بلاغ نیوز | پایگاه جامع اطلاع رسانی 29 مرداد 1398 ساعت 8:50 http://www.bloghnews.com/news/400749/مرگ-آمریکا -------------------------------------------------- عنوان : مرگ بر آمریکا! -------------------------------------------------- دکتر مصدق در 28 مرداد سال 1332 در یک کودتای قابل پیش بینی از نخست وزیری ایران برکنار شد. اما براستی چه درس هایی می توان از این ماجرا دریافت؟ متن : به گزارش بلاغ،علی کوزه گر نوشت: شاید آن روز که میرزا محمد خان مصدق السلطنه رئیس جمهور آمریکا را حضرت ترومن معظم له خطاب کرد به هیچ وجه گمان نمی کرد که به زودی با کودتای آمریکایی برکنار خواهد شد و دوباره مرد ناتوان خاندان پهلوی بر جان و مال ایرانیان حاکم می گردد. حتی وقتی که دکتر حسین فاطمی در سرمقاله باختر امروز مورخ ۱۰ مرداد ۱۳۳۲ نوشت: "نسیم آزادی بخش از کشور جرج واشنگتن به سمت ایران وزیدن گرفت" به مخیله اش نمی آمد که تنها ۱۸ روز بعد کودتای آمریکایی خودش را به جوخه های اعدام بسپرد. چیزی که مصدق از آن سقوط کرد دقیقاً پل مذاکره با آمریکا بود و البته هزینه اعتمادش را نیز به بدترین وجه پرداخت.کودتا علیه مصدق نشان داد که استکبار جز به تسلیم محض و بی چون و چرا راضی نیست و نزدیکی به کسی که نقشه نابودی ات را در سر دارد بزرگترین کمک به نیت شوم اوست. آمریکا دقیقاً علیه کسی تحریم شدید نفتی و سپس کودتا را اجرا کرد که به او بی وقفه لبخند می زد. قطعا پذیرش این مطلب برای عده ای کمی درد آور و حتی نپذیرفتنی است، اما باید پذیرفت دقیقاً وظیفه ای که امروز گاو شیرده آمریکا (سعودی) در منطقه برای ایالات متحده به عهده دارد از ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ تا بهمن ۱۳۵۷ بر عهده محمدرضای پهلوی و شاه ایران بود. البته آنچه که شاه ایران با پذیرش کاپیتالسیون بر سر عزت ایرانی آورد، در نوع خود از وضعیت فعلی این گاوهای شیرده منطقه به مراتب بدتر بود. یک تناقض آشکار برای بسیاری از ملی مذهبی های امروز، حمایت همزمان از دکتر مصدق و در عین حال حمایت از دوستی و ارتباط با آمریکاست. این تناقض بزرگ، وقتی جدی تر می شود که این افراد پیگیری های رسانه ای خود را از طریق شبکه بی بی سی، یعنی همان شبکه ای که کودتای آمریکایی ۲۸ مرداد را کلید زد انجام می دهند! امثال محمد مصدق و محمد مرسی در سال های تاریخ معاصر زیاد بودند. در خیلی از کشورهایی که با آمریکا رابطه قوی و به قول خودشان روشنفکرانه بر قرار کردند کودتاهایی کاملا آمریکایی اتفاق افتاده است. و بالعکس جمهوری اسلامی ایران هرچه از آمریکا دورتر و دورتر شده است استقلال و پایداری اش بیشتر و بیشتر گردیده است. هرچند انقلاب اسلامی می رود تا از شر تربیت یافتگان شرق و غرب نجات پیدا کند و گام دوم خود را محکمتر و قاطع تر بردارد اما هنوز هم در بسیاری از نقاط میهن و دنیا، هستند کسانی که تاریخ را فقط به عنوان قصه میخوانند و از آن درس نمی گیرند. شاید با توجه به جمیع جهات فوق بتوان این جمله ساده را به عنوان یک اصل بدیهی پذیرفت: "هر مسیری که از عدم اعتماد به آمریکا نمی گذرد احتمال موفقیت ندارد" مومنین به ریسمان محکم الهی که اهل بیت عصمت و طهارت و در زمان ما ولی فقیه باشد چنگ خواهند زد و متفرق نخواهند شد، اما منافقین تار عنکبوت را خانه خود قرار می دهند و سست ترین خانه ها خانه عنکبوت است. تجربه کودتای علیه مصدق، پیش روی ماست باید دید آیا هنوز کسانی پیدا می شوند که از اعتماد به آمریکا سخن بگویند؟!