تاریخ انتشارچهارشنبه ۴ مرداد ۱۳۹۱ - ۱۵:۳۳
کد مطلب : ۷۳۴۹
امروز جهان تشنه فرهنگ اسلام ناب محمدی است و مسلمانان در یک تشکیلات بزرگ اسلامی رونق و زرق و برق کاخ های سفید و سرخ را از بین خواهند برد. امروز خمینی آغوش و سینه خویش را برای تیرهای بلا و حوادث سخت و برابر همه توپ ها و موشک های دشمنان باز کرده است و همچون همه عاشقان شهادت برای درک شهادت روز شماری می کند. جنگ ما جنگ عقیده است و جغرافیا و مرز نمی شناسد و ما باید در جنگ اعتقادی مان، بسیج بزرگ سربازان اسلام را درجهان به راه اندازیم.روح الله الموسوی الخمینی29/4/67
۰
plusresetminus
به گزارش بلاغ،خلق حماسه ها و صحنه های های بی بدیل دوران دفاع مقدس نقطه اوج تلفیق ایمان عملی و قلبی رزمندگان در ان روزگار بود. در روزگاری که با کمترین عده و عده جوانان آن روز این اب و خاک توانستند نقطه اتکای به خداوند را به منصه ظهور گذارده و عزت و سربلندی را به ارمغان بیاورند. آری به قول فرمایش حضرت روح الله(ره) جنگ ما جنگ عقیده بود و به مانند یک گنجینه در دل انقلاب باقی خواهد ماند و چه زیبا بیان فرمودند حضرت امام خامنه ای(حفظه الله) که  "این جنگ یک گنج است؛ آیا ما خواهیم توانست این گنج را استخراج کنیم؟"

آری آیا خواهیم توانست روزی واقعیت و ناگفته های سر به مهر جنگ را از دل  صندوقچه اسرار انقلاب بیرون  آورده و به واقع بدانیم که در آن روزگار چه بر سر فرزندان روح الله (ره) آمد؟ آیا خواهیم توانست آن طور که شایسته است این فرهنگ عظیم ایثار و شهادت را به نسل های امروز و آینده به ودیعه بگذاریم؟ اینک در استانه سالروز خلق حماسه زرینی از دفاع مقدس قرار داریم.

پنجم مرداد سال 67 هیچگاه از ذهن های مردمان این دیار پاک نخواهد شد. روزی که جریان نفاق یکبار دیگر و به جبران شکست مذبوحانه خردادماه سال 60 و عملیات "چلچراغ" از جمهوری اسلامی ایران ، وارد نبردی رو در رو با انقلاب اسلامی شد و در عملیاتی که خود نام آن را "فروغ جاویدان" گذاشت در "مرصاد" رزمندگان اسلام  این فروغ به غروب ننگین تبدیل شد تا وعده الهی محقق شود که "ان ربک لبر المرصاد"

توهم فتح ایران خواب آشفته اشرفیان
تنها چند روز پس از قبول قطعنامه 598 از سوی ایران سازمان مجاهدین خلق که قبول قطعنامه را ناشی از ضعف درونی نظام اسلامی قلمداد و وضعیت انقلاب اسلامی ایران را بحرانی و از هم پاشیده تصور می کرد با  این استنباط  که نیروهای ایرانی در این مدت از ارتش عراق صدمات زیادی خورده و سازماندهی خود را از دست داده اند؛  فرصت را غنیمت شمرده و با فراخوان و سازماندهی نیروهای خود که بعضا آموزش نظامی و تاکتیک های جنگ کلاسیک را هم ندیده بودند با سرعت و بدون در نظر گرفتن شرایط  از هر نظر به طراحی یک عملیات بزرگ علیه ایران آن هم در عرض 24 ساعت اقدام کرد که  بر اساس این طرح به اصطلاح بزرگ، مجاهدین خلق در عرض 3 روز به تهران خواهند رسید ! نسخه ای پوچ که قبلا توسط سردار قادسیه برای ایران پیچیده شده بود و هشت سال دفاع مقدس را رقم زد.

"مسعود" مدام به هواداران و اعضای شورای مرکزی حزب این نوید را می داد که ما در این نبرد پیروز خواهیم شد و حتی افراد شرکت کننده در این عملیات وسایل شخصی مانند گذرنامه ، هدایا، شماره تماس دوستان و اقوام، عکس خانوادگی و لوازمی که یک نیروی عملیاتی در صحنه رزم به همراه خود ندارد را  قرار دادند در حالیکه به آنها گفته شده بود که بقیه لوازم شخصی را بعدا برایتان می فرستیم! به راستی،‌ توهم براندازی جمهوری اسلامی ایران سر تا سر وجودشان را فراگرفته بود و حتی رجوی در جلسه طرحریزی عملیات،خطاب به "محمود عطائی " که فرماندهی محور تهران را در این عملیات برعهده داشت اینچنین می گوید: "محمود، وقتی که تهران را گرفتی در خیابان طالقانی به ساختمان بنیاد علوی می‌روی. در طبقه پنجم آنجا اتاقی است که روزی اتاق من و اشرف و موسی بوده است. سلام من را به ساکنین آنجا می‌رسانی و اگر مردم آنجا بودند جای دیگری را به آنها بده چون ما را بعد از انقلاب به زور از آنجا بیرون کردند. آن اتاق را برای من نگه‌دار تا وقتی که به تهران آمدم در آنجا مستقر شوم."

اعضای سازمان و هسته مرکزی حزب انقدر در جو پیروزی و فتح تهران بودند که لحظه ای به شکست فکر نمی کردند و حتی به خود اجازه نمی دادند که برای یک لحظه هم که شده به طرح های شکست خورده و ناموفق "مسعود" از جمله در هفت سال پیش یعنی اعلام جنگ مسلحانه علیه جریان انقلاب اسلامی در خرداد سال 60  که منجربه نابودی جریان پلید نفاق در ایران شده بود فکر کنند.

گوئی آنچه که در سازمان فرقه ای منافقین وجود ندارد؛ صداقت و تفکر است و به جای آن تا چشم کار می کند حماقت و سفاهت موج می زند.

3/5/67 ساعت 30/14  حمله سراسری سازمان مجاهدین خلق به استعداد  32تیپ 150 نفره ، خودروهای زرهی ، نفربرهای اهدائی حزب بعث عراق ، پشتیبانی کامل لجستیکی و افندی هوائی از جانب صدام به سمت باختران آغاز شد.
...  پس از عبور از تنگه "پاتاق" وارد ایران و شهرهای سرپل ذهاب و کرند غرب شدند و در شب اول در اسلام اباد توقف کرده و به قتل عام مردم این شهر و حتی مجروحان در بیمارستان اقدام کردند و جالب انکه در بین کشته شدگان حتی بستگان آنها نیز دیده می شدند. منافقین که طبق وعده پوشالی رجوی فکر نمی کردند با مقاومت مردم در شهرها مواجه شوند و حتی خلق ایران به کمک آنها می شتابند؛ نهایتا در 34 کیلومتری کرمانشاه و در تنگه چهار زبر بعد از انکه به خط افندی رزمندگان اسلام برمی خورند در دشت حسن اباد زمینگیر می شوند.

مرصاد قتلگاه فاتحان خودخوانده ایران    
هوا روشن تر شده بود و مابقی جامانده های منافقین به ستون اصلی ملحق شدند و خطی به  طول 4کیلومتر را تشکیل دادند. سحرگاه  5/4/67 رزمندگان اسلام براساس اصل غافلگیری که از قبل آماده مقابله با منافقین بودند عملیات را با رمز "علی بن ابیطالب (ع)" آغاز کردند. استعداد یگان های عملیات کننده از ارتش و سپاه پاسداران به فرماندهی سپاه و پشتیبانی جنگنده های نیروی هوائی و هوا نیروز ارتش  بود که از راست و چپ بر ستون مجاهدین که در جاده مستقر بودند تاختند و همه را تار و مار کردند که این نبرد تا دو روز بعد به جهت تثبیت منطقه و تعقیب بقایای عناصر نفاق که به شهرها و روستاهای اطراف فرار کرده بودند؛ ادامه داشت.
رزمندگان خودی از سه محور چهارزبر ، قلاجه و جاده اسلام اباد- پلدختر وارد عمل شدند و در دو مرحله نیروهای ضد انقلاب (منافقین) را که تا تنگه چهار زبر پیشروی کرده بودند سرکوب کردند و بالغ بر 2500 نفر از منافقین که تعدادی از فرماندهان رده بالای سازمان هم در میان آنها بود به هلاکت رسیدند.

این عملیات که "مرصاد" یعنی "کمینگاه" نام گرفت به عنوان یکصدوچهارمین عملیات رزمندگان در طول دفاع مقدس و هفتادمین عملیات آفندی رزمندگان غیور اسلام ازنظر اجرا و آخرین عملیات در جنگ تحمیلی است. عملیاتی که امیر سر افراز ارتش اسلام "علی صیادشیرازی" به عنوان یکی از فرماندهان محور عملیاتی در آن حضورداشت و ضربات مهلکی بر پیکره سازمان نفاق وارد اورد ؛ بطوریکه آتش کینه منافقین از این سردار اسلام منجر به ترور و شهادتش درسال 78 توسط این گروهک کوردل شد.

ترور و خشونت جزئی لاینفک از انقلاب ایدئولوژیک منافقین است که با شعارخلق ایران و با بی منطقی و خشونت تمام مرتکب جنایات ددمنشانه برای رسیدن به اهداف شومشان می شوند. انچه که مهم به نظر می رسد حمایت همه جانبه غرب  و عراق از این گروهک بود که از نظر مالی و تسلیحاتی کمک های فراوانی به آنها می کردند.

برای  مثال، دولت عراق به خاطر اینکه با به وجود امدن وضعی جدید در ایران با حضور مجاهدین از موضع طرف پیروز  شرایط خود را بر ایران تحمیل کند و جنگ را به پایان ببرد از هر انچه امکانات رزمی و غیر رزمی بود در اختیار سران سازمان مجاهدین قرار داد تا به پیروزی جریان نفاق در نبرد سراسری به خاک ایران کمک کنند.

اما عدم شناخت عمق استراتژیک از وضعیت ایران تمامی معادلات دشمن را برهم ریخت و به خواست و اراده الهی آخرین عملیات دفاع مقدس با پیروزی رزمندگان اسلام به پایان رسید و براقتدار و عزت جمهوری اسلامی ایران در دنیا و منطقه افزوده شد و یکباردیگر کوته نظری و حماقت منافقین سر براورد و مانند 30خرداد سال 60 با دادن تلفات بالائی با خفت هرچه تمام تر به داخل خانه استیجاری خودشان یعنی کمپ اشرف بازگشتند تا در کنار حزب بعث و دولت صدام به برده ای بی چون وچرا تبدیل شوند و دست به دست صدام در سرکوب و کشتن مردم و اکراد عراقی انجا اقدام کنند و به پاس خوش خدمتیشان جیره ای دائمی از سهم فروش نفت عراق برای ادامه بقای انگلی خودشان هدیه بگیرند.

بدین ترتیب با نصرت و عنایت الهی و حماسه آفرینی های ‏رزمندگان غیور اسلام و مردم همیشه در صحنه ایران ‏اسلامی، پیروزی قاطع و ظفرمندانه ایران در نبرد هشت ‏ساله با رژیم بعثی عراق برای جهانیان به اثبات رسید ‏و مصداق آیه: "انا فتحنا لک فتحا مبینا "تحقق یافت وخودگویای همه چیزاست آنجا که خداوند میفرماید:
قَاتِلُوهُمْ يُعَذِّبْهُمُ اللّهُ بِأَيْدِيكُمْ وَيُخْزِهِمْ وَيَنصُرْكُمْ عَلَيْهِمْ وَيَشْفِ صُدُورَ قَوْمٍ مُّؤْمِنِينَ
«با آنها پيكار كنيد كه خداوند آنان را به دست شما مجازات مي‏كند و آنها را رسوا مي‏سازد و سينه گروهي از مؤ منان را شفا مي‏بخشد (و بر قلب آنها مرهم مي‏نهد).»
منبع: طنین یاس
ارسال نظر
نام شما
آدرس ايميل شما