تاریخ انتشاريکشنبه ۲۵ فروردين ۱۳۹۸ - ۰۱:۰۴
کد مطلب : ۳۸۴۶۶۴
سیل اولین مهمان مازندرانی‌هایی بود که همواره به میزبانی شهره‌اند و این‌بار هم، سیل اول از همه، پا به خانه مازندرانی‌ها گذاشت و روی مردم را سفید کرد! سیل آمد و در حالیکه خیلی‌ها، هنوز هفت سین‌شان کامل نشده بود، هم، سین هشتم نوروزشان شد و هم مهمان ناخوانده و نامیمون...
۰
plusresetminus
قاب ماندگار همدلی مردم در مناطق سیل‌زده مازندران/مسئولان دولتی پای کار باشند وقت کمک است
به گزارش بلاغ، 26 اسفند سال 97 بود و در حالی که تمامی مردم در جای جای کشور مشغول آماده‌سازی مقدمات سال نو، خرید ملزومات، خانه تکانی و برخی‌ها هم بستن چمدان‌ برای سفرهای نوروزی بودند، سیل با آمدنش به مازندران، همه را غافلگیر کرد.

سیل اولین مهمان مازندرانی‌هایی بود که همواره به میزبانی شهره‌اند و این‌بار هم، سیل اول از همه، پا به خانه مازندرانی‌ها گذاشت و روی مردم را سفید کرد!

سیل آمد و همه زحمت‌ها را هدر داد و همه نقشه‌ها را بر آب کرد؛ از خانه و خرید و خانه تکانی گرفته تا سفره و سفر و مهمانی، همه چیز را در هم بافت.


سیل آمد و همه چیز را به هم به ریخت؛ از راه، برق، گاز، تلفن و آب گرفته تا باغ، کشت و کار...

سیل آمد و در حالی که خیلی‌ها، هنوز هفت سین‌شان کامل نشده بود، هم، سین هشتم نوروزشان شد و هم مهمان ناخوانده و نامیمون...

سیل آمد و همه دست از نوروز کشیدند؛ اما دست از هم نکشیدند، دست‌ها به هم گره خورد، دل‌ها به هم نزدیکتر و نوروز واقعا روزی نو از همدلی را در میان مازندرانی‌ها ارمغان آورد.

آری، سیل آمد و با خود هزار و یک مصیبت هم که آورده باشد، اما خالی از لطف نبود؛ با خود موجی از همدلی، نیکی و مهربانی آورد، با خود صمیمیتی آورد که دیگر داشت قصه می‌شد و قدیمی‌ترها هر وقت از آن صمیمیت‌ها و یکدلی‌های دوره خودشان می‌گفتند، پشتش یک یادش به خیر هم می‌گفتند اما حالا نه تنها ما بلکه تمام کشور از خاطره این روزهای دیار سبزمان، به خیر یاد می‌کنند...


یاد می‌کنند از سفره‌‌ نوروز 98 که این‌بار نه در کف اتاق‌های خانه‌های ما بلکه در روی پشت بام دل هر مازندرانی پهن بود و همه سقف شدند برای دیگری، دست شدند برای دستگیری، قلب شدند برای تپیدن و یک‌صدا شدند برای همیاری...

آری سیل آمد اما همه چیز اینقدرها هم بد نبود که می‌گویند، تمام رودخانه‌ها و سدهایمان که از خشکسالی، نیمه جان شده بودند، جان دوباره گرفتند، دیگر دلهره و نگرانی در دل کشاورز و باغدار شهرم نیست، امسال خوشه‌های برنج پربارتر و درختان باغات سربه‌زیرتر خواهند بود، چاه‌ها زنده شدند و بماند که نوروز امسال با باران بهاری‌، جنگل‌های ما را از آتش‌سوزی‌های چندین و چند هکتاری در این ایام از سال نجات داد...


آری، لیوان سیل، نیمه خالی اما پُری هم داشت؛ هر چند آب نیمه پر لیوان، گل‌آلود بود، اما برکت داشت؛ برکتی که باید این‌بار نه تنها در مزارع و دشت‌ها، نه تنها در سفره مردم بلکه باید در دل و دست مردم، هم دید؛ کافی است سری به مناطق سیل زده بزنید، موجی از مهربانی و همیاری به بلندای سخاوت و مردانگی مردمان دیارم شما را در آغوش خواهد گرفت که شما را فرسخ‌ها از خیال‌تان دور خواهد کرد، شما را به قصه‌ها خواهد برد، به یک شهر خیالی با مردمانی یکدل و صمیمی که قلبشان برای هم می‌تپد...

آری امروز همه مازندران از مسئول و مردم گرفته تا پیر و جوان، پای کار آمدند تا آبادانی را به مناطق سیل زده برگردانند، آری، شمایی که در مناطق سیل زده ساری، نکا، جویبار، سیمرغ و سوادکوه زندگی می‌کنی، تنها نیستی، همه ما تا "ی" آخر آبادانی کنارتان هستیم...

آری، امروز ما دیگر غرب و شرق نمی‌شناسیم، تعلق به یک خطه نداریم، بلکه یک مازندرانی‌ایم و برای آبادانی‌به میدان آمده‌ایم...

گزارش از مجتبی قربانی

انتهای پیام/
ارسال نظر
نام شما
آدرس ايميل شما

ایران مفتخر است به این معصومه بهشتی
شنبه ۱۶ آذر ۱۳۹۸ - ۱۶:۱۴
حمله به افکار و اراده ها؛ نسل چهارم جنگ‌ها!
مقصر بیکاری کیست، دولت یا شخص بیکار؟
سه شنبه ۱۲ آذر ۱۳۹۸ - ۱۰:۰۶
آرزوی فرد در حال مرگ
سه شنبه ۱۲ آذر ۱۳۹۸ - ۰۹:۵۸