مشهور قرون جدید كه یا مبتنى بر منافع طبقاتى شكل‌گرفته‌اند و یا توسط بخش خاصى از جامعه هدایت و حمایت‌شده‌اند و اهداف خاص قشرى، طبقاتى، فرقه‌اى را هدف قرار داده‌اند، نهضتى بود كه اهداف خود را منافع همه اقشار و طبقات و توده‌هاى ملت با همه اعتقادات و گرایش‌هاى مذهبى قرار داده بود و به دنبال شكل‌گیرى نظامى بود كه همه مردم ایران‌زمین در آن از حقوق اولیه انسانى برخوردار باشند و با این اهداف توانسته بود كه همه اقشار مختلف جامعه را به صحنه مبارزه با رژیم كشانده و پیر و جوان، شهرى و روستایى، باسواد و بى‌سواد، و همه و همه را در این «اعتراض بزرگ» همراه نماید. به همین خاطر انقلاب اسلامى را بى‌شك مى‌توان بزرگ‌ترین انقلاب مردمى عصر حاضر دانست.
 
 تثبیت نظام جمهورى اسلامى‌
با پیروزى انقلاب اسلامى مردم به خانه‌هاى خود بازنگشتند و زمام امور را به نخبگان و سیاسیون نسپردند تا آن‌ها برایشان تصمیم‌سازى نمایند و آن‌ها تنها در وضعیتى انفعالى نظاره‌گر مسائل باشند.

انقلاب اسلامى حركتى بود كه مردم بعد از پیروزى انقلاب همچنان درصحنه ماندند تا ایدئولوژى‌هاى تنگ‌نظر «نخبه سالار»، «تبارسالار»، «اریستوكرات» و «الیگارشیك» را از صحنه رانده و گام‌به‌گام با هدایت «رهبرى مردمى» و مبتنى بر آموزه‌های «دینى الهى» نظام سیاسى جدید را شكل دهند.

این جهت‌گیرى برخاسته از نگاهى رهبرى الهى بود كه در رأس این نهضت قرار داشت و او با تمام وجود به ملت خویش باور داشت. به همین خاطر از روز اول پیروزى نهضت از مردم خواست تا در گام‌به‌گام فرآیند شكل‌گیرى نظام رأی خود را اعلام نمایند. رفراندوم جمهورى اسلامى، انتخابات مجلس خبرگان قانون اساس، رفراندوم قانون اساسى، انتخابات مجلس شوراى اسلامى، انتخابات ریاست جمهورى، انتخاباتى بود كه در دو سال ابتدایى شكل‌گیرى این نظام سیاسى با حضور پرشكوه مردم برگزار شد و نظام سیاسى مبتنى بر خواست و رأی ملت قانونى شد.
 
نقش‌آفرینی مردم در انتخاب مسئولان‌
در جمهورى اسلامى همه اركان نظام به‌طور مستقیم و غیرمستقیم از طریق رأی ملت برگزیده‌شده‌اند. در این میان جایگاهى نیست كه مردم در قدرت‌یابى آن نقشى نداشته و از نظارت و كنترل مردمى دورمانده باشد. رهبر معظم انقلاب اسلامى به این حقیقت چنین اشاره دارند: «نظام جمهورى اسلامى به معنای حقیقى كلمه، نظام مردم‌سالار و متكى به مردم است.

شما ببینید؛ هرسالی تقریباً یك انتخابات. كشورى با شصت، هفتاد میلیون جمعیت، هرسال یك انتخابات در همه‌ى شئون، از رهبرى نظام گرفته تا رئیس‌جمهور، تا نمایندگان و تا شوراها. مردم این‌ها را انتخاب كنند و این‌ها با انتخاب مردم سرکار مى‌آیند.»
 
مكلف بودن مسؤولان در برابر مردم‌
از دیگر نمادهاى مردم‌سالار بودن نظام اسلامى نگاه خدمتگزار بودن مسؤولین در برابر مردم است.

نظام اسلامى مسئول را خادم و وكیل ملت دانسته و براى آن نوعى تفوق و برترى قائل نیست، لذاست كه مسؤولین باید در برابر مردم پاسخگو بوده و با «عمل صالح» خویش در جایگاه مسؤولیت رضایت مردم را به همراه داشته باشند.

این پاسخگویى در برابر ملت كلید مهار قدرت و خودكامگى است كه یكى از مؤلفه‌های اساسى در آموزه‌هاى حضرت امام(ره) و رهبر معظم انقلاب اسلامى نیز به شمار مى‌آید.
 
 بهره‌بردارى از فكر و عمل مردم در اعتلاى كشور
مشورت با مردم و بهره‌بردارى از فكر و عمل مردم در اعتلاى كشور نیز نماد دیگرى از جلوه‌هاى مردم‌سالارى در نظام مقدس جمهورى اسلامى است.

بدین معنا كه مردم در عرصه‌هاى ساختن كشور بازیگر اصلى محسوب شده و علم و توان و استعداد آن‌هاست كه قرار است نظام اسلامى را شكل دهد. نظام سیاسى كه مبتنى بر استقلال فرهنگى، سیاسى و اقتصادى شكل‌گرفته باشد و هرگونه استیلا و وابستگى به بیگانگان را نفى نماید بى‌شك با روی گرداندن به مردم، تلاش خواهد نمود كه براى حل معضلات و مشكلات به استعدادهاى درونى خویش بنگرد و چنین است كه مردم در امور محوریت خواهند یافت. انقلاب اسلامى نیز مبتنى بر این باور ساختارمند گردیده است.
 
لزوم آگاه‌سازى دائمى مردم‌
عنصر دیگرى كه از جایگاه رفیع مردم در نظام مردم‌سالارى دینى حكایت دارد، اهمیت آگاه‌سازى دائمى مردم از حوادث و تحولات سیاسى - اجتماعى و تصمیم‌گیری‌ها و اتفاقات نظام سیاسى است.

اغلب نظام‌هاى سیاسى مدعى دموكراسى امروزه ترجیح مى‌دهند تا با نوعى غفلت زایى مردم را از روند حوادث و اتفاقات كشورشان بى‌اطلاع نگه‌دارند و در سایه این بى‌خبرى منافع فردى، حزبى و طبقاتى خود را پیگیرى نماید.

امروز حتى شعار مذموم «سیاست را باید به سیاسیون سپرد» به مؤلفه مترقى توسعه سیاسى در این رژیم‌ها مبدل گردیده و تئوریسین‌ها و ایدئولوگ‌هاى این نظام‌ها عدم حضور مردم در عرصه انتخابات و بى‌اطلاعى اغلب مردم جامعه از تصمیم‌گیری‌های سیاسى كشور را نماد توسعه‌یافتگی و تفكیك و تقسیم صحیح امور در این كشور معرفى نمایند.

این در حالى است كه بنیان‌هاى فكرى انقلاب اسلامى برخلاف این نگرش بر اطلاع‌یابی و آگاهى بخشى دائم مردم به‌عنوان ركن اصلى جامعه اسلامى بنا نهاده شده است.

انتهای پیام/
ارسال نظر
نام شما
آدرس ايميل شما