تاریخ انتشارجمعه ۱۹ ارديبهشت ۱۳۹۹ - ۱۹:۱۳
کد مطلب : ۴۲۱۸۹۰
هل من ناصراً ینصرونی؟ این صدای آشنا، سالهاست که در جهان طنین انداز شده است، روزی که این بانگ پرچمدار حقانیت را برافراشت و تا این لحظه، تقویم منتظر است تا، پیغام خون و عدالت بار دیگر بهم پیوند خورد.
۰
plusresetminus
کرونا، بعثت مجدد روح انسانیت
به گزارش بلاغ، هل من ناصراً ینصرونی؟ این صدای آشنا، سالهاست که در جهان طنین اندازه شده است، روزی که این بانگ پرچمدار حقانیت را برافراشت و تا این لحظه، تقویم منتظر است تا، پیغام خون و عدالت بار دیگر بهم پیوند خورد.
آیا کسی هست که یاری ام کند؟ کربلا هر روز بارها در تاریخ اتفاق می افتد و این پرسش مطرح می‌شود، روزی در هند، روزی در نیجریه در لابه لای مظلومیت، صدای غمگین نفس هایی را می شنوی، گاهی در میان استدلال های شیطانی وهابیت، گاهی در میان  کاخ سفید و گاهی در این روزها، که کرونا، ویروس مرموز ناشناخته، شیطنتش کل جهان را به سیطره خود گرفته، بیشتر صدایش شنیده می شود.

کرونا شاید در یک نقطه از این کره خاکی، دزدیدن های ماسک، دعواها در فروشگاه، شورش برای دستمال کاغذی را دید، اما در قلب خاورمیانه حال و هوای خوشی را تجربه کرد، عمارها و عابس هایی که در عرصه جهاد تاخت و تاز کردند.

اگر بگویم کرونا، بعثت مجدد روح انسانیت بود بیراه نگفته ام، حال و هوای این روزها شبیه کربلای 5، کانال ماهی است، پر هزینه ترین و پر تلفات ترین عملیات جنگ بود، اما اتفاقات خوبی را کسب کردیم که حال مجال گفتن آن نمی دهد؛ همانطور که در نینوای این روزها به ناچار تلفات عزیزان‌مان را دادیم، اما دست یافته‌های ما چشم جهانیان را خیره کرده است، کشورهایی که توهم برتری داشتند، درمانده شدند و در درس تمدن و فرهنگ باید از ما سرمشق بگیرند.

جنگ امروز در اردوهای جهادی میان، ماسک دوختن و ژاول درست کردن هاست، میان بسته های غذایی که شبانه در کوچه پس کوچه های شهر دست به دست می شود، میان ما و شیطان درون‌مان، چیزی که نمی گذارد، برای خودمان فکر کنیم.

امروز حرهای زیادی می بینم که در جنگ مان خود پیروز شدند و به جنگ کرونا رفتند، این فرق میان ما و هر آنچه غیر مکتب حسین(ع) است.

صحنه هایی که این روزها از نسل چهارمی ها دیده می شود، نشان می دهد آموزگار درس انسانیت، شاگردان خوبی تربیت کرده است که بعد از چهل سال همچنان سربلند ایستاده اند.

روزهای ابتدای کرونا نگاه‌های سردرگم زیادی دیده می شد، اما به سرعت هر کسی راه اش را یافت، بعضی چیزها رنگ باخت، بعضی چیزها قوت گرفت.

اینکه پرستاری فرزندش را بعد از چند ماه ببیند، اینکه  طلبه ای داوطلب شود برای غسل میت، اینکه نوجوانی به تهیه محلول ضدعفونی بپردازد، اینکه های زیادی که همیشه در کنارمان بودند، فقط امروز درس هایشان را بخوبی پس می دهند، ازمون بزرگ، مردان بزرگ می طلبید، روئین تنانی که هیچ چیز اراده شان را خدشه‌دار نمی‌کند.
سمانه قلی پور
ارسال نظر
نام شما
آدرس ايميل شما

خود درگیری و زوال رهبری آمریکا
شنبه ۱۰ خرداد ۱۳۹۹ - ۲۳:۱۲
مجلس دهم در برابر آئینه شفافیت
جمعه ۹ خرداد ۱۳۹۹ - ۲۳:۵۲
مجلس یازدهم بایدها و نبایدها
جمعه ۹ خرداد ۱۳۹۹ - ۱۰:۳۴