عصا را به دریا زد!

تاریخ انتشار : يکشنبه ۲۶ خرداد ۱۳۹۸ ساعت ۱۵:۰۰
Share/Save/Bookmark
 
وحی الهی رسید. عصا را به دریا زد. دریا شکافت. مستضعفین به امامت موسی گذشتند و نجات یافتند.
به گزارش بلاغ،حجت‌الاسلام کمال مروتی در یادداشتی با عنوان "عصا را به دریا زد!" این‌گونه نوشت:

یک- در دل شب حرکت را شروع کرد، در اوج سختی و ظلمت و گرفتاری، در اوج قدرت فرعونیان و ظالمان، حضرت موسی(ع) بود که قوم بنی‌اسرائیل را حرکت داد باید از مصر می‌رفتند و این امر الهی بود.

فرعون خبردار شد، تشکیلات بزرگ خود را جمع کرد، حالا باید کار را تمام کند، نه باید موسی بماند و نه مردمش، قدرت فقط باید برای فرعون باشد.

هنگام طلوع آفتاب شد، موسی و مردمش به دریا رسیدند، فرعون و سربازانش هم به موسی رسیدند، وقت دیدار بود، دیدار مستکبرین و مستضعفین، فرعون و مستکبرین در اوج قدرت و موسی و مستضعفین در اوج سختی و مشکل از داخل و از خارج.

دراین‌بین عده‌ای ضعیف الایمان نیز شروع کردند به تضعیف روحیه مردم، "دیگر تمام شد و نمی‌توانیم" شعارشان بود. اما موسی اهل ایمان و خدا بود، "ان معی ربی سیهدین" خدا با ماست و یاری می‌کند.

وحی الهی رسید، عصا را به دریا زد دریا شکافت، مستضعفین به امامت موسی گذشتند و نجات یافتند، مستکبرین به امامت فرعون، داستان را رها نکردند و آمدند، دریا به هم آمد، در لحظه نجات مستضعفین، نابودی مستکبرین رسید.

در این حرکت و دیدار و نجات و نابودی برای اهلش نکته‌هاست لکن بسیاری به این محاسبات و قانون‌های الهی ایمان نمی‌آورند.

دو-در اوج قدرت شاه و آمریکا و شوروی شروع کرد، پانزده خرداد 42 بود، مردم ایران را حرکت داد، قیام کرد و مبارزه، شاه قدرت داشت با آن تشکیلات بزرگ پر از نیرو و امکانات.

مشکلات زیاد شد از داخل و از خارج، خیلی ناامید شدند اما امام خمینی(ره) اهل خدا بود، "ان معی ربی سیهدین" خدا یاری‌اش کرد.

عصا را بلند کرد! شاه رفت، امام آمد. جنگ شد و مشکلات، باز عده‌ای ناامید شدند، خسته از مقاومت، پیشنهاد صلح و مذاکره دادند، باز این امام بود که ضعیف الایمان ها را نصیحت کرد.

هرچند جام زهر نوشید اما در مدت کمی بعدازآن باز عصایش را بلند کرد! شاه رفته بود اما دو فرعون شرق و غرب بودند، به شوروی پیام داد، آمدند.

ایران در اوج مشکلات پس از جنگ و شوروی در اوج قدرت ظاهری، شواردنادزه آمد، فرستاده شوروی و گورباچف، اما امام نگاهش جای دیگر بود، قدرت اصلی برای امام نه شرق بود و نه غرب، قدرت فقط برای خدا بود، امام عصا را به دریا زد، امت ایرانی امام نجات پیدا کرد و شوروی مستکبر نابود شد.

در این حرکت و دیدار و نجات و نابودی برای اهلش نکته‌هاست، لکن بسیاری به این محاسبات و قانون‌های الهی ایمان نمی‌آورند.

سه-حالا دیگر شوروی هم نبود، فرعون بزرگ جهان امروز مانده بود؛ آمریکا، جهان یک ابرقدرت داشت و تمام.

امام خامنه‌ای آمد، دستور حرکت و پیشرفت ایرانی اسلامی رسیده بود، باید حرکت می‌کرد و امت اسلام و ایران را حرکت می‌داد، هدف، تمدن نوین اسلامی بود و نجات تمام جهان از مستکبران.

امام خامنه‌ای امتش را حرکت داد، فرعون هم تمام تشکیلات و امکانات نظامی و فرهنگی و سیاسی و اقتصادی‌اش را به راه انداخت، امام و امت به دریای مشکلات رسیدند، مشکلات از داخل و خارج، اوج قدرت ظاهری آمریکا! اما درونش را موریانه‌ها خورده‌اند! ضعیف الایمان ها ناامید شدند و شعار "نمی‌توانیم" سر دادند.

دنبال کوتاه آمدن بودند اما امام امت مستضعفین عالَم اهل خدا است و مقاومت، و ایستاد، "ان معی ربی سیهدین".

هرچند برای محکم شدن ایمان مردمش، مذاکرات مشروط مستضعفین و مستکبرین را قبول کرد بااینکه مخالف بود اما به آن دل نبست، گذاشت تا مردمش به ایمان بالاتر برسند و اینکه باید مقاومت کرد!

ایستاد تا وقتی فرستاده مستکبرین و فرعون آمریکا به دیدار آمد! 23 خرداد 98! امر الهی رسید! وقتش بود! عصا را به دریا زد! امت اسلام و مستضعفین عالَم به امامت امام خامنه‌ای از دریای مشکلات می‌گذرند و آمریکا و مستکبرین جهان در همین دریای مشکلات نابود می‌شوند؛ خورشید ولایت عظمی(ارواحنا فداه) طلوع می‌کند.

در این حرکت و دیدار و نجات و نابودی برای اهلش نکته‌هاست، لکن بسیاری به این محاسبات و قانون‌های الهی ایمان نمی‌آورند.


*برداشتی حقیقی از آیات 52 تا 68 سوره شعرا و بیانیه گام دوم انقلاب!

کد مطلب: 392236