تاریخ انتشارپنجشنبه ۱۰ آبان ۱۳۹۷ - ۰۰:۰۱
کد مطلب : ۳۶۵۵۰۰
۰
plusresetminus
به گزارش بلاغ،
خیانت جدید فتنه‌گران پس از تضییع حق 24/5 میلیون نفر
در ماجرای دیدار برخی فتنه‌گران با آیت‌الله شبیری زنجانی، دو ملاحظه مهم وجود دارد.
اولین مسئله این است که آیا ایشان از ابتدا می‌دانسته در مهمانی منزل عبدالله نوری، برخی دست‌اندرکاران و سران فتنه (خاتمی، موسوی، خوئینی‌ها و کرباسچی) هم حضور دارند یا خیر؟
نکته دوم این است که آیا سران فتنه از این صحنه‌سازی و گرفتن عکس با آیت‌الله شبیری‌زنجانی، می‌توانند برای خیانت و وطن‌فروشی خود در فتنه سال 88 و زیر پا گذاشتن رای 24/5 میلیون نفر، مشروعیت درست کنند.
نکته اول، برنامه‌ریزی شدگی اقدام فتنه‌گران است. اخیرا روزنامه شرق مدعی شده «عبدالله نوری به قم می‌رود و در آن سفر، دیداری با آیت‌الله شبیری‌زنجانی از مراجع تقلید انجام می‌دهد. موقع خداحافظی وعده می‌گیرد اگر آیت‌الله به تهران آمد، به منزل عبدالله نوری هم سر بزند. آیت‌الله چند روز پیش به تهران آمد. عبدالله نوری از او دعوت کرد تا در منزلش حضور پیدا کند و همین بهانه‌ای می‌شود که نوری از دیگر شاگردان آیت‌الله هم بخواهد در منزل او گرد هم جمع شوند.»
به گزارش جهان‌نیوز به نظر می‌رسد که این روایت نه‌تنها کامل نیست بلکه برخی ابهامات را نیز به آن می‌افزاید. از ابتدا که عکس میهمانی خانه عبدالله نوری منتشر شد، چند ابهام در این باره مطرح شد که آیت‌الله شبیری زنجانی از میهمانان دعوت شده مطلع بوده و یا خاتمی و دوستانش میهمانان ناخوانده این دعوت بوده‌اند!؟ همچنانکه در گزارش روزنامه شرق نیز تصریح شده که عبدالله نوری است که از دیگران - خاتمی، خوئینی‌ها، کرباسچی و ... - می‌خواهد که به میهمانی مذکور بروند و نه آیت‌الله شبیری.
میهمانی به درخواست عبدالله نوری بوده و با توجه به روابط فامیلی که با حضرت آیت‌الله شبیری‌زنجانی دارند، طبیعی است که براساس عرف فامیلی این میهمانی اجابت شده است. اما همچنانکه روزنامه شرق نیز به آن تصریح کرده، عبدالله نوری از فرصت پذیرفته شدن این دعوت استفاده کرده و دیگران را نیز به این میهمانی دعوت می‌کند ولی ابهام اینجاست که آیت‌الله شبیری از حضور دیگران خبر داشته یا نه؟
جهان‌نیوز سپس به دو خبر منتشره در رسانه‌های مجازی اشاره می‌کند. خبر اول؛ آیت‌الله شبیری زنجانی تنها به خاطر روابط فامیلی با عبدالله نوری، دعوت منزل او را پذیرفته و اطلاعی از دیگر میهمانان حاضر در منزل ایشان نداشته و در ابتدای دعوت چنین مسئله‌ای مطرح نبوده است.
خبر دوم؛ آیت‌الله شبیری‌زنجانی از انتشار خبر این میهمانی ناراحت هستند و قبل از این نیز خواستار عدم انتشار رسانه‌ای این دیدار بوده‌اند.
اما صرف‌نظر از صحت و سقم هر یک از این دو خبر، یک واقعیت مسلم و غیرقابل انکار وجود دارد و آن خیانتی است که افراطیون مدعی اصلاح‌طلبی در فتنه نیابتی سال 88 با دروغ بزرگ تقلب مرتکب شدند. در این‌جا سؤال مهمی مطرح است.
مرجع تقلید واقعی طیف نفاق جدید و قدیم کیست؟ آنها که با اصل اسلام مسئله دارند، مرجع می‌خواهند چه کار؟! آنها برای وطن‌فروشی و خیانت به مملکت، از چه کسانی پیروی کردند؛ غیر از اوباما و کلینتون و شیمون پرز مقبور و نتانیاهو و سیا و موساد و ام‌آی سیکس انگلیس؟ سال 88، دستور آشوب علیه اصل دین و جمهوری اسلامی را از چه کسانی گرفتند؟
کدام مرجع تقلید، آشوب و تضییع حق‌الناس در حد زیر پا گذاشتن رای 24/5 میلیون نفر را مباح و مجاز می‌شمارد؟ کدام عالم دین می‌پذیرد آشوبگران و مختل‌کنندگان امنیت عمومی، به بهانه دروغ تقلب که تهمت و ظلم به نظام اسلامی بود، حذف اسلام را سر دست بگیرند و تظاهر به روزه‌خواری کنند؟ یا مساجد، حسینیه‌ها و پرچم عزای سالار شهیدان را آتش بکشند؟
برخی خبرها حاکی از این است که حلقه نفاق شامل محمد خاتمی، عبدالله نوری و کرباسچی، آیت‌الله شبیری زنجانی را در ماجرای ملاقات اخیر مقابل عمل انجام شده و در رودربایستی قرار داده‌اند؟ اما فارغ از صحت و سقم این خبر، ایشان مشخصا از خاتمی توضیح بخواهد که آیا بارها در جلسات خصوصی گفته که ادعای تقلب در انتخابات 88 دروغ بود یا نه؟ اگر گفته - که بارها اذعان کرده و مشابه همین اعتراف را تاج‌زاده در ویدئوی معروف دارد - چرا با یک پیش‌فرض دروغ و علم به دروغ بودن مدعای تقلب، 8 ماه در مرکزیت مجمع روحانیون، نقش هیزم‌کشی برای آشوب و ناامنی را در خدمت نقشه‌ براندازی اسلام و جمهوری اسلامی (به نیابت از آمریکا و انگلیس و اسرائیل) ایفا کرده‌اند؟ قطعا با صحنه‌سازی و گرفتن عکس با یکی از مراجع نمی‌توان آن جنایت‌ها و خیانت‌های مسلم، ازجمله زیر پا گذاشتن حقوق 24/5 میلیون نفر و ظلم و تهمت به نظام اسلامی، و گستاخ و امیدوار کردن دشمنان یک ملت را لاپوشانی کرد و اصطلاحا غسل تعمید انجام داد.
یادآور می‌شود رهبر معظم انقلاب به درستی و با نگاه شرعی وحقوقی به فتنه سال 88، رای مردم را حق‌الناس دانسته و از همین منظر، فتنه را (به خاطر نقض اسلامیت و جمهوریت) خط قرمز توصیف کردند. از این منظر فتنه‌گران، در ماجرای اخیر، مرتکب خیانت و سوءاستفاده جدید (و این بار در حق آیت‌الله شبیری زنجانی) شده‌اند و قطعا شأن این مرجع تقلید، اجل از کمترین همراهی با پایمال‌کنندگان حق‌الناس است.

شوخی بی‌مزه شورای شهر با 8 میلیون شهروند تهرانی
سیاسی‌کاری، ظاهرسازی و ناکارآمدی شورای شهر تهران، انتقاد نشریات مدعی اصلاح‌طلبی را موجب شده است.
احمد حکیمی‌پور عضو شورای شهر اول (منحله) تهران با اشاره به لیست عجیب و غریب 30 نفره نامزدهای شهرداری، به روزنامه آرمان گفت: کاش شورای شهر چنین کاری را نمی‌کرد.
برخی از افراد در این لیست هستند که حتی خود آن فرد خبر ندارد که در لیست جای گرفته است! چنین کاری خوب نیست، زیرا فرد مطلع نبوده که می‌تواند گزینه شهرداری باشد. ممکن است سؤال هم نشده باشد که آمادگی چنین مسئولیتی دارد یا خیر؟ به نظر فقط اسامی مطرح شده‌اند و ضابطه این کار مشخص نیست.
این روزنامه همچنین از قول غلامعلی رجایی نوشت: مطرح کردن برخی نام‌ها شوخی بود(!)
روزنامه اعتماد نیز در همین زمینه نوشت: اخیراً فهرست 30 نفره شورای شهر تهران برای انتخاب شهردار بعدی پایتخت منتشر شده است؛ فهرستی که بلافاصله با واکنش جدی از سوی افکار عمومی روبه‌رو شد.
به نظر می‌رسد از قضا آنچه در جریان انتخاب شهرداری اصلاح‌طلب برای اداره پایتخت توسط اعضای اصلاح‌طلب شورای شهر تهران مغفول مانده و کمتر مورد توجه قرار گرفته است، همین رویکرد اصلاح‌طلبانه است.
نکته دیگر در این فهرست مطرح شدن نام افرادی است که فاقد وجاهت لازم برای مدیریت پایتخت هستند اما به صرف سابقه‌ای هر چند اندک در بدنه مدیریتی شهرداری، حالا خود را محق دانسته و پیشگام شده‌اند. همه می‌دانیم آنچه ممکن است منجر به انتخاب سومین شهردار پایتخت توسط شورای شهر شود، تصویب قانون منع به کارگیری بازنشستگان بوده است. با این همه اما در کمال تعجب می‌بینیم که در همین فهرست 30 نفره نیز نام برخی مدیران بازنشسته دیده می‌شود.

شکایت خریداران مسکن مهر از وزیر مستعفی راه و شهرسازی
جمعی از پیش‌خریدکنندگان مسکن مهر از دادستان کل کشور درخواست کرده‌اند با توجه به عملکرد عباس آخوندی در وزارت راه و شهرسازی و ضررهای بی‌شماری که از عملکرد وی متقبل شده، او را محاکمه کنند.
به گزارش الف، متن این مطالبه به شرح ذیل است:
عباس آخوندی وزیر سابق راه و شهرسازی که 28 مهرماه امسال و بعد از 5 سال و دو ماه استعفا داد، در مدت حضورش در این وزارتخانه ضررهای زیاد و جبران‌ناپذیری به اقتصاد و به خصوص بخش مسکن وارد کرد. از جمله در موارد زیر تخلفات زیادی صورت گرفته که مردم متحمل بیشترین ضرر شدند.
1- اخلال در اجرای سامانه ملی املاک و اسکان
2- اخلال در تصویب مالیات بر عایدی سرمایه
3- ایجاد زمینه دلالی و رانتخواری در زمین و مسکن
4- عدم تکمیل مسکن مهر و تبدیل خانه‌های نیمه‌ساز این طرح به مخروبه
ما امضاکنندگان این مطالبه از دادستان محترم کل کشور تقاضا داریم که ایشان را به دلایل گفته شده محاکمه کند تا درس عبرتی برای سایر مسئولین بشود.

توقف سفرهای استانی دولت در 6 ماه گذشته
توقف سفرهای استانی دولت از 6 ماه قبل، به موضوع مورد تعجب و پرسش رسانه‌ها تبدیل شده است.
در این زمینه روزنامه وطن‌امروز در گزارشی می‌نویسد: از آخرین سفر استانی رئیس‌جمهور و هیئت دولت دوازدهم، حدود 6 ماه می‌گذرد و مشخص نیست علت توقف این سفرها در این بازه نسبتا طولانی چه بوده است.
روحانی در مدت 4 ساله دولت یازدهم به تمام استان‌های کشور سفر کرده و به برخی استان‌ها نیز بیش از یک بار رفته بود. با این حال او در دولت دوازدهم تنها 3 سفر استانی به سیستان و بلوچستان، آذربایجان شرقی و خراسان رضوی داشته است. نخستین سفر استانی دولت دوازدهم آذرماه 96 به مقصد سیستان و بلوچستان بوده است؛ یعنی 5 ماه پس از تشکیل کابینه دوازدهم.
 در ادامه، دولت دوازدهم، دی و بهمن 96 سفر استانی نداشت. اسفند پارسال نیز روحانی سفر خود به بندرعباس را که برای افتتاح چند طرح عمرانی انجام شده بود، سفر استانی خواند. با این حال اخبار موجود در آرشیو سایت ریاست‌جمهوری نشان می‌دهد روحانی در جریان این سفر تنها به شهر بندرعباس رفته و ضمن دیدار با مردم، برگزیدگان و همین‌طور شرکت در شورای اداری استان، چند طرح عمرانی و زیربنایی را افتتاح کرده است. این نکته را باید در نظر داشت که سفر استانی رئیس‌جمهور و هیئت دولت به یک استان با سفر شخص رئیس‌جمهور به یک منطقه برای افتتاح پروژه یا سرکشی از مناطق زلزله‌زده متفاوت است. به عنوان مثال بازدید روحانی از استان کرمانشاه پس از زلزله سال گذشته را نمی‌توان سفر استانی نامید.
دومین سفر استانی دولت دوازدهم به آذربایجان شرقی بود که 4 اردیبهشت انجام شد.
آخرین سفر استانی دولت دوازدهم 16 اردیبهشت‌ماه امسال به خراسان رضوی بود که طی آن روحانی به شهرهای نیشابور، سبزوار و مشهد رفت و ضمن افتتاح چند طرح، با مردم این 3 شهرستان نیز دیدار کرد.
حسن روحانی همچنین تیرماه و شهریورماه برای بازدید و بهره‌برداری از چند طرح جدید و مهم در حوزه پتروشیمی به استان‌های بوشهر و هرمزگان رفت. چنانکه گذشت، این سفر روحانی نیز سفر استانی به حساب نمی‌آید. از سوی دیگر، هرچند حضور مداوم و متناوب رئیس‌جمهور در نقاط مختلف کشور، علاوه‌بر آشنا کردن دولت با مشکلات ریز و درشت خارج از پایتخت، به مردم نیز احساس جدی بودن دولت در حل معضلات را خواهد داد اما روحانی در ماه‌های گذشته این نوع سفرهای خود به استان‌ها را هم به میزان چشمگیری کاهش داده است. به عبارتی روحانی از اردیبهشت امسال تاکنون سفر استانی نرفته است، به معنای دیگر روحانی از 16 اردیبهشت‌ماه تاکنون فقط 2 بار از تهران خارج شده و به 2 شهر عسلویه و بندرعباس رفته است.
مسئولان دولت‌های یازدهم و دوازدهم اصرار داشته و دارند سفرهای استانی این دولت را متمایز از سفرهای استانی دولت‌های گذشته نشان دهند. محمدباقر نوبخت معاون رئیس‌جمهور و رئیس‌سازمان برنامه و بودجه تعطیلی کارهای کل دولت و رفتن تمام اعضای آن به استان‌ها به منظور انجام سفر استانی را اقدامی نادرست خوانده بود.
 با همه اینها اما به نظر می‌رسد تلاش برای تمایز سفرهای استانی دولت‌ها عملا به بی‌عملی و سفرهای زینتی و بی‌حاصل منتهی شده است. به عنوان مثال، پس از سفر استانی دولت یازدهم به کردستان در سال 94، محمد بیاتیان، نماینده مردم بیجار در مجلس نهم با تاکید بر اینکه سفر روحانی به کردستان دستاوردی نداشت، گفته بود: مصوبات سفر رئیس‌جمهور جزو ضرورت‌های کردستان بود که خارج از سفر هم باید انجام می‌شد و این را نمی‌توان دستاورد تلقی کرد.
بهمن‌ماه سال گذشته هم سخنگوی مجمع نمایندگان استان کرمان از عدم همراهی اعضای این مجمع با رئیس‌جمهور در سفر به کرمان به دلیل عملکرد ضعیف در رفع مشکلات مردم خبر داد.

ارگان کارگزاران: گزارش و آمار واقعی به روحانی بدهید
ارگان حزب اشرافی کارگزاران می‌گوید سخنان روحانی در جلسه دفاع از چهار وزیر پیشنهادی به مجلس، آزاردهنده و ناراحت‌کننده است.
روزنامه سازندگی با اشاره به سخنان رئیس‌جمهور درباره موفقیت‌های دولت نوشت: به نظر می‌رسد او از ژرفای درد و رنج شهروندان اطلاع کافی ندارد یا اینکه ترجیح می‌دهد شاید وقتی دیگر به این رنج مردم رسیدگی کند. وی از بنزین ارزان می‌گوید و توجه ندارد که برای فردی که اتومبیل دارد هزینه بنزین فقط جزیی از هزینه‌هاست و براساس آمارهای رسمی و غیررسمی هزینه قطعات یدکی اتومبیل تا 2/5 برابر افزایش یافته است. کسی باید گزارش واقعی به آقای روحانی دهد که شهروندان این روزها ناراحت هستند و نرخ‌های تورم اعلام شده از سوی منابع رسمی تولید آمار آنها را آزار می‌دهد و به سطح بی‌اعتمادی آنها به منابع آمار می‌افزاید.
مارپیچ تورم - رکود حالا می‌تواند تبدیل به سه‌گانه بسیار خطرناک تورم- رکود- بیکاری شود.

واکنش دبیرخانه شورای اطلاع‌رسانی دولت و پاسخ کیهان
دبیرخانه شورای اطلاع‌رسانی دولت در واکنش به یک خبر ویژه می‌گوید نباید دچار خودتحریمی شویم.
این دبیرخانه در واکنش به خبر منتشره در تاریخ 28 مهر با عنوان «آقای واعظی! اتحادیه اروپا دفتر را برای نفوذ و خرابکاری می‌خواهد»، توضیحی با این مضمون ارسال کرده است:
«نشست اخیر سفرای کشورهای اروپایی با کمیسیون امنیت ملی مجلس، پیشنهاد تأسیس دفتر اتحادیه اروپا را به همراه داشت، این پیشنهاد از سوی سفیر اتریش مطرح شد که کشورش ریاست دوره‌ای اتحادیه اروپا را برعهده دارد.
پس از آن، محمود واعظی رئیس دفتر رئیس جمهوری با استقبال از این پیشنهاد تأکید کرد که در شرایط کنونی که قول و قرارهایی در مسئله برجام با اتحادیه اروپا گذاشته‌ایم، به نظر می‌رسد اگر روال کار عادی طی شود و مراجع ذیربط هم اقدامات خود را انجام دهند، افتتاح دفتر نمایندگی اتحادیه اروپا می‌تواند برای همکاری اقتصادی ما با این اتحادیه مفید باشد.
اما پس از این اظهارنظر بود که دوباره برخی از رسانه‌ها دست به کار شدند و با انتقاد از این اظهارات، اعلام کردند که اتحادیه اروپا دفتر را برای نفوذ و خرابکاری می‌خواهد. روزنامه کیهان با استناد به نقل قولی از ریچارد هاویت (تهیه‌کننده سند راهبردی اتحادیه اروپا درباره روابط ایران) استقبال از بازگشایی دفتر اتحادیه اروپا در تهران را سهل‌اندیشی و بی‌دقتی خوانده است.
در شرایط خروج آمریکا از برجام و تأکید اروپایی‌ها بر حفظ توافق هسته‌ای، به نظر می‌رسد گسترش ساز و کارهای همکاری‌های چندجانبه هر چه بیشتر می‌تواند در موفقیت راهکارهای حفظ برجام و تأمین منافع ایران، مؤثر باشد. ضمن آنکه اتحادیه اروپا در حمایت از برجام و مخالفت با تحریم‌های جدید ایالات متحده، مواضع خوبی گرفته و ساز و کارهایی مثل احیای مقررات انسداد و ایجاد کانال‌های مستقل مالی بدون به کارگیری دلار را در دستور کار قرار داده که امید است این اقدامات در عمل با تحریم‌های غیر قانونی آمریکا مقابله کند تا زمینه تداوم برجام فراهم شود.
از سوی دیگر اگر استناد به نقل قول‌های برخی از مقامات اروپایی بتواند به سادگی مبنای کار تصمیم‌گیری‌های دیپلماسی قرار گیرد، در این صورت منافع ملی کشورمان هر روز با اظهارنظرهای متفاوت مقامات غربی دستخوش تغییر و تهدید خواهد بود؛ این در حالی است که راهبردهای دیپلماسی کشور، فراتر از اظهارات یک یا چند مقام غربی، مبتنی بر چارچوب نظام جمهوری اسلامی و منافع ملی کشور تعیین می‌شود؛ علاوه  بر آن اگر استناد درست یا غلط به یک نقل قول می‌تواند مبنای کار رسانه‌ای مثل کیهان باشد، چرا نتوان به اظهارات یکی از مسئولان ارشد اتحادیه اروپا استناد کرد. «فدریکا موگرینی» مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا از زمان خروج آمریکا از برجام، بارها در حفظ آن و حمایت از افزایش تجارت با ایران تأکید داشته است.
موگرینی تأکید کرده است که اتحادیه اروپا اجازه نمی‌دهد توافق هسته‌ای سال 2015 با تهران نابود شود و به طور قطع این اتحادیه بر تصمیم‌های خود سرمایه‌گذاری خواهد کرد.
چنین شرایطی بیش از پیش نشان می‌دهد برای نخستین بار است که اتحادیه اروپا در حمایت از ایران، مقابل ایالات متحده‌ای ایستاده که قطعاً انتظار مراودات اقتصادی گسترده‌تری با آن دارد و این مسئله ناشی از چیزی نیست جز منطق قوی دیپلماسی جمهوری اسلامی که بر گفت‌وگوی سازنده و مبتنی بر منافع ملی با کشورهای دنیا دنبال شده است.
بنابراین تأسیس دفتر اتحادیه اروپا فی‌نفسه تعارضی با منافع ایران ندارد، هر چند در مراودات بین‌المللی قطعاً باید ملاحظات امنیتی مد نظر قرار گیرد که این مسئله با همان نسبتی است که می‌تواند در ارتباط با سفارت‌خانه‌های کشورهای خارجی منظور شود. در غیر این صورت، دفتر اتحادیه اروپا همانند سفارت‌خانه‌های کشورهای خارجی، امکان مراودات دوجانبه را میان ایران و اتحادیه اروپا و دنبال کردن راهکارهای دستیابی به اهداف مد نظر برجام فراهم می‌کند؛ البته روشن است که عملیاتی شدن بسته پیشنهادی اروپا حاوی اقدامات جبرانی تحریم‌های آمریکا، زمینه را برای تقویت روابط با اتحادیه اروپا از جمله از طریق دفتر اتحادیه فراهم می‌کند و در این صورت است که بحث دفتر موضوعیت بیشتری پیدا می‌کند. لذا، مخالفت قطعی و همیشگی با بازگشایی دفتر اتحادیه اروپا، نوعی خودتحریمی مضاعف در شرایط تحریم‌های جدید آمریکا علیه ایران تلقی می‌شود و باید اجازه دهیم این کار در زمان مناسب و با در نظر گرفتن تمام ملاحظات سیاسی و امنیتی انجام شود.»
کیهان: اظهارات ریچارد هاویت و موگرینی ادامه یکدیگر است. وقتی موگرینی از حفظ برجام حرف می‌زند- به شهادت عملکرد اروپا در 7 ماهه گذشته- منظورش حفظ یکطرفه تعهدات مورد اجرا توسط ایران است؛ وگرنه اروپا در این هفت ماه، حتی یک اقدام عملی برای ایستادن مقابل تحریم‌های آمریکا یا حداقل تقدیم پیش‌نویس قطعنامه اعتراض به آمریکا به شورای امنیت (به خاطر نقض قطعنامه 2231 که برجام ذیل آن تعریف شده) انجام نداده است. اکنون نیز اروپایی‌ها در حالی که بعد از 7 ماه وقت‌کشی، راه‌اندازی مکانیسم ناقص مورد ادعای خود را به زمستان آینده حواله می‌دهند، دو شرط نقد را پیش می‌کشند؛ راه‌اندازی دفتر در تهران و تصویب ملحقات FATF از سوی ایران! خودتحریمی واقعی قبول و اجرای مطالبات FATF است.
جالب اینکه یورونیوز و فایننشال تایمز هر دو گزارش داده‌اند کشورهای اروپایی (به ویژه 3 کشور عضو برجام) حاضر نیستند برای میزبانی دفتر مورد نظر اروپا برای اجرای مکانیسم مورد نظر داوطلب شوند. آیا اینها عجیب و بیدارکننده نیست؟
نکته دیگر این که ریچارد هاویت یک مقام رسمی اروپایی (تدوین‌کننده سند راهبردی اتحادیه اروپا درباره روابط با ایران است) و به صراحت می‌گوید «توافق هسته‌ای یک نقطه عطف بود... ما باید دفتر نمایندگی اتحادیه اروپا را در تهران افتتاح کنیم و گفت‌وگو درباره حقوق بشر را از سر بگیریم. نیروهایی در داخل ایران در حال اعمال فشار بر حاکمیت هستند و ما امیدواریم گزارش ما نیز باعث پیشرفت در این زمینه شود. اروپا در ایران نفوذ دارد ولی آمریکا از این نفوذ برخوردار نیست. ما می‌خواهیم از این اهرم استفاده کنیم». آیا می‌توان خود را به خواب زد و گفت ان‌شاءالله گربه است؟!
ارسال نظر
نام شما
آدرس ايميل شما

شک نکنید؛ نزنید، می‌زنند
جمعه ۴ بهمن ۱۳۹۸ - ۲۳:۴۴
خدا را شکر که دشمنان ما احمق‌اند
شنبه ۲۸ دی ۱۳۹۸ - ۰۹:۱۷
مزدوران ملکه و ترامپ
جمعه ۲۷ دی ۱۳۹۸ - ۱۱:۳۵