تاریخ انتشارشنبه ۱۸ خرداد ۱۳۹۸ - ۱۳:۵۴
کد مطلب : ۳۹۰۹۶۶
توطئه‌ای که بعد از تأکید رهبری مورد توجه قرار گرفت

«پروژه ۲۰۴۰ دانشگاه استنفورد براى ایران» را بیشتر بشناسید

پروژه‌اى كه شاید تا پیش از تذكر مقام معظم رهبرى درباره آن، كمتر موردتوجه قرارگرفته بود و حالا با توجه به زیر سؤال بردن پیشرفت علمى كشور توسط دانشگاه استنفورد در این پروژه كه از سوى رهبر انقلاب مطرح‌شده، حواس‌ها به آن جمع گردیده است. زیر سؤال بردن پیشرفت‌هاى علمى كشور یكى از نتایج این پروژه است.
۱
plusresetminus
«پروژه ۲۰۴۰ دانشگاه استنفورد براى ایران» را بیشتر بشناسید
به گزارش بلاغ، در بیست و سومین روز از ماه مبارك رمضان (۸ خرداد ۹۸) جمعى از اساتید، اعضاى هیئت‌های علمى و پژوهشگران دانشگاه‌ها و مراكز علمى با حضرت آیت‌الله خامنه‌اى، رهبر معظم انقلاب اسلامى دیدار كردند. رهبر انقلاب اسلامى در این دیدار فرمودند: «حركت علمى و پیشرفت‌هاى دانشگاه‌ها در دهه‌هاى اخیر به معنى واقعى كلمه چشمگیر و برجسته است اما جریانى با سرمنشأ خارجى و با امتداد داخلى سعى دارد بابی ارزش نشان دادن و یا كوچك شمردن حركت علمى كشور و پیشرفت‌هاى به‌دست‌آمده، مردم و جوانان را ناامید كند.» رهبر معظم انقلاب با تأكید بر سازمان‌یافته بودن این جریان افزودند: «یك نمونه از این جریان، «پروژه ۲۰۴۰ دانشگاه استنفورد براى ایران» است كه هدف آن، زیر سؤال بردن پیشرفت‌هاى علمى و دانشگاهى است و متأسفانه عده‌اى هم در داخل در حركتى مركب از خباثت و خیانت با آن‌ها هم‌صدایى مى‌كنند.» اما «پروژه ۲۰۴۰ دانشگاه استنفورد براى ایران» چیست و چه اهدافى را دنبال می‌کند؟

* پروژه ۲۰۴۰ دانشگاه استنفورد براى ایران‌
دانشگاه استنفورد از سه سال پیش برنامه «مطالعات ایران» معروف به پروژه «ایران ۲۰۴۰» را شروع كرده است، پروژه‌اى كه در حوزه‌هاى مختلف اقتصادى، كشاورزى، انرژى و... ایران را موردبررسی قرار داده و جالب این‌كه براى پژوهش روى هرکدام از آن‌ها نیز از دانشمندان ایرانى استفاده كرده است. پروژه‌اى كه شاید تا پیش از تذكر مقام معظم رهبرى درباره آن، كمتر موردتوجه قرارگرفته بود و حالا با توجه به زیر سؤال بردن پیشرفت علمى كشور توسط دانشگاه استنفورد در این پروژه كه از سوى رهبر انقلاب مطرح‌شده، حواس‌ها به آن جمع گردیده است. زیر سؤال بردن پیشرفت‌هاى علمى كشور یكى از نتایج این پروژه است، در بخشى از این پروژه، پیشرفت‌هاى صورت گرفته در حوزه علم ایران را تنها «كمى» و مربوط به سیاست‌هاى دولتیِ دانسته و بخش كیفی آن را تأیید نكرده است.

پروژه تحقیقاتى دانشگاه استنفورد كارشناسان و محققان را گردهم آورده و از قابلیت آن‌ها استفاده مى‌كند تا تجزیه‌وتحلیل را پیرامون روند رشد و توسعه اقتصادى ایران خلق كنند و بر اساس آن بتوانند آینده ایران را پیش‌بینى كنند. برنامه تحقیقاتى دانشگاه استنفورد پیرامون ایران موسوم به پروژه «ایران ۲۰۴۰ دانشگاه استنفورد» از حدود سه سال قبل با مدیریت «پویا آزادى» راه‌اندازى شد و كار خود را آغاز كرد. هدف این پروژه هدایت مطالعات بین‌رشته‌اى روى موضوعات اقتصادى و فنى مربوط به ایران در درازمدت و توسعه پایدار آن و ارزیابى اشكالات احتمالى به وجود آمده در ابعاد جهانى است. نام این پروژه به دلیل تحلیل‌هایى انتخاب‌شده كه در برنامه درازمدت دانشگاه استنفورد قرار است صورت گیرد و این موضوع را در ذهن تداعى مى‌كند كه این مطالعات قرار است تا سال ۲۰۴۰ تداوم و استمرار داشته باشد كه طبیعتاً، اطلاعات و داده‌هاى متعدد و قوى و مستدلى را مى‌طلبد. این اقدام، كانون و محفلى را براى محققان و پژوهشگران دنیا به‌ویژه دانشمندان ایرانی‌تبار فراهم آورده كه موردحمایت برنامه مطالعات ایران و مركز دموكراسى، توسعه و حاكمیت قانون در دانشگاه استنفورد است. عباس میلانى (ضدانقلاب معروف)، سرپرست برنامه ایران‌شناسى و جریان مطالعاتى در مؤسسه «هوور» آمریكا، هدف از اجراى این اقدام را مطالعه اقتصاد ایران و نگاه صرف به آن از منظر اقتصادى، صرف‌نظر از سیاست مى‌داند. پروژه «ایران ۲۰۴۰ استنفورد» در بازه زمانى كوتاه‌مدتى توانسته شبكه‌اى متشكل از بیش از ۲۰ دانشمند با سوابق تحقیقاتى و مكانى مختلف را جمع‌آورى كند. نخستین صفحه‌هاى این پروژه تحقیقاتى كه در اكتبر ۲۰۱۶ منتشر شد، به تجزیه‌وتحلیل آینده نفت ایران پرداخته است كه حدود ۳۰ درصد درآمدهاى دولتى ایران را دربرمى گیرد. بنا بر ادعاى این پروژه، دانشمندان با بررسى دقیقى كه روى وضعیت نفت ایران انجام داده‌اند، به این نتیجه رسیده‌اند كه این كشور در سال‌هاى آینده دچار كمبود منابع نفتى خواهد شد. در این گزارش به‌طور اختصاصى به موانع مختلفى پرداخته‌شده كه ایران وابسته به نفت، در دوران كاهش منابع نفتى با آن دست‌به‌گریبان خواهد بود. هم‌چنین در این گزارش روى تغییرات ایجادشده در سال‌هاى بعد در حوزه بازار جهانى انرژى مرتبط با تغییرات آب و هوایى تمركز شده است. این بخش از گزارش‌ها با همكارى پویا آزادى و محققان ایرانى دیگر چون حسن دهقان‌پور از دانشگاه آلبرتا، مهران سهرابى از دانشگاه هریوت‌وات و كاوه مدنى (کسی که با اتهام جاسوسى در محیط‌زیست از ایران فرار كرد) از دانشكده امپراتورى لندن به قلم نوشتار درآمده است. در پروژه «ایران ۲۰۴۰» كه به بهانه مطالعات گسترده در اقتصاد ایران راه‌اندازى شده، بخش‌هاى مختلفى مورد ارزیابى و مطالعه قرارگرفته تا به‌واسطه آن داده‌هاى جامعى از آینده اقتصادى ایران به دست آید. جمعیت، نفت و گاز، تجارت بین‌المللى، امور اجتماعى و جرائم، كشاورزى و امنیت غذایى، سلامت و درمان، بخش مسكن و ساختمان، بودجه‌هاى دولتى، داده‌هاى پولى و درآمدها و مستمرى‌ها ازجمله موارد موردبررسی در این پروژه است.

* تحلیل پروژه دانشگاه استنفورد
پروژه «ایران ۲۰۴۰» دانشگاه استنفورد كه پویا آزادى، به‌عنوان رئیس آن، از تمام ظرفیت‌هاى علمى دانشمندان ایرانى كه اكثر آن‌ها نیز مقیم خارج از كشور هستند، استفاده كرده تا بتواند چشم‌انداز از ایران سال ۲۰۴۰ در حوزه‌هاى مختلف كه البته تمركز آن در حوزه اقتصادى است، داشته باشد و قطعاً براى رسیدن به این مهم نیز زیرساخت‌هاى اصلى كشور در حوزه‌هاى مختلف اقتصادى اعم از كشاورزى، نفت و انرژى، محیط‌زیست و... مورد كندوكاو اعضاى این پروژه قرارگرفته است. تا اینجاى كار شاید این موضوع تنها یك كار علمى محسوب شود؛ اما وقتى نتایج تحقیقات منتشرشده از سوى دانشگاه استنفورد كه در سه سال گذشته صورت گرفته را موردبررسی قرار مى‌دهیم، متوجه مى‌شویم كار فراتر از یك كار علمى ساده است؛ چراكه اولاً هیچ كشورى حاضر نیست براى رسیدن به چشم‌انداز كشورى دیگر! متقبل هزینه‌هاى میلیاردى شود. ثانیاً؛ بهره‌بردارى كلمه به كلمه این تحقیقات و تعیین آن‌ها به‌عنوان راهبرد از سوى برخى دستگاه‌هاى اجرایى كشور قابل‌تأمل است. به‌عبارت‌دیگر، گویى دانشگاه استنفورد از همان سه سال پیش روى پروژه‌اى کارکرده است كه حالا قرار است برخى از دستگاه‌ها آن را به مرحله اجرا برسانند و مشخص نیست چشم‌اندازى كه از سوى این دانشگاه براى ایران ۲۰۴۰ ترسیم‌شده، چقدر بی‌طرفانه و صرفاً بر اساس داده‌هاى علمى است؟ مسئله‌ای كه طبیعتاً مى‌طلبید حداقل قبل از ترجمه كلمه به كلمه و انتشار آن به‌عنوان سند راهبردى برخى از دستگاه‌ها، موردبررسی پژوهشگران داخلى قرار مى‌گرفت، اما گویى این دستگاه‌ها ترجیح داده‌اند تنها زحمت ترجمه آن را به دوش كشیده و آن را به‌عنوان سند راهبردى تدوین كنند.

نكته قابل‌تأمل در گزارش دانشگاه استفورد این‌كه هرچند با ابزار علمى و دانشگاهى سراغ این زیرساخت‌ها رفته، اما هیچ اشاره‌اى به حوزه‌هایى كه ایران توانسته بعد از انقلاب اسلامى در آن‌ها به اوج برسد، مانند فناورى نانو، بیو پزشكى و هسته‌ای و... نداشته و با توجیه این مسئله كه بُعد اصلى پژوهش روى اقتصاد است، از آن‌ها چشم‌پوشى كرده است. ورود كشور به باشگاه انرژى هسته‌اى، ورود كشور به بحث سلول‌هاى بنیادى و استفاده درمانى از آن‌ها، ساخت داروهاى نوتركیب، ساخت بسیارى از تجهیزات آزمایشگاهى و پزشكى، ساخت محصولات پیشرفته نانو و... همگى حاصل رشد علمى كشور بوده و توهم نیست. ورود دانشگاه‌هاى مختلف كشور در فهرست‌هاى رتبه‌بندى‌هاى جهانى، یك واقعیت غیرقابل‌انكار است و این تنها ناشى از رشد علمى كشور است. تصویرسازى منفى از پیشرفت علمى در بخش مقالات سایت «مطالعات ایران» دانشگاه استنفورد بخشى از پروژه «ایران ۲۰۴۰» است. طبق گزارش‌هاى اخیر جهانى، ایران با افزایش سالانه تعداد مقالات علمى منتشرشده روبه‌رو است به‌طوری‌که در سال‌هاى اخیر توانسته در این زمینه چین، كره جنوبى، هند و تركیه را پشت‌سر بگذارد. این اندازه پیشرفت، سؤالی را در ذهن تداعى مى‌كند كه این حجم از پیشرفت در تولید مقالات علمى در ایران چگونه رخ‌داده است. آیا این مقالات تنها به‌صرف مقاله علمى بودن منتشرشده و خالى از كیفیت مطلوب هستند؟ براى درك بهتر وضعیت خروجى علمى ایران، محققان، داده‌هایى از حدود ۴۵۰هزار مقاله، مجلات، نمودارها و داده‌هاى اقتصادى و... به‌دست‌آمده آورده‌اند. طبق این گزارش، شمار سالانه مقالات منتشرشده توسط محققان ایرانى از حدود هزار مقاله در سال ۱۹۹۷ به بیش از ۵۰هزار مقاله در سال ۲۰۱۸ افزایش‌یافته است كه نسبت به خروجى علمى سالانه جهانى، از ۱/۰ به ۶/۲ درصد رشد را نشان مى‌دهد. هم‌چنین ایران رتبه پنجم جهان در رشد علمى را دارد.

بنابراین این پروژه، یك برنامه تحقیقاتى براى ارزیابى منابع استراتژیك ایران در حوزه‌هاى مختلف از قبیل كشاورزى، آب و انرژى است و قطعاً سفارش‌دهنده این تحقیقات نمى‌تواند یك فرد عادى باشد، بلكه قطعاً پاى نهادهاى حكومتى آمریكا و به‌طور خاص نهادهاى اطلاعاتى این كشور در میان است. قصه از زمانى آغاز شد كه خبر پیشرفت‌هاى علمى ایران هر روز پررنگ و پررنگ‌تر مطرح مى‌شد و درعین‌حال سهم قابل‌توجهی از مقالات مردود شده به آمریكا اختصاص مى‌یافت. تخریب دانشمندان و روند رشد علمى ایران در حالى صورت مى‌پذیرد كه طبق اطلاعات منتشرشده پایگاه‌هاى علمى دنیا، ایران طى ۵ سال گذشته روند رو به رشدى در جایگاه علمى را طى كرده و هرسال به تعداد دانشگاه‌هایى كه در لیست تایمز قرار دارند، افزوده‌شده است. در سال ۲۰۱۵ تنها دو دانشگاه صنعتى شریف و صنعتى اصفهان در رتبه‌بندی تایمز حضور داشتند؛ در سال ۲۰۱۶ تعداد این دانشگاه‌ها به ۸ مورد، در سال ۲۰۱۷ به ۱۳ دانشگاه و در ۲۰۱۸ این تعداد به ۱۸ دانشگاه افزایش‌یافته است و این در حالى است كه در رتبه‌بندی اخیر تایمز كه مربوط به سال ۲۰۱۹ مى‌شود با ورود ۱۱ دانشگاه جدید شمار دانشگاه‌هاى ایران به ۲۹ دانشگاه افزایش‌یافته و بدین ترتیب دانشگاه‌هاى ایران میان ۱۲۵۸ دانشگاه رتبه‌بندى شده تایمز پرچم‌دار پیشرفت هستند.

بر اساس آمار و ارقامى كه توسط نظام رتبه‌بندى سایمگو در سال ۲۰۱۷ منتشرشده، ایران با ارائه و انتشار بیش از 5۴۳۸۸ سند علمى در صدر جدول كشورهاى غرب آسیا قرارگرفته است.

از سوى دیگر، گلن شوایتزر مدیر دفتر پیشبرد علوم آمریكا در اروپا و آسیا در نشست شوراى آتلانتیك بابیان این‌كه ارتباط علمى با ایران براى آمریكا برد محسوب مى‌شود؛ اعلام كرده، ما مى‌دانیم كه ایرانى‌ها ازنظر علمى قوى هستند؛ ما مى‌خواهیم آن‌ها دانش خود را با بقیه جهان به اشتراك بگذارند تا ما از آن نفع ببریم. هم‌چنین ریچارد استون مدیر بین‌الملل مجله آمریكایى ساینس نیز تأكید مى‌كند كه على‌رغم تحریم‌هایى كه جامعه ایران زیر فشارهاى آن‌ها تاب آورده است، جامعه علمى ایران در غلبه بر محدودیت‌ها خلاقیت و انعطاف زیادى از خود نشان داده است و پیشرفت‌هاى اخیر در انتشار مقالات علمى در ایران واقعاً من را تحت تأثیر قرار داده است.

* نتیجه‌
هرچند گزارش دانشگاه استنفورد در مورد ایران به‌عنوان یك كار علمى معرفی‌شده اما بررسى آن نشان‌دهنده این است كه این گزارش یك پروژه باهدف زیر سؤال بردن پیشرفت‌هاى علمى كشور است. نكته قابل‌تأمل درباره گزارش‌هاى منتشرشده از گزارش «ایران ۲۰۴۰» در سایت دانشگاه استنفورد این است كه برخى از این گزارش‌ها بعضاً از سوى بعضى دستگاه‌هاى تصمیم‌گیر كشور منتشرشده و در حقیقت جزء راهبردهاى كلان ملى تعیین‌شده است. به‌عبارت‌دیگر سازمان برنامه‌وبودجه و صندوق بازنشستگى كشور عیناً پژوهش‌هاى صورت گرفته از سوى این دانشگاه را در قالب «برنامه ملى سازگارى با كم‌آبى در ایران» و «چشم‌انداز اقتصادى ایران در سال ۲۰۴۰» منتشر كرده‌اند و مسئله قابل‌تاسف این‌كه این برنامه‌ها به‌عنوان اقتصاد مقاومتى هم تلقى شده‌اند! در واقع در شرایط كنونى خطر بزرگ این است كه نهادهاى ایران در حالى تحقیقات یك دانشگاه خارجى را به‌عنوان راهبرد كلان خود اعلام كرده‌اند كه به نظر مى‌رسد پاى نهادهاى جاسوسى آمریكا باهدف متوقف كردن پیشرفت علمى كشور در میان باشد. در شرایط كنونى برخى از شخصیت‌هاى داخلى نیز با این طرح ضد ملى همراه شده‌اند.

در واقع پس از عَلم كردن طرح آموزشى سند ۲۰۳۰، اكنون نوبت به پروژه ۲۰۴۰ رسیده است. این جریان‌سازى‌هاى علمى علیه كشور بیشتر در راستاى ترویج یأس و ناامیدى و شكستن روحیه علمى دانشمندان، پژوهشگران و دانشجویان جوان كشور در نظر گرفته‌شده است. در حقیقت دشمن به‌وسیله این پروژه مى‌خواهد اعلام كند دستاوردهاى عظیم و افتخارآمیز مردم و دانشگاه‌هاى ما وجود ندارد و هم‌چنین با این اقدام، یأس و ناامیدى را رواج دهد.

انتهای پیام/
ارسال نظر
نام شما
آدرس ايميل شما