تاریخ انتشارجمعه ۱۹ ارديبهشت ۱۳۹۹ - ۲۳:۳۸
کد مطلب : ۴۲۲۰۴۷
امام حسن مجتبی(ع) در مصائب و مشکلات بسیار حلیم و بردبار بود و در تمام تصمیم‌گیری‌ها حسن عاقبت مسلمانان را در نظر می‌گرفت. او نیز مانند پدر بزرگوار و برادر عزیزش در زمان حمایت از دین مبین و احقاق حقانیتش مورد بی مهری مردان زمان خود قرار گرفت.
۰
plusresetminus
امام حسن مجتبی(ع)، ناشناخته‌ای میان محبان
به گزارش بلاغ، در نیمه ماه رمضان و با کامل شدن قرص ماه، مولودی پا به عرصه وجود نهاد که در نسب از  شریف‌ترین انسان‌ها بود. او حسن بن علی(ع) فرزند فاطمه(س) و علی(ع) است. نام شریف او در تورات شبیر و در لغت عربی حسن است. کنیه ایشان ابومحمد و به القابی چون سید،‌ سبط،‌ امین، حجت ،‌ بر،‌ نقی،‌ زکی،‌ مجتبی و زاهد معروف است.
 
سبک زندگی حسنی
از آنجا که سبک زندگی ائمه اطهار علیهم‌السلام  منحصر به زمان و مکان نیست، و آنان  در زمان حیات الگوی ممتاز برای شیعان و حتی پیروان سایر ادیان بودند،  اکنون هم به عنوان الگویی برتر و جاودانه با تاریخ زندگی و سیره رفتاری و علمی این بزرگواران، می‌توان راه نجات و رستگاری در دنیا و آخرت را پیمود. از این رو توجه به سبک زندگی این بزرگان، کوتاه راهی برای رسیدن به سبک زندگی اسلامی است.
بالاخص امام حسن(ع)، که در آغوش پیامبر و در خانه وحی بزرگ شد. پیامبر در مورد ایشان به مسلمانان فرمود: "این کودک،‌ریحانه من است و همانا این پسر من، ‌سید و بزرگوار است. امید می رود که حق تعالی به برکت او اصلاح کند بین دو گروه از مسلمانان را" .
 
1-عبادت و زهد
در زمینه عبادت و زهد امام حسن(ع) روایات زیادی وجود دارد، من جمله اینکه شهرآشوب از حضرت صادق علیه‌السلام روایت کرده است که جناب امام حسن علیه‌السلام 25 مرتبه پیاده به حج رفت و دو مرتبه به روایتی سه مرتبه، مالش را با خدا قسمت کرد که نصف آن را خود برداشت و نصف دیگر را به فقرا داد.

شیخ صدوق از امام صادق علیه‌السلام روایت کرده که فرمود:« پدرم از پدر خود خبر داد که عبادت و زهد حضرت امام حسن(ع) در زمان خویش از همه مردمان بیشتر و افضل مردم بود و هرگاه سفر حج می‌کرد پیاده می‌رفت، و گاهی با پای برهنه راه می‌پیمود و هر گاه یاد مرگ و قبر، بعث، نشور و گذشتن بر صراط را می‌کرد می‌گریست! وقتی یاد می‌‌کرد عرض اعمال را بر حق تعالی، نعره می‌کشید و مدهوش می‌گشت و وقتی به نماز می‌ایستاد، بندهای بدنش می‌لرزید.

این رفتار برگرفته از شیوه تربیتی فاطمه(س) است آنجا که از امام حسن(ع) نقل شده است؛ «‏رَأَیْتُ أُمِّی فَاطِمَۀ قَامَتْ فِی مِحْرَابِهَا لَیْلَۀ جُمُعَتِهَا فَلَمْ تَزَلْ رَاکِعَۀ سَاجِدَۀ حَتَّى اتَّضَحَ عَمُودُ الصُّبْحِ وَ سَمِعْتُهَا تَدْعُو لِلْمُؤْمِنِینَ وَ الْمُؤْمِنَاتِ وَ تُسَمِّیهِمْ وَ تُکْثِرُ الدُّعَاءَ لَهُمْ وَ لَا تَدْعُو لِنَفْسِهَا بِشَیْ‏ءٍ فَقُلْتُ لَهَا یَا أُمَّاهْ لِمَ لَا تَدْعِینَ لِنَفْسِکِ کَمَا تَدْعِینَ لِغَیْرِکِ فَقَالَتْ یَا بُنَیَّ الْجَارَ ثُمَ‏ الدَّارَ»
شب‌هاى جمعه مادرم فاطمه (علیهاالسّلام) را مى‏دیدم که تا طلوع صبح، در محرابش، مشغول رکوع و سجود و عبادت پروردگار است و مى‏شنیدم که براى مؤمنین دعا مى‏کند و در دعایش نام آن‌ها را ذکر مى‏نماید، اما براى خود دعا نمى‏کند، به ایشان گفتم: مادرعزیزم،  چرا براى خودت دعا نمى‏کنى؟ حضرت زهرا(س) در جواب مى‏فرمود: پسرم، اوّل باید همسایه را دعا کرد و بعد خود را.
 
2-حلم و بخشش
مهربانی و مهرورزی، ایثار و گذشت، میهمان‌نوازی، بردباری و شکیبایی در برخوردها، بخشندگی و برآوردن نیازهای دیگران،  فروتنی، شجاعت را از ویژگی‌های اخلاقی امام حسن(ع) است. اَنس می‌گوید: روزی در محضر امام بودم که یکی از کنیزان ایشان با شاخه گلی در دست وارد شد و آن گل را به امام تقدیم کرد. حضرت گل را از او گرفت و با مهربانی به او فرمود: «برو، تو آزادی!». من که از این رفتار حضرت شگفت زده بودم، گفتم: "ای فرزند رسول‌خدا! این کنیز تنها یک شاخه گل به شما هدیه کرد. آن گاه شما او را آزاد می‌کنید؟!" امام در پاسخم فرمود: «خداوند بزرگ و مهربان به ما فرموده است هرکس به شما مهربانی کرد، دو برابر او را پاسخ گویید». (نساء/ 86) سپس فرمود: «پاداش در برابر مهربانی او نیز آزادی‌اش بود»
 
راویان در باب حلم ایشان روایت کرده‌اند: روزی یکی از غلامان ایشان خیانتی کرد که مستوجب عقوبت شد. حضرت اراده کرد او را تأدیب فرماید. غلام گفت:« والکاظمین الغیظ » حضرت فرمود :‌« خشم خود را فرو خوردم » غلام گفت:« والعافین عن‌الناس »‌ امام فرمود:« تو را عفو کردم و از تقصیر تو در گذشتم» گفت:‌« والله یحب المحسنین »،امام فرمود:« تو را آزاد کردم و از برای تو مقرر کردم ،‌دو برابر آنچه را که به تو عطا می کردم.»
 
 3-تلفیق سیره علوی و نبوی
امام حسن مجتبی(ع) به عنوان فرزند ارشد خانواده علی بن ابی‌طالب علیه‌السلام و نوه ارجمند رسول اکرم(ص) درس آموخته سبک زندگی "فاطمی"، "علوی" و "نبوی" بودند و به طور مستقیم در سایه سار وجود مبارک این بزرگواران تربیت شده بودند. از این منظر، امام مجتبی(ع) نزد مردم جایگاهی بالا داشت، محمد بن اسحاق در کتابش آورده است:‌«‌ گاهی بساطی برای آن جناب بر در خانه می‌گسترانیدند. آن حضرت از خانه بیرون می‌شد و بر روی آن می‌نشست. پس هر کس که از آن جا عبور می‌کرد به جهت جلالت آن حضرت می‌ایستاد و عبور نمی‌کرد تا آنکه راه کوچه از رفت و آمد مسدود و منقطع می‌شد.
 
4-علم امام
امام مجتبی(ع) در مصائب و مشکلات بسیار حلیم و بردبار بود و در تمام تصمیم‌گیری‌ها حسن عاقبت مسلمانان را در نظر می‌گرفت. او نیز مانند پدر بزرگوار و  برادر عزیزش در زمان حمایت از دین مبین و احقاق حقانیتش مورد بی مهری مردان زمان خود قرار گرفت.

درباب علم ایشان روایات بسیار است .مرحوم قطب‌الدّین رواندى در کتاب خرایج خود آورده است:روزى یک نفر از بلاد روم خدمت امام علىّ(ع) وارد شد و چند سؤالی که معاویه از جواب آن عاجر شده بود نزد ایشان آورد .

علىّ علیه‌السلام فرمود: آنچه مى‌خواهى از این دو فرزندم سؤال کن که جواب کافى دریافت خواهى داشت .آن شخص گفت: از حسن مجتبى علیه‌السلام سؤ ال مى‌کنم.چون آن شخص رومى نزد امام حسن مجتبى(ع)آمد، پیش از آن که سخنى مطرح شود، حضرت به او فرمود: آمده‌اى تا سؤال کنى :فاصله بین حقّ و باطل چیست؟و بین زمین و آسمان چه مقدار فاصله است ؟ و بین مشرق تا مغرب چه مقدار مسافت است ؟ و قوس و قزح چیست ؟و خنثى به چه کسى گفته می‌شود؟ و آن ده چیزى که یکى از دیگرى محکم تر و سخت تر مى باشند کدامند؟مرد رومى با حالت تعجّب گفت : بلى ، سؤ ال‌هاى ‌من همین ها مى‌باشد.امام حسن (ع) فرمود: بین حقّ و باطل چهار انگشت فاصله است، آنچه با چشم خود دیدى حقّ و آنچه شنیدى باطل است. فاصله بین زمین و آسمان به اندازه دعاى مظلوم علیه ظالم است و نیز تا جائى که چشم ببیند. همچنین فاصله بین مشرق تا مغرب به مقدار سرعت گردش و حرکت خورشید در یک روز خواهد بود ...و به ترتیب یکایک سوالات را جواب دادند تا اینکه فرمودند: و امّا جواب آن ده چیز به این شرح است- :خداوند متعال سنگ را آفرید و به دنبالش آهن را به وجود آورد که همانا آهن سنگ را قطعه قطعه مى‌کند. سپس آتش را آفرید که آهن را گداخته و آب مى‌نماید. سخت‌تر از آتش آب است که آتش را خاموش مى‌کند.از آب شدیدتر، ابر مى باشد که آن را حمل  مى کندو از آن شدیدتر ملک الموت - عزرائیل - است که جان همه چیز را مى‌گیرد؛ و مى‌میراند.از آن مهمّتر خود مرگ است که جان عزرائیل را نیز مى‌رباید. از مرگ محکم‌تر و نیرومندتر، مشیّت و اراده الهى است که مرگ را برطرف مى‌نماید - و در روز واپسین ، مردگان را زنده مى‌گرداند– این روایت نشان از علم غیب داشتن ائمه ما احاطه ایشان بر تمام علوم بود که برماست همانطور که ائمه هدی درزمان حیات خود منشأ فضل و دانش بودند ما مسلمانان نیز کاشف بسیاری ازعلوم و پیش قراولان علم و ادب باشیم که این میراث گران بهایی از تاریخ مسلمانان بخصوص شیعیان است .
و السلام
 
 
ارسال نظر
نام شما
آدرس ايميل شما