بلاغ نیوز | پایگاه جامع اطلاع رسانی 24 بهمن 1398 ساعت 4:43 http://www.bloghnews.com/news/413831/تازه-های-3-خبر-ویژه-امروز-پنجشنبه-1398-11-24 -------------------------------------------------- عنوان : تازه‌های 3 خبر ویژه امروز پنجشنبه 1398/11/24 -------------------------------------------------- متن : گزارش روزنامه اصلاح طلب از کش وقوس کارگزاران و اتحاد ملت یک روزنامه اصلاح طلب می گوید دعوا و مرافعه به تدریج تبدیل به رویه ای مثبت در شورای شهر تهران می شود. هفت صبح نوشت: در یک هفته اخیر دست کم دو مرتبه بین اعضای شورای شهر تهران مجادله لفظی پیش آمده، یک مورد در جلسه یکشنبه هفته پیش بود که بین محسن هاشمی و زهرا صدراعظم نوری درگیری لفظی اتفاق افتاد. یک بار هم بحث بین بهاره آروین و حجت نظری بدجوری بالا گرفت. حتی قبل تر هم در مهرماه امسال باز بین محسن هاشمی و زهرا صدر اعظم نوری تنشی پیش آمده بود. جنس این دعواها هم این طوری نیست که بگوییم مربوط به مذاکرات و رایزنی های معمول در شوراهاست بلکه در این اتفاقات به طور محسوسی ردپای کشمکش های حزبی قابل مشاهده است. به عنوان مثال در بحث اخیر بین محسن هاشمی و زهرا صدراعظم نوری به وضوح اسم دوحزب اتحاد ملت و کارگزاران مطرح شد و نوری بعد از طعنه هاشمی گفت ما اگر از کارگزاران صحبت کنیم برای شما بد می شود. هرچند که تمام اعضای فعلی شورای شهر تهران اصلاح طلب هستند و برآمده از لیست امید اما از همان زمان جلسات انتخاب شهردار مشخص بود که تقابل های خفیفی بین آنها وجود دارد. حالا نه اینکه فضای جلسات به دوره اول شورای شهر شبیه شده باشد اما دعواهای خارج از متن بین اعضای شورا زیاد شده. در دوره قبلی البته این دعواها خیلی شدیدتر هم بود اما با این تفاوت که در دوره چهارم هیچ کدام از دو جناح به طور مطلق دست بالا را نداشت و گزینه مطلوب اصولگرایان عملا به لطف چرخش الهه راستگو به سمت آنها رای می آورد. در این دوره اما همه یک دست اصلاح طلب هستند و این نوع پیشامدها عجیب به نظر می رسد. اخیرا کار به جایی رسید که بهاره آروین عضو هیئت رئیسه قصد خروج از جلسه و استعفا داشت. این عضو شورا البته چند هفته پیش هم اعلام کرد که قصد دارد استعفا بدهد اما بعد منصرف شد. بهاره آروین که به حزب اتحاد ملت نزدیک است با حجت نظری از اعضای حزب اعتماد ملی درگیری لفظی پیدا کردند. ممکن است این تنش ها البته بی ارتباط با انتخابات پیش روی مجلس هم نباشد. چون به رغم بیانیه شورای عالی سیاست گذاری جبهه اصلاح طلبان که گفته در تهران لیست نمی دهند شنیده شده بعضی احزاب اصلاح طلب قصد دارند با ائتلاف های پراکنده لیست بدهند و همین مسئله ممکن است به اختلافات درون اصلاح طلبان دامن بزند که پیامدهای آن را در جلسات شورای شهر ببینیم. آروین به حزب اتحاد ملت ایران اسلامی نزدیک است و این حزب در فضای سیاسی به نوعی نسخه جایگزین حزب مشارکت قلمداد می شود. اگرچه سابقه فعالیت های سیاسی آروین مثل عضویت در شورای جوانان بنیاد باران، عضویت در جبهه مشارکت در اصلاح طلب بودن تردیدی باقی نمی گذارد اما در زمان انتخابات 96 بعضی نسبت به قرارگیری او در لیست امید انتقاد داشتند و این طور عنوان شد که او به واسطه حمیدرضا جلایی پور به حزب اتحاد ملت پیشنهاد شده و در نهایت در لیست ائتلاف اصلاح طلبان قرار گرفته. از دیگر اعضای حزب اتحاد ملت که در این دوره شورا حضور دارند می توانیم به سیدمحمود میرلوحی، سیدآرش حسینی میلانی، علی اعطا و زهرا صدراعظم نوری اشاره کنیم. شاخص ترین چهره منتسب به حزب کارگزاران در شورای شهر این دوره، محسن هاشمی رئيس شوراست. در وهله بعد مرتضی الویری هم اگر چه خودش در مقاطع مختلف گفته هیچگاه عضو حزب کارگزاران نبوده اما در عموم تحلیل های سیاسی گرایش او نزدیک به این حزب ارزیابی می شود. شهربانو امانی نماینده دوره پنجم و ششم مجلس و عضو فعلی شورای شهر هم از اعضای ارشد حزب کارگزاران است. بعد از ماجرای انتخاب محمدعلی افشانی به عنوان شهردار تهران مشخص شد که نفوذ حزب اعتماد ملی در شورای شهر اگر از اتحاد ملت و کارگزاران بیشتر نباشد، کمتر هم نیست. به طور مشخص ابراهیم امینی نایب رئیس فعلی شورا از اعضای ارشد این حزب است. در وهله بعد محمدجواد حق شناس هم عضو شورای مرکزی این حزب محسوب می شود. همینطور حجت نظری اگرچه حزب اتحاد ملت از نظر کمی نمایندگان بیشتری در شورای شهر دارد اما هر زمان ائتلافی بین کارگزاران و اعتماد ملی صورت بگیرد آنها در اقلیت قرار می گیرند. نمونه اش روز رای گیری انتخاب شهردار بود که عباس آخوندی فقط یک رای از پیروز حناچی کم آورد. کدام خیانت مطلوب براندازان است که افراطیون مدعی اصلاحات مرتکب نشده باشند؟ عضو حزب منحله مشارکت ادعا کرد ایستادگی مخالفان جلوی برجام اقتصادی، مردم را ناامید کرده است. حمیدرضا جلایی پور به شرق گفت: حذف حداکثری صورت گرفته و اصلاح طلبان نمی توانند یک لیست حداقلی بدهند. شما خودتان را بگذارید جای اصلاح طلب ها. تا حالا سه بار اصلاح طلب ها با وجود همه حذف ها (حتی در شرایطی که هاشمی رفسنجانی را حذف کردند) مردم را به انتخابات دعوت کردند و هر سه دفعه هم مخالفان تا توانسته اند، مانع ایجاد کرده و صریح جلوی برجام اقتصادی ایستادند. تا اینکه ترامپ نامتعادل آمد و تحریم حداکثری اقتصادی علیه ایران اعمال کرد. مردم سه بار آمدند و پاداش نگرفتند. مردم ناامید شدند. ما همه این ناامیدی و اعتراض را در اعتراضات دی 96 و آبان و دی 98 دیدیم. شما دیگر اینجا به نظرسنجی هم نیاز نیست مراجعه کنید. با چشم، مستقیم می شد دید. حالا ببینید در این وضعیت بغرنج عقل جمعی شعسا فعلا به اینجا رسیده که به مردم صادقانه بگوید ما با انتخابات قهر نمی کنیم؛ ولی لیست نداریم. وی افزوده است: تندروها مخالف رعایت معیارهای دموکراسی هستند، به همین دلیل به شدت مخالف اصلاح طلبان هستند؛ چون گفتمان اصلاح طلبی تقویت دموکراسی در ایران است. از طرف دیگر سرنگونی طلبان هم مخالف اصل نظام جمهوری اسلامی هستند و حضور جریان اصلاح طلبان را یکی از موانع سرنگونی می دانند؛ بنابراین هر دو طرف به اصلاح طلبان حمله می کنند و هزینه ای برایشان ندارد؛ اما هر دو طرف خطا می کنند؛ به ویژه تندروها؛ اصلاح جویی در ایران به این واقعیت اجتماعی تکیه دارد؛ پس ممکن است تندروها اصلاح طلب ها را حذف کنند؛ ولی خودشان دائم باید برای کنترل این جامعه مطالباتی و جنبشی آمادگی داشته باشند. از آن طرف هم سرنگونی طلبان خطا می کنند، کارشان با امید بستن به تحریم و جنگ ترامپ به جایی نمی رسد؛ چون نه جمهوری اسلامی پوشالی است و نه اصلاح طلبان در نقد خود به جمهوری اسلامی حاضر می شوند ذره ای آسیب به سرزمین ایران وارد شود. اصلاح طلبان با ایستادگی مدنی تندروها را به یک حکمرانی خوب دعوت می کنند. این اظهارات از جهات مختلف خلاف واقع است نخست این که برجام اقتصادی واقعیت خارجی ندارد. برجام، واگذاری امتیازات هسته ای نقد در مقابل مشتی وعده بدون تضمین بود. به نحوی که در همان دو سال و نیم اجرای توافق و به ویژه در دولت اوباما، فشارهای تحریمی و تهدید طرف های همکاری با ایران (در قالب تحریم های ویزایی و مجازات و جریمه آنها) تداوم داشت. در واقع طرف غربی بنا نداشت با برجام، امتیاز واقعی به ایران بدهد ضمن این که رونق اقتصادی پایدار و با کیفیت باید درون زا باشد. اگر هم مردم از شرایط اقتصادی رنج می برند، محصول 6 سال فرصت سوزی دولتی با وجود همه اختیارات است و اتفاقا اصلاح طلبان اینجا باید پاسخگو باشند و نمی توانند پرسشگر باشند. ثانیا آقای جلایی پور در حالی از آقای هاشمی دم می زند که طیف متبوع وی پس از دوم خرداد، برای ترور شخصیت آن مرحوم چیزی کم نگذاشتند. در واقع این طیف بودند که سال 78 در انتخابات مجلس با انواع ترفندهای ضداخلاقی به حذف هاشمی پرداختند. ضمن این که طیف مذکور در سال 84 مصطفی معین و کروبی و در سال 88 موسوی را در گود انتخابات داشتند اما به مردم باختند آنها در سال 92 و 96 نیز از نامزدی عارف و جهانگیری برخوردار بودند و نمی توانند ادعا کنند محدودیت نامزد داشته اند. درباره اغتشاشات دی 96 و آبان ماه 98 نیز گفتنی است که در کنار نقش آفرینی محافل ضد انقلاب، نقش و سوء مدیریت دولت بسیار بارز است. به ویژه در ماجرای تلخ آبان ماه، آنچه موجب شوک به مردم و موج سواری ضدانقلاب شد، بی تدبیری محض دولت پس از 4 سال لج بازی برای حذف کارت سوخت و گران کردن سه برابری قیمت بنزین بود. یا امثال جلایی پور می توانند توضیح بدهند که چرا سهمیه بندی و کارت سوخت و افزایش تدریجی و سالانه قیمت برای 4 سال کنار گذاشته شد و موجب تحمیل خسارت 144 هزار میلیارد تومانی به کشور گردید؟! آیا این رقم سنگین را نمی شد هزینه رونق تولید و ایجاد اشتغال کرد؟! اما ادعای آخر آقای جلایی پور از بقیه عجیب تر است. او در دوره اصلاحات در راس یک روزنامه به شدت تندرو (جامعه) که دروغ پراکنی، ساختارشکنی و آشوب افکنی را ترویج کرد و به مقایسه فرمانده سپاه با دیکتاتور کامبوج می پرداخت، قرار داشت. در این دوره افراطیون مدعی اصلاحات با گروهک های برانداز در فتنه تیرماه 78 به هم رسیدند. برخی عناصر فعال در این فتنه مدتی بعد از کشور متواری شده و رسما به جریان برانداز پیوستند. همین طیف ده سال بعد یعنی سال 88 مجددا با مدعیان اصلاح طلبی به هم رسیدند و آن آشوب نیابتی 8 ماهه را دوشادوش هم پیش بردند تا به بن بست رسیدند و از مردم تودهنی خوردند. آیا طرح دروغ تقلب و اردوکشی خیابانی و حمله به مساجد و مراکز بسیج و مردم و سپس شعار علیه اصل جمهوری اسلامی و ولایت فقیه و نهایتا معارضه جویی با عزاداری حضرت سیدالشهدا(ع) کمترین نسبتی با اصلاح طلبی دارد؟! سرانجام باید پرسید مدعیان دروغین اصلاح طلبی، کدام خیانت را در خدمت جریان برانداز مرتکب نشده اند؟ مردم را ناامید نکرده اند که کرده اند. هنگام تصدی دولت و مجلس، وعده های دروغین و خیالی نداده اند که داده اند. بارها دروغ نگفته و با ایجاد التهاب، تحریک به اغتشاش نکرده اند که کرده اند. با گروهک های ضد انقلاب ارتباط نگرفته و نقشه های مشترک به اجرا نگذاشته اند که چنین کرده اند. به خدشه در انتخابات نپرداخته اند که پرداخته اند. دشمن را به طمع نینداخته اند که بارها چنین کرده اند. تنها تفاوت آنها، زدن نقاب اصلاح طلبی، به سیمای منفور براندازها و خائنین رسمی به کشور و ملت است. تندروهای مشارکت در آفساید! 6 حزب اصلا ح طلب لیست می دهند با قطعی شدن خبر ارائه فهرست از سوی اغلب احزاب اصلاح طلب، ادعای شورای سیاستگذاری این جبهه مبنی بر نداشتن نامزد کافی رنگ می بازد. روزنامه سازندگی وابسته به حزب کارگزاران ذیل تیتر بازگشت اصلاح طلبان نوشت: احزاب اصلاح طلب اعتماد ملی، کارگزاران، ندای ایرانیان، خانه کارگر، حزب کار و مردم سالاری به زودی فهرست انتخاباتی می دهند. این روزنامه نوشت: حزب کارگزاران سازندگی اعلام کرد در انتخابات مجلس شرکت کرده و لیست حزبی می دهد. سیدحسین مرعشی، سخنگوی حزب گفت به رغم رنجشی که این حزب از ردصلاحیت نیروهای اصلاح طلب در تهران و سراسر کشور دارد اما قصد دارد با عبور از فضای هیجانی و کنترل این فضا، برای ایران و آینده کشور در انتخابات شرکت کند. عضو شورای مرکزی کارگزاران سازندگی افزود: ما به عنوان یک حزب سیاسی که در طول سال ها و ماه ها و روزهای منتهی به انتخابات روزنامه ای منتشر می کنیم و سیاست ورزی می کنیم فضای سیاسی را رصد می کنیم و ائتلاف هایی را شکل می دهیم. ما فکر می کنیم حداقل سیاسیون ایران باید هوش هیجانی بالایی داشته باشند و تسلیم احساسات نشوند. هوش هیجانی حزب کارگزاران بر احساسات پاک اعضای شورای مرکزی و کمیته سیاسی غلبه کرد و در نهایت در ادامه تصمیم قبلی حزب که به استان تفویض اختیار کرده بودیم در تهران قرار شد بدون ائتلاف با هیچ حزب دیگری یک لیست ارائه دهیم. روزنامه اعتماد نیز در گزارشی تصریح کرد که برخی احزاب اصلاح طلب لیست انتخاباتی ارائه خواهند کرد. اما روزنامه آفتاب یزد به قلم علی تاجرنیا (عضو حزب منحله مشارکت) از ارائه لیست انتقاد کرده و می نویسد: شاید علت اینکه دراین میان برخی احزاب منتسب به اصلاح طلبی به دنبال این هستند که علی رغم اعلام رسمی این شورا، لیست انتخاباتی ارائه دهند اولا برای رهایی از هزینه عدم ارائه لیست در سال های آتی است ثانیا اینکه جریان اصلاحات می خواهد از حداقل هایی که برخوردار است بهره مند شود. اما علاقه برخی احزاب منتسب به اصلاح طلبی برای ارائه لیست دراین انتخابات، دلیل دیگری هم دارد، و آن پیشینه این احزاب است. احزابی که نشان دادند بیشتر به رفتارهای سیاسی تا خط مشی اصلاح طلبانه پایبندند به هر روی این احزاب احساس می کنند که به هر شکل باید در مجلس حضور پیدا کنند و از همین رو سخن از ارائه فهرستی برای انتخابات داده اند. شورای سیاستگذاری اصلاح طلبان نیز منعی برای این حزب وسایر احزاب برای حضور درانتخابات نگذاشته است اما نباید آن را به نام لیست اصلاح طلبی نوشت. شکی نیست ارائه چنین لیستی نقطه عطفی در رفتار این احزاب و رویکردش نسبت به مسائل خواهد بود. نباید تصور کرد حضور یک یا چند حزب اصلاح طلبی و ارائه لیست آنها نتیجه را علیه اصلاح طلبان تغییر می دهد. از سوی دیگر سایت اصلاح طلب فرارو نوشت: بررسی اظهارات اصلاح طلبان در این روزها نشان می دهد برخلاف برخی احزاب اصلاح طلب چون اتحاد ملت سایر احزاب اصلاح طلب همچون کارگزاران سازندگی درصدد حضور در انتخابات پیش رو و ارائه فهرست هستند. تاجرنیا با انتقاد از احزاب لیست دهنده به فرارو گفت: قطعا این اقدام برخی از اصلاح طلبان از دید افکار عمومی نوعی تشتت در بین جبهه اصلاحات تلقی می شود، از سویی با توجه به اینکه از الان به راحتی می توان نتیحه انتخابات را پیش بینی کرد، جریان رقیب مدعی می شود اصلاح طلبان در انتخابات شرکت کردند و این به هیچ عنوان برای مجموعه بدنه و جریان اصلی اصلاح طلب که در انتخابات شرکت نکردند مناسب نیست، چرا که اصلاح طلبان در مجلس نمی توانند اقدامی را صورت دهند. عضو حزب اتحاد ملت اضافه کرد: در مورد حزب کارگزاران نیز این گروه همیشه عمل گرایی اش به پرنسیب سیاسی شان چربیده و در انتخابات شرکت خواهند کرد، به نظر می رسد در تهران یک ائتلاف نانوشته بین کارگزاران، خانه کارگر، حزب اسلامی کار، مردم سالاری و ندای ایرانیان شکل بگیرد و آنها با یک فهرست مشترک در صحنه حاضر شوند. وی ادامه داد: در این بین باید دید چه به دست می آید و چه چیزی از دست می رود، در حال حاضر مهم ترین موضوع برای اصلاح طلبان بازیابی سرمایه اجتماعی است که طی دو سال گذشته از دست رفته و با توجه به رد صلاحیت اصلاح طلبان شاخص از جمله آقایان مطهری و صادقی، شورای عالی به نظر بنده سیاست درستی مبنی بر عدم ارائه لیست در پیش گرفت، اما تصمیم برخی از احزاب برای حضور در انتخابات نشان می دهد، آنها تحت هر شرایطی می خواهند در قدرت بمانند و همچنین هزینه عدم مشارکت در انتخابات را از خود دور کنند.