گسترش لاابالی گری و بی بندو باری، مبنای تخریب فرهنگ ایرانی اسلامی توسط پهلوی

پوریا جنت صادقی
تاریخ انتشار : سه شنبه ۱۹ بهمن ۱۳۹۵ ساعت ۲۲:۲۴
Share/Save/Bookmark
 
مقابله فرهنگی با انقلاب اسلامی و تفکرات انقلابی با روی کار آمدن دولت اصلاحات شکلی جدید به خود گرفت و دولت دوم خرداد به بهانه آزادی های مدنی و فضای باز سیاسی به طور رسمی در قامت مقابله با نظام اسلامی و تاخت و تاز علیه تفکرات امام خمینی(ره) برخواست.
به گزارش بلاغ، اساس و پایه انقلاب اسلامی مردم ایران یک حرکت فرهنگی بود و مبنا و شروع آن از مراکز فرهنگی همچون مساجد، دانشگاه ها، هیات های مذهبی و حوزه های علمیه آغاز شد، که به همین دلیل انقلاب اسلامی را باید بر خلاف خیلی از انقلاب ها در دیگر نقاط جهان که بر پایه معیار های معیشتی شکل می گیرد، یک انقلابی بر پایه پارامترهای فرهنگی بشمار آورد .

زمانی که در دوره اول پهلوی، هجمه به ساختارهای اسلامی از قبیل موضوعاتی همچون ممنوعیت برگزاری مراسمات مذهبی نظیر تعزیه خوانی و دسته جات عزاداری تا قانون کشف حجاب و زمینه چینی برای ورود فرهنگ فاسد غربی آغاز گردید و تا آنجایی که در دوره حکومت پهلوی دوم این هجمه ها به اوج خود رسید که به شکلی کاملا برنامه ریزی شده، بسترهای نابودی اسلام ناب محمدی و تفکر شیعی پیاده سازی شد.

مصادیق این نگرش غربی در دوره پهلوی دوم را می توان بی حرمتی به حوزه های علمیه و علمای بلاد، جشن های دوهزار و پانصد ساله شاهنشاهی، جشن هنر شیراز، بی قیدی در عرصه سینما و موسیقی و تلویزیون، ترویج بی بند و باری در عرصه های مختلف اجتماعی نظیر قمارخانه ها و مشروب فروشی ها، اختلاط زن و مرد در اجتماع های عمومی و لگدمال شدن غیرت دینی و عفت عمومی، تغییر تقویم اسلامی به شاهنشاهی، فسادهای اخلاقی شخص شاه پهلوی دوم و همسر و اطرافیان وی و از همه خطرناک تر، رسوخ تفکر بهاییت به ارکان رژیم پهلوی جهت زمینه چینی برای از بین بردن تفکر شیعی در جامعه ایران دانست.

این قبیل از بی توجهی به احکام اسلامی و زیر سوال بردن فرهنگ ملی، در شهرستان رامسر، که محل خوش گذرانی هر دو شاه پهلوی بود، نیز به عینه قابل مشاهده بود و از مواردی که به وضوح در حافظه تاریخی همگان بویژه ساکنین این شهرستان به ثبت رسیده است، تحرکات آشکار سران رژیم پهلوی و بستگان و وابستگان آنها در مکان هایی همچون “کازینو” و قمارخانه های این چنینی، که وظیفه ترویج رویکردهای مغایر با اصول ایرانی و اسلامی را داشتند، بود.

لذا با این عقبه ضدفرهنگی رژیم پهلوی و به تبع آن، اعتراضات مردم در قبال تحرکات جریان حاکم وقت، بی شک و بدون تردید، انقلاب مردم ایران در سال ۵۷ که منتج به سرنگونی رژیم پهلوی و در هم پیچیده شدن حکومت دوهزار و پانصد ساله شاهنشاهی شد، را باید یک انقلاب بر پایه استوار های فرهنگی دانست.

پس از پیروزی انقلاب اسلامی، استکبار جهانی که پایگاه سیاسی خود را در منطقه از دست داده بود و تغییر ساختار ژئوپلتیک در غرب آسیا برای آن به منزله شکستی استراتژیک تلقی می شد، درصدد از بین بردن موئلفه های قدرت جمهوری اسلامی از طروق مختلف نظیر ترور شخصیت های برجسته انقلاب، ایجاد هرج و مرج سیاسی، کودتای نظامی علیه انقلاب، ورود مستقیم نظامی در جریان آزادی جاسوسان آمریکایی، تحمیل جنگی طولانی، تحریم اقتصادی در حین جنگ نظامی و دیگر توطئه های پنهان سیاسی بر آمد ولی چون ماهیت انقلاب اسلامی بر اساس موازین فرهنگی ترسیم و تشکیل شده بود، تمامی این پروژه های برنامه ریزی شده منتهی به شکست انجامید.

لذا پس از پایان جنگ تحمیلی، اتاق فرمان جبهه کفر و استکبار جهانی، به این جمع بندی رسید که امکان شکست انقلابی که بر پایه های فرهنگی و مکتب اسلامی پی ریزی شده است، از همان مسیر فرهنگی ممکن است و دیگر راه ها صرفا در مقام یک کاتالیزور عمل خواهند نمود.

لازم به توضیح است که نفوذ فرهنگی در دهه ی اول انقلاب نیز وجود داشت ولی به عنوان دستورالعمل اولیه برای مقابله با انقلاب اسلامی پیاده سازی نمی شد.

این مقابله فرهنگی با انقلاب اسلامی و تفکرات انقلابی با روی کار آمدن دولت اصلاحات شکلی جدید به خود گرفت و دولت دوم خرداد به بهانه آزادی های مدنی و فضای باز سیاسی به طور رسمی در قامت مقابله با نظام اسلامی و تاخت و تاز علیه تفکرات امام خمینی(ره) برخواست که در یادداشت های بعدی به بخش هایی از اجرای استحاله فرهنگی در دولت اصلاحات پرداخته خواهد شد.

کد مطلب: 266423
مرجع : نیمه پُر رامسر