میانمار، سند بی‌وجدانی حقوق‌بشر

محمداسماعیل امام‌زاده
تاریخ انتشار : شنبه ۱۸ شهريور ۱۳۹۶ ساعت ۰۳:۴۸
Share/Save/Bookmark
 
کجای جهان اسلام را می‌توان یافت که از جنایات امریکا و اسرائیل خون‌آلود نباشد و از ویرانه‌های آن آه و ناله زنان و کودکان به گوش نرسد که از فراغ مردان و پدران خود و رنج بی‌پایان به ستوه نیامده باشند؟.
به گزارش بلاغ،  شیطان، سلطان حرف‌های زیبا و فریبنده است، چون با حرف کار پیش نمی‌رود، در عمل باید زیبا رفتار کرد، که عمل صالح، رسواگر شیطان در همه زمان‌هاست.
 
امروز نمی‌توان هیچ صحنه‌ای از تجاوز و ظلم را در جهان سراغ آورد که دست امریکا و رژیم اشغالگر قدس در آن نباشد. دنیای چپاول و بیداد، دردمندی جانکاهش در این است که متجاوزان و جنایتکاران با نام‌های زیبا و چهره‌های دلربا، جای قاتل و مقتول، و ظالم و مظلوم را تغییر می‌دهند.
 
در قالب جانی‌ترین نسل‌کش، زیر نقاب حقوق‌بشر بر گرده روشنفکرنماهای برخی کشورها و از جمله ایران اسلامی کولی مجانی می‌گیرند و در خیمه رفاه توهمی خود، بریده‌های از مبارزه و گرفتار در چرب و شیرین زندگی را ناکام به زباله‌دان فراموشی و بدنامی می‌سپارند.
 
امریکا، که از سوی آن پیرسفرکرده به شیطان بزرگ نامیده شد چرا که خباثت و ضلالت و گمراهی انسان‌ها در ذات او سرشته شده، در کنار فرزند نامشروع صهیونی خود، جهنمی از ظلم و خونریزی مسلمانان در اقصی نقاط جهان را به‌راه انداخته و در این مسیر هلاکت و تباهی، بسیاری از جمله شکمباران و شهوت‌پرستان عربی و سازمان مللی و حقوق بشری! را به خدمت خویش در آورده تا هرچه که او می‌گوید، آنها انجام دهند و به اعمال خباثت‌آمیزش وجاهت و مشروعیت دهند.
 
کجای جهان اسلام را می‌توان یافت که از جنایات امریکا و اسرائیل خون‌آلود نباشد و از ویرانه‌های آن آه و ناله زنان و کودکان به گوش نرسد که از فراغ مردان و پدران خود و رنج بی‌پایان به ستوه نیامده باشند؟.
 
جهان اسلام با صدها میلیون نفوس متفرق از هم، دچار سرطان سلاطین و حاکمان جور، روزی نیست که فاجعه جدید نسل‌کشی را شاهد نباشد و به بهای نابودی صدها هزار پاره تن خود، زانوی غم به آغوش نگیرد.
 
صحنه‌های رقت‌آور قتل و سوزاندن مسلمانان بیگناه در جای جای جهان، بویژه در این روزهای میانمار و اعطای جایزه نوبل به رئیس جمهور جنایتکار این کشور و اعلام حمایت آشکار شیطان بزرگ امریکا از او و سکوت مجامع جهانی و حقوق بشری، سند روشنی از مرگ وجدان در دنیای مسحور و محروم از دین و الگویی همچون علی علیه‌السلام و غربت حکومت علوی حتی در خاستگاه اصلی آن، یعنی ایران اسلامی است.
 
انقلاب اسلامی مردم ایران با اعتقاد به لزوم ایجاد انقلاب در باورهای جهانی نسبت به حاکمیت روابط ظالمانه در همه عرصه‌ها، درصدد احیای عدالت و معنویت و بازگرداندن اخلاق و ارزش‌های انسانی و اسلامی به صحن زندگی جهانیان، فعالیت‌های خود را تعریف کرد آنچنانکه بنیانگذار فقید جمهوری اسلامی عمق سیاست راهبردی نظام اسلامی را دادخواهی مستضعفان جهان و مبارزه با ظالمان به‌خصوص شیطان بزرگ امریکا برای همیشه زمان و هر مکان ترسیم و توصیف کرد.
 
اگر در قبال مسائل مرگ‌بار کنونی جهان اسلام، سران وابسته و مرعوب و مزدور اعراب دم بر نمی‌آورند و با سکوت توام با تائید خود، موجب تشدید و گسترش تعرض به مسلمانان می‌شوند، انتظار به‌حق جهانیان و در رأس آنها مسلمانان از جمهوری اسلامی برخورد فعال و تاخیرناپذیر در مقابل فجایعی همچون میانمار فراتر از صدور بیانیه و محکوم‌کردن تنهای این رخدادهای پیوسته و متعدد قتل و کشتارهاست.
 
درست است به فرموده معصومین علیهم‌السلام، ناشنیده گرفتن و یا بی‌عملی در قبال تظلم‌خواهی و فریاد کمک مظلومان، خروج از اسلام و مسلمانی است، اما اگر این حالت از دولت اسلامی در ایران شهیدپرور رخ دهد، مصیبت بزرگ و فاجعه‌ای بزرگ‌تر از اصل فاجعه در میانمار است، که مسئولان باید بمانند رهبر معظم انقلاب خود را انقلابی بدانند و در عمل نیز از لاک تحفظ غیراسلامی و غیرعلوی خارج شوند و تا حل جدی مصائب جهان اسلام، از پیگیری معضلات و بحران‌های سرنوشت‌ساز مسلمانان لحظه‌ای درنگ نکند که در غیراین‌صورت، دولت موسوم به اسلامی باید خود را در محکمه الهی و دادگاه وجدان جمعی ایرانیان و آزادگان جهان آماده کند.  
کد مطلب: 312122