پایگاه خبری بلاغ مازندران 29 فروردين 1398 ساعت 13:35 http://www.bloghnews.com/fa/doc/note/384861/پدران-مادران-بهوش-بگوش -------------------------------------------------- عنوان : پدران و مادران! «بهوش و بگوش» دکتر سعید منتظرالمهدی -------------------------------------------------- متن : به گزارش بلاغ، سخنی کوتاه با والدین و جوانان و 7 نکته کلیدی در پیشگیری از اعتیاد. 1- قرارها را بیشتر کنیم تا فرارها کمتر شود. 2- فرصت گفتمان محبت آمیز بین اعضای خانواده ایجاد کنیم. 3- جوانان را درک و با آنان هم نفس، هم سفر و هم صحبت شویم. 4- مدرسه و خانواده اولین ایستگاه موثر در کاهش اعتیاد است. 5- تاب آوری روانی مهم ترین مولفه در قدرت نه گفتن به اعتیاد است. 6- تاب آوری در سایه همدلی، همزبانی، همراهی و آموزش ایجاد می شود. 7- شروع اعتیاد از ایستگاه سیگار است. واقعیت امر این است که این روزها در عصر ارتباطات و هزاره سوم زمینه، زمانه و زمین به گونه ای فرمول بندی شده است که ارتباطات بین جوانان و نوجوانان با خانواده و والدین رو به کاهش است و علل مختلفی از جمله پدران و مادران شاغل، فرزندان رها شده، عدم ایجاد فرصت گفتمان بین اعضای خانواده و متاسفانه دسترسی به تمام لایه های مختلف فضای مجازی و کانال های تلگرامی و... و عدم آموزش و مهارت کافی در نحوه استفاده از این دست ابزارها، مشکلاتی را برای جوانان و والدین ایجاد کرده است که در گذر زمان از دنیای سنتی به دنیای دیجیتال، باید کارشناسان، مربیان و اساتید حوزه های مختلف علوم اجتماعی و تربیتی و اندیشمندان روانشناس و علمای دینی به میدان بیایند و سازوکارهای لازم را برای عبور از این گردنه ها و بحران های جوانی، با کمترین آسیب ارائه دهند و نسخه های شفابخش آنها، چراغ راهی برای والدین و جوانان و نوجوانان باشد. شاید این روزها بین ادبیات والدین و جوانان فاصله و خلائی ایجاد شده و در واقع جوانان احساس می کنند تفکرات والدین شان مربوط به زمان خودشان است و گویی آنها در قرون دیگری می زیسته اند و از سیاره دیگری آمده اند! غافل از اینکه علوم تربیتی و شناختی و پیشگیری از آسیب ها بر اصول واحدی استوار و صرفا روش ها و نوع مواجهه متفاوت بوده و نحوه بیان مهم است. یادمان نرود هر فردی در زمان نوجوانی و جوانی اش با آسیب ها و تهدیدات زمانه خودش مواجه بوده و اگر نبودند مربیان، معلمان و والدین دلسوز، حتما آنان نیز به گرداب مخوف آسیب ها فرو می رفتند. حال در زمان کنونی باید برای برطرف شدن این فاصله ها تلاش کرد تا تناقضات ذهنی و روانی جوانان به کمترین اندازه برسد، به علاوه والدین باید ضمن پایبندی به اصول اخلاقی و دینی، کمی سطح توقعات خود را تعدیل و در واقع جوانان را بیشتر درک کنند و با آنان همراهی و همنوایی بیشتری داشته باشند و برای شان بیشتر وقت بگذارند و البته مربیان و معلمان نیز با ایجاد بستر مناسب و فضایی آکنده از مهر و محبت و صداقت و رأفت، آموزه های لازم را به آنان ارائه دهند و به عبارتی آنان را تاب آور کنند و صدالبته مسؤولان و مدیران لشکری و کشوری شرایط مناسبی برای تخلیه هیجانی مثبت جوانان فراهم آورند و با در نظر گرفتن امکانات رفاهی، ورزشی، آموزشی و تشویقی سهم خودشان را انجام دهند. تاب آوری روانی، فصل و ترمی است در ادبیات روانشناسی و در علوم شناختی. تاب آوری (resolience) در سایه آموزش در یک بستر مناسب و خوشایند توأم با هم نوایی و هم آوایی و هم صحبتی با جوانان شکل می گیرد. تاب آوری یعنی اعتماد به نفس، خود را دیدن، ظرفیت های خود را دانستن و نه گفتن به وسوسه ها. فردی که تاب آور می شود دیگر در مواجهه با یک شکست کوچک عاطفی و عشقی و کاری به سوی بزه و اعتیاد سوق پیدا نمی کند و هیچ کس، نه گروه همسالان و نه گروه همالان و نه حتی محیط نمی تواند او را به این ورطه بکشاند. تاب آوری به سان نهالی است که در توفان خم می شود ولی نمی شکند و در این حین، جوانان عزیز با درک موقعیت خود و کمی صبوری و اندیشه و آینده نگری و نیم نگاهی به همترازان موفق خود در حوزه های مختلف کاری، علمی و زندگانی کمک شایانی به کاهش فاصله بین نسلی می کنند. توکل بر خدا، برقراری ارتباط با منبع لایزال الهی، آموزش، ورزش، تغذیه سالم و رفاقت با صاحبان عقل و خرد و علم و معرفت و... از جمله موارد مهم در این حوزه است. پس همه دست در دست هم دهیم و جوانان را درک کرده و دریابیم؛ اینان پاره تن خودمان و آینده سازان ایران سرافرازمان هستند.