تاریخ انتشارشنبه ۲۵ آبان ۱۳۹۸ - ۱۵:۲۰
کد مطلب : ۴۰۷۰۷۸
در کشورهای دمکراتیکی چون ترکیه، بریتانیا، مجارستان، برزیل و ایالات متحده، عوام فریبان نخبه ستیز بر امواج پوپولیسمی سوار شده اند که غروری ناسیونالیستی سوخت آن را تامین می کند.
۰
plusresetminus
به گزارش بلاغ افلاطون یکی از اولین متفکران و نویسندگانی است که از دمکراسی سخن گفته و پیش بینی کرده است که اجازه دادن به مردم برای حکومت بر خودشان، در نهایت به حمایت توده ها از حاکمیت مستبدین منتهی خواهد شد.
وقتی که من به دانشجویان فلسفه ام در سطح کالج می گویم که در حدود سال 380 قبل از میلاد افلاطون این نکته را مطرح کرده است «آیا استبداد از دل دمکراسی بیرون نمی آید»، آنها گاه شگفت زده می شوند و می گویند که از نظر آنها برقرار کردن چنین ارتباطی بین این دو تکان دهنده است.
اما با نگاه به جهان سیاسی مدرن، امروزه این مسئله بیش از هر زمان دیگری برایم ملموس به نظر می رسد. در کشورهای دمکراتیکی چون ترکیه، بریتانیا، مجارستان، برزیل و ایالات متحده، عوام فریبان نخبه ستیز بر امواج پوپولیسمی سوار شده اند که غروری ناسیونالیستی سوخت آن را تامین می کند. این نشانه ای از این است که قید و بندهای لیبرال بر سر راه دمکراسی درحال تضعیف شدن هستند.
از نظر فلاسفه اصطلاح «لیبرالیسم» معنایی متفاوت از چیزی دارد که در سیاست های حزبی ایالات متحده شاهدیم. لیبرالیسم به عنوان یک فلسفه  برای حفاظت از حقوق فردی از جمله آزادی اندیشه، مذهب و شیوه زندگی دربرابر دیدگاه های عمومی و سوء استفاده از قدرت دولتی اولویت قائل می شود.
در آتن کجای کار اشتباه بود؟
در آتن باستان این زادگاه دمکراسی، گردهمایی های دمکراتیک عرصه ای مملو از خطابه هایی بود که تعهد نسبت به حقایق یا واقعیت ها هیچ قید و بندی بر آن نمی زد. تا اینجا که وضعیت شباهت زیادی با شرایط امروز دارد.
ارسطو و  شاگردانش هنوز مفاهیم و اصول اساسی منطق را فرموله نکرده بودند، در نتیجه کسانی که به دنبال کسب نفوذ در جامعه بودند، نزد سوفسطائیان آموزش می دیدند، آموزگاران خطابه  ای به جای  تحت تاثیر قرار دادن تفکر منطقی آنان، بر کنترل عواطف مخاطبان تمرکز داشتند.
در اینجا دامی گسترده بود: قدرت به کسی تعلق داشت که می توانست به جای استفاده از شواهد و واقعیت ها برای تغییر دادن نظر آنها، اراده جمعی شهروندان را مستقیما با جذب عواطف آنان به کنترل خود دربیاورد.
دستکاری در مردم با عامل ترس
 توسیدید مورخ یونانی در اثر خود «تاریخ جنگ پلونزی» نمونه ای از این وضعیت را به دست می دهد که چگونه پریکلس دولتمرد آتنی که گرچه به شکلی دمکراتیک انتخاب شده بود و یک مستبد تلقی نمی شد، با این حال توانست در خواسته های شهروندان آتنی دستکاری کند: «هرگاه که احساس می کرد تکبر موجب ایجاد اطمینانی بیشتر از آنچه که سزاوارش بود در آنها می شود، چیزی می گفت که ترس را در دلشان بیندازد و از طرف دیگر وقتی می دید که آنها بدون دلیل قابل قبولی می ترسند، دوباره اطمینان آنها را به دست می آورد. به این ترتیب  چیزی که به اسم دمکراسی بود، در عمل به حکومت یک نفره شده بود.»
ایراد نطق های گمراه کننده از عناصر ضروری برای فرمانروایان مستبد محسوب می شود، زیرا مستبدین به حمایت مردم نیاز دارند. دستکاری های عوام فریبان در مردم آتن، میراثی از بی ثباتی، خونریزی و جنگ های همراه با نسل کشی را از خود برجای گذاشت که توسیدید در تاریخ خود شرح می دهد.
این سابقه توضیح می دهد که چرا سقراط –پیش از محکوم شدن به مرگ با یک رای دمکراتیک- از دمکراسی آتنی به خاطر  برتر دانستن دیدگاه عمومی به بهای حقیقت انتقاد کرده است. همچنین تاریخ خونبار یونان دلیلی است بر اینکه چرا افلاطون در کتاب هشتم «جمهوری» خود دمکراسی را با استبداد همراه می داند. آتن یک دمکراسی بدون قید و بندهای لازم بر سر راه بدترین غرایز و محرک های اکثریت بود.
نویسنده: لارنس تورسلو  (Lawrence Torcello) استاد فلسفه در موسسه فناوری روچستر
منبع: https://b2n.ir/887484





بلاغ: انتشار مطالب و اخبار تحلیلی سایر رسانه‌های داخلی و خارجی لزوما به معنای تایید محتوای آن نیست و صرفا جهت اطلاع کاربران از فضای رسانه‌ای منتشر می‌شود.
ارسال نظر
نام شما
آدرس ايميل شما

شک نکنید؛ نزنید، می‌زننمون
جمعه ۴ بهمن ۱۳۹۸ - ۲۳:۴۴
خدا را شکر که دشمنان ما احمق‌اند
شنبه ۲۸ دی ۱۳۹۸ - ۰۹:۱۷
مزدوران ملکه و ترامپ
جمعه ۲۷ دی ۱۳۹۸ - ۱۱:۳۵