تاریخ انتشارچهارشنبه ۲۰ شهريور ۱۳۹۸ - ۱۵:۴۰
کد مطلب : ۴۰۲۹۸۸
مهندس دهه شصتی که این روزها تقویم زندگی‌اش را با شعر پیوند زده است، شعر را زندگی می‌کند و بعد از دیدار با رهبر معظم انقلاب به دنبال تاثیر‌گذاری بیشتر بدون مرزبندی کردن مردم است، او معتقد است که در دوره حاضر چمران‌ها باید بیشتر شوند.
۰
plusresetminus

به گزارش بلاغ،بعد از دیدارهایی که با مقام معظم رهبری داشته، دغدغه‌هایش بیشتر شده و تاثیرگذاری به دور از مرزبندی بین مردم را در اولویت خود قرار داده است. معتقد است مرزبندی بین مردم، آفت جامعه است و سعی دارد در شعر و سلوک فردی و اجتماعی از این مسئله پرهیز کند. مهندس دهه شصتی که این روزها تقویم زندگی‌اش را با شعر پیوند زده است، شعر را زندگی می‌کند و عنصر شگفتی به شعرهایش سنجاق شده است. اهداف بلندی دارد، می‌خواهد اثری از خود در ادبیات ایران به یادگار بگذارد.
 محمد حسین ملکیان از آن جوان‌های متفاوتی است که باوجود شغل مهندسی، ظرافت طبع شیوایی دارد. ملکیان را کمتر شاعری است که نشناسد با آن صلابت اشعارش و متانت رفتارش. حرف که می‌زند آرامش در کلامش هویداست و همین خصلت‌ها دست به دست هم داده تا محمدحسین را بر کرسی بهترین جوانان شاعر اصفهان بنشاند.
به دلیل دیدارهایی که چهار بار برای او رقم خورده، خود را مسئول و تاثیرگذار می‌داند. او معتقد است که «در دوره حاضر چمران می‌خواهیم و امثال چمران کم است» و می‌گوید: چمران کسی بود که همه افراد با هر جناح و نگاهی او را به عنوان یک انسان واقعی قبول داشتند. کسانی  که ادعای داشتن حب امیرالمومنین(ع) را دارند، باید جاذبه را مقدم بر دافعه پیشه خود کنند. همانطور که جاذبه امام علی(ع) هزاران برابر دافعه بود و تنها در مقابل کسی که شمشیر می‌کشید دافعه داشتند. «مشکل امروز جامعه  به ویژه در حوزه هنر این است که بسیاری از افراد را با مرزبندی‌های اشتباه از دست داده‌ایم».
محمدحسین ملکیان متولد 5 تیرماه 1364 فارغ التحصیل مهندسی مکانیک گرایش جامدات، از جوانان برتر ایرانی است که موفق به کسب رتبه‌های ملی زیادی در شعر شده است. او که برگزیده هشتمین دوره جشنواره بین المللی شعر فجر نیز هست، با اشاره به دیدارهایی که با رهبر انقلاب اسلامی در جلسات شعرخوانی داشته از خروجی این دیدار می‌گوید: « به عنوان شاعری که در جلسات دیدار با رهبری حضور داشته‌ام از من بسیار پرسیده می‌شود که برخورد رهبری و فضای دیدار چطور بود. بنابراین کسی هستم که می‌توانم تاثیرگذار باشم و به دور از اینکه افراد را مرزبندی کنم، با آنها ارتباط موثری داشته باشم. کارِ سخت این است که بمانم و تاثیرگذار باشم و تغییر بدهم». در ادامه تسنیم ناگفته ها و دغدغه‌های این شاعر را شرح می‌دهد:
از انتخاب تان برای دیدار با رهبر انقلاب اسلامی و دیدارهایی که داشتید بگویید.
ملکیان: از شاعران پیشکسوت و جوان مدعو، به عنوان مولف برتر، یا به سبب برگزیده شدن در جشنواره‌ها و بعضی از شاعران نیز به خاطر شعرهای شاخصی که از آن ها دیده و شنیده شده است دعوت می‌شود.
بنده چهار بار در این جلسه حضور داشته‌ام. بارهای اول و سوم شعر نخواندم ولی در دفعات دوم و چهارم شعر خواندم که خدا را شکر مورد عنایت رهبری واقع شد. شعرخوانی دوره اول تجربه خوبی بود. عده‌ای شاید فکر کنند شعرخوانی در آن جلسه با استرس زیادی همراه است، اما بنده در هر دو باری که شعر خواندم به جرائت می‌توانم بگویم  اصلاً استرس نداشتم و از ساده‌ترین شعرخوانی‌های من بود.
شاید این به دلیل دیدارهای قبلی و صحبت و برخورد با حضرت آقا بود که اصلاً احساس نمی‌کردی در مقابل شخصیت نخست نظام، ولی فقیه بزرگ نشسته‌ای. ایشان به قدری خوش برخورد و مهربان و شوخ طبع هستند که استرس را فراموش کنیم. دوستانی که شعر خوانده‌اند حرف مرا تائید می‌کنند.
 این دیدارها چه دستاوردی  برای شما داشته است؟ 
ملکیان:تجربه خوبی در این سال‌ها و مخصوصاً پس از شعرخوانی اول به دست آوردم. جاهایی از شعر که رهبر انقلاب قافیه را حدس می‌زدند و یا همخوانی می‌کردند و سپس مورد  تحسین قرار می‌دادند، مکث می‌کردم و دوباره ادامه می‌دادم.
برای لحظاتی کاملاً سکوت می‌کردم که حرفشان تمام شود و این سبب می‌شد شعر بهتر به گوش مخاطب برسد و شنیدن شعر جذابیت بیشتری پیدا کند. مخصوصاً در بیت آخر شعر اخیرم که قافیه رضاخان و تهران را حدس زدند این مسئله کاملاً مشهود بود.
بسیاری از کسانی که این منظره را در جلسه و یا بعداً در رسانه‌ها دیدند، نظرشان این بود که رهبر معظم انقلاب قبلاً این شعر را خوانده‌اند. در صورتی که بار نخست بود این شعر خوانده می‌شد و رهبر انقلاب چون شاعر هستند و  توانایی حدس زدن قافیه‌ها را دارند و به ارتباط کلمات اشراف دارند کاملاً با شعر ارتباط برقرار کردند.
 برخوردها و اتفاقات بعد از شعرخوانی چطور بود؟
ملکیان: بعد از شعرخوانی اتفاقات تلخ و شیرین زیادی رخ داد که البته طبیعی بود. من چوب در لانه زنبور کرده بودم و این عواقب داشت. عده‌ای در فضای حقیقی و مجازی ناسزا گفتند و نوشتند. زیرا حقیقتی تاریخی در مورد شخصی که بت یک عده شده است (رضا خان) را بازگو کردم.
 از طرفی هم اتفاقات خوب و شیرین  این بود که از جانب عده‌ای که سینه چاک  انقلاب نبودند پیام‌های مثبتی در مورد شعرخوانی به من رسید. از طرفی هم متأسفانه بعضی از مذهبیون جبهه گرفتند که امام رضا (ع) چه ربطی به مدافعان حرم دارد و چرا سیاست را به دین ارتباط می‌دهید. در صورتی که معتقدم اگر مدافعان حرم نبودند در همین لحظه چه بسا حرم امام رضا هم وجود نداشت! شاید عده‌ای از یاد برده‌اند داعش تا نزدیکی حرم حضرت زینب سلام الله علیها آمد و اگر به حرم می‌رسید چه اتفاقاتی می‌افتاد که الحمدلله نیفتاد.
قشر خاکستری دیده شوند
 ممکن است از خاطره شیرینی که اشاره کردید، برخی برداشت شعاری داشته باشند، این موضوع را چطور تبیین می‌کنید؟
ملکیان: مشکل ما این است که اغلب بر مسائل تلخ و شیرین، به خاطر ترس از دست دادن چیزهای دیگر، سرپوش گذاشته‌ایم، در هرکدام از جبهه‌هایی که حفظ نشده مجبور شدیم که در قدم بعدی نیز دوربرگردان و بازگشت به عقب داشته باشیم. برای مثال در مسئله حجاب، کسی که حجاب کامل ندارد را نمی‌توان بی حجاب دانست.‌ خب این تعریف اشتباه ما در دور‌ه‌ای، سبب شد عده‌ای را آزرده خاطر کنیم و حتی شاید از دست بدهیم. متاسفانه دافعه در جامعه ما بیشتر از جاذبه است.
ما جامعه‌ای داریم، متشکل از قشر سفید، سیاه و خاکستری که  با مرزبندی‌های اشتباه، فقط قشر سفید و سیاه دیده شدند و از قشر پراهمیت و گسترده خاکستری غافل ماندیم. زمانی که یک نفر را از جامعه خاکستری از دست بدهیم در اصل دو نفر را از دست داده‌ایم چراکه یک نفر را به خودمان اضافه نکرده‌ایم و یک نفر هم به طرف مقابل هدیه کرده‌ایم!
اگر من درباره مزایای انقلاب، نگرش انقلاب و دیدگاه مذهبی بارها و بارها با هم نظران خودم  هم‌صحبت شوم هیچ چالش خاصی اتفاق نخواهد افتاد. دو بار همنام روی هم تاثیر نمی‌گذارند. باید با به چالش کشیدن و نقد درون گفتمانی، ایرادات خودمان را پیدا کنیم و بر جامعه تاثیر گذار باشیم.
بی طرفی کم دردی نیست!
عوامل داخلی و خارجی سبب شدند که در هر حوزه‌ای شکاف وجود داشته باشد. می‌بینیم که بین مذهبیون شکاف داریم. عده‌ای موافق نظام هستند و عده‌ای در هیئت مذهب، رسماً با نظام عناد دارند. عده‌ای بی طرفند و این بی طرفی خودش کم دردی نیست! بصیرت لازم را ندارند که اگر انقلاب اسلامی و حکومت جمهوری اسلامی نبود خیلی چیزهای دیگر هم نبود. دید وسیعی ندارند که تنها حکومت شیعی جهان جمهوری اسلامی است و باید با وجود کاستی‌ها و ایرادات حمایت و بازسازی شود و البته که هیچ کس منکر ضعف‌ها و کاستی‌ها نمی‌شود.
از طرفی دشمنان هم بیکار ننشسته‌اند. البته که ما از حق خودمان دفاع کردیم و تا ابد سربلندیم. اما در بسیاری از حوزه‌ها غفلت کرده‌ایم و شکاف‌های موجود در جامعه گویای این غفلت است.
معتقدم که مظلوم ترین قشر جامعه ایران، انقلابی‌ها هستند
 تعریف انقلابی از نظر شما چیست؟
ملکیان: انقلابی بودن یعنی شاخک‌هایت زودتر از همه تکان بخورد و از همه جسارت و جرأت بیشتری داشته باشی. از همه بهتر و سریع‌تر راه مستقیم را بشناسی و نهایتاً جاذبه داشته باشی. برخلاف تصور، بنده شدیداً معتقدم که مظلوم ترین قشر جامعه ایران، انقلابی‌ها هستند.
معتقدم اگر امور در دست انقلابیون بود و جایی برای جولان داشتند قطعاً شرایط بهتر از وضع کنونی بود. آن‌ها که انقلاب کردند اصولگراها و اصلاح طلبان نبودند. آن‌ها که هشت سال با عزت تمام جنگیدند و مرزهاشان را حفظ کردند اصولگرا و یا اصلاح طلب نبودند. آن‌ها که از حریم اهل بیت دفاع کردند، آن‌ها انقلابی بودند. این تقسیم بندی‌ها را کسانی انجام داده‌اند که یا ناآگاهانه تعریف انقلابی بودن را نمی‌دانند و یا آگاهانه دنبال چیزی جز آرمان‌های انقلاب هستند.
شما اوضاع شعر و شاعران را چطور ارزیابی می‌کنید؟ استانداردها و ویژگی‌های شعر خوب چیست؟
ملکیان:تعریف شعر خوب را نمی‌توان در یکی دو جمله خلاصه کرد. شعر در کل تعریف مشخصی ندارد که بد بودن و خوب بودن آن مشخص شود. اما المان‌هایی برای آن مشخص شده که محدوده شعر خوب و بد مشخص می‌شود. البته با وجود استانداردهای شعر، بارها دیده‌ام شعرهایی را که از ساختار محکمی برخوردار بوده‌اند و از صنایع ادبی نیز بهره گرفته‌اند اما شاعرانگی در آ‌نها وجود نداشته است.
ابوعلی سینا می‌گوید: «شعر کلامی است که به شگفتی وا دارد». و البته شعر باید همزادپنداری ایجاد کند.
 در حال حاضر دغدغه اساسی در حوزه شعر و ادبیات از نظر شما چیست؟
ملکیان: دغدغه که زیاد است اما دغدغه شخصی من این است که یک بیت از من در ادبیات ایران ماندگار شود. به قول صائب  در حسرت یک مصرع پرواز بلند است مجموعه برهم زده بال و پر من؛  در واقع صائب این همه شعر را به نگارش درآورده است که یک بیت و مصرع آن رستاخیزی شود و حرفی که بتواند ماندگار باشد را بگوید.
 اما دغدغه اجتماعی من این است که مرز بندی برای مخاطب در شعر و رفتار خود نداشته باشم و بتوانم تاثیرگذار باشم. زمانی که نخستین  مجموعه شعر من چاپ شد، بسیاری انتقاد کردند که چرا شعر عاشقانه، دفاع مقدس و مذهبی را در یک مجموعه قرار داده‌ام. دیدگاهم این است که افراد با ورود به نمایشگاه کتاب صرفاً به یک غرفه خاص با موضوعی خاص نروند. مخاطبی که شعر عاشقانه من را می‌خواند حداقل چشمش از شعرهای مذهبی هم گذشته باشد. از طرفی هم مخاطب‌های شعر مذهبی به این باور برسند که مذهبی بودن به معنای عاشق نشدن نیست!
انجمن‌های شعری کاربردی نیستند
 با توجه به اینکه انجمن‌های شعر رنگ و بوی انتقادی ندارد و غالباً صرفاً به شعرخوانی می‌گذرد، مهم ترین دلیل پربار نبودن انجمن‌های شعری از نظر شما چیست؟
ملکیان: دلیل اصلی آن کاربردی نبودن آنهاست. نقد‌ها اصولاً کاربردی نیستند. از این رو باید شاعرانی که انتقاد می‌کنند تجربیات عملی خودشان در شعر را به دیگران آموزش دهند. صرف گفتن انواع و اقسام وزن‌ها و نگرش ساختاری راه گشا نیست. در دانشگاه نیز چنین مشکلاتی وجود دارد و اکثر شاعرانی که در رشته ادبیات هستند ضعف زبانی دارند و در مقابل شاعرانی که در رشته فنی و مهندسی تحصیل کرده‌اند، در زبان شعری قوی‌تر عمل می‌کنند. چون در ساختارشکنی جرأت بیشتری از خود نشان می‌دهند.
یکی از دلایل این امر این است که آموزش‌های دانشگاه، کتاب‌ها و رفرنس‌های مربوط به ادبیات و شعر کهن است با وجودی که یک پشتوانه به حساب می‌آیند اما سبب می‌شود رگه‌های شعر معاصر نادیده گرفته شود و نپذیریم که زبان نیز دستخوش تغییر، پویش و رشد است. بنابراین به دلیل اینکه شعر در بستر زبان است و با مخاطب بدین وسیله ارتباط برقرار می‌کند، این کهنگی زبان در کیفیت ارتباط با مخاطب معاصر، تاثیر سوء می‌گذارد.
 انجمن شعر چقدر می‌تواند در پیشبرد اهداف شاعران و تقویت زمینه‌های شعری یاری‌رسان باشد؟ 
ملکیان: هرانجمنی نمی‌تواند سبب رشد شاعر شود و حتی برخی از انجمن‌ها آسیب زا هستند. حتی بسیاری از آنها گمراه کننده هستند و راهنمایی درستی ندارند. از طرفی هم بعضی از شاعران با ورود به انجمن‌های شعر، ذوق شاعری‌شان کور می‌شود.
علاوه بر این معضل دیگری که در این خصوص وجود دارد این است که انجمن‌ها هرچقدر به پایتخت نزدیک‌تر باشند، بیشتر دیده می‌شوند و تمرکز و ارزش بیشتری هم دریافت می‌کنند.
خیلی از شاعران به تهران می روند در تهران می‌توانند تریبون بهتری در اختیار داشته باشند و شناخته شوند و ناشران بهتری برای چاپ کتابشان پیدا کنند و در مقابل چه بسیارند شاعران قوی پنجه‌ای که بدون شناخته شدن و تریبون سپری می‌کنند. این در حالی است که انجمن‌ها اگر نگاه کاربردی داشته باشند وضع به گونه بهتری خواهد بود.
به خود این اجازه را نمی‌دهم که اندیشه شعر یک نفر را به نقد بگذارم
 اعتقاد دارید که در شعر به مباحث آزاد اندیشی کمتر پرداخته می‌شود؟
ملکیان: اگر بخواهیم اندیشه را نقد کنیم باید خود صاحب اندیشه باشیم؛ به عبارتی صاحبان اندیشه و کسانی که جهان بینی دارند و به دیگر مکاتب واقف هستند، قادر به نقد کردن هستند. بنابراین در مورد شعر دیگران می‌توان شرح و توصیف ارائه داد اما به خود این اجازه را نمی‌دهم که اندیشه شعر یک نفر را به نقد بگذارم.
باید اجازه داد که هرکسی هر اندیشه‌ای که دارد بیان کند، زیرا مخاطبان درک و فهم تشخیص درست از نادرست را دارند و باید انتخاب را به عهده آنها گذاشت. اگر آزادی اندیشه وجود نداشته باشد و بسیاری از مسائل را بازگو نکنیم، در واقع آتش را زیرخاکستر پنهان کرده‌ایم و افرادی که علایق و اندیشه آن‌ها منع شده‌ حریص و حریص‌تر می‌شوند و حتی ممکن است آن ها را از دست بدهیم.
منبع: تسنیم
 
ارسال نظر
نام شما
آدرس ايميل شما